مثنوی شناسی: شرح مثنوی دکتر سید سلمان صفوی

از جهت فلسفی آزادی، فصل تمایز انسان از حیوان است. از جهت متافیریکی بدون قائل شدن آزادی برای انسان، ثواب و عقاب معنا نمی­یابد. از جهت فلسفه سیاسی آزادی فصل تمایز نظام­های استبدادی با نظام­های مردم سالاری و دموکراتیک است. در پرتو آزادی جامعه بشری، امکان بروز خلاقیت و تکامل فراهم می­شود و از طریق نظارت همگانی، اشکالات به تدریج برطرف می­شود، اما در جوامع بسته تعداد محدودی می­خواهند برای همه مغزها برنامه ریزی کنند. این تعداد محدود حتی اگر نیت خیر داشته باشند، عقل سلیم و تجربه تاریخ بشری می­گوید عقل جمعی کارآمدی بیشتری دارد. آزادی شرط لازم ترقی، رشد و تکامل است و استبداد، سد دین­داری و بهروزی بشر است. قرائت استبدادی از اندیشه، دین و فلسفه برخلاف طبعیت و فطرت خدایی انسان و ناموس طبیعت، تاریخ و اراده الهی است. خدا انسان را آزاد آفرید وَ انسان و جامعه از طریق آزادی به خدا و سعادت می­رسند. البته نیروهای ضد آزادی محکوم به شکست اند، زیرا خلاف اراده خدا و قوانین الهی حرکت می­کنند. چنانچه کلیسا نتوانست با سوزاندن و کشتن امثال گالیله، یان هوس (1369 - 1415 م.) مصلح دینی و
از جهت فلسفی آزادی، فصل تمایز انسان از حیوان است. از جهت متافیریکی بدون قائل شدن آزادی برای انسان، ثواب و عقاب معنا نمی­یابد. از جهت فلسفه سیاسی آزادی فصل تمایز نظام­های استبدادی با نظام­های مردم سالاری و دموکراتیک است. در پرتو آزادی جامعه بشری، امکان بروز خلاقیت و تکامل فراهم می­شود و از طریق نظارت همگانی، اشکالات به تدریج برطرف می­شود، اما در جوامع بسته تعداد محدودی می­خواهند برای همه مغزها برنامه ریزی کنند. این تعداد محدود حتی اگر نیت خیر داشته باشند، عقل سلیم و تجربه تاریخ بشری می­گوید عقل جمعی کارآمدی بیشتری دارد. آزادی شرط لازم ترقی، رشد و تکامل است و استبداد، سد دین­داری و بهروزی بشر است. قرائت استبدادی از اندیشه، دین و فلسفه برخلاف طبعیت و فطرت خدایی انسان و ناموس طبیعت، تاریخ و اراده الهی است. خدا انسان را آزاد آفرید وَ انسان و جامعه از طریق آزادی به خدا و سعادت می­رسند. البته نیروهای ضد آزادی محکوم به شکست اند، زیرا خلاف اراده خدا و قوانین الهی حرکت می­کنند. چنانچه کلیسا نتوانست با سوزاندن و کشتن امثال گالیله، یان هوس (1369 - 1415 م.) مصلح دینی و "جوردانو برونو" فیلسوف ایتالیایی در دادگاه تفتیش عقاید (1600 م.)، سد راه پیشرفت علم و اندیشه شود. در آغاز تاریخ فلسفه، فیلسوفان آینده را متوقف بر فلسفه می­دانستند، اما امروز فیلسوفانی که مابعدالطبیعه را در اگزیستانسالیسم منحل می­کنند، آینده را تاریک وغیرقابل پیش بینی می­دانند. بیان علت این وضع: در اندیشه شبه فلسفی معاصر غرب، افرادی با مبانی مختلف فكری از قبیل فردریش نیچه، سورن کی­يركگارد تا گابريل مارسل، كارل ياسپرس، مارتين هايدگر، ژان پل سارتر، سیمون دوبووآر، موریس مرلو پونتی و آلبر کامو  به صِرف برخی تشابهات ظاهری اگزيستانسياليست ناميده شده­اند كه تلقی نادرستی از آنهاست. برای سخن گفتن از چنين طيف وسيعی از اگزيستانسياليسـم فلسفی باید آنها را به مشرب­های مختلف اگزيستانسياليسم ارجاع دهیم که یک طیف آن اگزيستانسياليسم الهی کی­یرکگارد است و طیف مقابل، اگزيستانسياليسم بی­خدای سارتر قرار دارد. #سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #فلسفه_به_زبان_ساده #فلسفه_به_زبان_ادمیزاد #تفکر#آینده#فلسفه #drsalmansafavi #dr_g_safavi #dr_salman_safavi
