تأثیر سنت‌های محرم بر هویت اجتماعي شيعيان هند

 

دکترمحمدعلی رباني[1]

رئیس مرکز مطالعات فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

چكيده

ماه محرم معنا و مفهوم خاصی در نزد شیعیان داشته و این ویژگی که وجه ممتاز و از شعائر آنان به شمار می‌آید در نزد برخی اقلیت‌های شیعه به‌ویژه شیعیان هند از قابلیت‌ها و کارکردهای متنوع و حیاتی برخوردار می‌باشد. پيوستگي تنگاتنگ بين هويت اجتماعی شیعیان شبه‌قاره با سنت‌ها و مراسم مذهبي محرم به‌گونه‌ای است كه آن را به پیش‌زمینه مطالعات شيعي در شبه‌قاره تبديل کرده، باید از مؤلفه‌های هویت‌ساز جامعه شیعی هند برشمرد. مطالعه‌ تاریخ اجتماعی شیعیان هند نیز حکایت از پیوستگی و ارتباط تنگاتنگ سنت‌های آیینی محرم در حیات سیاسی و مذهبی شیعه و همچنین مناسبات آنان با سایر گروه‌های قومی و مذهبی در این کشور دارد. پایبندی و اهتمام شیعیان بر مراسم عزاداری شهدای کربلا علاوه بر ماهیت مذهبی آن از ماهیتی اجتماعی نیز برخوردار بوده است و مجموعه‌ای از مشخصات و ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی را در بر دارد. این امر به نوبه خود باعث شکل‌گیری یا تأثیرگذاری این سنت مذهبی شیعی در ادبیات، هنر، روابط اجتماعی، تحولات سیاسی، و همچنین نوع برداشت و فهم شیعیان هند از دین و مذهب شده است. در این مقاله سعی شده است تا با تأکید بر دیدگاه خاورشناسان بخشی از تأثیر مراسم و سنت‌های عزاداری محرم بر هویت اجتماعی شیعه در هند مورد بررسی قرار گیرد.

واژگان كليدی: هند، شيعه، سنت‌های محرم، هویت اجتماعی.

پرسش اصلی

سنت‌های آیینی محرم چه تأثیری بر هویت دینی – اجتماعی و همچنین مناسبات اقلیت شیعه هند با سایر گروه‌های قومی و مذهبی هند داشته است؟

مقدمه

 علي‌رغم در اقليت بودن جمعيت مسلمانان در هند1؛ امروزه نيز این کشور يكي از قطب‌های جمعيتي و فرهنگي جهان اسلام بشمار آمده و شيعيان با قريب به بيست ميليون جمعيت و همچنین نقش و سهم تاريخي و سیاسی حائز اهميتي كه   در این کشور بر عهده داشتند همواره مورد توجه محققان و پژوهشگران مطالعات اسلامی در هند بوده‌اند. در این میان، عمده منابع و پژوهش‌های صورت گرفته درباره شيعه در هند که عمدتاً توسط خاورشناسان صورت گرفته است نیز مربوط به معرفی سنت‌های آیینی محرم در نزد شیعیان هند بوده است. هرچند مستشرقان عمدتاً به بررسي ابعاد نمايشي عاشورا نظير تعزيه، ماتم، جلوس و همچنين ابعاد ادبي آن مانند سوگواره‌هاي عاشورايي پرداخته‌اند، ولي  بررسي توصيفي و ميداني مناسبي را نیز از تأثیر و كاركردهاي سنت‌های عاشورا در همگرايي و واگرايي اقليت شيعه هند با مسلمانان سني و همچنين غیرمسلمانان هند، تأثير محرم در هويت و قدرت سياسي شيعه در هند، نقش محرم در تقويت همبستگي اجتماعي شيعيان و ديگر تأثیرات فرهنگي و اجتماعی ارائه کردند.2 دليل عمده توجه خاورشناسان به بررسي سنت‌های محرم در نزد شيعيان هند را می‌توان ناشي از تأثیرات عميق فرهنگي و اجتماعي و هويتي حادثه عاشورا در شيعيان شبه‌قاره هند برشمرد. نكته جالب‌توجه در این آثار، توجه ويژه به آداب و مراسم مربوط به عاشوراست، چه اينكه بخش فراوانی از تحقيقات صورت گرفته به تحليل جامعه‌شناختي و رواني آداب و رسوم مربوط به محرم معطوف شده  است.

آداب و رسوم مذهبی شیعیان هند بسیار متنوع و گوناگون است. این تنوع و گوناگونی نه تنها در روش‌ها و سنت‌های برپایی عزاداری، بلکه در نوع واکنش و تأثیر آن در مناسبات اقلیت شیعه به‌ویژه با اهل سنت نیز به چشم می‌خورد. درحالی‌که مراسم شیعیان در شهرهایی چون لکنهو و اوده بر سنت تعزیه تأکید دارد، در حیدرآباد و اوتاپرادش از آیین‌ها و شمایل‌نگاری استفاده می‌کنند که نشان‌دهنده نفوذ و تأثیر آداب و سنن بومی جنوب آسیا است. این تمایل و گرایش تلفیقی شبه‌قاره هند آن‌قدر قوی است که اگر بخواهیم به شناخت تشیع در هندوستان به صورت تجربه‌ای زنده و نه صرفاً به صورت اعتقادی و مذهبی بپردازیم، باید آن را به‌عنوان تنها یک ویژگی در امتداد زنجیره‌ای از عادات مذهبی جنوب آسیا تلقی کنیم. محدوده بحث ما در این مقاله درباره شيعيان دوازده‌امامی هند بوده و در آن در‌خصوص سنت‌های محرم در نزد شيعيان هند؛ منشأ پيدايش و گسترش اين سنت‌ها؛ بررسي نسبت قدرت سياسي شيعه در هند با گسترش يا كاهش توجه و اهمیت برپايي سنت‌های مذهبي؛ تأثير سنت‌هاي محرم در واگرايي يا همگرايي شيعه با ساير مذاهب واديان در هند ؛بررسي نسبت هويت شيعي در هند با سنت‌های آیینی محرم؛ نقش محرم در پیوستگی‌های داخلي و بیرونی اقليت شيعه در هند؛ به‌ویژه آن دسته از سنت‌ها که کنش جمعی و هویت‌بخش شیعیان هند بشمار می‌آیند بپردازیم و به این پرسش که این سنت‌ها چه تأثیر در هویت اجتماعی شیعیان هند دارد پاسخ دهیم.

چهارچوب‌های نظری بحث

چهارچوب نظری این پژوهش ،محرم را یکی از متغیرهای  اصلی  در تحولات اجتماعی و فرهنگی و عامل مهم در هویت‌سازی اقلیت شیعه در هند می‌داند، زیرا سنت‌های آیینی محرم در میان شیعیان هند علاوه بر وجه مذهبی آن، از دیرباز نشانه‌ای از گرایش‌های فکری، هنجارها، باورها و عنصر برجسته از هویت تاریخی و مذهبی آنان محسوب می‌شده و علاوه بر تأثیرگذاری آن بر فرایند سیاسی شدن هویت شیعی به‌ویژه در دوران حکومت‌های شیعی‌مذهب در هند، نوعی قواعدسازی مربوط به نحوه روابط درونی و همچنین پیوندهای اجتماعی و فرهنگی  شیعه با سایر گروه‌های مذهبی و قومی در این کشور را نیز در قالب همگرایی و گفت‌وگو و بعضاً واگرایی و تعارض  به دنبال داشته است.

از دیگر سوی، سنت‌ها و آیین‌های مذهبی در مطالعات فرهنگی و اجتماعی هند اهمیت بسزایی دارد و به لحاظ پیشینه تاریخی نیز گروه‌های مذهبی در هند عمدتاً بر اساس عناصری چون معابد و زیارتگاه‌ها، مراسم، نمادها و سنت‌هایی شناخته می‌شوند که آنان را با سایر فرق و ادیان متمایز می‌سازد.

