این مقاله به تبیین سنت تربیتی، مبانی، اصول و آداب متقابل رابطهٔ «سالک» (مرید) و «شیخ» (مرشد) در عرفان اسلامی و بهویژه طریقت صفویه میپردازد. نوشتار حاضر با رویکردی تحلیلی-انتقادی و تکیه بر متون کلاسیک عرفانی (مانند مرصادالعباد و مصباح الهدایة) و همچنین گزارشهای روایی و متنی صفوة الصفا (در احوال و اقوال شیخ صفیالدین اردبیلی و شیخ زاهد گیلانی)، ماهیت این پیوند معنوی را نه به عنوان قراردادی یکسویه برای سلب اختیار سالک، بلکه به مثابه یک نظام تربیتی دوطرفه متکی بر «حق ارادت» و «حق تربیت» تبیین میکند.