امام رضا(ع)پس از امام جعفرصادق(ع)موفق شدند دیالوگ فرهنگي بین مذاهب اسلامي و ادیان مختلف را به نیكي پیش ببرند و از فضاي سیاسي حكومت كمال بهره رابردند؛تا حكمت و عقلانیت اندیشه ناب تشیع علوي را در سیاق و بافت تعاملات فرهنگي بروز
دهند.مناظره‌هاي امام رضا(ع)ازشاهكارهاي؛تكثرفرهنگي وتعامل سازنده علمي بین اندیشمندان است.در فضاي دیالوگ و تضارب 
افكار؛نور خیره كننده اندیشه الهي اهلبیت(علیهم السلام)آشكار ميشود وگرنـه در فضاي بسته فرهنگي مونولوگ یك سویه، تفارق حق 
از باطل به غایت مشكل مي‌شود. از سوي دیگر امام رضا(ع)جریان معنویت گراي نابي را سامان‌دهي كردندكه بعداً در ادبیات عرفاني ایران و خراسان بروز نمود و نقش مهمي در ساختارادبیات و فرهنگ ایران ایفا كرد.امام(ع) در بعد سیاسي نشان دادند كه مشاركت در قدرت تنها باید در جهت اصلاح امور باشد و هدف یك مسلمان نباید قدرت في نفسه باشد، زیرا قدرت و حكومت؛هدف نیست 
بلکه ابزار خدمت به حق و خلق است. اگر بهره‌برداري از قدرت سیاسي براي اصلاح امور ممکن باشد؛مشاركت در آن مفید است و 
گرنـه حكومت و قدرتي كه موفق به خدمت در راستایاهداف دین و ساختن زندگي مردم نباشد؛مشروعیت دیني ندارد وامري كاملاً
دنیایي است كه تفاوتي با حكومتهاي غیردیني ندارد. امام رضا(ع)پس از امیرالمؤمنین علی(ع)بار دیگرارزشها و ضابطه‌هاي فلسفه 
سیاسي حكومت اسلامي حقه را احیا كردند.
شیخ صفی الدین اردبیلی که از أوالد حضرت حمزه بن موسی کاظم برادر امام رضا(ع) است بعدا طریقت صفویه را در ایران تاسیس 
کرد که منجر به استقلال ایران و تثبیت تشیع در ایران شد.
#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #امام_رضا #تعامل#دیالکتیک 
#drsalmansafavi #dr_salman_safavi #dr_g_safavi #emamreza
امام رضا(ع)پس از امام جعفرصادق(ع)موفق شدند دیالوگ فرهنگي بین مذاهب اسلامي و ادیان مختلف را به نیكي پیش ببرند و از فضاي سیاسي حكومت كمال بهره رابردند؛تا حكمت و عقلانیت اندیشه ناب تشیع علوي را در سیاق و بافت تعاملات فرهنگي بروز دهند.مناظره‌هاي امام رضا(ع)ازشاهكارهاي؛تكثرفرهنگي وتعامل سازنده علمي بین اندیشمندان است.در فضاي دیالوگ و تضارب افكار؛نور خیره كننده اندیشه الهي اهلبیت(علیهم السلام)آشكار ميشود وگرنـه در فضاي بسته فرهنگي مونولوگ یك سویه، تفارق حق از باطل به غایت مشكل مي‌شود. از سوي دیگر امام رضا(ع)جریان معنویت گراي نابي را سامان‌دهي كردندكه بعداً در ادبیات عرفاني ایران و خراسان بروز نمود و نقش مهمي در ساختارادبیات و فرهنگ ایران ایفا كرد.امام(ع) در بعد سیاسي نشان دادند كه مشاركت در قدرت تنها باید در جهت اصلاح امور باشد و هدف یك مسلمان نباید قدرت في نفسه باشد، زیرا قدرت و حكومت؛هدف نیست بلکه ابزار خدمت به حق و خلق است. اگر بهره‌برداري از قدرت سیاسي براي اصلاح امور ممکن باشد؛مشاركت در آن مفید است و گرنـه حكومت و قدرتي كه موفق به خدمت در راستایاهداف دین و ساختن زندگي مردم نباشد؛مشروعیت دیني ندارد وامري كاملاً دنیایي است كه تفاوتي با حكومتهاي غیردیني ندارد. امام رضا(ع)پس از امیرالمؤمنین علی(ع)بار دیگرارزشها و ضابطه‌هاي فلسفه سیاسي حكومت اسلامي حقه را احیا كردند. شیخ صفی الدین اردبیلی که از أوالد حضرت حمزه بن موسی کاظم برادر امام رضا(ع) است بعدا طریقت صفویه را در ایران تاسیس کرد که منجر به استقلال ایران و تثبیت تشیع در ایران شد. #سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #امام_رضا #تعامل#دیالکتیک #drsalmansafavi #dr_salman_safavi #dr_g_safavi #emamreza
«با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.»یکی از احادث طلایی امام حسن این کلام حکمی است.