دیگر اینکه هویت شیعی در هند برساخته اجتماعی است که هم دارای عناصر ثابت و هم پذیرنده اشکال متغیر است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی و محیطی تحول می‌یابد؛ بنابراین، سنت‌های آیینی محرم در هند علاوه بر تنوع و تفاوت‌های موجود در آن در نواحی مختلف هند، گاهی منجر به بروز تضادهای ایدئولوژیکی شیعه و سنی شده و در منطقه‌ای عامل پیوست و همبستگی آنان با سایر مذاهب و فرق بشمار می‌رود. هرچند مقصود از تعارض مذهبی در هند وضعیتی است که در آن تنش و خصومت نیروهای شیعه و سنی صرفاً بر اساس باورها و گرایش‌های مذهبی شکل نمی‌گیرد، بلکه عمدتاً ناشی از برداشت و درک متفاوت این دو از کارکرد محرم و وجوه مثبت یا منفی سنت‌های مربوط به آن ظهور می‌یابد. همانند اینکه شهادت امام حسین (ع) آیا نوعی پیروزی و مایه شادمانی است یا مصیبت و عزا؟ بنابراین،  به نظر می‌رسد آن بخش از مناظره‌ها و منازعات شیعه و سنی در برخی مناطق هند مربوط به سنت‌های محرم نبوده، بلکه باید آن را ناشی از تحرکات و اقدامات سیاسی ــ مذهبی جریان‌های افراطی سنی برشمرد، زیرا حتی جریان‌های تند سنی و ضدشیعی نیز خود را پایبند به برپایی مراسم محرم بر اساس برداشت‌های مذهبی خود می‌دانند و روز عاشورا نیز به دلیل اهمیت آن در کشور هند و مذهب هند تعطیل رسمی به شمار می‌رود.

جمعیت و پراکندگی شیعیان هند

بر اساس گزارش سال 2001م کمیته ساچر3، مسلمانان به‌عنوان بزرگ‌ترین اقلیت دینی در این کشور ، 4/13 درصد از کل جمعیت هند را تشکیل می‌دهند. (کوکبی، 1393: 11) هر چند  آمار دقيقي از  جمعيت شيعيان هند وجود ندارد، ولي جمعيت شيعيان هند حدود 10 درصد از کل جمعیت مسلمان را شامل می‌شوند. (نقوی، 1390: 46) به دلیل امتناع اقلیت‌ها از سرشماری، تلاش حکومت‌ها در کم‌شمار نشان دادن جمعیت اقلیت‌ها و همچنین ارائه آمارهای اغراق‌آمیز از سوی اقلیت‌ها، کمتر می‌توان آمار دقیقی از اقلیت‌های شیعه در جهان به دست آورد.

از بدو پیدایش تشیع در هند شیعیان بنا بر مقتضیات فرهنگی و قومی در مناطق مختلف سرزمین هند به‌ویژه مناطق مسلمان‌نشین پراکنده شدند. کمترین شمار شیعه در ایالت آسام و بیشترین تعداد آن‌ها در پنجاب و دهلی متمرکز شده است. (هالیستر، 1373: 320) هند پس از ایران دارای بیشترین جمعیت شیعه در میان کشورهای مختلف جهان است و در زمان یوسف عادل شاه – اواخر قرن دهم ه ق – برای مدتی تشیع مذهب رسمی اعلام شد.4

شیعیان دوازده‌امامی در لکنهو و، جامو، کشمیر، کلکته، دهلی، احمدآباد، گجرات، بمبئی، حیدرآباد و پونا سکونت دارند. در بین شیعیان ؛ فرقه‌های بهره – شش امامی – ممون – چهارامامی – اغلب در ایالت «مهاراشترا» ساکن‌اند.5 هرچند جمعیت شیعیان در مقابل سایر اقوام، در اقلیت می باشد ، ولی همواره به دلیل نقشی که در موازنه قدرت سیاسی در نظام حزبی هند بر عهده داشتند مورد توجه بودند. لکنهو و حیدرآباد دو مرکز مهم شیعی در هند بشمار می‌آمد که حوزه‌های بزرگ دینی در آن واقع شده بود. (Howarth, 2005, p. 16)

مؤلفه‌هاي هويت‌ساز تشيع در هند

 در پژوهش علمي درباره شيعه در هند باید به چند نكته اساسي به‌عنوان مؤلفه‌های هویت‌ساز تشيع در هند اشاره كرد. توجه به اين مؤلفه‌ها ازآن‌رو حائز اهميت است كه می‌تواند ما را در درك بهتر كاركردهاي اجتماعي سياسي و مذهبي سنت‌های محرم در اقليت شيعه در هند ياري نمايد.

  1. شیعیان هند خود اقلیتی در میان یک اقلیت بزرگ‌تر دیگر، یعنی اهل سنت به شمار می‌روند. اين ويژگي به دليل تأثیرات اجتماعي، فرهنگي و مذهبي آن كه بعضاً منجر به منازعات مذهبي اقليت شيعه با سني شده يا در نحوه مناسبات شيعه و سني و همچنين اجراي سنت‌های مذهبي تأثيرگذار است مورد توجه بوده است. (Howarth, 2005, p. 13)
  2. هرچند به نظر می‌رسد که تشیع به‌عنوان آیین اسلامی، با بافت مذهبی جنوب آسیا تفاوت دارد و دیدگاه توحیدی آنان با آیین نمادین چندخدایی هندوئیسم در سطح عمومی منافات دارد، ولی از دیگر سوی قدرت تلفيق و سازگاري محيطي و مذهبي در شبه‌قاره هند یکی دیگر از مؤلفه‌‌هاي هويت‌ساز به شمار می‌آید که معرف محیط مذهبی آسیای جنوبی است. آنچه کلارنس مالونی6 انسان‌شناس آن را ویژگی مذاهب فطری، اصیل و سنتی (بودایی، هندوئیسم و جاینیزم) می‌نامد. به‌عبارت‌دیگر، می‌توان از آن به توانایی و قابلیت آن‌ها در سازگار شدن با حجم عظیمی از مبانی مغایر و مختلف ياد كرد. (aziz, 1970:199)
  3. مؤلفه دیگر، نسبت حادثه كربلا با هويت شيعي در جنوب آسیاست. خاورشناسان برداشت‌ها و دیدگاه‌های متفاوتي نسبت به منشأ و خاستگاه اصلي شيعه در هند دارند. گروهي از مستشرقان از جمله بروكلمان (بروکلمان، بی‌تا: 319) بر اين باورند كه آغاز ظهور تشيع را باید در واقعه كربلا و بعد از شهادت امام حسين (ع) جست‌وجو كرد. ديويد پينالت 7 نيز از جمله طرفداران اين نظريه بوده و پس از توصيف حادثه كربلا آن را مقدمه لازم براي مطالعه و شناخت شيعه در آسياي جنوب شرقي می‌داند.

 (Pinault, 1997:2)

وي در توجيه نظريه خود به ادعاي نویسندگان شیعه هندی مبني بر  پیوند تشیع هندوستان با نبرد کربلا استناد می‌کند. این نویسندگان روایتی را به این مضمون نقل کرده‌اند که امام حسین (ع) خواهان پناهندگی به هند بود برای اینکه همسرش شهربانو نسبت سببی با پادشاه هندوستان چاندراکوپتا8 داشت. یک گروه از جنگجویان هند نیز به نام برهمن‌های موهیل به عراق رفته و با کمک به مختار ثقفی انتقام شکست حسین (ع) را گرفتند و از اوایل قرن‌های هفتم و هشتم نیز هندوستان پناهگاه شیعیانی بود که مورد آزار و اذیت خلیفه دمشق و بغداد قرار می‌گرفتند. ((Pinault,1997:37

محرم؛ فرصت اعلام وفاداري مذهبي و نمایش سیاسی

قطب شاهیان را باید بانی و حامی هیئت‌های عمومی عزاداري محرم برشمرد و آن‌ها تعدادی زیارتگاه شیعی را در حیدرآباد بنا کردند و با تحكيم روابط خود با دولت شیعی صفوی ایران در تلاش برای اتحاد نیروها علیه سلطنت قدرتمند مغول (که عمدتاً سنی بودند) برآمدند. (هالیستر، 1373:131-134) نكته ديگري كه باید بدان اشاره کرد، تأثیر زوال قدرت سياسي شيعه هند بر اجراي مراسم محرم است. در قرن هفدهم فرمانروای مغول، یعنی اورنگ زیب9 از سلطان قطب شاهی به‌عنوان ظالمی یاد می‌کند که تمام پیروان خود را از مذهب ناب سنی منحرف کرده، به هم‌پیمانی با پادشاه ایران درآمده است؛ بنابراین، مجازات نکردن چنین مرتد و بدعت‌گذار و ممنوع کردن برپایی مراسم محرم را قصور و کوتاهی در وظیفه این امپراتوری اسلامی می‌داند. (همان )

