دکتر محمد علي رباني [1]
رئیس مرکز مطالعات فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
چكيده
بررسي سير تاريخي عزاداري مسلمانان براي شهداي كربلا يادآوراين نكته اساسي است كه ,پيشينه عزاداري به آغازين روزهاي پس از عاشورا بازگشته و امامان شيعه ع علاوه بر اينكه خود اهتمام بسياري نسبت به برپايي عزاداري داشتند ديگران را نيز به انجام آن تشويق وترغيب مي نمودند. از دیگر سوی , در سيره امامان معصوم ع ؛ برپايي عزاداري براي شهداي كربلا صرفا يك واكنش احساسي وعاطفي نبوده بلكه امامان معصوم ع سعي داشتند تا از طريق برپايي مجالس عزا ؛ريختن اشك واظهارحزن واندو ه وهمچنين تشويق وترغيب شاعران به سرودن شعر و مرثيه ؛ضمن تبيين اهداف وپيام نهضت عاشورا وتبديل كردن آن به عنوان يك مكتب سياسي ؛زمينه هاي بيداري واصلاح جامعه نسبت به انحرافات وبي عدالتي هاي حاكم برجامعه را فراهم سازند .اهميت واكاوي وپرداختن به اين موضوع امروزه از آنرو حائز اهميت است كه ؛ عليرغم گذشت بيش از هزار سال از حادثه خونين كربلا ؛هر ساله شاهديم كه در ايام محرم وصفر ؛ميليونها مسلمان بويژه شيعيان در گوشه وكنار دنيا ؛با برپايي مراسم عزاداري واكنش خود را درقبال اين حادثه خونين وتلخ نشان مي دهند .بنظر مي رسد با رشد قدرت سياسي وهمچنين جمعيتي شيعه در جهان ؛امروزه بيش از هرزمان ديگر بر دامنه و وسعت مراسم عزاداري و تنوع آن افزوده گرديده ورسانه هاي خبري جهان هرساله در ايام عاشورا واربعين ؛موج عظيمي از اجتماع ميليون ها انسان را درعراق ؛ايران ؛پاكستان وساير مناطق جهان نشان مي دهد كه در آن شيعيان به گونه هاي متفاوت ؛حزن واندوه خود را درقبال حادثه كربلا بنمايش مي گذارند .بررسي اين پديده حائز اهميت مذهبي ؛كه ركني از هويت مذهبي وشيعه نيز محسوب مي گردد ؛همواره مورد توجه پژوهشگران ,جامعه شناسان وشيعه پژوهان بوده است از اینرو تحليل وبررسي ريشه هاي مذهبي ؛سياسي وفرهنگي سنت هاي عزاداري و ميزان تطبيق اين سنت هاي مذهبي با سيره معصومين ع مي تواند ما را در درك هرچه بهتر تحولات فكري وسياسي تشيع و همچنين فهم ويژه گي هاي فرهنگي وجامعه شناختي تاثيرگذار سنت هاي عزاداري بر شيعه كمك نمايد.
كليد واژه ها :عزاداري ؛عاشورا ؛سيره معصومين ع ؛ شيعيان ؛سنت ها ؛كاركردها
مقدمه :
شهادت حسین ابن علی ع برای بسياري از مسلمانان بزرگترین فاجعه ومصیبتي تلقی مي شودکه درطول تاریخ اسلام رخ داده است. بی شک در میان آن بخش ازجامعه اسلامی که حقيقت وجودي آنها برپايه محبت به اهل البيت ع شكل گرفته است ؛اين حادثه بيش از ساير فرق تاثيرگذار بوده و سبب برانگیختن عواطف وهمچنين الگوپذيري از اين حادثه در مسير هویت فردی و جهان بینی اسلامی آنان شده است .خاک کربلا از لحظه ای که حسین ع آخرین نمازش را بر روی ماسه های آن خواند تا به امروز پیوسته اثرش را بر روی چهره شیعه برجای گذاشته است واز نظر شیعه با ریخته شدن خون حسین ع در کربلا ؛فاجعه عظيمي رخ داده كه منجر به ايجاد اخلال در رسالت نبوي ص و ظهور انحرافات وبدعت ها در اسلام گرديده است . امري كه موجب گرديد تا شيعيان در واكنش به اين فاجعه به حمايت از نهضت وقيام اصلاحي حسين ع كه با شعار امربعروف ونهي از منكر در برابر انحرافات بعمل آمده از سوي دستگاه بني اميه صورت گرفته بود بپردازند وهويت مذهبي خود را با اين حادثه پيوند زنند.
از اينرو ؛ حادثه كربلا وقیام عاشورا از مؤلفه های تاثير گذار و مهم در هويت فرهنگي ومذهبي شيعه بشمار مي رود.اين ويژه گي در طول تاريخ تشيع در قالب قيام ها وجنبش هاي سياسي ومذهبي ؛ سنت ها ؛آداب ؛ رسوم ؛شعائر ؛مناسك ؛نگرش ها ونمادها كه بنوعي واكنش حمايتي و ابراز محبت به خاندان اهل البيت عصمت وطهارت ع وشهداي كربلا بشمار مي رود نمود يافته است . اين سنت ها كه طي قرون گذشته از نسلي به نسلي ديگر منتقل شده است امروزه نيز بخش لايتجزاء از آيئن هاي مذهبي وسنت هاي فرهنگي شيعيان وبخشي از اهل سنت بشمارآمده وهر ساله در ماههاي محرم وصفر ميليو نها نفر در نقاط مختلف جهان در پاسداشت ياد وخاطره شهداي كربلا مراسمي را برگزار مي نمايند.نكته حائز اهميت ديگر اينكه ؛عزاداري وجهي تاريخي ؛اجتماعي ؛سياسي ومذهبي دارد ويكي از حوزه هاي اصلي جامعه شناختي شيعه بشمار مي رود.در طول تاريخ ؛علاوه بر كاركردهاي سياسي عزاداري وتاثير آن در شكلگيري جنبش هاي سياسي شيعه ؛ عزاداري توانست به عنوان شاخص ترين نمود مناسك شيعي در قالب اشكال مختلفي از سنت ها وباورها ظهور وبروز يابد .مناسكي كه اين قابليت را دارد كه بخوبي ميان همه طبقات اجتماعي جامعه شيعه وهمچنين همه گرايشات موجود در آن پيوند ايجاد نمايد وفرصت ماندگاري وقوام تشيع بويژه تشيع فرهنگي را فراهم سازد.اهميت اين موضوع بگونه اي است كه محققين بسياري را واداشته تا ضمن بازخوانی حادثه كربلا به واکاوی فرهنگ عزاداري وتاثيرات آن در پایایی و پویایی حيات شیعه در طول تاريخ بپردازند وبه سنت هاي عزاداري در ميان شيعيان به عنوان بخشي از شيعه پژوهي توجه نمايند. عليرغم اعمال محدوديت وتنگناهايي كه دستگاه اموي وعباسي براي امامان معصوم ع ايجاد مي نمودند ؛ائمه معصومين ع از هرفرصتي براي زنده نگاهداشتن يادوخاطر شهداي كربلا وتبيين وتشريح اهداف نهضت حسيني بهره مي جسته وشيعيان را به اقامه عزا تشويق وترغيب مي نمودند.
نکتخ اساسی اینکه عزاداري هاي رايج در ميان شيعيان ريشه هاي تاريخي داشته وعليرغم اينكه دچار افزوده گي ها وتغييرات بسياري گشته است ولي يك عمل مستحبي مورد تاكيد وسنت مذهبي بشمار مي رود وشيعيان اين سنت ها را برگرفته از سيره وتقرير امامان معصوم ع مي دانند .نکته دیگر اینکه ؛ برپايي عزاداري براي شهداي كربلا صرفا يك اظهار تاثر عاطفي نبوده و هم معصومين ع و هم شيعيان اهداف وانگيزه هايي را در برپايي عزاداري دنبال مي كنند و در طول تاريخ نيز قيام امام حسين ع وحادثه كربلا منشاء تحولات وتاثيراتي فرهنگی وسیاسی بسیار بوده است .
تحليل وبررسي سنت هاي مذهبي كه امروزه در تحت عنوان سنت ها ومراسم محرم وعاشورا در جوامع شيعي جريان دارد ؛مستلزم بررسي ريشه هاي تاريخي ؛انگيزه ها و شيوه هاي برپايي آن و نسبت آن با سيره معصومين ع دارد. مسئله اين مقاله بررسي سيره معصومين ع در برپايي نحوه وشيوه عزاداري ؛زمان ؛مكان ؛اهداف وكاركردهايي كه امامان معصوم ع در برپايي عزاداري شهداي كربلا دنبال مي كردند ؛وهمچنین ميزان تطبيق سنت هاي جاري مربوط به عزاداري در ميان شيعيان با سيره معصومين ع به عنوان الگوي رفتاري آنان ؛وديگر موضوعات مربوط به موضوع مسئله تحقيق مي باشد.
-ائمه معصومين ع از چه روشي وبا چه هدفي عزاداري مي كردند وعزاداري هايي كه امروزه توسط شيعيان برپا مي شود تا چه حد با سيره معصومين ع تطبيق دارد ؟
-عزاداري در شيعه از چه پيشينه اي برخوردار مي باشد ؟
-امامان معصوم ع در چه زمان ومكاني وبا چه روشي براي امام حسين ع عزاداري مي كردند ؟
-اهداف وكاركردهايي كه امامان معصوم ع از برپايي عزاداري دنبال مي كردند چه مي باشد؟
-سنت ها وآدابي كه شيعيان دردوره هاي تاريخي گذشته در برپايي عزاداري بكارمي بستند چه بوده است ؟
-عزاداري شيعيان چه تاثيرات وكاركردهايي داشته وچه تغييرات ودگوگوني هايي در شيوه ها واهداف عزادري در بين شيعيان صورت گرفته است ؟
مفهوم شناسی واژه های کلیدی:
عزاداري ؛مركب از واژه “عزا” بمعني ماتم ؛مصيبت ؛سوگواري ولفظ “داشتن “يا ” گرفتن”مي باشد كه بعناي سوگواري كردن وحالت ماتمزدگي حاصل از رخداد يا در شرايط از دست دادن چيزي با ارزش در نزد شخص است .[2]آنچه كه در اين مقاله از عزاداري مورد نظر است سنت ها وسيره معصومين ع وشيعيان در برپايي مراسم سوگواري حضرت اباعبدالله الحسين ع مي باشد.
سيره و سنت در لغت یعنی راه، روش، طریقه و آیین و در اصطلاح فقهی به معنی قول، فعل و تقریر معصوم علیه السلام که دومين منبع استنباط احكام بشمار مي رود.[3]آنچه در اين مقاله مورد نظر ماست سنت وسيره معصومين ع در برپايي مراسم سوگواري حضرت اباعبدالله ع واهداف و تاثيراتي كه در برپايي اين مراسم دنبال مي كردند مي باشد.
پيشينه عزاداري
انسانها به دليل روابط وتعلقات عاطفي كه نسبت به يكديگر پيدا مي نمايند ؛ازفقدان واز دست دادن عزيزان خود متاثر وسوگوارگشته واين حالت ماتمزد گي حاصل از رخداد يا از دست دادن چيزي با ارزش را نيز از طريق نمايش حالات حزن وگريه ابراز مي دارند.در طول تاريخ ؛ملت ها در فقدان عزيزان خود به روش هاي مختلف عزاداري وسوگواري مي كردند وبسياري از اين روش ها امروزه نيز در قالب آئين هاي مذهبي ويا سنت هاي فرهنگي واجتماعي رايج مي باشد .فردوسي شاعر حماسه سراي ايراني در اثر ارزشمند خود شاهنامه به برخي از آداب ورسوم ايرانيان عهد باستان در برپايي عزاداري وسوگواري اشاره مي كند .وي با اشاره به عزاداري كيومرث در مرگ سياوش [4] عزادري فريدون در مرگ فرزندش [5] عزاداري سياوش در مرگ مادرش [6] به نحوه عزاداري ايرانيان ونمادها ومدت سوگواري آنان همانند گريستن وبرسروروي زدن [7]؛موي كندن[8] ؛خاك بر سر ورو ريختن [9]روي خراشيدن وكندن گوشت بازو با دندان [10] ؛سياه پوشيدن [11]؛نوحه خواني [12]؛عزاداري زنانه [13]؛دادن خيرات [14]؛برگزاري تعزيه وشبيه خواني [15] ؛ياد مي كند
قرآن كريم در آياتي به سوگواري بعضي از انبياء يا ديگر اولياي الهي ،همانند گريه و سوگواري حضرت يعقوب(ع) در فراق حضرت يوسف(ع) اشاره مي كند.[16]رواياتي نيز در اين باره وجود دارد كه دلالت بر جواز گريه و عزاداري از سوي معصومين ع مي كند . امام صادق(ع) مي فرمايد: «(انّما تحتاج المرأه في الماتم الي النوح لتيل دمعتها و لاينبغي اَن تقول هجراً..)؛[17] بانوان در مصيبت ها، نياز به نوحه سرايي و شيون و زاري دارند و بايد اشكهايشان جاري شود، اما نبايد سخنان باطل و بيهوده بگويند
عزاداري در ميان مسلمانان نيز داراي سابقه بوده است. پس از جنگ احد مردم مدينه براي بستگان شهيد خود گريه كردند و پيامبر(ص) از اينكه بر كشته عمويش حمزه كسي نمي گريد اندوهگين شد وفرمود : «… اما عمويم حمزه گريه كننده ندارد.»[18] پيامبر(ص) در سوگ حمزه بسيار گريه كرد، جنازه حمزه را رو به قبله نهاد و ايستاد و با صداي بلند گريه كرد و صفات خوب حمزه را برشمرد. [19] اسماء، همسر جعفر ابن ابيطالب كه از زن هاي با ايمان و فداكار صدر اسلام بوده است، مي گويد: جعفر در جنگ موته به شهادت رسيد. بر رسول خدا(ص) وارد شدم، ايشان فرمودند: اي اسماء، فرزندان جعفر كجا هستند آنان را پيش آن حضرت آوردم، آنها را در آغوش كشيد و گريه كرد و گفت جعفر امروز به شهادت رسيد.[20]همچنين در سوگ فرزندش ابراهيم فرمود ؛ «قلبم از شدت اندوه مي سوزد، اما سخني بر خلاف رضاي حق نمي گويم.» [21] و نیز هنگامی كه پيامبر(ص) رحلت كردند، مردم مدينه، از زن و مرد، به گريه و ندبه پرداختند و بنا بر قول عثمان بن عفان، برخی از اصحاب چنان اندوهگين شدند كه چيزی نمانده بود به وهم دچار آيند.[22] و بنا بر نقل عايشه زنان به عزاداری پرداختند و به سينه و صورت خود میزدند.[23]در شهادت علی(ع) فرزندان آن حضرت و مردم كوفه به شدت میگريستند.[24] و هنگامی كه امام حسن(ع) به شهادت رسيد، برادرش محمّد حنفيه مرثيه و نوحهسرايی كرد.[25]
همانگونه كه اشاره شد در آغازين سالهاي ظهور اسلام ؛عزاداري در بين مسلمانان به شيوه هاي مختلف برگزار مي شد كه عمدتا گريه كردن ؛ذكر احولات ؛سوگواري توسط زنان ؛لطمه زدن برسرصورت ونوحه سرايي بود.بنظر مي رسد تا قبل از حادثه كربلا عزاداري ها عمدتا بصورت واكنش هاي احساسي واظهار تاثر در سوگ از دست رفتگان بود كه با هدف ابراز همدردي با بازماندگان و بزرگداشت ياد وخاطر از دست رفته و در قالب سنت هاي قبيله اي و خانواده گي صورت مي گرفت و بار سياسي واجتماعي چنداني نداشت .سنت هاي عزاداري در اين دوره ادامه همان شيوه هاي جاري در ميان مردمان قبل از اسلام بوده است .