نام امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) را پیامبر(ص) برای او برگزید. برای ایشان القابی همچون مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند. القابی نیز مشترک میان حسنین است از جمله «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة نبیّ الله» در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «حسن یکی از اسباط است». واژه سبط را به معنای امام و نَقیبی دانسته‌اند که از طرف خداوند برگزیده شده و از نسل پیامبران است.احادیث امام حسن: مجموع روایات نقل شده از او در زمینه‌های گوناگون را نزدیک به ۲۵۰ حدیث برشمرده‌اند.بخشی از این روایات، مربوط به خود امام حسن(ع) است و بخشی را وی از رسول خدا(ص) و امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) روایت کرده است.مجموع سخنان و مکتوبات امام مجتبی(ع) در کتاب مسند الامام المجتبی(ع) گردآوری شده است.  امام حسن به بخشندگی در راه خدا و کمک به مردم شهرت داشت.منابع اسلامی، امام حسن را فردی بخشنده و گشاده دست معرفی کرده و او را «کریم» و «سخیّ» و «جواد» خوانده‌اند. نقل شده است که او، دو بار کل دارایی‌اش را در راه خدا بخشید و سه بار نیز اموالش را دو قسمت کرد: نیمی برای خود و نیمی برای نیازمندان. نیز گفته‌اند روزی امام حسن(ع) شنید مردی دعا می‌کند که خدا به او ده هزار درهم بدهد. پس به خانه رفت و آن مبلغ را برای او فرستاد.امام حسن اعتکاف و طواف را نیمه کاره رها می‌کرد تا نیاز دیگران را برآورده کند و دلیل این کار را حدیثی از پیامبر(ص) برمی‌شمرد که هر کس حاجتی از برادر مؤمنش برآورده کند، مانند کسی است که سالیان دراز به عبادت مشغول بوده است.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #امام_حسن #عقل#حکمت_متعالی 
#drsalmansafavi #dr_g_safavi #dr_salman_safavi#emamhasan #emam_hasan
«با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.»یکی از احادث طلایی امام حسن این کلام حکمی است. نام امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) را پیامبر(ص) برای او برگزید. برای ایشان القابی همچون مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند. القابی نیز مشترک میان حسنین است از جمله «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة نبیّ الله» در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «حسن یکی از اسباط است». واژه سبط را به معنای امام و نَقیبی دانسته‌اند که از طرف خداوند برگزیده شده و از نسل پیامبران است.احادیث امام حسن: مجموع روایات نقل شده از او در زمینه‌های گوناگون را نزدیک به ۲۵۰ حدیث برشمرده‌اند.بخشی از این روایات، مربوط به خود امام حسن(ع) است و بخشی را وی از رسول خدا(ص) و امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) روایت کرده است.مجموع سخنان و مکتوبات امام مجتبی(ع) در کتاب مسند الامام المجتبی(ع) گردآوری شده است. امام حسن به بخشندگی در راه خدا و کمک به مردم شهرت داشت.منابع اسلامی، امام حسن را فردی بخشنده و گشاده دست معرفی کرده و او را «کریم» و «سخیّ» و «جواد» خوانده‌اند. نقل شده است که او، دو بار کل دارایی‌اش را در راه خدا بخشید و سه بار نیز اموالش را دو قسمت کرد: نیمی برای خود و نیمی برای نیازمندان. نیز گفته‌اند روزی امام حسن(ع) شنید مردی دعا می‌کند که خدا به او ده هزار درهم بدهد. پس به خانه رفت و آن مبلغ را برای او فرستاد.امام حسن اعتکاف و طواف را نیمه کاره رها می‌کرد تا نیاز دیگران را برآورده کند و دلیل این کار را حدیثی از پیامبر(ص) برمی‌شمرد که هر کس حاجتی از برادر مؤمنش برآورده کند، مانند کسی است که سالیان دراز به عبادت مشغول بوده است.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #امام_حسن #عقل#حکمت_متعالی #drsalmansafavi #dr_g_safavi #dr_salman_safavi#emamhasan #emam_hasan
کلام الله مجید و اهل بیت (ع)، میراث معنوی آخرین رسول پروردگار عالمیان اند. این دو گوهر متعالی و یگانه، قدر مشترک مسلمانان جهان و محور وحدت آنان به شمار می روند.
هدف اجتماعی قرآن کریم و انبیاء الهی، برقراری قسط و عدالت اجتماعی (سوره حدید آیه 25) و هدف معنوی آنان معرفت و محبت به خدای یگانه بوده است. (سوره حمد) طبق اجماع مسلمانان اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) جانشینان معنوی آخرین رسول الهی (ص) هستند. مولی الموحدین امام علی (ع) خون مقدس خویش را در راه مبارزه با قاسطین، مارقین و ناکثین به درگاه جان آفرین تقدیم نمود و سیدالشهداء امام حسین (ع) نیز با قیام خویش جهت اصلاح مسیر حکومتی که کاملا از ارزش های قرآنی و مصطفوی به دور افتاده بود، شهید جاوید گردید.