در قرن هجدهم و در پی کاهش قدرت متمرکزشده مغول در دهلی، ایالت تحت نفوذ شیعه، یعنی «اوده»

 توانست استقلال و خودمختاری سیاسی خود را به دست آورد. بزرگان و اشراف که عمدتاً مهاجران ایرانی بوده و از موقعیت‌های درجه دو در سلسله مغول برخوردار بودند در پی استقلال «اوده» به این منطقه آمدند. اشراف شیعه نیز از طریق برگزاری مراسم عمومی محرم در مرکز شهر «لکنهو» و همچنین به‌کارگیری علمای اصولی که در حوزه‌های دینی ایران و عراق تعلیم دیده بودند قدرت جدید و نوپای خود را علنی ساختند. «لکنهو» به‌عنوان مکانی که طی محرم درگیری‌های فرقه‌ای در آن رخ می‌داد از شهرت و آوازه نامطلوبی نیز برخوردار بود. گرچه درعین‌حال باید تأکید کرد که این مراسم شیعیان در دوره‌ای نقشی مثبت و چون پل وحدت و همسویی را در لکنهو بر عهده داشت.  (Hjorshoj K. , 1998:29)

در این خصوص همچنين به حضور مهاجران ايراني در دربار امپراتوری سني‌مذهب مغول و تأثير آن در تعديل مواضع مغولان نسبت به شيعه و فراهم‌سازي فرصت‌هاي مناسب برای برپايي آزادی‌های مذهبي باید اشاره کرد. دوران سلطنت پسر همایون، اکبر و جانشینان بلافصل او شاهد افزایش حضور مهاجران ایرانی بود که در میان آن‌ها بازرگانان، شعرا و هنرمندان بودند. سلطنت و حکمرانی اکبر دوره مدارا با شیعیان به شمار می‌آمد. حمایتی که شیعه در این زمان از آن برخوردار بود نشان‌دهنده وحدت التقاطی مورد حمایت دربار اکبر همراه با آمیزه‌ای از اصول هندی، زرتشتی و اسلام عرفانی است. اکبر خود به‌طور خاص حامی تشیع نبود، بلکه در فضا و محیطی که او از دین الهی و مفهوم صلح جهانی سخن می‌گفت پایبندی مذهبی فرد بیش از  وفاداری فردی به امپراتور اهمیت داشت. (رضوی, 1381،50-250) با سلطنت اورنگ زیب (1707-1658) که مراسم شیعی را در امپراتوری مغول ممنوع و به قلمرو قطب شاهی دکن و به نام آیین درست سنی حمله کرد این مدارا و تعامل به پایان رسید. (Pinault, 1997:11)

حاکمان قطب شاهیان سنت پایدار حمایت دولتی از مراسم محرم را پایه‌ریزی کردند. قطب شاهیان آگاهانه از مراسم عمومی شیعیان برای ایجاد یک ویژگی فرهنگی مشترک میان افراد مختلف شهر دکن بهره مي‌گرفتند. سنت‌های  مراسم محرم حیدرآباد تأثیرپذیری ابعاد مختلفی از مذاهب اسلام و هندو را نشان می‌دهد. بااین‌حال، در سال 1687 دولت قطب شاهی توسط اورنگ زیب ساقط شد و سلسله آصف شاهي با حمايت مغول‌ها تأسیس شد که درنهایت استقلال خود را نیز به دست آورد. (Schimmel, 1980:25) در دوره استعمار بریتانیایی، قلمرو آصف شاهي با مرکزیت حیدرآباد به‌عنوان یک دولت محلی خودمختار شناخته شد و تا الحاق اجباری هند بعد از دوره استعمار، زمانی که از شمال در سال 1948 مورد حمله قرار گرفت استقلال خود را حفظ کرد. حاکمان آصف شاهي سنی بودند (احتمالاً به استثنای آخرین حاكم) اما وزرای شیعه بی‌شماری در اختیار داشتند و اقدام قطب شاهی در حمایت و برگزاری مراسم عمومی محرم را ادامه دادند. این در حالی بود که آن‌ها بر جمعیتی که اکثر آن‌ها هندو بودند حکمرانی می‌کردند. چنین حمایتی سبب شد که شیعیان حیدرآباد دولت را ولی‌نعمت خود بدانند. (Hjorshoj K. 1998:29)

تأثیر محرم در مناسبات شيعه با ساير مذاهب

 بررسي تأثير محرم در واگرايي يا همگرايي اجتماعي اقليت شيعه با ساير فرق و اديان از ديگر موارد مورد توجه در مطالعه جامعه‌شناختي سنت‌هاي مذهبي محرم در هند بشمار می‌رود. مشارکت سنی‌ها و هندوها مراسم محرم را فراگروهی کرده است. دلیل این ویژگی جامع و همگانی محرم را باید مربوط به ارتباط میان مذهب و جامعه در هند سنتی برشمرد. در گذشته به‌خصوص دوره مغول نیز هویت شخصی فرد توسط مقامات مذهبی شکل نمی‌گرفت، بلکه وفاداری شخص به یک ارباب یا حامی از طبقه اشراف که می‌توانست برای او شغلی را فراهم کند بستگی داشت. این شبکه حمایتی که شامل جامعه مغول بود به جای آنکه به لحاظ کانونی، سراسری و همگانی باشد به یک منطقه محدود بود. این تمرکززدایی به حوزه مذهب نیز کشیده شده و در روابط اجتماعی و همچنین کیفیت برپایی سنت‌های آیینی و مذهبی شیعیان نیز تأثیر گذاشته است. (Schimmel, 1980:89)

برخی از خاورشناسان همانند جان كول10 از مذهب رایج بومی جنوب آسیا به‌عنوان دین فرافرقه‌ای هند توصيف مي‌نمايد. کول متذکر می‌شود که این فضای مدارا و تساهل میان‌فرقه‌ای برای علمای شیعه که از ایران و عراق آمده بودند و برای افزایش قدرت خود نزاع می‌کردند نفرت‌انگیز بود، زیرا این دانشمندان برخلاف مدرسه بسیار محافظه‌کار اخباری که به روحانیون برای بهره گرفتن از اجتهاد آزادی عمل در تمام ابعاد زندگی اعم از مذهبی اجتماعی و سیاسی داده شد به شکل اصولی به قوانین شیعه پایبند بودند. اصولیون گرچه بهره‌گیری از مهارت عقلانی را در احکام فقهی تقویت می‌کردند، ولی استقلال مذهبی و عقلانی را در میان مردم محدود می‌کردند، زیرا روحانیون اصولی تأکید داشتند که شیعه باید از یک عالم زنده به‌عنوان مرجع تقلید پیروی کنند. روحانیون اصولی لکنهو برای حفظ پایگاه نفوذ و اختیارات خود بی‌وقفه در تلاش بودند که مرز میان پیروان مذاهب در شهر را مشخص و تعیین کنند؛ آن‌ها از عمل تبری که همراه با لعن و نفرین علنی سه خلیفه اول بود حمایت می‌کردند تا از این طریق شرکت‌کنندگان سنی در مراسم سالانه را فراری دهند. (Cole, 1988:34)