الف :سيره معصومين ع در نحوه برپايي عزاداري
يكي از منابع اصلي در مشروعيت وجواز برپايي عزاداري شهداي كربلا ؛قول وفعل وتقرير معصومين ع بوده و عليرغم افزوده گي ها وتغييرات صورت گرفته در اين سنت ها ؛شيعيان با ادعاي تبعيت وپيروي از امامان معصوم ع ,واظهاروفاداري به امام حسين ع و ديگر امامان شيعه ؛هرساله به روش ها ي گوناگون به عزاداري مي پردازند .امامان معصوم ع عليرغم محدوديت ها و فشارهاي سياسي وتبليغي بسياري كه بر عليه آنان وجود داشت از هر فرصتي بويژه در ايام محرم استفاده مي كردند تا با زنده نگاه داشتن ياد ونام شهداي كربلا ؛بطرق گوناگون مردم را با پيام نهضت عاشورا آشنا نموده وآنان را نسبت به فساد وظلم دستگاه اموي وعباسي آگاه نمايند.
سيره وسنت امامان معصوم ع در خصوص عزاداري از سه طريق قابل استناد است :
-عزاداري ها يي كه در حضور امامان معصوم ع انجام مي گرفت و با تاييد وياعدم مخالفت معصومين ع همراه بوده است .
-اخبار واحاديثي كه دلالت بر برپايي عزاداري توسط خود معصومين ع دارد.
– اخبار واحاديثي كه از معصومين ع در تشويق وترغيب مسلمانان به برپايي عزاداري وارد شده است.
شواهد و منابع تاریخی دلالت دارد كه در دوره های مختلف عصر ائمه ع یعنی همزمان با حوادث كربلا ؛ سالهاي آغازين پس از آن همانند دوران امام سجاد ع ؛دوره امام صادقين عليماالسلام ؛ وهمچنين در دوره امام هفتم ع ؛دوره امام هشتم ع ؛و ساير امامان معصوم ع , بر اساس شرايط سياسي ؛امكان يا عدم امكان برپايي اجتماعات ومراسم ؛ائمه معصومين ع با بهره گيري از روش هاي متفاوت اقدام به برپايي عزاداري براي شهداي كربلا مي نمودند .
مورخان سابقه نخستين عزاداري شهداي كربلا را مربوط به همان لحظات و روزهاي آغازين پس از شهادت حضرت اباعبدالله ع در سرزمين كربلا مي دانند .گزارش طبري وبرخي ديگر از مورخان كه عمدتا برگرفته از مقتل ابن مخنف [26] مي باشد يادآور مي شود ؛ چون اسب خونين حضرت به خيمه ها برگشت ؛زنان وخواهران ودختران بر سروصورت زنان به ناله وسوگواري پرداختند.[27] همچنين بوقت عبور قافله اسراء از محل قتلگاه [28]ودر شهرهاي دمشق و مدينه [29] خاندان عترت وطهارت كه امام سجاد ع نيز در جمع آنان بود به سوگواري وعزاداري پرداختند.
يعقوبي نيز در كتاب خود چنين گزارش مي دهد :”امام سجاد ع وزنان خاندان رسول ص در مدينه همواره در حال سوگواري بسر مي بردند وچون مختار ثقفي ؛طي قيام عليه امويان سر عبيدالله بن زياد را به مدينه فرستاد ؛به شكرانه آن ؛خاندان پيامبرص از عزادرآمدند “.[30]
امام صادق ع در باره سوگواري واندوه مدام جدش امام سجاد ع براي شهداي كربلا فرمود:”او چهل سال برپدرش گريه كرد .روزها را روزه مي گرفت وهنگام افطاركه برايش غذا مي آوردند مي فرمود ؛فرزند رسول خدا ص گرسنه وتشنه شهيد شد .اين كلام را تكرار كرده واشك مي ريخت “.[31]
از امام رضا عليهالسلام نقل شده است كه فرمود: «چون ماه محرم فرا مىرسيد، كسى پدرم را خندان نمىديد و اين وضع ادامه داشت تا روز عاشورا؛ در اين روز، پدرم را اندوه و حزن و مصيبت فرا مىگرفت و مىگريست و مىگفت: در چنين روزى حسين را – كه درود خدا بر او باد – كشتند».[32]همچنين آنحضرت در علت گريه شديد خود فرمود : «همانا روز مصيبت امام حسين عليهالسلام ، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است …پس بايد بركسي مثل حسين ع گريه كنند گريه كنندگان ».[33]
ديگر امامان معصوم بويژه امام باقر ع ؛امام صادق ع و امام رضا ع ؛كه به دليل زوال بني اميه وآغازين سالهاي حكومت عباسيان از شدت فشارها ومحدوديت ها بر شيعيان كاسته شده بود ؛ هر ساله در ايام محرم خود اقدام به برپايي مجالس عزاي جد بزرگوارشان مي كردند.شيخ مفيد[34] ؛ابن قوليه [35]؛شيخ صدوق ؛[36]شيخ حرعاملي[37] ؛ابن شهرآشوب [38]؛ابن اثير [39]؛ابوالفرج اصفهاني [40]؛طريحي [41]؛غامدي [42]ابن كثير[43] ؛طبري [44]؛شهرستاني [45]وبسياري ديگر از بزرگان ومحدثين ومورخين شعيي وسني ؛اخبار وشواهدي را بر اهتمام ائمه معصومين ع در برپايي مراسم عزاداري نقل كرده اند. دراين منابع علاوه بر شرح چگونگي برپايي مراسم عزاداري توسط معصومين ع ؛احاديثي نيز در منزلت وپاداش برپايي عزاداري كه بعضا دال بر نحوه عزاداري نيز مي باشد منعكس شده است .
1-زمان عزاداري در سيره معصومين ع
در فقه اسلامي ؛بحث زمان ومحدوده زماني عزاداري وسوگواري براي ميت ؛ در ذيل بحث حداد [46] مطرح شده است .شهيد ثاني؛شيخ طوسي ؛شيخ مفيد وبيشتر متاخرين با استناد به روايتي از رسول اكرم ص [47]وديگر معصومين ع [48]مجلس عزا ومصيبت را به سه روز تحديد كرده اندويادآورشده اند كه براي متوفي از روزي كه فوت كرده است سه روز مجلس عزا و مصيبت برپا كنند و جايز نيست بر زني كه به خدا و روز جزا ايمان واعتقاد دارد براي مرده اي بيش از سه شب ترك زينت كند مگر براي شوهر خويش كه بايد چهارماه وده روز ادامه دهد. [49]
حكم فقهي فوق در خصوص مدت زمان عزا بر ميت بوده وبه استناد روايات گوناگون اين حكم نسبت به عزاداري سيدالشهداء جاري نمي باشد.؛ از اينرو شواهد متعددي وجود دارد بر اينكه معصومين ع در مناسبت ها وفرصت هاي متعددي به عزاداري شهداي كربلا مي پرداختند. اين شواهد تاريخي و روايات را مي توان به چند دسته تقسيم نمود.دسته اول رواياتي كه مقيد به زماني خاصي نمي باشد[50] .
دسته دوم ؛رواياتي كه دلالت بر ايام خاصي دارد.اين دسته از روايات كه عمده منابع را شامل مي شود حكايت از آن دارد كه ائمه معصومين ع همزمان با ايام محرم وبويژه عاشورا به عزاداري شهداي كربلا مي پرداختند .
امام رضا ع به دعبل فرمود :”اي دعبل دوست دارم كه برايم شعري بسرايي وبخواني ؛چرا كه اين روزها (ايام عاشورا )روز اندوه وغمي است كه بر ما خاندان رفته است”[51] .
ابن قولويه قمي وشيخ صدوق چنين نقل مي كنند كه امام باقر ع در ايام محرم اندوهگين ومحزن بود واز شاعران مي خواست براي جدش امام حسين ع مرثيه سرايي كنند.[52] وامام رضا ع در ايام محرم مجالس عزاداري برپا مي داشت و مي فرمود :”محرم ماهي بود كه اهل جاهليت نيز در آن احرام مي دانستند وبا اين حال خون مارا در آن ماه حلال شمردند وحرمت ما را هتك كردند وزنان ما را اسير نمودند وآتش بر خيمه هاي ما زدند ودر امرما رعايتي از رسول خدا نكردند .”[53]
بنابر روایات متعدد، حضرت امام صادق(ع) در روز عاشورا بستگان و اصحاب خود را جمع میكرد و برای امام حسین(ع) عزاداری میكرد. ایشان شاعران را به سرودن شعر در مورد اهل بیت و مصائب كربلا تشویق میكردند.[54]
امام رضا ع فرمود:” من كان يوم عاشورا يوم مصيبته وحزنه وبكائه جعل الله عزوجل يوم فرحه وسروره “؛هر كس كه عاشورا روز مصيبت واندوه وگريه اش باشد خداوند روز قيامت را براي او روز شادي وسرور قرار مي دهد.[55]
از روايت ابن قولويه نیز برمیآيد كه در زمان امام صادق (ع) مردم اطراف كوفه و نواحی ديگر، از زن و مرد، برای زيارت قبر امام حسين (ع) و يارانش به كربلا میرفتند و به قرائت قرآن، ذكر مصائب و نوحهگری و مرثيهسرايی میپرداختند.[56]
مالك جهني مي گويد امام باقر ع در باره روز عاشورا فرمود:”وليندب الحسين ويبكيه ويامر من في داره البكاء عليه ...”[57] “در روز عاشورا براي امام حسين ع زاري كنيد وبگرييدواهل خانه راهم امر به گريستن به حضرت كنيد..”
هرچندويژه گي محرم وبويژه روز عاشورا به دليل ظرف زماني وقايع كربلا موضوعيت بيشتري براي برپايي عزاداري دارد واكثر اخبار وارده از معصومين ع نيز مربوط به برپايي مراسم عزا در ماه محرم وروز عاشوراست ولي در سيره معصومين ع عزاداري امام حسين ع اختصاصي به اين ايام نداشت وآنها از هر فرصت مناسبي كه پيش مي آمد ؛ به عزاداري وتبيين اهداف قيام امام حسين ع وجنايات بني اميه مي پرداختند.
2-مكان عزاداري در سيره معصومين ع
بنا بر گزارش مورخان [58]؛اولين مكان هاي عامي كه اهل بيت رسول الله ص و كاروان اسراي كربلا به اقامه عزاد پرداخته اند در قتلگاه وهنگام عبور از كنار اجساد پاك شهدا بود.[59] همچنين در مسير عبور و توقف اسرا ء در شهرها از جمله در كوفه [60]؛منازل مختلف تا شام [61]؛در دربار يزيد [62]؛ وهنگام بازگشت به مدينه[63] ؛ امام سجاد ع واهل بيت رسالت ص در جمع مردم و مكانهاي عمومي ودرقالب خطبه خواني ويا برپايي سوگواري ونوحه سرايي ؛به عزاداري پرداختند .[64]احاديثي نيز از معصومين ع واردشده كه بر برپايي عزاداري در ميان جمع ومكانهاي عمومي تاكيد داشتند .[65]
عمده اخبار و رواياتي كه از معصومين ع وارد شده است دلالت دارد كه امامان شيعه به دليل شرايط سياسي وفشارهاي حكومتي مجالس عزاداري را عمدتا در منازل وخانه هاي خود ودر جمع دوستان واهل منزل برگزار مي كردند وبه شيعيان نيز توصيه مي كردند در صورت عدم امكان حضور در مجامع عمومي وبويژه در كنار مرقد امام حسين ع ؛عزاداري را در خانه هاشان ودر كنار يكديگر انجام دهند .[66]
امام باقر ع ؛امام صادق ع و امام رضا ع در ايام محرم ضمن دعوت از شاعران براي مرثيه سرايي ؛از اهل بيت خود مي خواستند تا از پس پرده به مرثيه سرايي شاعران گوش دهند وبه عزاداري بپردازند. [67]
همچنين برخي روايات بررضايت وتوصيه معصومين ع در برپايي عزاداري سر مزار وتربت امام حسين ع دلالت دارد .ابن قوليه به نقل از عبدالله ابن حماد بصري از امام صادق ع نقل مي كند فرمود:”به من خبر رسيده كه در نيمه شعبان گروهي از نواحي كوفه ومردمي ديگر بر سر مزار حسين ع مي آيند ونيز زناني براي آن حضرت نوحه گري مي كنند …سپاس خداي را كه در ميان مردم گروهي را قرار داد كه به نزد ما مي آيند و ما را مي ستايندوبراي ما مرثيه مي خوانند “[68]
ازبرخي روايات نيز چنين استنباط مي شود كه عليرغم محدوديت هايي كه شيعيان در برپايي مراسم عزاداري داشتند ولي توصيه وسفارش معصومين ع براين بود كه شيعيان سوگواري خود را علني كنند وبراي فراگيرساختن آن به يكديگر يادآورشوند.