 امروز ما از مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین حجت الهی غایب هستیم. چرا در حالی که قرآن کریم و اهل بیت ما را به سعادت دنیوی و اخروی و سَروَری جهان بشارت داده اند و خود نیز اسوۀ حسنه هستند، ما در چنین وضعیت برزخی به سر می بریم؟ رسول خدا (ص) پیشاپیش به این سؤال پاسخ داده اند؛ بدین سبب که قرآن کریم نزد ما مسلمانان مهجور است. (فرقان، آیه 30) قرآن کریم حجت الهی برای عموم مردم و راهنما و پندی برای متقیان است. (آل عمران، آیه 138) بدین ترتیب مشخص می شود که یقینا ما اهل تقوی نبوده ایم که از نعمت جامعه قرآنی محروم مانده ایم. 
حضرت حق می فرماید: ما قرآن را برای وعظ و اندرز و راه یابی و حق جویی بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟ (قمر، آیه 17) به یقین اهل ذکر نبوده ایم که از کلام خدا پند و راه را فرانگرفته ایم. در حالی که قرآن روشنگر همه امور است (نحل، آیه 89)؛ به یقین به نام دین با تنگ نظری از روشنایی قرآن به دور افتاده ایم. قرآن ما را به تعقل در راه و روش و ارزش های الهی دعوت کرده است (انبیاء، آیه 10)؛ پس به یقین بابِ خِرَد گرایی در فهم وَ عمل به دین را تعطیل کرده ایم که آمریکا و اسرائیل سَروَر دنیا شده اند و تعالیم آنها در مدارس و منازل ما سیطره یافته است. خداوند می فرماید: پاسخ همه امور مرتبط با بهروزیِ دنیا و آخرت را در این کتاب مقدس الهی روشن کرده ایم (انعام، آیه 59)؛ لذا به یقین فهم و قرائت ما از قرآن کریم اشکال داشته است که نتوانسته ایم جامعه قرآنی بسازیم. در حالی که قرآن کتاب ذکر است (یس، آیه 69)؛ به یقین از ذاکرین نبوده ایم که روشنایی قرآن را جذب نکرده ایم و طبعا به دیگران نیز روشنایی نرسانده ایم.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #پیامبر_اکرم #پیامبررحمت #قرآن #اهل_بیت 
#drsalmansafavi#dr_g_safavi
کلام الله مجید و اهل بیت (ع)، میراث معنوی آخرین رسول پروردگار عالمیان اند. این دو گوهر متعالی و یگانه، قدر مشترک مسلمانان جهان و محور وحدت آنان به شمار می روند. هدف اجتماعی قرآن کریم و انبیاء الهی، برقراری قسط و عدالت اجتماعی (سوره حدید آیه 25) و هدف معنوی آنان معرفت و محبت به خدای یگانه بوده است. (سوره حمد) طبق اجماع مسلمانان اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) جانشینان معنوی آخرین رسول الهی (ص) هستند. مولی الموحدین امام علی (ع) خون مقدس خویش را در راه مبارزه با قاسطین، مارقین و ناکثین به درگاه جان آفرین تقدیم نمود و سیدالشهداء امام حسین (ع) نیز با قیام خویش جهت اصلاح مسیر حکومتی که کاملا از ارزش های قرآنی و مصطفوی به دور افتاده بود، شهید جاوید گردید. امروز ما از مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین حجت الهی غایب هستیم. چرا در حالی که قرآن کریم و اهل بیت ما را به سعادت دنیوی و اخروی و سَروَری جهان بشارت داده اند و خود نیز اسوۀ حسنه هستند، ما در چنین وضعیت برزخی به سر می بریم؟ رسول خدا (ص) پیشاپیش به این سؤال پاسخ داده اند؛ بدین سبب که قرآن کریم نزد ما مسلمانان مهجور است. (فرقان، آیه 30) قرآن کریم حجت الهی برای عموم مردم و راهنما و پندی برای متقیان است. (آل عمران، آیه 138) بدین ترتیب مشخص می شود که یقینا ما اهل تقوی نبوده ایم که از نعمت جامعه قرآنی محروم مانده ایم. حضرت حق می فرماید: ما قرآن را برای وعظ و اندرز و راه یابی و حق جویی بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟ (قمر، آیه 17) به یقین اهل ذکر نبوده ایم که از کلام خدا پند و راه را فرانگرفته ایم. در حالی که قرآن روشنگر همه امور است (نحل، آیه 89)؛ به یقین به نام دین با تنگ نظری از روشنایی قرآن به دور افتاده ایم. قرآن ما را به تعقل در راه و روش و ارزش های الهی دعوت کرده است (انبیاء، آیه 10)؛ پس به یقین بابِ خِرَد گرایی در فهم وَ عمل به دین را تعطیل کرده ایم که آمریکا و اسرائیل سَروَر دنیا شده اند و تعالیم آنها در مدارس و منازل ما سیطره یافته است. خداوند می فرماید: پاسخ همه امور مرتبط با بهروزیِ دنیا و آخرت را در این کتاب مقدس الهی روشن کرده ایم (انعام، آیه 59)؛ لذا به یقین فهم و قرائت ما از قرآن کریم اشکال داشته است که نتوانسته ایم جامعه قرآنی بسازیم. در حالی که قرآن کتاب ذکر است (یس، آیه 69)؛ به یقین از ذاکرین نبوده ایم که روشنایی قرآن را جذب نکرده ایم و طبعا به دیگران نیز روشنایی نرسانده ایم.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #پیامبر_اکرم #پیامبررحمت #قرآن #اهل_بیت #drsalmansafavi#dr_g_safavi
ابن عربی در فتوحات می گوید: «سفر به معرفت رب باید به حکم شرع و ایمان باشد.»(ابن عربی، فتوحات، تحقیق: عثمان یحیی، تصدیر ابراهیم مدگور، دوره ۱۳ جلدی، ۱۹۸۵.  ج۱۱،باب ۷۲، صص۸۷-۹۱) در سفر الی الله انسان چند سیر و سفر داد. اول تخليه؛ به معناي پاکسازي نفس از مذمومات اخلاقي و خالي کردن وجود از رذائل نفساني و حُبِّ دنيا و شهوات است. پشيماني، ذکر، تهجد، اداي حق الناس، اداي فرايض، استقامت در توبه، سوز و گداز، غنيمت وقت، جبران گذشته و محاسبه اعمال نفس؛ اسباب تخليه نفس از زشتي‌هاست. دوم، تصفيه؛ اعراض دل است از هر آنچه انسان را از امور رباني و توجه به حضرت دوست و سير اليالله باز مي‌دارد. سوم، تجلیه، پس از آن دل مستعد دريافت حقايق شده؛ فضايل اخلاقي ملکه وجودش مي‌گردد. (عرفان ثقلین، سلمان صفوی، فصل۳)هر وقت صفتی از صفات بشری از انسان زایل شود صفتی از صفات الهیه مقام آن نشیند، و در این وقت سمع او و بصر او سمع و بصر حق شود، به او شنود و به او بیند؛ چنانچه حدیث قدسی به این ناطق است، و در این حال تصرف کند به هرچه خدا اراده فرماید. پس از تخلیه و تصفیه و تجلیه، سالک در مرتبه چهارم به بقای بالله واصل می شود.
تنبیه: نباید وهم برد که آن لقالله همان فنای علمی است و دانست حق است کمه هو حقه، که حاصل آید مر عالمانی را که از ارباب حال و شهود نباشند. تفاوت است بین آن که تصور محبت کند و بین آن که محبت حالت او باشد. تصور عسل، حلاوت عسل را به صورت عینی به کام نرساند، ادراک آتش جان را نسوزاند. یعنی نشناسد عشق را مگر کسی که آن را بچشد «ذوق این می‌نشناسی به خدا تا نچشی»، و نداند سوزش عاشقی را مگر کسی معاینه آن را دیده باشد. ابن عربی در فتوحات راجع به سلوک میکوید: هم‌نشینی با صالحان، دوری از اشرار، تفکر در تمام اعمال، خوراک حلال، احتراز از هر آنچه موجب تحریک قوای غضبیه و شهویه می‌شود و حتی پرهیز از مباحات تا نفس به محرمات طمع نکند، دقت نظر در حرکات و سکنات و اقوال و افعال، خلوت، عبادت مدام، دوام ذکر و مناجات، شناختن عیوب خود از طریق شنیدن آن از دشمنان و دوستان.( ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۱، ص۳۲۶، چاپ عثمان یحیی، قاهره، سفر ۷، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱، سفر ۱۳، ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰.)