در سال 1803 سید دلدار علی نصیرآبادی روحانی اصولی با توجه به شرکت‌کنندگان هندو در مراسم محرم فتوایی به این مضمون صادر کرد که (تا هر زمانی که کسی مطمئن نشده که فردی که بی‌دین متولد شده است تمام اعتقادات ضروری را پذیرفته، باید او را کافر قلمداد کرد حتی اگر بر امام حسین ع گریه کند.) و سایر روحانیون اصولی نیز قوانین فقهی شیعه را بر این اساس تفسیر کردند تا اثبات کنند که تماس با هندو طبق رسوم مذهبی آلوده‌کننده است.[2] دولت «اوده» خود چنین تبعیضی را به‌طور حساب‌شده تأیید نمی‌کرد. شیعه همیشه در اقلیت بود؛ بنابراین، دولت ضرورتاً به حمایت شهروندان سنی و هندو متکی بود. بااین‌حال حوادث اواسط قرن نوزده (اشغال اوده توسط بریتانیا در 1856، قیام 1857 و شکست تلاش هند برای استقلال) به تقسیم قدرت شتاب بخشید. دولت قدیمی تحت سلطه شیعه اوده از میان رفت و از اقلیت شیعی دولتی ضعیف و آسیب‌پذیر بر جای ماند که دیگر نمی‌توانست از جایگاه اجتماعی ممتازی برخوردار شود. حامیان اشرافی و شبکه‌های حمایتی فروپاشید و سیاست نوظهور مشارکت گروهی جایگزین آن شد. علمای اصولی لکنهو در پی‌ریزی زیربنایی برای هویت سیاسی در راستای خط سیر گروه‌ها و اقلیت‌ها مؤثر بودند. در اواخر قرن نوزدهم و بیستم ساده‌ترین روش برای بسیج مشارکت عمومی در سیاست از طریق توسل به هویت مذهبی بود. (Cole, 1988:24)

شیعیان شهر لکنهو به علت موقعیت ناامنی که به‌عنوان یک اقلیت بدون حمایت و پشتیبانی دولت برخورداربودند و ترس شدیدی که از حذف و هضم اقليت شيعه در جامعه در حال رشد و به لحاظ فرهنگی پرشور و حرارت سنی وجود داشت، موجب شد که به اظهار تفاوت‌هاي مذهبي و فرقه‌اي روي آورند. عملي كه نه تنها تبری را در برداشت، بلکه تلاش مي‌شد که مراسم محرم شکل تازه‌ای به خود بگیرد به‌طوری‌که به فضای سوگواری و ماتم که مراسم از آن نشأت می‌گیرد تأکید مجدد شود. رهبران جامعه شیعه قوانینی را در ممنوعیت نمایش‌هایی که خاص تعزیه سنی بود را اعلام کردند تا در مراسم محرم لازم‌ا‌لاجرا باشد. (Hjorshoj ,1988,291) سنی‌ها که علی‌رغم سهم خود به‌عنوان اکثریت مسلمانان لکنهو از قدرت شيعيان در فضای جدید سیاسی آگاه بودند آیین‌های خاص خود را در مراسم محرم داشتند. آن‌ها به‌طور علنی به مدح صحابی  به‌ویژه سه خلیفه که در عمل تبری توسط شیعه نفرین و لعن مي‌شدند مي‌پرداختند.

نکته حائز اهمیت دیگر اینکه محرم فرصت و مجال مناسبی را برای شیعه برای دفاع از هویت جمعی‌شان فراهم می‌آورد، زیرا شیعیان به‌عنوان یک طبقه متمایز و متفاوت از مسلمانان سني به‌ندرت می‌توانستند در سطح عمومی جامعه و تاریخ هند ظاهر شوند و به معرفی ابعاد شیعی اسلام در هند بپردازند. (Hjorshoj K. , 1988, p. 291)این رفتار شيعه را باید به عمل تقیه كه نوعي کتمان مذهبی و پنهان کردن هویت خود به‌عنوان شیعه محسوب می‌شود مرتبط دانست. شیعیان لکنهو که در سنت‌های محرم با سنی‌ها اختلاف دارند در این ماه فرصتی می‌یابند که از تقیه به مطالبه صریح هویتشان تغییر رویه دهند؛ ازاین‌رو، مکانی را به خود اختصاص می‌دهند تا پایگاه و منزلت اجتماعی‌شان را به صورت اقلیتی مصیبت‌زده و رنج‌دیده و حامي حسین (ع) و شهدای کربلا به‌عنوان «قربانیان تاریخ» و به‌عنوان تعداد اندکی مؤمن پرهیزگار که همیشه توسط ستمکاران مورد حمله و تعدی قرار می‌گیرند نشان دهند. نتیجه تأسف‌بار چنین درگیری‌ها آن بود که دولت شهر لکنهو به‌کرات هر شکل از مراسم عمومی محرم را غدغن کرده است. (b.Freiag, 1987:142)

از دیگر سوی، محرم فرصتی است برای همگرايي و تقويت همبستگي‌هاي اجتماعي اقليت شيعه با اهل سنت و هندوها. هر چند در پاره‌اي از مناطق هند، سني‌ها و هندوها آيين خويش را در مراسم محرم به حدي وارد ساخته‌اند كه صورت آن را دگرگون کرده‌اند. مثلاً در جنوب گجرات پس از روز چهارم، مراسم محرم به جشن و شادي تبديل مي‌شود و تا روز عاشورا جشن و سرور ادامه می‌یابد. يا براي سني‌هاي حنفي، تعزيه‌هاي شيعه و اظهار اندوه و ماتم در كوي و برزن كه گويي مخالفت و ضديت با مشيت الهي است، دست‌کم غيرمعمول و خلاف اصول است، ولي صرف‌نظر از اين مطالب در بسياري از مناطق شمار كثيري از سني‌ها در مراسم محرم شركت مي‌كنند، به‌گونه‌ای که تعداد هندوها از شیعیان افزون‌تر می‌‌شود. در توجيه مشاركت سني‌ها و هندوها علاوه بر جايگاه امام حسين (ع) به‌عنوان نواده پيامبر (ص) در نزد اهل سنت به اين نكته باید اشاره کرد كه قلب انسان تشنه تفاهم و همدردي است و اين چيزها را در اسلامي خشك و غير‌قابل‌انعطاف (اسلام سني) كه تنها بر قدرت قاهره تأكيد دارد نمي‌توان يافت. آن نايافته بشر را بايد در توسل و شفاعت و جنبه انساني آن جست كه تا اندازه‌اي خواسته بشر را در ديانت اسلام برآورده مي‌كند. ديگر اينكه شرح وقايع كربلا براي هندوان جاذبه دارد و ايشان را متأثر می‌کند. در «بيهار» برخي از كاست‌هاي پست درواقع حسن (ع) و حسين (ع) را به‌عنوان خدايان خود مي‌پرستند. حتي بين كاست‌هاي اصيل هندو، مردان و زنان نذر مي‌كنند كه اگر صاحب فرزند پسر شوند او را چند سال به‌عنوان «پيك» به چاكري عزاداران محرم بفرستند. (b.Freiag, 1987)

«آرنولد» در كتاب نقش علما در ترويج شيعه مي‌گويد: «راجه‌هاي بت‌پرست در شمال گجرات با وعاظ و تجار شيعه خوش‌رفتاري مي‌كردند و از احسان و نيكي نسبت به آن‌ها دريغ نمي‌ورزيدند و گروه زيادي از بت‌پرستان در ظل مساعي اين وعاظ تشيع را پذيرا شدند.» (هالیستر، 1373: 320)

«ديويد پينالت» در نوشتار خود درباره جنبه‌هاي تأثير‌گذاري محرم در ايجاد همبستگي اجتماعي شيعيان با ساير فرق مي‌گويد: «مراسم مذهبي محرم نمودي است از كاركرد سنت‌هاي مذهبي براي ايجاد ارتباطات فرقه‌ای و گروهی؛ بنابراین، تعجب‌آور نيست كه هيئت‌هاي عزاداري در برخي مناطق از جمله «له» براي نشان دادن و تأكيد بر وحدت و همبستگي مسلمانان در برابر تنش‌هاي قومي استفاده مي‌شود و به‌عنوان بخشي از پروسه بهبود روابط از مراسم مذهبي براي در كنار هم بودن و گرد هم آمدن مسلمانان با هندوها و بودايي‌ها در كنار هم و در فضايي صميمي و فارغ از درگيري استفاده می‌کنند.» (Pinault,1997:320) وي در بخش ديگر از تحقيقات ميداني خود به تأثيرات فرهنگي و اجتماعي برخي از سنت‌هاي محرم شيعي در ايجاد تمايزات مذهبي بين شيعه و سني نیز مي‌پردازد و چنين مي‌گويد: «گرچه سنی‌ها به خانواده پیامبر (ص) احترام می‌گذارند و در برخی موارد بانی مراسم محرم می‌شوند، اما از شركت در مراسم ماتم كه يك سنت شيعي است امتناع مي‌نمايند. سنی‌ها برای امتناع از این کار به دلايل مختلفي استناد مي‌كنند. آن‌ها معتقدند که در هیچ جای قرآن آیه‌ای نیست که به خودزنی یا انجام هر شکل از سوگواری‌های افراطی برای مرده دستور داده باشد. استدلال دیگر آن بود که گرچه کربلا یک شکست نظامی بود، اما در حقیقت یک پیروزی معنوی  است؛ ازاین‌رو، می‌تواند دلیلی برای جشن گرفتن باشد نه غم و اندوه. شیعیان حیدرآباد همانند شرایط موجود در و لکنهو، به‌عنوان اقلیت جامعه مسلمان اين شهر محسوب مي‌گردند که به نوبه خود با جمعیت عظیم هندو زندگی می‌کنند، اما برخلاف لکنهو مراسم محرم در حیدرآباد سال‌هاست که فارغ از اختلافات گروهی فرقه‌اي است. دليل اين امر آن است كه برپايي مراسم آرام و بی‌دغدغه محرم به تاریخ حیدرآباد به‌عنوان یک دولت مستقل امیرنشین برمی‌گردد.» (Pinault, 1997:80-83)