امام باقر ع در ادامه روايت منقول از مالك جهني فرمودند : “… ويقيم في داره مصيبته باظهارالجزع ويتلاقون بالبكاء بعضهم بعضا في البيوت وليعز بعضهم بعضا بمصاب الحسين ع .. :”[69] “..مجلس مصيبت را با آشكار نمودن جزع بر آن بزرگوار در خانه اش برپا كند واهل مجلس همديگر را در مصيبت امام حسين ع تعزيت وتسليت گويند…”
نكته ديگراینکه ؛ در مراسمي كه از سوي معصومين ع برگزار مي گرديد ضمن حضور زنان وفرزندان ؛با وضع ساتر وپرده ؛ فضاي زن ومرد را از هم جدا می نمودند .دعبل خزاعي نقل مي كند :دخلت علي سيدي ومولاي علي ابن موسي الرضا ع فرايته جالساجلسه الحزين الكئيب واصحابه من حوله .ثم انه عليه السلام نهض وضرب سترا بيننا وبين حرمه واجلس اهل بيته من وراء الستر ليبكوا علي مصاب جدهم الحسين عليه السلام ..”[70]
3-معصومين ع و نوع پوشش در عزاداري
از ديرباز بشر از رنگ ها وپوشش هاي خاص در اظهار و نمايش شادماني ويا سوگواري بهره مي جست .پوشيدن لباس سياه در مرگ عزيزان سنتي رايج در ميان بسياري از جوامع بشمار مي رفت .فردوسي در شاهنامه از سياهپوشي ايرانيان در عزاي قهرمانان خود همچون مرگ فريدون [71]سهراب [72]وسياووش [73]خبر مي دهد.[74]
هر چند در اسلام از كراهت پوشيدن لباس سياه سخن گفته شده است[75] و مشهور فقهاء نيزپوشيدن لباس مشكي را جز در مواردي كه استثناء شده است را مكروه مي دانند.[76]ولي اخبار وشواهد تاريخي هر چند محدودي بر استفاده معصومين ع از لباس سياه در هنگام مصيبت وعزا دلالت دارد.ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه از اصبغ بن نباته نقل مي كند كه پس از شهادت اميرالمومنين ع وارد مسجد كوفه شدم وديدم “ان الحسنين لبسا السواد علي ابيهما في الكوفه بعد شهادته ….”به درستي حسن وحسين عيلهماالسلام در كوفه در عزاي پدرشان مشكي پوشيدند .[77]ودر جاي ديگر نيز در ذيل وصيت نامه امام علي ع به امام حسن ع ياد آور مي شود كه حسن ابن علي ع پس از درگذشت پدرش بر فراز منبرمسجد كوفه در جامه سياه براي مردم خطبه خواند.[78]ابن مخنف نيز در مقتل الحسين وهمچنين طبري به نقل از او مي نويسد كه اندكي قبل از بازگشت اهل بيت ع از دمشق ؛با اجازه حكومت سه روز براي امام حسين ع در آن شهر عزاداري كردند وهيچ زن قريشي نماند تا اينكه سياه پوشيد.[79]
همچنين امام سجاد ع پس از پايان خطبه تاريخي خود در مسجد دمشق ؛در پاسخ به سئوال منهال كه پرسيده بود اي فرزند رسول خدا ص چگونه صبح كردي ؟فرمود:”….كيف حال من اصبح وقد قتل ابوه وقل ناصره ……قد كسيت انا واهل بيتي ثياب الاسي وقد حرمت علينا جديدالعري “؛ چگونه است حال كسي كه پدرش به قتل رسيده ويارانش اندك واهل وعيالش اسير …همانا من واهل بيتم لباس عزا پوشيديم وپوشيدن لباس نو برماروانيست .[80]
علاوه بر آن خاندان اهل بيت ع در ايام سوگواري از استفاده از آرايش وشانه زدن و رنگ كردن پرهيز مي نمودند . يعقوبي در اين خصوص مي نويسد ؛تاقبل از قيام مختار ثقفي عليه بني اميه از روز شهادت حسين ابن علي زني شانه نزده ورنگ نبسته بود ند.[81]
4-شيوه معصومين ع در سوگواري
1-4-مصيبت خواني ونوحه گري
اولين مصيبت خوانان ونوحه گران حضرت اباعبدالله الحسين ع؛زنان اهل بيت ع بودند .ام كلثوم پس از شهادت امام حسين ع وبازگشت اسب خونين حضرت به خيمه هاچنين ناله سرداد: “وامحمدا واجداه وانبياه ؛واحسناه ؛اين حسين است كه برزمين افتاده ودر كربلانقش زمين شده ؛سرش از قفا بريده شده وعمامه وردايش به غارت رفته ..”[82]
حضرت زينب كبري نيز به هنگام عبور كاروان اسراء به طرف كوفه وبه هنگام عبور از قتلگاه فرياد برآورد “يا محمدا اين حسين است كه بر زمين افتاده وبه خون خود آغشته گشته است واعضايش قطعه قطعه شده اند.يا محمدا اينها دختران تو هستند كه اسير شده اند؛اينها فرزندان توهستند كه بر بدنهاشان باد مي وزد”.[83]
هنگامي كه قافله اسراء وارد كوفه شد حضرت امام سجاد ع و حضرت زينب س وديگر زنان اهل البيت ع آنگونه جانسوز به نوحه گري واقامه عزا پرداختند كه شيون زنان ومردان كوفه بلند شد وبر سرخود خاك مي ريختند.[84]
امام باقر ع فرمود :”وليندب الحسين ويبكيه ويامر من في داره بالبكاء عليه ويقيم في داره مصيبته باظهارالجزع عليه …”[85]در روز عاشورا براي امام حسين ع زاري كرده وبگرييد واهل خانه را هم امر به گريستن كنيد.درخانه خود براي حضرت مجلس عزا برپا كنيد..
امام رضا ع فرمود :”هركس عاشورا را روز مصيبت وحزن وگريه قرار دهد ؛خداوند روز قيامت را روز خرسندي وشادما نيش سازد..”[86]
2-4-گريه كردن وگرياندن
گريه كردن در طول تاريخ بشر يكي از بارزترين شيوه هاي عزاداري وسوگواري وعملي فطري واحساسي بشمار مي آمده است .شيوه اي كه در سيره معصومين(ع) و سيره مسلمانان نيز داراي سابقه بوده است و احاديث فراواني از معصومين ع وارد شده است كه هم بر سيره خود معصومين ع در گريستن بر مصائب حضرت اباعبدالله الحسين ع دلالت دارد و هم گريه كردن وگرياندن در عزاي حسين ابن علي ع را تشويق وترغيب نموده وبرايش پاداش متصورشدند. امام زين العابدين ع هر زمان كه به ياد حادثه كربلا مي افتاد مي گريست [87]. امام باقر عليهالسلام در روز عاشورا براى امام حسين عليهالسلام مجلس عزا برپا مىكرد و بر مصايب آن حضرت گريه مىكرد. در يكى از مجالس عزا، در حضور امام باقر عليهالسلام، كميت شعر مىخواند. وقتى به اينجا رسيد كه: «قتيلبالطف…»، امام باقر عليهالسلام گريه زيادى كرده، فرمود: «اى كميت! اگر سرمايهاى داشتيم در پاداش اين شعرت به تو مىبخشيديم؛ اما پاداش تو همان دعايى است كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله درباره حسّانبنثابت فرمود كه همواره به جهت دفاع از ما اهلبيت عليهمالسلام، مورد تأييد روحالقدس خواهى بود».[88]
امام صادق ع در باره گريه و اندوه مدام جدش فرمود :”او چهل سال بر پدرش گريه كرد “.[89]امام صادق ع فرمود :”فلو علم الباكون اي اجريوجرون لتمنوا دوام هذه الحال حتي المال “.[90]اگر گريه كنندگان بر حسين ع مي دانستند چه اجري براي آنها درنظر گرفته شده هر آئينه تمنا وآرزوي اين را مي داشتند كه تا آخرين نفس در گريه برآ بزرگوار باشند”. همچنين از امام صادق ع حالت تباكي گرفتن وخود را شبيه گريه كننده ساختن وارد شده كه فرمود :”اذا لم يجئك البكاء فتباك فان خرج مثل راس الذباب فبخ بخ “[91] اگر گريه ات نمي آيد ؛خودرا به گريه وادا ركن ؛زيرا اگر به اندازه سرمگسي اشك از چشم توبيرون آيد؛مبارك است وجاي خوشحالي دارد.
امام رضا ع فرمود :”ان البكاء عليه يخطالذنوب العظام “[92].گريه بر امام حسين گناهان بزرگ را محو مي كند.
بيشترين شيوه اي كه امامان معصوم ع در برپايي سوگواري براي شهداي كربلا بكارمي گرفتند ؛گريستن وابراز حزن واندوه بوده است .هرچند گريه كردن حاكي از تاثرنفساني معصومين ع نسبت به فجايع كربلا و ظلم بر خاندان اهل البيت ع بوده است ولي عمده هدف وكاركردي كه امامان معصوم ع از گريه كردن واشك بر شهداي كربلا بدنبال آن بوده اند ؛ مبارزه منفي با حاكمان جور و متوجه كردن جامعه نسبت به مظلوميت اهل البيت ع بوده است .توصيه و وصيت برخي امامان ع در وقف مال براي برپايي سوگواري و گريستن بر آنان حكايت از آن دارد كه معصومين ع در صدد بودند تا با بهره گيري از جنبه هاي دروني وعاطفي گريه ؛ذهن جامعه را با ماهيت وهدف نهضت كربلا كه همان عدالتخواهي واصلاح امر دين ودنياي امت اسلامي است پيوند دهند .
3-4-خطبه خواني وسخنراني
پس از حادثه كربلا؛ امام سجاد ع و زنان خاندان عترت وطهارت ع از هر فرصتي كه در مسير حركت از كربلا به كوفه تا شام و بازگشت به مدينه پيش مي آمد استفاده كرده وبا ايراد خطبه وسخنراني سعي در اثبات حقانيت خود ورسوا كردن چهره دستگاه اموي مي نمودند .در اين خطبه ها وسخنراني ها ؛با ذكر مصائبي كه بر خاندان پيامبر ص در كربلا گذشت مردم را نسبت به فاجعه كربلا و فساد دستگاه حاكم آگاه مي ساختند .خطبه امام سجاد ع در كوفه ودرشام در محفل عبيدالله ابن زياد و در قصر يزيد[93]؛خطبه حضرت زينب در كوفه وشام [94] ؛خطبه ام كلثوم و فاطمه دختر امام حسين ع در كوفه[95] ؛حاوي عالي ترين مضامين در بيان مظالم حكام بني اميه ومصائب خاندان اهل البيت ع وهمچنين تشريح اهداف قيام حضرت اباعبدالله الحسين ع مي باشد.
امام سجاد ع در كوفه چنين سخن گفت :”منم علي ابن الحسين بن علي ع؛پسر آن كس كه در كنار فراتش چون گوسفندان سرببريديد؛با آنكه خوني از او نداشتيدوايشان را حقي نبود.آيا مي دانيدكه شما خود او را بخوانديد و بفريفتيد وعهد وپيمان سپرديد.عجب نيست اگر كشته شد حسين وحال آنكه پدرش بهتروبزرگوارتر از او بودواوهم كشته شد.اي كوفيان سرخوش نباشيد از آنچه بر حسين گذشت كه مصيبت اوبزرگترين مصيبتها بود..”[96]
آنحضرت در مجلس يزيد نيز در بخشي از خطبه خود به نحوه شهادت پدربزرگوارش واسارت اهل بيت آن حضرت پرداخت كه علاوه بر اينكه خود نوعي عزاداري بود به رسوايي حاكمان بني اميه وبيداري مردم انجاميد.[97]
سخنراني ها وخطبه هايي كه امام سجاد ع وساير ائمه در تشريح ماهيت نهضت كربلا ايراد كردند ؛نقشه حكومت اموي را كه قصد داشت با جنايات خود در كربلا رعب ووحشت را در ميان مردم ايجاد نموده و جنبش هاي سياسي را در سرزمين هاي اسلامي سركوب نمايد خنثي نمايدوفضاي سياسي وتبليغاتي منفي شديدي را كه بر عليه امام حسين ع و اهل بيت پيامبر ص براه انداخته بودند را عوض كند وتاثيرگذارترين پيامدها را كه همانا تغيير ذهنيت جامعه ؛برانگيختن احساس عميق ندامت درمردم نسبت به كوتاهي كه دردفاع از اهل البيت ع بعمل آوردند ؛وزمينه سازيبيداري ظهور حنبش ها وقيام هاي مردمي درخونخواهي امام حسين ع در سرزمين اسلامي بر عليه حاكمان اموي را موجب گردد.
4-4-شعرخواني ومرثيه سرايي
به دليل توجه واهميت شعر در نزد عرب وهمچنين ظرفيت هاي تاثير گذار معنوي و عاطفي موجوددر آن ؛ رواياتي بسياري كه در باب سيره معصومين ع در برپايي مراسم عزاداري وارد شده است چنين يادآور مي شود كه امامان معصوم ع به هنگام برپايي مجالس عزا از شاعران ومرثيه سرايان دعوت مي كردند و يا آنان را تشويق مي نمودند تا مصائب شهداي كربلا را به زبان شعر كه ويژه گي فرهنگي عمده عرب نيز بشمار مي آمد بازگونمايند .اين ويژه گي كه بر توجه امامان معصوم ع به سنت هاي جاري در ميان اعراب وهمچنين بهره گيري از زبان هنر در عزاداري تاكيد دارد ؛اين امكان را فراهم آورد تا شاعران كه بسياري از آنان از شاعران بنام نيز محسوب مي گرديدند ؛در قالب شعر به دفاع از اهل البيت ع و روشن كردن اذهان مردم نسبت به نهضت كربلا وظلم وجنايت اموي ها وعباسي ها درحق خاندان پيامبرص ؛بپردازند .