 راجع به فنا محی الدین نظر خاصی دارد که بطور صریح در رساله وجودیه گفته است:«بسیاری از عارفین معرفت الهی را به فنای وجود اضافه کردند و فنای فناء. این غلطی محض و سهوی واضح است. چون که معرفت الهی محتاج به فنا در وجود نیست و نه فنا در فنای او #سیدسلمان_صفوی#سید_سلمان_صفوی#ابن_عربی#فصوص_الحکم#فنا
#drsalmansafavi#ibnarabî
ابن عربی در فتوحات می گوید: «سفر به معرفت رب باید به حکم شرع و ایمان باشد.»(ابن عربی، فتوحات، تحقیق: عثمان یحیی، تصدیر ابراهیم مدگور، دوره ۱۳ جلدی، ۱۹۸۵. ج۱۱،باب ۷۲، صص۸۷-۹۱) در سفر الی الله انسان چند سیر و سفر داد. اول تخليه؛ به معناي پاکسازي نفس از مذمومات اخلاقي و خالي کردن وجود از رذائل نفساني و حُبِّ دنيا و شهوات است. پشيماني، ذکر، تهجد، اداي حق الناس، اداي فرايض، استقامت در توبه، سوز و گداز، غنيمت وقت، جبران گذشته و محاسبه اعمال نفس؛ اسباب تخليه نفس از زشتي‌هاست. دوم، تصفيه؛ اعراض دل است از هر آنچه انسان را از امور رباني و توجه به حضرت دوست و سير اليالله باز مي‌دارد. سوم، تجلیه، پس از آن دل مستعد دريافت حقايق شده؛ فضايل اخلاقي ملکه وجودش مي‌گردد. (عرفان ثقلین، سلمان صفوی، فصل۳)هر وقت صفتی از صفات بشری از انسان زایل شود صفتی از صفات الهیه مقام آن نشیند، و در این وقت سمع او و بصر او سمع و بصر حق شود، به او شنود و به او بیند؛ چنانچه حدیث قدسی به این ناطق است، و در این حال تصرف کند به هرچه خدا اراده فرماید. پس از تخلیه و تصفیه و تجلیه، سالک در مرتبه چهارم به بقای بالله واصل می شود. تنبیه: نباید وهم برد که آن لقالله همان فنای علمی است و دانست حق است کمه هو حقه، که حاصل آید مر عالمانی را که از ارباب حال و شهود نباشند. تفاوت است بین آن که تصور محبت کند و بین آن که محبت حالت او باشد. تصور عسل، حلاوت عسل را به صورت عینی به کام نرساند، ادراک آتش جان را نسوزاند. یعنی نشناسد عشق را مگر کسی که آن را بچشد «ذوق این می‌نشناسی به خدا تا نچشی»، و نداند سوزش عاشقی را مگر کسی معاینه آن را دیده باشد. ابن عربی در فتوحات راجع به سلوک میکوید: هم‌نشینی با صالحان، دوری از اشرار، تفکر در تمام اعمال، خوراک حلال، احتراز از هر آنچه موجب تحریک قوای غضبیه و شهویه می‌شود و حتی پرهیز از مباحات تا نفس به محرمات طمع نکند، دقت نظر در حرکات و سکنات و اقوال و افعال، خلوت، عبادت مدام، دوام ذکر و مناجات، شناختن عیوب خود از طریق شنیدن آن از دشمنان و دوستان.( ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج۱، ص۳۲۶، چاپ عثمان یحیی، قاهره، سفر ۷، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱، سفر ۱۳، ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰.) راجع به فنا محی الدین نظر خاصی دارد که بطور صریح در رساله وجودیه گفته است:«بسیاری از عارفین معرفت الهی را به فنای وجود اضافه کردند و فنای فناء. این غلطی محض و سهوی واضح است. چون که معرفت الهی محتاج به فنا در وجود نیست و نه فنا در فنای او #سیدسلمان_صفوی#سید_سلمان_صفوی#ابن_عربی#فصوص_الحکم#فنا #drsalmansafavi#ibnarabî
جایگاه واژه رمزی «هُو» در قرآن و میراث عرفانی ما بینظیر است. «هُو» اشاره رمزی به ذات پنهان حضرت عشق است. او در مرتبه ذات از ما نهان است، اما با سفر عاشقانه؛ جنبه های بیکران جمالی و جلالی «هُو» برای مسافر سرگشته و شیفته «هُو» دلنوازی مینماید و دل عاشق آشکارا مشاهده میکند که «هُو» اول و آخر زندگی او و جهان است. هو در سید آیات قران، «آیت الکرسی» حاوی معنای اصلی آیه و توحید الهی است.
در بدایت سفر عشق؛ برخی از جهات و مراتب نازله «هُو» در همه چیز برای مسافر عشق ظهور مییابد؛ در نمنم باران، نسیم صبحگاهی، موج دریا، نگاه عاشق و معشوق، رنگهای ارغوانی پاییزی، سپیدی برف زمستانی، نغمه کوکوی پرندگان و چهچه بلبلان، اما در نهایت سلوک؛ «هُو» جنبه هایی از «باطن» اسماء نیکوی خود را بر مسافر سپهر عشق عیان میسازد. سالکِ سپهر عشق در این مقام؛ «هُو» را یکجا تجربه وجودی مینماید. «هُو الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ البَاطِنُ»(حدید، آیه۳)
ذکر مذکور حاوی دکترین وحدت وجود شخصی توحید الهی است. استمرار تلاوت این ذکر اسبات تقویت توحید در قلب، و تنویر قلب، تقویت توکل و بی نیازی از خلق می شود.