تأثير محرم در تقویت هویت اجتماعی و مذهبي شيعيان

از ديگر تأثيرات سنت‌هاي محرم بر جامعه شيعه در هند، نقش تبليغي و دفاع از هويت مذهبي و همچنين تأثير درون‌مذهبي موجود در سنت‌هاي محرم در تحكيم و گسترش ارتباطات در ميان اقليت شيعه در هند، شكل‌گيري موقوفات، انجمن‌ها، حسينيه‌ها و ساير مراكز مذهبي و اجتماعي شيعي است.

«جاستين جونز» در كتاب اسلام شيعي در مستعمره هند  فصلي را به مساجد، تكايا و موقوفات شيعه در هند اختصاص داده و درباره نقش و تأثير محرم در ايجاد جنب‌وجوش اجتماعي در ميان شيعيان اظهار مي‌کند: «پس از مدارس و مساجد با تكاياي شيعيان هندي مواجه مي‌شويم كه به آن‌ها دربار مي‌گويند. قهرمانان كربلا با نماد شير و ببر كه حاكي از نمادگرايي مردم هند است به نمايش گذاشته شده است. كتاب‌فروشي‌ها، عطاري‌ها، خياطي‌ها، خود را براي مراسم محرم آماده‌سازي مي‌كنند. شيعيان چند روز قبل از شروع محرم به خانه‌تكاني و نظافت امام‌باره‌ها، حسينيه‌ها و مساجد مي‌پردازند و با هيجان و شور خاصي به استقبال اين ماه مي‌روند. دهه اول كه هر كدام به نام ياران امام حسين (ع) نام‌گذاري شده است با برگزاري مجالس عزا و اهداي نذورات، از جمله پخت‌وپزهاي خاص است.»(Jones, 2011:124)

«هاليستر» در شرح مفصلي كه از سنت‌هاي آیيني محرم در نزد شيعيان هند مي‌دهد به برخي جنبه‌هاي تأثير‌گذاري عاطفي و اجتماعي اين سنت‌ها نيز اشاره مي‌كند. وي ضمن تأكيد بر اهميت محرم در نزد مسلمانان و شيعيان و همچنين  پيوند ميان نشر مذهب شيعه با مراسم محرم اشاره دارد و يادآور مي‌شود: «رشته‌ای كه مراسم عزاداري ده روز اول و بقيه محرم را به هم پيوند مي‌دهد و موجب هماهنگي مي‌شود، «مجالس عزاداري» است. در اين مجالس وقايع اين ايام جزء‌به‌جزء ذكر مي‌شود. در روزهاي اول و دوم دوستان و خويشاوندان به ديدار يكديگر مي‌روند و در اين ديدارها شرحي درباره عزيمت امام برخلاف تمايل خانواده‌اش و مراحل سفر آن حضرت و ورود او به كربلا بازگو مي‌شود. روزهاي چهارم و پنجم، روزهاي ذكر مصائب ياران امام است و هر يك از روزهاي ديگر به يكي از شهداي خاندان حسين (ع) و وقايع آن اختصاص دارد. تعزيه از لوازم اصلي محرم است. در عرف شيعي اين كلمه به معني سوگواري و تعزيه امام حسين (ع) است، ولي در شمال و نواحي جنوب هند و در بين سني‌ها اين تعزيه‌ها را قبر ساختگي امام حسين (ع) يا تابوت مي‌خوانند. مجالس در منازلي كه تعزيه را در آنجا قرار مي‌دهند و گاه در منازل بدون تعزيه تشكيل مي‌دهند. در اين ايام مردم دسته‌دسته از خانه‌اي بيرون مي‌آيند و به خانه ديگر مي‌روند. در مجامع بزرگ، روضه‌خوان‌ها به شرح وقايع عاشورا مي‌پردازند. اگر مجالس روضه‌خواني و عزاداري به‌منزله قلب مراسم محرم باشد، نمايش و شبيه‌سازي وقايع كربلا مجال مناسبي است براي تجلي شكوه و جلال مجدد واقعه عاشورا و به خوبي به ارزش آن‌ها در جلب و ايجاد علاقه و برانگيختن احساسات توجه شده است.» (هالیستر، 1373: 194)

پينالت نيز ضمن بررسي توصيفي سنت ماتم به تأثيرات اجتماعي آن در هويت شيعي در «حيدرآباد» و «ندرا اپرادش» مي‌پردازد و مي‌افزايد: «تحقیقات من در حیدرآباد بر گروه ماتم يعني انجمن‌های محلی شیعه یا جمعیت مردان محلی که طی محرم مراسم ماتم را برگزار می‌کنند متمركز شد. ماتم به لحاظ مفهوم کلی بر حالت گریه و زاری برای متوفی دلالت دارد. در متون شیعه، ماتم نمایانگر عزاداری برای حسین (ع) و سایر شهدای کربلا عمدتاً به شکل سینه‌زنی مکرر و گاهی به شکل صدمه زدن به خود با استفاده از تیغ یا زنجیر است. گروه‌های مردان و زنان هر کدام مجالسی را برگزار می‌‌کنند که در آن وعاظ سخنرانی‌هایی طولانی ایراد می‌کنند که طی آن به تشریح مصائب کربلا می‌پردازد. بعد از سخنرانی، شرکت‌کنندگان برای خواندن نوحه (شعر ماتم) بلند می‌شوند و ماتم و زاری می‌کنند. در اینجا می‌خواهم نشان دهم که چطور جمعیت‌های بانی و برگزارکننده ماتم در حس هویت اجتماعی شیعه حیدرآباد تأثیرگذارند. کربلا تنها نمونه خارق‌العاده از رنجی است که اولیای شیعه محتمل آن شدند و به علت این معصومیت است که خداوند به حسین (ع) و خانواده‌اش قدرت شفاعت از افرادی را اعطا کرد که در مراسم عزاداری محرم که هرساله به احترام شهدای کربلا برگزار می‌شود یادش را گرامی می‌دارند. مراسمی که از درون‌مایه و مضمونی از رنج، تخلیه ارادی خود و یادبودی برای ارائه مفاهیم مختلف که با هویت شیعه مرتبط است.» (Pinault, 1997:11)

محرم فرصت برانگيختن حس همدردي و تخليه رنج‌ها 

نوحه و مرثيه‌خواني وسيله و فرصتي براي شيعيان هند فراهم می‌آورد تا با بهره‌گيري از مضامين آن، حس همدردي جامعه را نسبت به خود به‌عنوان اقليتي رنج‌ديده برانگيزانند. پینالت در این زمینه می‌گوید: «نوحه به دنبال برانگیختن تأثر و اندوهی است که مربوط به لحظه‌های خاصی از رنج‌های شهداست. ویژگی نوحه در یادآوری و تجسم دل‌خراش و تأثرآور علاوه بر بُعد کلامی دارای بُعد زیباشناختی است. این تصویرپردازی به وسیله شعرهایی ظاهر می‌شود که برای تحریک و برانگیختن غم و اندوه در میان شرکت‌کنندگان در نظر گرفته‌شده و تقوا و پرهیزگاری شیعیان این امتیاز مذهبی را حفظ می‌کند که توسط آن دسته که برای حسین (ع) گریه می‌کنند و آن دسته که دیگران را به گریه وامی‌دارند به دست آمده است. درست است که این شعرها توأم با غم و اندوه است و خاطرات گذشته را گرامی می‌دارد، اما درعین‌حال سبب می‌شود که شرکت‌کنندگان وضعیت امروزه خود را در آیینه تاریخ بنگرند و تأمل کنند. شرکت‌کنندگان ترغیب می‌شوند که خود را بخشی از سلسله متصل عزاداران ببینند که از طریق ماتم، از نسلی به نسل دیگر مرتبط‌اند. دقیقاً به این دلیل که ماتم حالتی که اساساً به‌عنوان ویژگی و خصوصیت شیعیان تلقی می‌شود در تعریف اجتماعی  شیعیان مؤثر است.» پينالت همچنين شركت گروه‌هاي سني و غيرمسلمانان هندو در مراسم تعزيه را ناشي از ظرفيت مراسم محرم در تخليه رنج‌ها مي‌داند. (Pinault, 1997:83)