امام سجاد ع در بدو ورود به شهر مدينه به بشير بن جذلم فرمود :اي بشير ؛پدرت شاعر بود ؛آيا تو هم از شاعري بهره اي داري ؟بشير گفت بلي من خود نيز شاعرم .حضرت فرمود :ابياتي را بگو وزودتر از ما به مدينه برو وخبر ورود ما ومصيبت شهادت حضرت اباعبدالله ع را به مردم اعلام كن .وبشير با اين ابيات به اهالي مدينه خبر رساند .[98]
يا اهل يثرب لامقام لكم بها قتل الحسين وادمعي مدار
الجسم منه بكربلا مفرج والراس منه علي القناه بدار[99]
كميت اسدي ؛شاعر بزرگ شيعي نقل مي كند كه به مدينه خدمت امام باقر ع رسيده بودم وهنگامي كه چند بيت شعري كه در باره خاندان اهل البيت ع سروده بودم خواندم آن حضرت همراه فرزندش گريستند وصداي گريه اهل حرم نيز بلند شد.[100] وقتى شعر كميت به اينجا رسيد كه: «قتيلبالطف…»، امام باقر عليهالسلام گريه زيادى كرده، فرمود: «اى كميت! اگر سرمايهاى داشتيم در پاداش اين شعرت به تو مىبخشيديم؛ اما پاداش تو همان دعايى است كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله درباره حسّانبنثابت فرمود كه همواره به جهت دفاع از ما اهلبيت عليهمالسلام، مورد تأييد روحالقدس خواهى بود».[101]
بنابر روایات متعدد، حضرت امام صادق(ع) در روز عاشورا بستگان و اصحاب خود را جمع میكرد و برای امام حسین(ع) عزاداری میكرد. ایشان شاعران را به سرودن شعر در مورد اهل بیت ع و مصائب كربلا تشویق میكردند.[102]امام رضا ع به دعبل خزاعي فرمود :بر حسين مرثيه بخوان ؛مادامي كه توزنده اي ؛ياور ومدح كننده ما هستي ؛پس هرچه توانستي از ياري ما كوتاهي نكن “.[103]
امام صادق ع فرمود:”من انشدالحسين شعرا فتباكي فله الجنه“.[104] هركس براي حسن ع شعري بسرايد وحالت گريه به خود گيرد براوست بهشت .
امام صادق ع فرمود : “اللهم ..وارحم تلك الاعين التي جرت دموعها رحمه لنا وارحم تلك القلوب التي جزعت واخترقت لنا ..“.خدايا آن ديدگان را كه اشك هايش ازروي رحمت وعاطفه بر ما جاري شده ودلهايي را كه به خاطر ما نالان گشته مورد رحمت قرار بده .[105]
5-4-حالات ظاهري ونحوه بروز غم واندوه
نوع حالات ظاهري افراد حكايت از ويژه گي ها ووضعيت داخلي واحساسي آنان دارد.شادبودن وغمگين بودن با بروز وضعيتي خاص از ظاهر تناسب دارد.يكي از شيوه هاي عزاداري رايج بويژه در نزد عرب زدن بر سر وصورت وسينه است .برخي منابع تاريخي برسابقه اين شيوه از عزاداري توسط زنان پيامبر ص در رحلت آنحضرت اشاره كرده اند .[106] در منابع فقهي و روايي شيعه نيزبا استناد به برخي روايات وهمچنين سيره وتقرير اهل البيت ع [107] ؛چاك زدن گريبان ؛ولطمه زدن بر سروصورت وسينه را در عزاي شهداي كربلا جايز شمرده اند . [108] در ابتداي امر خانواده امام حسين (ع) همچون زينب(س)و امّكلثوم و امام سجاد(ع) برای شهدای كربلا به نوحهسرايی پرداختند، به طوری كه كوفيان كه خود در قتل امام حسين (ع) و يارانش نقشی مستقيم داشتند، در كوی و بازار به عزاداری پرداختند . سيد بن طاووس در اين باره مینويسد:« زنها گيسو پريشان كردند و خاك بر سر پاشيدند و چهرههای خويش را خراشيدند و سيلی به صورت زدند و فرياد «واويلا» و «واثبوراه!» بلند نمودند. مردها گريستند و موهای محاسن خود را كندند. هيچ موقعی ديده نشده بود كه مردم بيش از آن روز، گريه كرده باشند ».[109]
هر چند گزارشي از اينكه خود ائمه معصومين ع برسروصورت مي زدند وگريبان چاك مي نمودند وارد نشده ومنابع صرفا برمحزون بودن ؛گريستن وخودداري نمودن حضرات معصومين ع از خوردن وآشاميدن ؛دلالت دارد ولي از آنجا كه برخي از اين واكنش ها كه توسط زنان اهل البيت ع وبني هاشم ودر محضر معصومين ع بويژه امام سجاد ع صورت گرفته ؛حكايت از تقرير معصومين ع نسبت به برخی از این شيوه ها که بر اساس مبنا و محدوده مشخص شده یعنی رعایت حدود شرعی وپرهیز از اعمال باطل , دارد.
از امام رضا عليهالسلام نقل شده است كه فرمود: «چون ماه محرم فرا مىرسيد، كسى پدرم را خندان نمىديد و اين وضع ادامه داشت تا روز عاشورا؛ در اين روز، پدرم را اندوه و حزن و مصيبت فرا مىگرفت و مىگريست و مىگفت: در چنين روزى حسين را – كه درود خدا بر او باد – كشتند».[110]
امام صادق ع فرمود :”كل الجزع والبكاء مكروه سوي الجزع والبكاء علي الحسين ع “.هر ناليدن وگريه اي مكروه است مگر ناله وگريه بر حسين ع .[111] هموفرمود “نفس المهموم لظلمنا تسبيح وهمه لنا عباه ..”.نفس كسي كه بخاطر مظلوميت ما اندوهگين شود تسبيح است واندوهش براي ما عبادت ..[112]
لهوف نقل مي كند هنگامي كه هنگامي كه قافله اسرا ء وارد كوفه شد حضرت سجاد ع ؛زينب س وام كلثوم وديگر اعضاء خاندان اهل البيت ع چنان جانسوز به عزاداري پرداختند كه صداي شيون زنان ومردان كوفه بلند شدوخاك برسرخود مي ريختند.[113]
5-تعطيل كردن كسب وكار
در فرهنگ ملت ها به دليل اهميت برخي وقايع ورخدادهاي تلخ وشيرين وفراهم سازي امكان وفرصت پرداختن به ملزومات وتمهيدات برپايي يابزرگداشت آن مناسبت ويادبود ها ؛روزها وايامي را مردم دست از كارمي كشند تا فرصت پرداختن و بزرگداشت آن مناسبت برايشان فراهم آيد.تعطيل كردن ايام بمناسبت ايام خاص همانند سال نو ويا زادروز ولادت ويا مرگ قهرمانان وشخصيت هاي برجسته امروزه نيز در بسياري از جوامع مرسوم ورايج مي باشد.در طول تاريخ گذشته نيز هر زمان كه شيعه قدرت سياسي يافته است ؛روز عاشورا را به عنوان روز تعطيل رسمي اعلام نموده ودر عمل بر اين سنت اهتمام داشته اند. امروزه حتي در ميان برخي از مسلمانان سني وحتي غير مسلمانان در كشورهايي همانند هند وپاكستان ؛برخي مناطق اندونزي وتايلند [114]؛عاشورا روز تعطيل مي باشد وكاركردن وآرايش وپرداختن به برخي امور را در آن نحس وناميمون مي پندارند.
سفارش وتوصيه امامان معصوم ع به تعطيل كردن كسب وكار در ايام شهادت حضرت اباعبدالله ع نيز تاكيدي است بر عظمت واهميت اين روز وضرورت توجه هر چه بيشتر جامعه اسلامي به نهضت كربلا وفراهم آوردن فرصت وامكان هرچه بيشتر اجتماعات شيعه .روايات وارده از معصومين ع در اين زمينه نيز به دو گروه مي باشد.دسته اي كه بركراهت ونحس بودن كار در روز عاشورا دلالت دارد ودسته ديگر كه تشويق به تعطيلي كسب وكار در اين روز نموده است .
عن ابي جعفر عليه السلام انه قال :”يا علقمه واندبوا الحسين عليه السلام وابكوه ..وان استطاع احدكم ان لا يمضي يومه في حاجه فافعلوه ؛فانه يوم نحس لاتقضي فيه حاجه مومن .وان قضيت لم يبارك ولم يرشد...”[115]
عن ابي الحسن علي ابن موسي الرضا عليه السلام قال :”من ترك السعي في حوائجه يوم عاشورا قضي الله له حوائج الدنيا والاخره ...”[116]
6-مخاطبين وتركيب عزاداران
هرچند به دليل شرايط سياسي حاكم بر عصر ائمه ع وفشارها وتنگناههايي كه از سوي حاكمان بني عباس وبني اميه نسبت به آنها اعمال مي شد اكثر منابع وشواهدي كه برنحوه عزاداري معصومين ع پرداخته مربوط به مجالسي است كه در منازل ائمه ع و با حضور خاندان وبرخي صحابي معصومين ع برپا مي شده است ولي هم گزارش هايي كه در منابع تاريخي در خصوص برپايي عزاداري كاروان اسراء در كوفه ؛شام ومدينه كه درملاء عام و درجمع مردم و در درباريزيد وابن زياد صورت گرفت [117]وهمچنين توصيه ها ويا تقريري كه از معصومين ع درخصوص دعوت عام از مردم بويژه شيعيان براي برپايي عزاداري وارد شده است [118] حاكي از آنست كه امامان معصوم ع از هرفرصتي كه برايشان فراهم بود بهره مي جستند تا پيام عاشورا را به گوش همه برسانند .لذا عزاداري امام حسين ع نيز منحصر به گروه وطبقه خاصي نمي باشد ؛هر چند بسياري از روايات ؛برشيعيان وخانواده هاي آنان تاكيد دارد.[119]
7-مسائل مالي عزاداري وخدمت کردن در مراسم
بذل مال براي احياي دين وشعائر مذهبي واخلاقي ؛ همچنين اطعام در مراسم ميت و دادن خيرات براي او مورد تائيد شارع وامري مطلوب ومورد قبول در بسياري از جوامع وبويژه در اسلام بشمار مي رود .از آنجا كه عزاداري شهداي كربلا عملي مستحبي وديني بشمارمي آمده وبخش لاينفك از هويت مذهبي وفرهنگي شيعه نيز محسوب مي گردد .لذا امامان معصوم ع ضمن سفارش وتاكيد به شيعيان نسبت به بذل مال در راه نهضت كربلا ؛اطعام ؛سقايي وسيراب كردن عزاداران , خود نيزاز طريق پذیرایی از عزاداران ,دادن صله به شعرا وقف مال خود برای برپایی مراسم عزاداری , بدان عامل بودند .
حضرت زین العابدین ع برای زنان عزادار فاطمی وعلوی غذا آماده می کردند .[120]
امام باقر ع ؛اموالي را وقف نمودند تا براي برپايي مجلس عزاداري ايشان در هنگام مني هزينه گردد.[121]
امام صادق ع فرمودند :”اللهم اغفر لي ولاخواني وزوار قبر ابي الحسين بن علي ؛الذين انفقوا اموالهم رغبه في برنا ورجاء لماعندك في صلتنا وسرورا ادخلوه علي نبيك …[122]” بارالها ؛مرا وبرادران مرا كه مال خود را از روي ميل در راه نيكي به ما واميد به فضل تو وصله ما ومسرور نمودن نبي تو انفاق نموده اند بيامرز..
حرعاملي روايتي را از عمروبن علي بن الحسين در خصوص اطعام عزاداران چنين نقل مي كند :”لما قتل الحسين بن علي عليه السلام ؛لبس نساء بني هاشم السوادوالمسوح؛وكن لايشتكين من حر ولابردكان علي بن الحسين عليه السلام يعمل لهن الطعام للماتم “.[123]
8-زيارت کردن وزیارت خوانی
زيارت يكي از بنيادي ترين داده هاي انسانشناسي ديني است كه در بسياري از اديان فرهنگ ها وجود داشته ودارد.زيارت كه از آن به دين درحال حركت نيز تعبير مي شود از نظر لغوي از ريشه زور به فتح زا ؛بعني قصد ودر لغت به ديدار ي گفته مي شود كه با قصد همراه باشد.[124]در تشيع نيز زيارت عمدتا به مفهوم زيارت مزار ائمه معصومين ع وديگر اماكن مقدس بوده وبه متوني كه در قالب دعا ويا عهدنامه كه نوعي وفای به عهد ,ابراز وفاداري واداي احترام به اهل البيت ع می باشدنيز زيارت نامه مي گويند.[125]
حاکم نیشابوری در مستدرک علی الصحیحین نقل می کند که پیامبر ص با هزارنفر مسلح ,به هنگام بازگشت از میدان جنگ ,قبر مادرش را زیارت نمود و انچنان گریست که تا آن روز بیش از این گریه ای از اودیده نشد.[126] امام رضا ع فرمود :”هر امامی در گردن دوستان وشیعیانش عهدی دارد وزیارت قبورشان از مصادیق وفای به عهد وحسن ادای وظیفه به شمار می آید,لذا کسی که ازروی رغبت ومیل به زیارتشان رود,ایشان دذ روز قیامت شفیع او خواهند بود”.[127]
زيارت قبر امام حسين ع وساير شهداي كربلا بويژه در ايام اربعين ؛خواندن زيارت از راه دور ؛ مورد سفارش وتوصيه امامان شيعه بوده است .روايات زيادي از امام صادق ع [128]امام رضا ع [129] وسائر ائمه ع وارد شده كه شيعيان را تشويق به زيارت شهداي كربلا وبرپايي عزا در كنار مقبره حضرت اباعبدالله نموده اند .[130]
في حديث حمادالكوفي ان الصادق ع قال :”بلغني ان اناسا من اهل الكووفه ياتون قبر ابي عبدالله ع في النصف الشعبان فبين من يقرا و يقص …“ ؛به من خبر رسيده كه در نيمه شعبان گروهي از نواحي كوفه ومردمي ديگر بر سر مزار حسين ع مي آيند ونيز زناني براي آنحضرت نوحه گري مي كنند وعده اي قرآن مي خوانند …سپاس خداي را كه ميان مردم گروهي را قرار داد كه به نزد ما مي آيند و ما را مي ستايند وبراي ما مرثيه مي خوانند.[131]
از اينگونه احاديث كه مربوط به عصر امام باقر و امام صادق عليهما السلام مي باشد جنين برمي آيد كه به دليل فضاي نسبتا بازي كه در اين دوره براي شيعه فراهم آمده بود ؛ عزاداري امام حسين ـ ع ـ به عنوان يك مراسم مذهبي ساليانه در ميان مردم رواج يافته بود . از روايت ابنقولويه برميآيد كه در زمان امام صادق ـ ع ـ مردم اطراف كوفه و نواحي ديگر اعم از زن و مرد براي زيارت قبر امام حسين ـ ع ـ و يارانش به كربلا ميرفتند و به قرائت قرآن، ذكر مصائب و نوحهگري و مرثيهسرايي ميپرداختند.[132] اين روال در عصر ساير ائمه تا عصر غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه ادامه داشت وهرساله در ايام اربعين شيعيان از مناطق مختلف با حضور در كربلا به عزاداري مي پرداختند.