#سیدسلمان_صفوی #سید_سلمان_صفوی #ذکر#ذکرهو #عرفان #عرفان_نظری #عرفان_عملی 
#drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi #dhikr 
#spirituality #spiritualmeditation
@seyed_hasan4225 
@amirrajabi_ir 
@hoze.honari.ardabil 
@hoze_honari_ardabil
جایگاه واژه رمزی «هُو» در قرآن و میراث عرفانی ما بینظیر است. «هُو» اشاره رمزی به ذات پنهان حضرت عشق است. او در مرتبه ذات از ما نهان است، اما با سفر عاشقانه؛ جنبه های بیکران جمالی و جلالی «هُو» برای مسافر سرگشته و شیفته «هُو» دلنوازی مینماید و دل عاشق آشکارا مشاهده میکند که «هُو» اول و آخر زندگی او و جهان است. هو در سید آیات قران، «آیت الکرسی» حاوی معنای اصلی آیه و توحید الهی است. در بدایت سفر عشق؛ برخی از جهات و مراتب نازله «هُو» در همه چیز برای مسافر عشق ظهور مییابد؛ در نمنم باران، نسیم صبحگاهی، موج دریا، نگاه عاشق و معشوق، رنگهای ارغوانی پاییزی، سپیدی برف زمستانی، نغمه کوکوی پرندگان و چهچه بلبلان، اما در نهایت سلوک؛ «هُو» جنبه هایی از «باطن» اسماء نیکوی خود را بر مسافر سپهر عشق عیان میسازد. سالکِ سپهر عشق در این مقام؛ «هُو» را یکجا تجربه وجودی مینماید. «هُو الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ البَاطِنُ»(حدید، آیه۳) ذکر مذکور حاوی دکترین وحدت وجود شخصی توحید الهی است. استمرار تلاوت این ذکر اسبات تقویت توحید در قلب، و تنویر قلب، تقویت توکل و بی نیازی از خلق می شود. #سیدسلمان_صفوی #سید_سلمان_صفوی #ذکر#ذکرهو #عرفان #عرفان_نظری #عرفان_عملی #drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi #dhikr #spirituality #spiritualmeditation @seyed_hasan4225 @amirrajabi_ir @hoze.honari.ardabil @hoze_honari_ardabil
کميت موضوعات فلسفه اسلامي بیش از سه برابر مطالبي است که از فلسفه يوناني به ارث رسيده، چنان‌که علامه طباطبايي مي‌فرمايند: «مسائل فلسفه يوناني هفتصد عنوان بوده، در حالي‌که فیلسوفان مسلمان بيش از دو هزار مسأله جدید طرح کردند.» برای مثال در «برهان امکان فقری» در حکمت صدرالمتألهین؛ موجودات امكاني نسبت به واجب‌الوجود عين فقر و ربط محض‌اند، لذا همه مخلوقات چيزي جز وجودات رابط نيستند و واجبالوجود تنها موجود مستقل و في‌نفسه است که همانا خدای یکتاست. چنین برهان عمیقی در فلسفه یونانی سابقه ندارد و از براهین قرآنی اخذ شده است.
این کمترین در کتابهای «مقایسه واجب الوجود از دیدگاه صدرالمتألهین و ارسطو»، «ادراک از دیدگاه صدرالمتالهین»، «علیت از دیدگاه صدرالمتالهین»، «نفس از دیدگاه صدرالمتالهین و دکارت»، و «فلسفه و زندگی صدرالمتالهین» (که به انگلیسی در لندن و پنسلوانیا منتشر شده ) به تفصیل اختلافات مبنایی در مسائل خداشناسی، ادراک، علیت و نفس در فلسفه اسلامی و یونانی را تییین کرده ام.
#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #فلسفه_به_زبان_ادمیزاد #فلسفه_به_زبان_ساده #فلسفه #دیالکتیک 
#drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi
کميت موضوعات فلسفه اسلامي بیش از سه برابر مطالبي است که از فلسفه يوناني به ارث رسيده، چنان‌که علامه طباطبايي مي‌فرمايند: «مسائل فلسفه يوناني هفتصد عنوان بوده، در حالي‌که فیلسوفان مسلمان بيش از دو هزار مسأله جدید طرح کردند.» برای مثال در «برهان امکان فقری» در حکمت صدرالمتألهین؛ موجودات امكاني نسبت به واجب‌الوجود عين فقر و ربط محض‌اند، لذا همه مخلوقات چيزي جز وجودات رابط نيستند و واجبالوجود تنها موجود مستقل و في‌نفسه است که همانا خدای یکتاست. چنین برهان عمیقی در فلسفه یونانی سابقه ندارد و از براهین قرآنی اخذ شده است. این کمترین در کتابهای «مقایسه واجب الوجود از دیدگاه صدرالمتألهین و ارسطو»، «ادراک از دیدگاه صدرالمتالهین»، «علیت از دیدگاه صدرالمتالهین»، «نفس از دیدگاه صدرالمتالهین و دکارت»، و «فلسفه و زندگی صدرالمتالهین» (که به انگلیسی در لندن و پنسلوانیا منتشر شده ) به تفصیل اختلافات مبنایی در مسائل خداشناسی، ادراک، علیت و نفس در فلسفه اسلامی و یونانی را تییین کرده ام. #سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #فلسفه_به_زبان_ادمیزاد #فلسفه_به_زبان_ساده #فلسفه #دیالکتیک #drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi
در این غزل، شهیدان و عاشقان مترادفند، شهیدان به مدد تجرد وجودی و معرفت که مقدمۀ عاشقی است و بالهای عاشقی، برتر و فراتر از مرغان هوایی در ساحت حضرت دوست پرواز می کنند که یحبهم و یحبونه(۵۴- سوره مائده). آنها شاهان عالم غیب اند که به یاری عشق، بابهای عوالم پنهان را گشوده اند و ازجمله رموز توفیق آنها در این پرواز عاشقانه، رهایی از انواع خود است. آنها با فنا و بقا در عقلِ عقل در ناکجا آبادند. از دیدگاه جلال الدین مولوی، شهیدان عاشق اند و امام حسین(ع) سید و سالار و شاه شهیدان است. شهیدان با پای نهادن بر نفس اماره، از خودخواهی و امیال دنیوی رهایی یافته، در حضرت حق فانی شده و به مقام بقا واصل گشته اند.