كاركردهاي فرامذهبي سنت‌هاي محرم در هند

مراسم محرم را می‌توان پل وحدت و اشتراک نظر بين اقليت شيعه با ساير گروه‌ها و فرقه‌هاي مذهبي در هند دانست. علي‌رغم برخي منازعات و رقابت‌هاي مذهبي شيعه و سني، سنت‌هاي محرم در هند اختصاص به اقليت شيعه نداشته و مسلمانان اهل سنت و همچنين غيرمسلمانان هندو و بودايي نيز به اين سنت‌ها هر چند با برخي افزودگي‌ها و تغييرات پايبندند.

«جان كول»، دليل اين ويژگي جامع و همگاني محرم را مربوط به ارتباط ميان مذهب و جامعه در هند سنتي برمي‌شمرد. وي نبودِ نسبي مقامات نظارتي مذهبي در كنار آزادي‌هاي مذهبي را دليل ديگر همگاني شدن و تمركززدايي از مذهب در هند برمي‌شمرد. (Cole, 1988:21)

«جي .اي .براون» مي‌گويد كه در دكن مراسم محرم كارناوال و جشنواره سال است و سني‌ها بيشتر از شيعيان به برگزاري آن توجه می‌کنند. (E.Brown,2003,68)

«دياناك» از اين ويژگي مذهب در جنوب آسيا به‌عنوان «درشنايي»11 ياد مي‌كند و مي‌گويد: «پرستش شامل فرصتي است براي حضور در پيشگاه ربوبيت و نظاره كردن تصوير با چشمان خود تا توسط الوهيت ديده شوي و ببيني. مذهب درشنايي نه تنها شامل ديدن است، بلكه آراستن، لباس پوشاندن و لمس تمثال خدا را شامل مي‌شود و در جهت‌گيري تمثيلي و نمادين است و اجازه مي‌دهد كه فرد ملاقات و ديدار مستقيم با معبود خود داشته باشد. در مراسم عمومي محرم، عود كردن و آراستن علم‌ها با تاج گل، ساخت و حمل تابوت‌ها (تعزيه) كه با فروبردن آن در آب همراه است، آتش افروختن وغیره را می‌توان درشنايي توصيف کرد؛ بنابراين، ويژگي ضرورتاً اين مراسم اختصاصي به شيعه پيدا نمي‌كند و سني‌ها كه صادقانه حسين (ع) را دوست دارند در آن شركت مي‌كنند و بر حسين (ع) اشك مي‌ريزند و هندوها نيز محرم را گرامي مي‌دارند و حسین (ع) را به‌عنوان الهه مرگ مي‌پذيرند. اسب غرق در خون حسين (ع) و سرِ بريده حسين (ع) بر روي نيزه‌هاي سپاه بني‌اميه را به اندازه كالي دورگا12 كه با گردنبندي از جمجمه باعث ترس و وحشت مي‌شود مقايسه مي‌كنند.» (Journal, 1992:38)

«پينالت» نيز در بررسی محرم در دارجلینگ (غرب بنگال) به بررسی جنبه‌ها و ابعادی از مراسم و آیین شیعیان مي‌پردازد كه قابل‌انتقال به محیط غیرشیعی است. وي مي‌گويد: «بسیاری از شيعياني كه به  شهرهای شمال هند مهاجرت کردند نيز مراسم و سنت‌هاي محرم را که در این مناطق شهرها متداول است با خود به اين منطقه آوردند. هرساله جمعیت مسلمان «دارجلینگ» هیئت‌هایی را در ده روز اول محرم تشکیل می‌دهند که به راهپیمایی عاشورا منتهی می‌شود که هزاران تماشاگر را به سوی خود می‌کشاند، اما این اقدامات توسط مسلمان سنی انجام می‌گیرد نه شیعیان؛ بنابراین، فضای حاکم  بر تماشاچیان دارجلینگ، فضای سوگواری پر اشک و آه نیست، بلکه (برخلاف حیدرآباد) فضای شاد و مراسم پرشور در آنجا حاکم است. تقریباً همه آن‌ها سنی هستند، گرچه در گذشته تعداد زیادی شیعه در آنجا ساکن بودند که در سال 1940، یعنی کمی بعد از استقلال و تجزیه، آنجا را ترک کردند.» وي در توجيه فرامذهبي بودن سنت‌هاي محرم خاطرنشان مي‌کند كه:  «جشن محرم روشی برای برطرف کردن نیاز مردم است و  مسلمانان سنی به محرم به‌عنوان فرصتی برای گریه کردن در این ایام اهمیت نمی‌دهند، بلكه اين گرايش مربوط به جایگاه اجتماعی مسلمانان به‌عنوان جمعیت اقلیت است؛ بنابراین، فارغ از منشأ این سنت‌ها و فارغ از ارتباط آن با تشیع، در هر کجای دیگر هند. محرم در هند روشی قانونی برای نمایش حضور مسلمانان در آن محسوب می‌شود.»(Pinault, 1997:80)

«ابوصادق خان» استاد بخش مطالعات هنرهاي نمايشي و اجرايي دانشگاه نیویورک در مقاله خود به تأثيرپذيري سنت‌هاي شيعي محرم از كيش هندو اشاره مي‌كند و تبديل شدن مراسم عزاداري به جشن و پای‌کوبی كه طي روزهاي چهارم تا دهم محرم در جنوب گجرات اجرا مي‌شود را برداشتي مستقيم از شادي كردن هندوان در مراسم هالي13 و جشن آتش مي‌داند. (چشم انداز 1381 ،شماره 21)

محرم و پيوستگي شيعيان هند با جامعه جهانی شیعی

گذشته از مبحث تاريخي پيوستگي و همچنين تأثيرپذيري سنت‌هاي مذهبي آنان با دولت‌ها و جوامع شيعي در ايران و برخي كشورهاي عربي، در دوره معاصر14نيز محرم فرصت زماني مناسبي را براي اقليت شيعه هند فراهم مي‌آورد تا از مناسبات و پيوندهاي خود با جامعه شيعه در خارج از هند به نمايش بگذارند. (معصومی، 1383: 48)

«جاستين جونز» و «ابوصادق خان» نوحه‌خواني فارسي، حضور مبلغان و واعظان عرب و ايراني در ايام محرم در جمع اقليت شيعه در هند و همچنين نمايش و يادآوري شباهت‌ها و علائم مشترك مربوط به جامعه جهاني شيعي را اظهار علاقه اقليت شيعه هند در متصل كردن خود به جامعه جهاني شيعه مي‌داند. (ابوصادق‌خان، 1381 ،شماره 21)