شايد اولين زيارت مربوط به توابين باشد .توابين كه در سال 65 ق قيام كردند، قبل از ورود به صحنه نبرد، به زيارت قبر امام حسين(ع) و يارانش رفتند و يك روز و يك شب گريه و زاری و تضرع بسيار نمودند، چنان كه بنابر نقل طبری، كسی تا آن روز چنان گريهای نديده بود. [133]
9- نمادها وتشبيه ها در عزاداري
امروزه در مراسم عزاداري در مناطق مختلف جهان بر اساس سنت هاي اجتماعي وفرهنگي رايج در آن منطقه از برخي نمادها همانند پرچم ؛علم وكتل ؛ حيوانات ؛آتش ؛… استفاده مي نمايند.بررسي منابع روايي وتاريخي چيزي از وجود چنين نمادهايي كه امروزه در ميان شيعيان رايج مي باشد را نشان نمي دهد .هرچند در روايات در خصوص تربت وخاك كربلا ؛به عنوان نماد مقدس ومتبرك ؛و قداست اشك ها و دستمالي كه اشك بر مظلوميت حضرت اباعبدالله ع با آن پاك شده است وهمچنين پاي برهنه وسر برهنه بودن عزادار؛رواياتي وارد شده است .[134]
برخي تشبيه وتمثيل هادر روايات وگزارش ها به معصومين ع نیز نسبت داده شده است .امام زين العابدين ع با مشاهده آب ؛ذبح گوسفند ؛طفل شيرخوار… بي تاب مي شد ومي گريست [135].تشبيه كننده به گريه كن وعزادار يعني حالت تباكي به خود گرفتن پاداش دارد[136].
مواسات ,يعني غمخواري وهم دردي وياري كردن ديگران وديگري را بر خود مقدم قرارداشتن ,شیوه ی دیگری ازهمدردی ومشابهت سازی با فرد سوگوار ورنجدیده است که مورد تاييد اسلام ونظام اخلاقی آن مي باشد .ازاینروشبیه کردن خود به سوگواران اهل البیت ع وهمانند آنان محزون بودن وعزاداری کردن امری مطلوب ومورد حمایت معصومین ع میباشد . پيامبر ص مواساه را يكي از سه عمل برتر براي مومن برشمردند .[137]امام صادق ع نيزيكي از نشانه هاي شيعه را همدردي با برادر مومن مي داند .[138]
10-حدود عزاداری در نزد معصومین ع
معصوم ع ضمن پذیرش سنت های عرفی و رایج در جامعه در برپایی عزاداری ,پایبندی به حدود الهی ,خارج نشدن از آداب وقواعد پذیرفته شده عقلی وعرفی ,و پرهیز ازکارهای بی هدف ووهن آمیز, را به عنوان محدوده عزاداری تعیین نموده اند.[139]
امام صادق ع فرمود :”چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت ,چشم پیامبر ص پر از اشک شد .سپس فرمود ,چشم اشکبار می شود ودل عمگین می گردد,ولی چیزی نمی گویم که خدا را به خشم آورد,وما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم “.[140]
ب :کارکرد ها واهدافی که ائمه ع در برپايي عزاداري دنبال می کردند
1-پي ريزي مكتب تربيتي
هرچند سوگواري ائمه معصومين ع در سوگ جانگداز سيدالشهداء وسايرشهداي حادثه كربلا ؛مي تواند از جنبه هاي عاطفي وطبيعت انساني نيزتوجيه پذير باشد ؛ولي از آنجا كه فعل وقول معصومين ع ماهيتي ديني ومقدس داشته ومبنايي براي مشروعيت عمل مكلفين بشمار می رود ؛لذا سيره معصومين ع در خصوص عزاداري وتوصيه وتاكيد آنها بر زنده نگه داشتن واستمرا رآن ؛نمي تواند صرفا مربوط به بعد عاطفي وشخصي آنها باشد وائمه معصومين ع در مقام تبيين يك مكتب تربيتي وسنت ديني با اهداف وكاركردهاي مورد نظرآن بودند.شهيد مطهري در اين خصوص مي گويد:
“تكاليف شرعي بدون حكمت نيست .منظور اين نبوده كه همدردي وتسليتي باشد براي خاندان پيامبرص ؛به قول روضه خوان ها زهراء را خوشحال كنيم .خيال مي كنيم هراندازه ما گريه كنيم تسلي خاطر بيشتري براي حضرت رسول ص وحضرت زهراء هست .چقدر در اين صورت ما حضرت رسول وحضرت زهراء وحضرت امير راكه هميشه آرزوي شهادت مي كردند وفخر خود مي دانستند ؛كوچك كرده ايم وخيال مي كنيم هنوز هم بعد از هزاروسيصد سال در حال فزع وجزع مي باشند.بلكه مقصود اين است كه داستان كربلا به صورت يك مكتب تعليمي وتربيتي هميشه زنده بماند.پس معلوم مي شود فلسفه اين كارنفرت و تقبيح كارهاي دشمن و تشويق به اين نوع كارهاست . البته حضرت زهراء خوشحال مي شود اما از باب اينكه نيت وهدف حضرت زهرا س ؛ حضرت رسول ص وحضرت امام حسين ع هم يكي است وآن “يتلوا عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمه “[141] است .البته خوشحال مي شود كه به وسيله ذكر فرزندش حسين مردم در دنيا وآخرت سعادتمند شوند؛مردم در همان راهي حركت كنند كه فرزندش حسين حركت كرده است .”[142]آيا منظور از عزاداري همدردي وتسليت است ويا منظور بردن ثواب است ؟درصورتي كه خودثواب وكاردرست ومعقول داراي مصلحت ذاتي است پس نخست بايد ببينيم كه آن مصلحت ذاتي كه در سلسله علل حكم است چيست تا نوبت برسد به ثواب كه در سلسله معلولات حكم است .”[143]حسين يك شخصيت حماسي است اما نه آن طور كه رستم افسانه اي يك شخصيت حماسي است .حسين يك شخصيت حماسي است اما حماسه انسانيت ؛حماسه بشريت ؛سخن حسين عمل حسين روح حسين همه چيز حسين هيجان است تحريك است درس است القاء نيروست.”[144]حادثه عاشورا وتاريخچه كربلا دو صفحه دارد ؛يك صفحه سفيد ونوراني ويك صفحه تاريك سياه وظلماني .صفحه سياه تاريخچه عاشورا جنايت است ؛مصيبنت است ؛رثاء است .اين تاريخچه صفحه ديگري هم دارد كه قهرمان آن صفحه حسين است .در اين صفحه ديگر جنايت نيست ؛تراژدي نيست ؛بلكه حماسه است ؛افتخار است ؛نورانيت است ؛تجلي حقيقت و انسانيت است ؛تجلي حق پرستي است واين صفحه اي است كه بشريت بدان افتخار مي كند.حسين فقط يك تن نيست يك مكتب است وبعد از مرگش زنده تر مي شود.زينب هم به يزيد همين راگفت ؛[145]كه هرنقشه اي كه داري بكارببر ولي مطمئن باش تو نمي تواني برادر مرا بكشي وبميراني ؛او نمرد بلكه زنده ترشد.”[146]
2- عزاداري معصومین ع وتاثیر آن در ظهور جنبش هاي سياسي شيعي
پس از حادثه كربلا به دليل تاثيری که خطبه ها و سخنان امام سجاد ع وخاندان اهل البيت ع از خود برجای گذاشت توانست مشروعيت حكومت امويان در نزد افكار عمومي را متزلزل كرده و موجبات سقوط امويان و همچنين ظهور وگسترش نهضت هاي فكري وسياسي شيعه را فراهم آورد.[147] بيشتر قيام هاي دوران امويان همانند قیام توابین ,قیام مختار ،قیام زید ….براي خونخواهی از شهدای کربلا شکل گرفت [148].خطبه هاي حضرت سجاد ع واهل البيت ع تاثير رواني واجتماعي گسترده اي به همراه داشت و وجدا نهاي خفته مردم كوفه وشام را بيدار و موجي از انقلاب هاي سياسي وعقيدتي وبيداري در عراق وحجاز موجب گشت . معصومین ع توانستند با بهره گیری از تاثير رواني واجتماعي گسترده اي از طریق تبیین نهضت کربلا دنبال می نمودند وجدا نهاي خفته مردم كوفه وشام را بيدار و موجي از انقلاب هاي سياسي وعقيدتي وبيداري در عراق وحجاز براه بیندازند. در پی این بیداری بود که مردم کوفه با شعار خونخواهي امام حسين (ع)، به رهبري سليمان بن صرد خزاعي، براي انتقام جمع مي شوند و بر مزار امام حسين(ع) رفته و گريه و ناله مي كنند. مردم كوفه و شام و مدينه، پس از شهادت امام حسين(ع) عزاداري مي كنند و شعرا و سرايندگان عرب، اشعار فراواني در سوگواري می سرایند .
نيكلسون می گوید :”حادثه كربلا مايه پشيماني وتاسف امويان شد زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد وبراي انتقام حسين ع همصدا شدند وصداي آنها در همه جا ومخصوصا به نزد ايرانيان كه مي خواستند از نفوذ اعراب آزاد شوند ؛انعكاس يافت “.[149]
استادمطهري در این زمینه می گوید :”بعد از شهادت امام حسين ع يك انقلابي در اسلام پيدا شد ؛اين اثر در اجتماع از آن جهت بود كه امام حسين ع با حركت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده كرد ؛احساسات بردگي واسارتي را كه از اواخر زمان عثمان وتمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامي حكمفرما بود تضعيف كرد وترس را ريخت ؛احساس عبوديت را زايل كرد وبه عبارت ديگر به اجتماع اسلامي شخصيت داد.او بر روي نقطه اي از اجتماع انگشت گذاشت كه بعدا اجتماع در خودش احساس شخصيت كرد.كوفه پس از سه سال انقلاب كرد وپنج هزار نفر تواب از همين كوفه پيداشدندوسرقبر حسين ع رفتند ودر آنجا عزاداري كردندوگفتند تا انتقام خون حسين ابن علي ع را نگيرند از پاي نمي نشينند.[150] حسين ابن علي به نام يك نفر مصلح واصلاح طلب كه بايد در امت ايجاد كرد قيام كرد وبه مردم عشق وايده داد.حسين بن علي ع درس غيرت داد درس تحمل وبردباري به مردم داد درس تحمل شدائد وسختيهابه مردم داد.حسين ابن علي روح تازه اي دميد ؛خون ها را به جوش آورد؛غيرتها را تحريك كرد ؛عشق وايده به مردم داد درس مقاومت وايستاده گي در مقابل شدائد به مردم داد همان مردمي كه تا آن مقدار مي ترسيدند تبديل به يك مردم شجاع ودلاورشدند .[151]
3-احياءوگسترش شعائر ديني
در سیره امامان معصوم ع ؛علاوه بر جنبه هاي مهرورزي وعاطفي ؛وهمچنین آثار وفوايد اجتماعي ؛اخلاقي ؛ فرهنگي وسياسي که معصومین ع در برپایی مراسم عزاداری بدنبال آن بودند , ائمه در صدد بودند تا در قالب عزاداری برخی سنت ها ی فرهنگی ودینی را نیز معرفی کرده وشیعیانرا نیز بدان تشویق نمایند.معصومین ع برپایی عزاداری را فرصت مناسبلی جهت احیای دین و تقویت پیوندهای شیعه با خاندان اهل البیت ع می دانستند.لذا علاوه بر اینکه بخشی از روایات وارده از ائمه معصومین ع به تشریح آثار وضعی وبار معنوی مراسم عزاداری در فرد وجامعه پرداخته است . در بخشی دیگر بر اهمیت آن در ایجاد میان شیعه با امام معصوم ع نیز یادآوری گردیده است .مردم كوفه و شام و مدينه، پس از شهادت امام حسين(ع) وفاداری خود به خاندان اهل البیت ع را در قالب برپایی عزاداري بروز داده و همچنین شعرا و سرايندگان عرب، هویت مذهبی وسیاسی خود را در قالب ارائه اشعار ی که در سوگواري حسین ع وتبیین پیام نهضت کربلا ارائه می دادند نشان می دادند .
امام صادق ع به فضيل ابن يسار فرمود :آيا مجلس تشكيل مي دهيد وبا هم در باره ما سخن مي گوييد ؟فضيل گفت آري .امام فرمود :من اين مجالس را دوست دارم ؛پس هدف مارا زنده نگه داريد .خدا رحمت كند كسي را كه هدف وامر ما را احياكند.اي فضيل كسي كه ما را ياد اورد ويا در نزدش از ما يادشود واز ديدگانش به اندازه بال مگسي اشك بيرون ايد خداوند گناهانش را بيامرزد.[152]
همین گسترش واحیای معارف اهل البیت ع ,رشد بعدي تشيع به محور تقابل سياسي بين رهبر حقيقي يعني امام وحاكم بالفعل يعني خليفه را موجب گشت .جنبه های مصيبت آور از تاريخ كربلا منجر به پيدايش سنت هاي مختلف عزاداري در ميان مسلمانان بويژه شيعيان گرديد كه طي آن ضمن یادآوری مصائب كربلا بعضا موجب نگرشي نو به اسلام شده است .قبور شهداي كربلا وامام حسين ع به زيارتگاههاي مهمي تبديل گشت كه خود منشاء برخي تحولات ورخدادهاي تاريخي گشت .همانگونه که استاد مطهري در این زمینه می گوید:”امام حسين ع يك سوژه بي نظير ي است در اسلام از نظر تجديد حيات اخلاقي واجتماعي اسلام واز نظر بر انگيختن احساسات انقلابي وحماسي واز نظر تكوين شخصيت “.[153]
ج:سنت هاوكاركردهاي عزاداري در ميان شيعيان
بنظر مي رسد سير صعود ونزول سنت هاي عزاداري در ميان شيعيان بسيار متاثر از وضعيت وشرايط سياسي بود.اوج گسترش عزاداري در ميان شيعيان عمدتا مربوط به دوره هايي است كه شيعه از قدرت سياسي برخوردار بوده و يا مناسبات سياسي شيعه با حاكمان بهبود يافته بود.بطور كلي مي توان چهار دوره اصلي از سير تاريخي سنت هاي عزاداري در ميان شيعيان را ترسیم نمود.