نفس اماره ما را به سکوت در مقابل بی عدالتی و تضییع حقوق مردم برای ماندن در شبکه قدرت می خواند اما حسینی های عاشق پیشه در منازعه هر روزه به قول مولوی عقل جزئی و عقل ربانی به ندای وجدان پاک خود(اهل صفا) جواب لبیک برای یاری دادن به راه و منش حسینی در عصر امروز می دهند. ندای هل من ناصر ینصرنی سیدالشهدا(علیه السلام) هنوز در کربلای زمین طنین انداز است! آیا کسی هست که به ندای حسین(ع) برای اصلاح وضع جامعه و امت اسلامی لبیک گوید و فارغ از محاسبات قدرت به یاری اصلاحات حسینی بی غل و غش و مخلصانه بپردازد؟ هر کس در خلوت خود به محاسبه بنشیند و ببیند در کدام جبهه ایستاده است.
به عقيده مولوی، قلب سلیم مانند حسین(ع) است که تسلیم مطلق حق است و دوری از حق و حقیقت مانند منش یزید است، گفت: شهادت حسين(ع) در ديدگاه اهل بینش معادلاتی ناحق نوعی اسارت است، اما در حقيقت آن بزرگ وار به زندگی ابدی واصل گشته است.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #کجایید_ای_شهیدان_خدایی #مولانا_جلال_الدين_الرومي #مولاناجلال_الدین_محمد_بلخی #امام_حسین #اربعین 
#drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi #emam_hossein #rumi #Rumi
در این غزل، شهیدان و عاشقان مترادفند، شهیدان به مدد تجرد وجودی و معرفت که مقدمۀ عاشقی است و بالهای عاشقی، برتر و فراتر از مرغان هوایی در ساحت حضرت دوست پرواز می کنند که یحبهم و یحبونه(۵۴- سوره مائده). آنها شاهان عالم غیب اند که به یاری عشق، بابهای عوالم پنهان را گشوده اند و ازجمله رموز توفیق آنها در این پرواز عاشقانه، رهایی از انواع خود است. آنها با فنا و بقا در عقلِ عقل در ناکجا آبادند. از دیدگاه جلال الدین مولوی، شهیدان عاشق اند و امام حسین(ع) سید و سالار و شاه شهیدان است. شهیدان با پای نهادن بر نفس اماره، از خودخواهی و امیال دنیوی رهایی یافته، در حضرت حق فانی شده و به مقام بقا واصل گشته اند. نفس اماره ما را به سکوت در مقابل بی عدالتی و تضییع حقوق مردم برای ماندن در شبکه قدرت می خواند اما حسینی های عاشق پیشه در منازعه هر روزه به قول مولوی عقل جزئی و عقل ربانی به ندای وجدان پاک خود(اهل صفا) جواب لبیک برای یاری دادن به راه و منش حسینی در عصر امروز می دهند. ندای هل من ناصر ینصرنی سیدالشهدا(علیه السلام) هنوز در کربلای زمین طنین انداز است! آیا کسی هست که به ندای حسین(ع) برای اصلاح وضع جامعه و امت اسلامی لبیک گوید و فارغ از محاسبات قدرت به یاری اصلاحات حسینی بی غل و غش و مخلصانه بپردازد؟ هر کس در خلوت خود به محاسبه بنشیند و ببیند در کدام جبهه ایستاده است. به عقيده مولوی، قلب سلیم مانند حسین(ع) است که تسلیم مطلق حق است و دوری از حق و حقیقت مانند منش یزید است، گفت: شهادت حسين(ع) در ديدگاه اهل بینش معادلاتی ناحق نوعی اسارت است، اما در حقيقت آن بزرگ وار به زندگی ابدی واصل گشته است.#سید_سلمان_صفوی #سیدسلمان_صفوی #کجایید_ای_شهیدان_خدایی #مولانا_جلال_الدين_الرومي #مولاناجلال_الدین_محمد_بلخی #امام_حسین #اربعین #drseyedsalmansafavi #Dr_G_Safavi #dr_seyed_salman_safavi #emam_hossein #rumi #Rumi