«پينالت» نيز در گزارش خود به فراهم‌سازي فرصت محرم برای برقراري ارتباطات دروني و بيروني جامعه شيعه در هند اشاره مي‌كند و خاطرنشان مي‌سازد: «طی تحقیقات در حیدرآباد به این نتیجه رسیدم که جمعیت شیعه کمتر منزوی می‌شود و عمدتاً از سایر جمعیت‌های شیعی در هند و سایر مناطق جهان مطلع و آگاه است. در حیدرآباد نیز من خطیب مهمانی را دیدم که اهل کراچی بود. کنسولگری ایران در حیدرآباد بانی مجالسی در منطقه «اولد سیتی» شهر می‌شد، من در کتاب دیگری به تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران برای تحکیم نقش خود به‌عنوان پیشوای مذهبی شیعیان در شبه‌قاره هند پرداخته‌ام. زمانی که با شیعیان هند در مورد برداشت آن‌ها از رابطه شیعیان هند با دنیای خارج پرسش کردم، تردید را در آن‌ها دیدیم. آن‌ها به‌وضوح به انقلاب اسلامی 1979 ایران می‌بالیدند و آیت‌الله خمینی را به خاطر نقشی که در دفاع و تأکید بر باورهای شیعه در عرصه بین‌المللی داشت و نقش آن به‌عنوان جایگاه اصلی هویت شیعه در سراسر جهان تحسین می‌کردند، اما این جهان‌نگری با حقیقت ناخوانده دیگری متوازن شده است. شیعیان هند کاملاً از پایگاه اجتماعی خود به‌عنوان اقلیت آگاه‌اند. افرادی که با آن‌ها مصاحبه کردم با تنش‌های و نگرانی‌های شیعیان در پاکستان آشنا بودند و می‌دانستند که شیعیان پاکستان به‌عنوان اقلیت در کراچی و جاهای دیگر متناوباً در معرض خشونت قرار می‌گیرند. تعمیم و نتیجه‌گیری‌ها در فضای متنوع و گوناگونی چون هند پرمخاطره است. بااین‌حال، حداقل در (حیدرآباد) و (لاداک) من با شیعیانی ملاقات کردم که دولت هند را به‌عنوان حافظ و ضامن حق خود در برگزاری مراسم و ترتیب دادن هیئت‌های عمومی در محیطی که عمدتاً غیرمسلمان‌اند می‌دانند. علی‌رغم تنش‌های فرقه‌ای در مناطقی چون (لکنهو)، جمعیت شیعه هند عمدتاً در ارتباطشان با دولت سازگار و بدون درگیری هستند.»(pinault, 1997:30)  وی همچنين سنت‌های محرم در (جامو) و (كشمير) را نوعی  پيوستگي‌هاي فرهنگي و مذهبي شيعیان هند با جهان خارج برمی‌شمرد و خاطرنشان مي‌سازد: «صد خانوار شیعه در شهر وجود دارد که 5 تا6 درصد از کل جمعیت 10 تا12 هزارنفری شهر را تشکیل می‌دهد. ماتم‌سرای شیعه (نظیر امام‌باره یا حسینیه) درست در بازار اصلی قرار دارد. در ایام محرم تابلویی در معرض دید قرار می‌گیرد تا افراد را از وجود مراسم در آنجا مطلع کند. پلاکارد ذوالجناح، اسب امام حسین (ع)، را با نیزه‌هایی در بدن و خون‌آلود به تصویر کشیده است. پرچم‌هایی سبز و سیاه در دو طرف پلاکارد قرار گرفته است، همراه با بنرهایی که حاوی نقل‌قول‌هایی به زبان اردو و انگلیسی از آیت‌الله خمینی است. در داخل ساختمان سالن بزرگی است که در عقب آن منبر خطیب قرارگرفته که با تصویر دیگری از ذوالجناح و پنجه علم نقره‌ای (بیرق‌های جنگ به شکل دستانی سمبلیک و محافظ) بر روی دسته آن مزین شده است. بر روی دیوار داخلی زیارتگاه پرده‌های پارچه‌ای نصب‌شده که روی آن تصاویری مربوط به کربلا دوخته شده است؛ تصاویری چون ذوالجناح و گل رز که سمبل شهداست، دستان قطع شده حضرت عباس، مشک آب که با تیرهایی سوراخ شده که با آن حضرت عباس سعی کرد برای کودکان حسین (ع) آب بیاورد. مدل این پرده‌ها کاملاً مشابه کارهای هنری است که من در زیارتگاه‌های شیعیان در دمشق دیده بودم و درواقع جوانی که اطراف زیارتگاه مرا راهنمایی کرد به من گفت این پرده‌ها توسط مهاجران شیعه اهل لاداک از خاورمیانه آورده شده است که آن را به ماتم‌سرای له هدیه کردند. این کارهای هنری همراه با تقویمی با تصاویری از رهبران بزرگ ایران را دیدیم که در مغازه‌ها و کیوسک‌ها آویزان بود که نشان‌دهنده روش‌هایی است که از طریق آن شیعیان «له» از ارتباط و پیوندشان با جامعه جهانی شیعه آگاه می‌شوند.»   (Pinault, 1997:82)

نتيجه‌گیری

تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و هویتی محرم بر اقلیت شیعه در هند موضوعی است که در حوزه شيعه‌پژوهي حائز اهمیت بوده و از مؤلفه‌های هویت‌ساز شیعه در این سرزمین محسوب می‌شود. محرم فرصت و مجال مناسبی را برای  شیعه هند برای دفاع از هویت جمعی‌شان فراهم می‌آورد، زیرا شیعیان به‌عنوان یک طبقه متمایز و متفاوت از مسلمانان سني به‌ندرت می‌توانستند در سطح عمومی جامعه و تاریخ هند ظاهر شوند و به معرفی ابعاد شیعی اسلام در هند بپردازند. شیعیان در این ماه فرصتی می‌یابند تا پایگاه و منزلت اجتماعی‌شان را به صورت اقلیتی مصیبت‌زده و رنج‌دیده و حامي   حسین (ع) و شهدای کربلا نشان دهند.

محرم فرصت هم‌گرايي و تقويت همبستگي‌هاي اجتماعي اقليت شيعه با اهل سنت و هندوها را نیز فراهم می‌آورد و نمودي است از كاركرد سنت‌هاي مذهبي براي ايجاد ارتباطات فرقه‌اي و گروهي. همان‌گونه که نقش تبليغي و دفاع از هويت مذهبي و همچنين تأثير درون‌مذهبي موجود در سنت‌هاي محرم در تحكيم و گسترش ارتباطات در ميان اقليت شيعه در هند را در کنار شكل‌گيري موقوفات، انجمن‌ها، حسينيه‌ها و ساير مراكز مذهبي و اجتماعي شيعي را باید از جنبه‌هاي تأثيرگذاري عاطفي و اجتماعي اين سنت‌ها بر حس هویت اجتماعی شیعه به شمار آورد.

نوحه و مرثيه‌خواني وسيله و فرصتي براي شيعيان هند فراهم می‌آورد تا با بهره‌گيري از مضامين آن حس همدردي جامعه را نسبت به خود به‌عنوان اقليتي رنج‌ديده برانگيزانند. همان‌گونه که مسلمانان شیعه و سنی هند از محرم به‌عنوان فرصتی نه صرفاً برای گریه کردن، بلكه روشی قانونی برای نمایش حضور مسلمانان در آن کشور بهره می‌گیرند. کما اینکه محرم فرصت زماني مناسبي را براي اقليت شيعه هند فراهم مي‌آورد تا از مناسبات و پيوندهاي خود با جامعه شيعه در خارج از هند و متصل كردن خود به جامعه جهاني شيعه نیز بهره گیرد.