1—سنت هاي عزاداري شيعيان در عصر معصومين ع
شيعه در دوره بني اميه وبني عباس ؛عليرغم محدوديت ها وفشارهاي فراواني كه با آن مواجه بود ؛ ازهر فرصتي كه برايشان فراهم مي گرديد به برپايي عزاداري هر چند محدود و بعضا بصورت مخفي مي پرداخت.نخستين عزاداري توسط شيعيان ؛ از سوي مردم مدينه بويژه زنان بني هاشم در مدينه بود كه پس از ورود اسراي كربلا آغاز وسالها ادامه داشت .[154] قبائل كوفه نيز پس از شهادت حسين ابن علي ع در عزاي اوبه ماتم نشستند وعزاداري كردند .[155] ابن خلدون به عزاداري توابين بر سر قبر حسين ع اشاره مي كند [156] ودر روايات وارده از معصومين ع نيز گزارش هايي از تشويق وترغيب ائمه معصومين ع نسبت به سنت هاي جاري در ميان شيعيان در خصوص عزاداري وارد شده است . امام صادق ع به حماد بصري فرمود :به من خبر رسيده كه در نيمه شعبان گروهي از مردم كوفه ومردمي ديگر بر سر مزار حسين ع مي آيند ونيز زناني براي آن حضرت نوحه گري مي كنند …سپاس خداي را كه در ميان مردم گروهي را قرار داد كه به نزد ما مي آيند وما را مي ستايند وبراي ما مرثيه مي خوانند “[157]
در اين دوره ؛عزاداري ها بصورت محدود و وبا رعایت تقيه وبرپايه سنت هاي جاري در نزد عرب كه شامل نوحه خواني ؛مرثيه سرايي ؛برسروصورت زدن ,گریه کردن وسرودن شعر ومنقبت خواني بود صورت مي گرفت .امامان معصوم ع نيز اين شيوه از عزاداري را تائيد نموده وبر شكل سنتي عزاداري تشويق مي نمودند .[158] عمده هدفی که شیعیان در این دوره ازبرپایی عزاداری دنبال می کردند اعلام حمایت ووفاداری مذهبی وسیاسی با اهل بیت پیامبر ص وبرائت ومخالفت با بنی امیه وبنی عباس بود.
2-سنت وکارکرد عزاداري در دوره آل بويه (322-448 ق )
عليرغم برخي ترديدهاي موجود در خصوص ديدگاههاي مذهبي آل بويه ونسبت فكري آنان با شيعه اماميه يا زيديه [159]؛ ظهور آل بويه كه توسط سه برادر ايراني از منطقه ديلم وبا استقلال طلبي وسلطه بر مناطقي در ايران وعراق وهمچنين فتح خلافت بغداد شكل گرفت ؛توانست فرصت مناسبي را بر شيعه فراهم آورد تا پس از چند قرن كه تحت فشارهاي سياسي خلفاي اموي وعباسي بسر مي بردند ؛آزادانه به اجراي مناسك مذهبي خود بپردازد .آل بويه نخستين گروهي بودند كه مراسم عاشورا را به صورت رسمي و دولتي برگزار و از آن حمايت مي كردند .آنها كه تحت تاثير علويان طبرستان به اسلام وتشيع گرويده بودند [160] در طي حكومت خود كه بيش از يك قرن بطول انجاميد ؛به اظهار شعائر ومراسم مذهبي شيعه همانند برپايي مراسم عزاداري ؛زيارت مشاهد وتعميير وتزئين آنها وتكريم علما وفقهاي شيعه همت گماشتند .[161] ابن خلدون [162]؛ابن كثير [163]يافعي [164] طبري [165] ؛ابن مسكويه وابن اثير [166]وبرخي ديگر از مورخان به شرح برخي از اقدامات صورت گرفته در دوره آل بويه در برپايي عزاداري براي شهداي كربلا وتبليغ وترويج آن در ميان مردم پرداخته اند .
ابن كثير (وفات 774 ق ) مي نويسد :”رافضيان در دولت بني بويه در حدود سال 400 هجري اسراف وزياده روي مي كردند.در بغداد وساير شهرها در روز عاشورا در بازار وخيابانها طبل مي زدند وبر سر خويش كاه وخاكستر مي پاشيدند وبر خيمه ها كرباس آويخته بودند و مي گريستند وبسياري از آنها به جهت همدردي با حسين آب نمي نوشيدند .زنان صورتهايشان را باز مي كردند و مي گريستند و به صورت وسينه خود مي زدند وپابرهنه در بازار مي رفتند”.[167]
ابن اثير(متوفي 630ق ) نيز مي گويد :”در دهم محرم سال 352 ؛معزالدوله مردم را فرمود تا دكانهاي خود را ببندند وبازارها وخريدوفروش را كنار نهند وسوگ سر دهند ورواندازي پشمينه بر دوش افكنند وزنها موي پريشان كنند وجهره سيه گردانند وگريبان بدرند و در شهر به سوگ بگردند وبا ياد حسين ابن علي ع تپانچه برچهره نوازند.مردم نيز چنين كردند وسنيان توان جلوگيري نداشتند ؛چه شمار شيعيان بسياربود وحكومت همراه آنان “.[168]
طي اين دوره عزاداري متاثر از دو ويژه گي عمده ؛ يعني قدرت سياسي شيعه و همچنين وجهه ايراني حاكمان آل بويه بود.از اينرو عليرغم اينكه خلافت بغداد بنام خلفاي سني عباسي بود ولي مراسم عزاداري به شيوه علني ؛ رسمي ودولتي برگزار مي گرديد.مراسم عزاداري به نوعي نمايش قدرت سياسي شيعه در مقابل جريان سني بشمار مي رفت وحاكمان شيعي مسلك آل بويه در صدد بودند تا با با اظهار علني شعائر ومراسم شيعي ؛ بهره گيري از شيوه هاي مختلف همانند فراخواندن جمعيت بيشتر جهت شركت در مراسم عزاداري ؛بهره گيري از آلات وادوات ويژه و همچنين تعطيل كردن روز عاشورا به عنوان تعطيل رسمي ؛بر عظمت اين روز ونمايش قدرت سياسي خود بيفزايند. در اين دوره همچنين از منابع دولتي براي تامين هزينه هاي مراسم عزاداري نيز استفاده مي شد وقبور ائمه شيعه ع بازسازي واحياء شد. از ديگر سوي در اين دوره برخي سنت ها واداب ورسوم ايرانيان در عزاداري همانند كرباس آويختن وطبل زدن واستفاده از علم وپارچه هاي رنگارنگ نيز كه از سنت هاي ديلميان بود[169]بر مراسم عزاداري افزوده گشت . اين دوره نخستين شاعران مرثيه سراي فارسي نيز شكل گرفت وبرخي از شعراي بزرگ پارسي گوي همانند كسايي مروزي ؛ناصر خسروقبادياني و معزي نيشابوري اشعاري را در شرح مصائب اهل البيت ع در كربلا و مدح حسين ابن علي ع سرودند .[170] گسترش نمادها وآئين هاي شيعي در اين دوره به واكنش سني ها بويژه در بغداد وكرخ گرديد [171]وهرچه قدرت سياسي آل بويه روبه تضعيف مي نهاد ؛بر دامنه هجوم سني ها به عزاداران وهمچنين نسبت به كاهش دامنه برپايي مراسم عزاداري شيعيان نيزتاثير گذاربود.[172]
3-سنت ها وکارکردهای عزاداري در عصرصفويه
تاسيس سلسله صفوي در 907 ه.ق و به رسميت شناختن تشيع اثنا عشري در ايران فرصت تاريخي ديگري براي گسترش سنت هاو آموزه هاي شيعي بويژه سنت هاي عزاداري در ايران وبرخي ديگر از كشورهايي همانند هند وبرخي مناطق آسياي جنوب شرقي ؛ كه در دوره صفويه وبدنبال رشد وگسترش شيعه در ايران به تشيع روي آورده بودند را فراهم آورد.از آنجا كه سياست برقراري حكومت مقتدر شيعي مذهب در ايران هدف اصلي شاه اسماعيل صفوي وجانشينان وي محسوب مي گرديد لذا با رسمي شدن مذهب شيعه در ايران وبين النهرين [173]وهمچنين گسترش حضور ونفوذ عالمان دين در دستگاه حكومتي ؛نمادهاي مذهبي وآئيني شيعه بويژه مراسم عزاداري امام حسين ع نيز درايران وديگر مناطق تحت نفوذ صفويه گسترش يافت .علاوه بر ريشه هاي اعتقادي صفويه به اهل البيت ع واهتمامي كه نسبت به حفظ وگسترش فرهنگ شيعي بخرج مي دادند ؛ دولتمردان صفوي سعي مي كردند تا از محرم وواقعه كربلا در تشجيع وبسيج مردم در برابررقباي سني خودبويژه عثماني ها وازبك ها وهمچنين ترويج وتبليغ در ميان اهل سنت وتقويت باورهاي مذهبي شيعيان تشيع بهره گيرند.[174]
در اين دوره ,سنت های عزاداری در قالب ,مقتل نويسي ؛مرثيه سرايي فارسي ؛رواج ساخت ووقف بناهايي تحت عنوان تكايا وحسينيه ها ؛گسترش هيئت هاي عزاداري وتشكلات اجتماعي براي برپايي عزاداري در شهرها ؛روستاها ومحله ها ؛تعزيه ؛شبيه خواني وشبيه گرداني ؛استفاده از آلات موسيقي ؛پرده داري و شمايل گرداني ؛سينه زني ؛زنجيرزني وقمه زني ؛رنگين كردن بدن ؛برپايي علم وكتل وبيرق ؛سنگ زني (چاك چاكو ها )[175] ؛سوزاندن مجسمه قاتلان شهداي كربلا ؛نخل گرداني ؛ استفاده از حيوان در مراسم و اطعام دادن ونذري دادن و وعظ وخطابه رواج داشت [176].آثاري همانند روضه الشهداء [177]؛مربوط به اين دوره است و شعرايي همانند محتشم كاشاني ؛اسماعيل خطايي ؛ملامحمد فضولي ؛مجذوب تبريزي ؛فيض كاشاني ؛ثنايي مشهدي وبرخي ديگر در اين دوره به خلق اثارماندگاري در زمينه شعر عاشورايي به زبان فارسي پرداختند.[178]
نكته قابل توجه در اهميت دوره صفويه در سنت هاي عزاداري اينكه ؛در دوره هاي پس از صفويه يعني در دوران افشاريه ؛زنديه وقاجار نيز رسوم عزاداري ماه محرم عمدتا متاثر از دوره صفويه بوده وتغيير چنداني نداشت هرچند بنظر می رسد تعزيه خواني در دوره قاجار بيش از هر دوره ديگري گسترش يافته بود وعلاوه بر پررنگ ترشدن وجه درباري وتشريفاتي وتجملاتي مراسم وسنت هاي عزاداري ؛اهتمام به ساخت تكايا وحسينيه ها نيز در دوره قاجار بيش از گذشته بود. بسياري از سنت هاي عزاداري كه در ميان شيعيان واهل سنت شبه قاره ؛وكشورهاي تايلند ؛اندونزي . .رواج یافت همانند استفاده از نمادها ؛رنگ ها؛ حيوانات ؛آتش و.. نیزمتاثر از سنت هاي دوره صفويه مي باشد.[179]
4-عزاداري در دوره معاصر
عزاداري دردوره معاصر تابع شرايط سياسي حاكم بر جوامع شيعي بود .حضور دولت هاي سكولار وغربگرا در عراق ؛ايران وبرخي مناطق ديگر وهمچنين تشديد فشارهاي مذهبي وسياسي بر اقليت هاي شيعه در كشورهاي حائز اكثريت سني يا غير مسلمان ؛در نحوه وميزان پايبندي جوامع شيعي به سنت هاي عزاداري تاثيرگذار بوده است .در دوره رضاشاه با هدف مبارزه با سنت گرايي مذهبي وكنترل نفوذ روحانيون در جامعه ؛در دوره اي برپايي هرگونه مراسم عزاداري ممنوع گرديد .در دوره سلطه حزب بعث در عراق نيز ؛برپايي عزاداري توسط شيعيان ممنوع ومحدود در خانه ها بود.دوره پهلوي دوم نيز از جنبه هاي سياسي عزاداری جلوگيري می شد وعمدتا از آن در قالب يك سنت فرهنگي ومذهبي فارغ از ماهيت سياسي آن برداشت مي شد.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ؛از ميزان نقش دولت ها در مراسم عزاداري كه در دوره صفويه وقاجار رواج داشت بشدت كاسته شد .روحانيت وحوزه هاي ديني وهمچنين هيئت هاي مذهبي نقش اصلي را در برپايي مراسم عزاداري بر عهده گرفتند. شايد به دليل همين ويژه گي و مخالفت علماء با برخي سنت هاي عزاداري همانند تعزيه بود كه در اين دوره شاهد افول هنر عاشورايي كه در دوره صفويه وبويژه قاجار در قالب نماش تعزيه خواني ؛پرده خواني ؛ و..رونق داشت مي باشيم . نكته ديگر اينكه ؛در اين دوره از جنبه هاي ملي وفراملي سنت هاي عزاداري كه در دوره صفويه وقاجار در داخل وخارج از مرزهاي ايران وجود داشت كاسته شد وعزاداري ها عمدتا متاثر از سنت هاي محلي ومنطقه اي موجود در همان منطقه ومحل خود گرديد .اين ويژه گي نيز در سنت هاي عزاداري شيعيان در هند ؛آسياي جنوب شرقي وساير نواحي نيز قابل ملاحظه بوده و به دليل كاهش ارتباطات ومناسبات اقليت هاي شيعه در مناطق فوق با ايران وعراق ؛شاهد نوعي بومي سازي سنت هاي عزاداري وهمچنين تغييرات ماهوي ناشي از نفوذ وتاثير فرهنگ وسنت هاي غير شيعي وغيراسلامي در مراسم عزاداري شيعيان در هند وآسياي جنوب شرقي وديگر مناطق مي باشيم .[180]
-كاركردهاي عزاداري در دوره معاصر
- انقلاب اسلامي وتقويت كاركردهاي سياسي عزاداري
همانگونه که ظهور انقلاب اسلامی به عنوان قدرت نوظهورسیاسی در عرصه های بین المللی توانست فصل نوینی از حیات وگسترش شیعه درجهان را رقم زند ، فرصت مناسبی را نیز براي توسعه وترویج سنت های مذهبی شيعه وعمل به شعائر ديني ؛افزايش كمي توجه جامعه به حضور در مراسم عزاداري ؛افزايش سهم ونقش دولت ودستگاههاي دولتي در حمايت وپشتيباني از مراسم عزاداري را فراهم آورد.
از اينرو ؛شايد بتوان ظهور انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني ره را تاثيرگذارترين دوره تاريخي در گسترش كمي وكيفي مراسم عزاداري برشمرد.وجه عمده اين تاثير گذاري از آنروست كه انقلاب اسلامي ايران برپايه قيام امام حسين ع ونهضت كربلا شكل گرفت وبيشترين بهره را نيز از فرصت محرم وعزاداري در تهييج احساسات مذهبي مردم بر عليه رژيم شاه برد. امام خميني كه قائل به پيوستگي تام ميان سياست وديانت بود ؛وجه اصلی عزاداري را ماهیت سیاسی وظلم ستیزی آن می دانست وهمواره بر ضرورت توجه به ماهیت وکارکرد عزاداری در احیاء اسلام سیاسی وبیداری امت اسلامی تاکید می نمود.
تاكيد وتوجه روحانيت انقلابي شيعه بويژه امام خميني ره به اين ويژه گي از آنروبود كه به جامعه يادآورشوند كه صورت وظاهر عزاداري كه متاثر از سنت ها ؛فرهنگ ها وشرايط محيطي ؛ اجتماعي وسياسي وهمچنين ذهنيت هاي تاريخي ؛ قالب هاي رفتاري ؛ نمادها وعلامت هاو سمبل ها مي باشد داراي ابعاد باطني وجنبه هاي معنوي نيز مي باشد كه علاوه بر اندوه واظهار تاسف دروني و واكنش هاي احساسي ؛ مي بايستي به كاركرد اصلي عزاداري يعني الگو شدن قيام عاشورا براي جامعه درمسير مبارزه با ظلم و انجام وظايفي كه نسبت به دين دارد توجه نمود .
امام خميني در اين زمينه می گویند :”ما بپا می کنیم این مجالس عزا را ؛ما همان مساله را داریم می گوییم ,مقابل ظلم است ؛مقابل ظلم ستمکاران ؛مازنده نگه داشتیم ؛خطبای ما زنده نگه داشتند قضیه کربلا را وزنده نگه داشتند قضیه مقابله یک دسته کوچک اما با ایمان بزرگ ؛در مقابل یک رژیم طاغوتی بزرگ .گریه کردن بر شهید ،نگه داشتن ،زنده نگه داشتن نهضت است .دستور العمل امام حسین ع دستور است برای همه ؛”کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا “دستور است به اینکه هرروز ودر هرجا باید همان نهضت را ادامه بدهیم .بچه ها وجوان های ما خیال نکنند که مساله ،مساله ملت گریه است ،این را دیگران القاء کردند .آنها از همین گریه ها می ترسند برای اینکه گریه ای است که گریه بر مظلوم است ،فریاد مقابل ظالم است ،دسته هائیکه بیرون می آیند ،مقابل ظالم هستند ،قیام کردند .اینها را باید حفظ کنید ،این شعائر مذهبی مکاست که باید حفظ بشود،اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود..”.[181]
2-عزاداري ؛ بزرگترين مناسك جمعي ومذهبي شيعه درجهان
بزرگترين ومتراكم ترين اجتماعات مذهبي شيعه ؛ مربوط به ماه محرم است كه در آن شيعيان بمناسبت ايام سوگواري شهداي كربلا در مراكز مختلف اجتماع مي نمايند.اين امر امروزه به دليل افزایش قدرت سياسي شیعه دربرخي كشورها وهمچنين رشد جمعيتي آنها ؛تبديل به نوعي قدرت نمايي سياسي ومذهبي شيعه نيز شده است .عمده مراسم عزداري توسط شيعيان در مراكز عمومي وبصورت جمعي اتفاق مي افتد.اجتماع عظیم عزاداران در روز عاشورا در ايران وبسياري ديگر از مناطق جهان كه با حضور وشركت دهها ميليون شيعه صورت مي گيرد بزرگترين اجتماع مذهبي سالانه شيعه بشمار مي رود. همچنين مراسم اربعين در عراق را می توان يكي از عظيم ترين وباشكوه ترين اجتماعات مذهبي در جهان بشمار آورد كه هر ساله با حضور بيش از سيزده ميليون تن ازشيعيان عراق وبرخي ديگر از كشورها شكل مي گيرد.در اين نمايش مذهبي كه حجم جمعيتي آن بيش از تعداد سالانه زائران حج مي باشد؛میلیونها شیعه با پای پیاده از مناطق مختلف عراق برای اجرای مناسک عزاداری اربعین خود را به کربلا یعنی مرقد سیدالشهداء می رسانند و طی آن جلوه هاي گسترده اي از سنت هاي ديني وفرهنگي عزاداري شيعه همانند زيارت ؛ سينه زني ؛پياده روي ؛اطعام ؛ساختارها ونمادهاي اجتماعي عزاداري ؛..را بنمايش مي گذارند. همچنین دربسیاری از کشورهای اروپایی وآسیایی نیز که شیعه به عنوان اقلیت در آن زندگی می کنند نیزبزرگترین اجتماع سالانه این افلیت ها در این کشورها , مربوط به مراسمی است که شیعیان بمناسبت عاشورا وبرای انجام مناسک عزاداری گردهم جمع می آیند.
3-عزاداري محرم وفرصت روئيت پذيري هر چه بيشتراقليت هاي شيعه
در علوم اجتماعي ؛ديده شدن يا مرئيت[182] ؛يكي از شيوه هاي مبارزه اقليت هاي مذهبي وفرهنگي وقومي براي كسب حقوق بيشتر و به رسميت شناخته شدن در بين اكثريت بشمار مي رود.برگزاري آئيين ها ومناسك جمعي اقليت شيعه در كشورهايي كه در كنار اكثريت سني ويا غير مسلمان زندگي مي كنند ؛امروزه نيز نوعي مبارزه براي ديده شدن وبه رسميت شناخته شدن [183]وتنظيم روابط قدرت ميان اقليت مذهبي با اكثريت تلقي مي شود.اين ويژه گي را امروزه مي توان در ميان اقليت هاي شيعه در شبه قاره وهمچنين كشورهاي عربي وآسياي جنوب شرقي يعني اندونزي ومالزي و در اروپا وآمريكا مشاهده نمود.در ایام محرم ,گروههای شیعه علیرغم برخی تقاوت ها واختلافات میان خود ؛سعی می نمایند با اجتماع در کناریکدیگر وبرپایی عزاداری ,حضور خود را به عنوان یک افلیت مذهبی بنمایش بگذارند.
4-عزاداري ؛ وجه زنده وتاثيرگذار دينداري اجتماعي واعلام وفاداري مذهبي
عزاداري ؛ نوعي واكنش و رفتار جمعي شيعه نسبت به موضوع آزار ورنج امامان معصوم ع بشمار مي رود .در نظرگاه شيعه ,امام معصوم ع تنها يك حاكم وخليفه نيست بلكه امامت نقطه مركزي انديشه كلامي واعتقادي شيعه بوده وامان معصو م ع به عنوان انسانهاي برگزيده و واجب الاطاعه ؛ از شان ومنزلت ويژه اي برخوردار مي باشند.در باور شيعي ؛امامان شيعه مورد آزار واذيت حاكمان جور قرارگرفته وبدست مخالفان وظالمان مظلومانه شهيد يا مسموم شدند.از اينرو برپايي مراسم عزاداري توسط شيعه نوعي يادآوري اين مظلوميت وابراز همدري جمعي با آنها ونماياندن چهره دشمنانان است . امروزه نيز محرم وصفر فرصت زماني مناسبي است براي شيعه تا طي آن با برپايي عزاداري ؛ وفاداري خود به امامان معصوم ع را در قالب دينداري اجتماعي بنمايش درآورد.اهميت اين موضوع زماني قابل درك است كه دريابيم عزاداري امام حسين ع براي برخي اقشار از جوامع شيعي بويژه آنهايي كه غیر مذهبی بوده یا در محيط هاي غير اسلامي وغير شيعي هضم شده اند وتعلقي به مناسك ديني ومذهبي فردي خود ندارند؛ تنها وجه متمايز كننده وباقيمانده از هويت شيعي آنان بشمار مي رود. از ديگر سوي ؛امروزه هيئت هاي عزاداري به شبكه هاي اجتماعي گسترده اي تبديل شده است كه علاوه بر فراهم سازي فرصت همياري در اجراي مناسك ديني وآئيني ؛اين امكان را براي اعضاء شبكه كه در قالب هيئت ها به يكديگر پيوند خورده اند فراهم مي سازد تا مناسبات وروابط خود را براي هميشه حفظ کرده واز آن بهره گيرند. همانگونه که عاشورا در منسجم کردن و تحول بخشيدن به حركت هاي اجتماعي شیعه ؛شكل دادن قيام ها وجنبش هاي سياسي ؛ترویج عدالتخواهي وآزاديخواهي در آنان تاثیر بسیار داشته است ,مراسم عزاداری نیز توانسته فرهنگ و سنت هاي ديني ومذهبی را از نسلي به نسلي ديگر منتقل نماید.
هاليستر در شرح مفصلي كه از سنت هاي آئيني محرم در نزد شيعيان هند مي دهد به برخي جنبه هاي تاثير گذاري عاطفي واجتماعي اين سنت ها نيز اشاره مي كند. وي ضمن تاكيد بر اهميت محرم در نزد مسلمانان وشيعيان و همچنين پيوند ميان نشر مذهب شيعه با مراسم محرم ؛ اشاره دارد وياد آور مي شود :” رشته اي كه مراسم عزاداري ده روز اول وبقيه محرم را به هم پيوند مي دهد وموجب هماهنگي مي گردد “مجالس عزاداري ” است .در اين مجالس وقايع اين ايام ؛جزء بجزء ذكر مي شود.در روزهاي اول ودوم ؛دوستان وخويشاوندان به ديدار يكديگر مي روند و در اين ديدارها شرحي در باره عزيمت امام بر خلاف تمايل خانواده اش ومراحل سفر آن حضرت و ورود او به كربلا بازگو مي شود.روزهاي چهارم وپنحم ؛روزهاي ذكر مصائب ياران امام است وهر يك از روزهاي ديگر به يكي از شهداي خاندان حسين ع و وقايع آن اختصاص دارد.تعزيه از لوازم اصلي محرم است .در عرف شيعي اين كلمه بمعني سوگواري وتعزيه امام حسين ع است ولي در شمال و نواحي حنوب هند ودر بين سني ها اين تعزيه ها را قبر ساختگي امام حسين ع يا تابوت مي خوانند .مجالس در منازلي كه تعزيه را در آنجا قرار مي دهند وگاه در منازل بدون تعزيه تشكيل مي دهند .در اين ايام مردم دسته دسته از خانه اي بيرون مي آيند و به خانه ديگر مي روند .در مجامع بزرگ ؛روضه خوانها به شرح وقايع عاشورا مي پردازند .اگر مجالس روضه خواني وعزاداري به منزله قلب مراسم محرم باشد ؛نمايش وشبيه سازي وقايع كربلا مجال مناسبي است براي تجلي شكوه و جلال مجدد واقعه عاشورا وبه خوبي به ارزش آنها در جلب وايجاد علاقه وبرانگيختن احساسات توجه شده است ” [184].