یادداشت‌ها

  1. هند با داشتن بيش از 180 ميليون جمعيت مسلمان، پس از اندونزي دومين جمعيت مسلمانان را در خود جاي داده است.
  2. مي‌توان به آثاري همچون «اقليت شيعه دوازده‌امامی در هند» از تابي هاورث؛ كتاب «تشيع در هند» اثر جان نورمن هاليستر؛ كتاب «اسلام شيعي در مستعمره هند» از جاستين جونز؛ «هويت شيعي و اهميت محرم در لكهنو» از كيت هجورتشوج؛ «ریشه‌های تشیع در شمال هندوستان و ایران» از جي .آر .اي .كول؛ «خطابه اشك» از جيمز اسكوبل، ياد كرد. در اين ميان ديويد پينالت را مي‌توان به دليل حجم پژوهش‌هايي كه درباره شيعه در هند صورت داده است بيش از ديگر خاورشناسان شيعه‌پژوه فعال دانست. وجه تمايز وي نسبت به ديگر خاورشناساني كه درباره شيعه در هند تحقيق كرده‌اند اين است كه وي علاوه بر كتاب و مقالاتي كه درباره تاريخ و فرهنگ شيعه در هند نگاشته، آثار متعددی را نيز مستقلاً به مباحث مربوط به محرم و سنت‌هاي آیيني شيعيان هند اختصاص داده است كه از آن ميان مي‌توان به «اسب کربلا: مطالعه در مورد عبادات مسلمانان جنوب آسیا»؛ «تشیع: اشعار آييني و مشهور در یک جامعه مسلمان»؛ «روز شیر: مراسم عزاداری و هویت شیعه در لداخ»؛ «تشیع در جنوب آسیا»؛ «اجتماعات مردان مسلمان شیعه و بزرگداشت محرم در حیدرآباد هند»؛ «فصلی از کتاب میراث تشیع با عنوان آيين‌هاي رياضت‌هاي نفسي در روایات مسیحیت و تشیع»؛ «روابط مسلمانان و بودائیان در یک بافت مذهبی: تحلیلی از دسته‌‌های عزاداری محرم در شهرستان «له» در لداخ»؛ «زینب بنت علی (ع) و جایگاه زنان خانه‌دار امامان نخستین در ادبیات عبادی شیعه»؛ «احساس و هنر در مراسم شیعیان معاصر»؛ «ما پروانه‌‌های حسینیم»؛ «تحلیل تطبیقی آداب مرثيه‌خواني شیعیان در هند معاصر و انجمن توبه مسیحی قرن چهاردهم در ‌ایتالیا و آلمان» اشاره کرد.
  3. کمیته راجیندر ساچر (Rajinder Sacher Committee) در سال 2005 به دستور منوهان سینگ، نخست‌وزیر هند، تشکیل شد. وظیفه این کمیته تهیه گزارشی درباره آخرین وضعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزشی جامعه مسلمانان هند است.

4- برای مطالعه بیشتر در خصوص ساختار جمعیتی وفرهنگی ونقش تاریخی شیعیان هند رجوع کنید به :اطهر رضوی ،سید عباس ،تاریخ اجتماعی –فکری شیعه در هند ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی ،قم .همان نویسنده تاریخ تصوف در هد فترجمه منصور معتمدی ،تهران ،مرکز نشر دانشگاهی ،1381.ارشاد ،فرهنگ ،مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند ،تهران ،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی ،1379.ایران وهند ،مجموعه مقالات ،سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی ،1385.جان نورمن هالیستر ،تشیع در هند ،ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدونی ،مرکز نشر دانشگاهی ،تهران 1373.

  1. ر.ك. به رفیق زکریا «نزاع در اسلام»؛ موجان مؤمن «معرفی اسلام شیعی»؛ هاينس هالم «تشيع»؛ (مبحث تشيع دوازده‌امامی در شبه‌قاره)؛ سياوش ياري «تاريخ اسلام در هند»؛ اطهر رضوي «شيعه در هند.»

6.Clarence Maloney

  1. David Pinault
  2. Chandra Gupta
  3. Aurangzeb
  4. 10. J.R.Cole
  5. 1 از واژه سانسكريتي درشنا، یعني ديدار فرخنده الوهيت.
  6. Kali Dorga
  7. Holli
  8. ر.ك. «تاريخ اسلام در هند» از سياوش ياري؛ «تشيع در هند» از جان نورمن هاليستر؛ «مهاجرت تاريخي ايرانيان به هند» از پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي 1379.

کتاب‌نامه

الف) کتاب

  1. رضوى، سید اطهر عباس ، 1376، شیعه در هند، ترجمه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، چاپ اول.
  2. رضوی ،سید اطهر عباس ، 1381 .تصوف در هند ،ترجمه منصور معتمدی ،تهران ،مرکز نشر دانشگاهی ،چاپ اول .
  3. هاينس، هالم، 1385، تشيع، ترجمه محمدتقی اكبري، قم: نشر اديان، چاپ اول .
  4. توال، فرانسوا، 1380، ژئوپليتيك تشيع، ترجمه حسن صدوقي ونيني، تهران: نشر دانشگاه شهيد بهشتي،چاپ اول .
  5. هالیستر، جان نورمن، 1373، تشيع در هند، ترجمه آذرميدخت مشايخ فريدني، تهران: مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول.
  6. ياري، سياوش، 1388، تاريخ اسلام در هند (از آغاز تا قرن پنجم هجري قمري)، قم: نشر اديان،  چاپ اول.
  7. کوکبی، جمیله، 1393، تحلیل گزارش کمیته ساچر درباره وضعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزشی مسلمانان هند، تهران: مرکز مطالعات فرهنگی و بین‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، چاپ اول.
  8. عزيز، احمد، 1389، تاريخ تفكر اسلامي در هند، مترجمان نقي لطفي و محمدجعفر ياحقي، تهران: انتشارات علمي و فرهنگی .
  9. بی‌نام، 1379، مهاجرت تاريخي ايرانيان به هند، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.
  10. بروكلمان، كارل، بی‌تا، تاريخ الادب العربي، ترجمه عربي عبدالحليم النجار، قم: دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم.
  11. رونالدسن، ادوايت م، 1410ق، العقيده الشيعه، ترجمه عربي (ع .م )، چاپ بيروت: نشر مفيد، نوبت اول .
  12. مجموعه مقالات همايش تشيع و خاورشناسان، 1385 ،به كوشش محمد رضا باراني، انجمن تاريخ‌پژوهان،قم . ب) مقالات
  13. ابوصادق خان، (1381 )،«محرم در هند»، ترجمه علی‌اصغر جنت ‌پور، فصلنامه چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، تهران ،سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی ، شماره 21، صص 21-26 .

ج) پایان‌نامه

  1. معصومی، محسن، 1383، فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی دکن و دوره بهمنیان، پایان‌نامه دکتری، دانشگاه تهران .

د) انگلیسی

  1. Pinault ,David (1997), SHIISM IN SOUTH ASIA ,The Muslim World. Martin’s Press, New York, NY.
  2. Cole ,J. R. I. ( ),Roots of North Indian Shi‘ism in Iran and Iraq ,Religion and State in Awadh, 1722-1859  .UNIVERSITY OF CALIFORNIA PRESSBerkeley · Los Angeles · Oxford.
  3. Toby ,Howarth  ,(2005), Shia as a muslim minority in India ,Routledge ,U.S.A.
  4. Justin Jones . Shia Islam in Colonia India ;Religion ,Community and Sectarianism,Cambridge Studies in India History and Sociaty   .  
  5. Hjorshoj,Keith ,(1988) ,”Shii Identity and the Significance of Muharram in lucknow,India,”Kramer.University of California Press.
  6. Jams SchubelVernon ,(1993) ,Religious performancein Contemporary Islam :Shii Devotoinal Rituals in South Asia Columbia University of South Carolina Press  .
  7. Freitag Sandria(, 1987), ,”Sunnis and Shia:From community Identity to Communal Sectarianism in North Indian Islam ,Peter Gaeffke,University of Pennsylvania.
  8. Schimmel ,A nnemarie (,1980,)Islam in the Indian Subcontinent ,E.J.Brill/Leiden-Koln,Printed in the Netherland.

 

 

The Impact of Rituals of Moharram  on Social Identity of the Shiites in India

 

 Dr ,Mohammad-Ali Rabbani[3]

The Month of Moharram has a special meaning for the Shiites. This characteristic which is regarded as one of its privileges has diverse and critical capabilities and functions for some Shia minorities, especially in India. The close affiliation of the Shia in Indian Subcontinent with religious traditions and rites is such that has turned it into the ground for Shia studies in this region. Studying the social history of Shia population in India indicates that there is a close linkage between ritual traditions and religious and political life of the Shiite as well as between them and other ethnical and religious groups in this country. Adherence of the Shiites to mourning rituals for Martyrs of Karbala possesses both religious and social nature and includes a set of social, cultural, historical and political features. This Shiite religious tradition, in turn, forms or influences the Shiite literature, art, social relations and political developments as well as their apprehension of religion. This essay is an effort to delve into some impacts of mourning rituals during the Month of Moharram on Shiite social identity by emphasizing orientalists’ viewpoints.

[1]. دکترای تاریخ تشیع و پژوهشگر مطالعات فرهنگی بین‌المللی                                    rabbanimohammadali@yahoo.com

 

[3]. PhD of Shia History; researcher of international cultural relations; rabbanimohammadali@yahoo.com