استاد مطهري در خصوص این بعد از اثربخشی عزاداری می گوید :”امام حسين ع يك سوژه بي نظير ي است در اسلام از نظر تجديد حيات اخلاقي واجتماعي اسلام واز نظر بر انگيختن احساسات انقلابي وحماسي واز نظر تكوين شخصيت”.[185]
5-عزاداری , فرصت برانگيختن حس همدردي و تخليه رنج ها
برخی از عاشورا پژوهان غربی همانند پينالت [186] نوحه و مرثيه خواني را وسيله وفرصتي براي شيعيان مي داند تا با بهره گيري از مضامين آن ؛حس همدردي جامعه را نسبت به خود به عنوان اقليتي رنج ديده برانگيزانند . وي مي گويد :” در مراسم عزاداري محرم كه هرساله به احترام شهداي كربلا در هند برگزار ميشود من به درونمايه ومضموني از رنج ؛تخليه ارادي خود از طريق ارائه مفاهيمي كه با هويت شيعي مرتبط است پي برده ام . نوحه بدنبال برانگیختن تاثر واندوهی است که مربوط به لحظه های خاصی از رنجهای شهدا است.ویژگی نوحه در یادآوری و تجسم دلخراش و تاثر آور علاوه بر بعد کلامی دارای بعد زیباشناختی است : این تصویر پردازی بوسیله شعرهایی ظاهر میشود که برای تحریک و برانگیختن غم واندوه در میان شرکت کنندگان در نظر گرفته شده و تقوی وپرهیزگاری شیعیان این امتیاز مذهبی را حفظ میکند که توسط ان دسته که برای حسین گریه می کنند و ان دسته که دیگران را به گریه وامیدارند بدست امده است. این شعرها توام با غم واندوه است وخاطرات گذشته را گرامی میدارد اما در عین حال سبب میشود که شرکت کنندگان امروزه خود را در ائینه تاریخ بنگرند و تامل کنند.شرکت کنندگان ترغیب میشوند که خود را بخشی از سلسله متصل عزادارن ببینند که از طریق ماتم ,از نسلی به نسل دیگر مرتبط اند. دقیقا به این دلیل که ماتم حالتی که اساسا به عنوان ویژگی و خصوصیت شیعیان تلقی میشود در تعریف اجتماعی شیعیان موثر است :((در این غم و اندوه انهایی که بر سینه ها شان می کوبند به پا خواهند خواست )).[187]
پينالت همچنين شركت گروههاي سني و غيرمسلمانان هندو در مراسم تعزيه را ناشي از ظرفيت مراسم محرم در تخليه رنج ها مي داند .[188] استروثمان [189] می گوید :”تشيع كساني را به خود جذب كرد كه نيازمند گريستن براي اندوه خودشان وماتم امامان باشند”.[190]
6-عزاداری ؛جوشش اجتماعی شیعه وتقویت شبکه های ارتباطی
شاید بتوان گفت گسترده ترین شبکه های اجتماعی شیعه مربوط به هیئت های عزاداری است که در چارچوب مناسبات وارتباطات محلی ؛منطقه ای ,صنفی وقومی وبا هدف منسجم کردن وایجاد تشکیلات درون گروهی برای برپایی مراسم عزاداری و روضه خوانی بویژه در ایام محرم وصفر شکل می گیرد.پایگاه اصلی شکل گیری هیئت ها مساجد وتکایا می باشد وتامین هزینه ها ومدیریت اجرای برنامه ها نیز با خود هیئت می باشد. همچنين تاثير درون گروهی موجود در این شبکه های مذهبی , در تحكيم و گسترش ارتباطات در ميان چامعه شيعه ؛ شكلگيري موقوفات ؛انجمن ها ؛حسينيه ها وساير مراكز مذهبي واجتماعي شیعه,حائز اهمیت می باشد.
این ویژه گی بویژه در میان اقلیت های شیعه بیشتر حائز اهمیت میباشد.جاستين جونز[191] در كتاب اسلام شيعي در مستعمره هند ؛ فصلي را به مساجد ؛تكايا و موقوفات شيعه در هند اختصاص داده ودر خصوص نقش وتاثير محرم در ايجاد جنب وجوش اجتماعي در ميان شيعيان اظهار مي دارد :”پس از مدارس و مساجد با تكاياي شيعيان هندي مواجه مي شويم كه به آن ها دربار مي گويند.قهرمانان كربلا با نماد شير وببر كه حاكي از نمادگرايي مردم هند است به نمايش گذاشته شده است .كتاب فروشي ؛عطاري ؛خياطي ؛خود را براي مراسم محرم آماده سازي مي كنند .شيعيان چند روز قبل از شروع محرم به خانه تكاني ونظافت امامباره ها ؛ حسينيه ها ومساجد مي پردازندو با هيجان وشور خاصي به استقبال اين ماه مي روند.دهه اول كه هركدام به نام ياران امام حسين ع نام گذاري شده است با برگزاري مجالس عزا واهداي نذورات ؛از جمله پخت وپزهاي خاص است “.[192]
هاليستر [193]در شرح مفصلي كه از سنت هاي آئيني محرم در نزد شيعيان هند مي دهد به برخي جنبه هاي تاثير گذاري عاطفي واجتماعي اين سنت ها نيز اشاره مي كند. وي ضمن تاكيد بر اهميت محرم در نزد مسلمانان وشيعيان و همچنين پيوند ميان نشر مذهب شيعه با مراسم محرم ؛ اشاره دارد وياد آور مي شود :” رشته اي كه مراسم عزاداري ده روز اول وبقيه محرم را به هم پيوند مي دهد وموجب هماهنگي مي گردد “مجالس عزاداري ” است .در اين مجالس وقايع اين ايام ؛جزء بجزء ذكر مي شود.در روزهاي اول ودوم ؛دوستان وخويشاوندان به ديدار يكديگر مي روند و در اين ديدارها شرحي در باره عزيمت امام بر خلاف تمايل خانواده اش ومراحل سفر آن حضرت و ورود او به كربلا بازگو مي شود.روزهاي چهارم وپنحم ؛روزهاي ذكر مصائب ياران امام است وهر يك از روزهاي ديگر به يكي از شهداي خاندان حسين ع و وقايع آن اختصاص دارد.تعزيه از لوازم اصلي محرم است .در عرف شيعي اين كلمه بمعني سوگواري وتعزيه امام حسين ع است ولي در شمال و نواحي حنوب هند ودر بين سني ها اين تعزيه ها را قبر ساختگي امام حسين ع يا تابوت مي خوانند .مجالس در منازلي كه تعزيه را در آنجا قرار مي دهند وگاه در منازل بدون تعزيه تشكيل مي دهند .در اين ايام مردم دسته دسته از خانه اي بيرون مي آيند و به خانه ديگر مي روند .در مجامع بزرگ ؛روضه خوانها به شرح وقايع عاشورا مي پردازند .اگر مجالس روضه خواني وعزاداري به منزله قلب مراسم محرم باشد ؛نمايش وشبيه سازي وقايع كربلا مجال مناسبي است براي تجلي شكوه و جلال مجدد واقعه عاشورا وبه خوبي به ارزش آنها در جلب وايجاد علاقه وبرانگيختن احساسات توجه شده است ” [194].
7- عزاداري و نمايش فرهنگي هنري شيعه
هرچند در گذشته نیز هنر بخشی از سنت های عزاداری شیعه بشمار می آمد که در قالب شعر ،مقتل خوانی ؛تعزیه ؛ مصیبت نامه ها ,پرده خوانی و..بکارگرفته می شد .ولی امروزه بنظر می رسد هم به دلیل نفش وکارکرد فزاینده هنر در زندگی جوامع وهم تنوع وقابلیت های ابزارها وامکانات توسعه یافته آن ؛جوامع شیعی بیش از پیش توانسته اند از وجوه مختلف هنر در سنت های عزاداری وانتفال پیام عاشورایی بهره گیرند.امروزه علاوه بر ادبيات عاشورا یی که به زبانهاي مختلف بويژه عربي وفارسي و در قالب شعر ,مرثيه ,نوحه ,رمان , داستان ,مفاله وکتاب ,ظهور یافته است , سنت های عاشورا تبدیل به رسانه تبلیغی در جهت معرفی وگسترش فرهنگ شیعی شده و رشته های هنری همانند نقاشی ,صنعت سینما ,رسانه ها وشبکه های مجازی نیز امکان مناسبی را برای بنمایش درآوردن سنت های آئینی ومذهبی شیعه فراهم ساخته اند.[195] .هرساله علاوه بر رسانه های مربوط به چوامع شیعی ,شبکه های خبری و تلویزیونی جهان نیز به پوشش خبری ورسانه ای مراسم عزاداری شیعیان در مناطق مختلف می پردازند وبه جهانی سازی فرهنگ عزاداری کمک می کنند.
7-کارکردهای فرامذهبی عزاداری وتاثیر آن درمناسبات شیعه با سایر پیروان مذاهب وادیان
بررسي تاثير محرم در واگرايي يا همگرايي اجتماعي شيعه با ساير فرق واديان ؛از ديگر موارد قابل بررسی است .این ویژه گی در مطالعه جامعه شناختي سنت هاي مذهبي محرم در میان اقلیت های شیعه ای که در کنار اکثریت سنی ویا غیر مسلمان زندگی می نمایند بیشتر حائز اهمیت می باشد. بسياري از خاورشناسان مراسم محرم را پل وحدت واشتراك بين اقليت شيعه با ساير گروهها وفرقه هاي مذهبي در هند وسایر کشورهایی که اقلیت های شیعه که با اهل سنت ویا غیرمسلمانان همزیستی دارند مي دانند وبر اين نكته اشاره دارند كه عليرغم برخي منازعات ورقابت هاي مذهبي شيعه وسني ؛ سنت هاي محرم در اینگونه کشورها اختصاص به اقليت شيعه نداشته و مسلمانان اهل سنت و همچنين غير مسلمانان هندو وبودايي نيز به اين سنت ها هر چند با برخي افزوده گي ها وتغييرات پايبندند .
هاليستر بشرح مفصلي از تبديل شدن محرم به فرصت همگرايي وتقويت همبستگي هاي اجتماعي اقليت شيعه با اهل سنت و هندوها مي پردازد. وي مي گويد :” هر چند در پاره اي از مناطق هند ؛سني ها و هندوها آيين خويش را در مراسم محرم به حدي وارد ساخته اند كه صورت آن را دگرگون ساخته اند .مثلا در جنوب گجرات پس از روز چهارم ؛مراسم محرم به جشن وشادي تبديل مي گردد وتا روز عاشورا جشن وسرور ادامه مي يايد.ويا براي سنيهاي حنفي ؛تعزيه هاي شيعه واظهار اندونه وماتم در كوي وبرزن ؛كه گويي مخالفت وضديت با مشيت الهي است ؛دست كم غير معمول وخلاف اصول است ولي صرف نظر از اين مطالب ؛ در بسياري از مناطق شمار كثيري از سني ها در مراسم محرم شركت مي كنند و تعداد هندوها از آنها افزونتر است .”[196]
هاليستر در توجيه مشاركت سني ها وهندوها ضمن اشاره به جايگاه امام حسين ع به عنوان نواده پيامبر ص در نزد اهل سنت ؛به اين نكته اشاره مي نمايد كه قلب انسان تشنه تفاهم وهمدردي است واين چيزها در اسلامي خشك وغير قابل انعطاف (اسلام سني )كه تنها بر قدرت قاهره تاكيد دارد نمي توان يافت ؛آن نايافته بشر را بايد در توسل وشفاعت و جنبه انساني آن جست كه تا اندازه اي خواسته بشر را در ديانت اسلام برآورده مي كند .ديگر اينكه شرح وقايع كربلا براي هندوان جاذبه دارد وايشان را متاثر مي كند .در بيهار برخي از كاستهاي پست در واقع حسن ع وحسين ع را به عنوان خدايان خود مي پرستند.حتي بين كاستهاي اصيل هندو مردان وزنان نذر مي كنند كه اگر صاحب فرزند پسرشوند ؛او را چند سال به عنوان “پيك ” به چاكري عزاداران محرم بفرستند.[197]
آرنولددر [198] دركتاب نقش علماء در ترويج شيعه مي گويد ؛ “راجه هاي بت پرست در شمال گجرات با وعاظ وتجار شيعه خوش رفتاري مي كردند واز احسان ونيكي نسبت به آنها دريغ نمي ورزيدند وگروه زيادي از بت پرستان در ظل مساعي اين وعاظ تشيع را پذيرا گشتند.”[199]
ديويد پينالت در نوشتار خود در خصوص جنبه هاي تاثير گذاري محرم در ايجاد همبستگي اجتماعي شيعيان با ساير فرق مي گويد : ” مراسم مذهبي محرم نمودي است از كاركرد سنت هاي مذهبي براي ايجاد ارتباطات فرقه اي وگروهي .لذا تعجب آورنيست كه هيئت هاي عزاداري در برخي مناطق از جمله “له ” براي نشان دادن وتاكيد بر وحدت وهمبستگي مسلمانان در برابر تنش هاي قومي استفاده مي شودوبه عنوان بخشي از پروسه بهبود روابط از مراسم مذهبي براي در كنار هم بودن وگرد هم آمدن مسلمانان با هندوها وبودايي ها در كنار هم ودر فضايي صميمي وفارغ از درگيري استفاده مي كنند . “[200] .
8-عزاداری ؛فرصت پيوستگي شيعيان جهان
گذشته از مبحث تاريخي پيوستگي و همچنين تاثير پذيري سنت هاي مذهبي شیعیان از یکدیگر ؛در دوره معاصر نيز محرم فرصت زماني مناسبي را براي جوامع شیعی در مناطق مختلف جهان فراهم مي آورد تا از مناسبات و پيوندهاي خود با جامعه شيعه در خارج از سرزمین خود بهره گیرند .هر ساله هزاران شیعه از مناطق مختلف جهان به ویژه در ایام اربعین به عراق سفر می نمایند.صدها مبلغ مذهبی شیعه نیز محرم را مناسب ترین فرصت مهاجرت تبلیغی بویژه از ایران وعراق به سایر کشورها می دانند.همچنین اقلیت های شیعه ساکن در دیگر کشورها ؛در تلاشند تا از طریق سنت های عزاداری و شبیه سازی آن با سنت های عزاداری شیعیان درایران وعراق ؛پیوستگی خود را با شیعیان ابراز دارند. جا ستين جونز [201] و ابوصادق خان [202]؛ دو تن دیگر از عاشورا پژوهان غربی ؛نوحه خواني فارسي ؛حضور مبلغان و واعظان عرب وايراني در ايام محرم در جمعهای اقليت شيعه در هند وسایر کشورها و همچنين نمايش ويادآوري شباهت ها و علائم مشترك مربو ط به جامعه جهاني شيعي ؛را نوعی اظهار علاقه اقليت های شیعه در متصل كردن خود به جامعه جهاني شيعي مي دانند.[203] نکته دیگر اینکه هر ساله همزمان با ماههای محرم وصفر ,هزاران مبلغ و روحانی شیعه قرصت می یابند تا با سفر به مناطق مختلف داخل کشور خود ویا باسفر به کشورهایی که شیعیان در آن ساکن می باشند در جمع مردم حضور یابند وضمن تبلیغ آموزه های شیعی ,در ایجاد پیوستگی بین شبکه های اجتکاعی شیعه با یکدیگر وتقویت پیوند مردم با روحانیت نقش موثر خود را ایفاء نمایند.
9-عزاداری تاریخ نانوشته وشفاهی شیعه
همانگونه که اشاره گردید ,سنت های عزاداری در میان جوامع شیعی , اولا متاثر از شرایط سیاسی ,محیطی ؛سابفه تاریخی وقالب های رفتاری وویژه گی های مردم شناختی آن جامعه می باشد.ثانیا ,سنت های عزادری در میان شیعه ,بخشی از تاریخ شفاهی ونانوشته شیعه محسوب می گردد است که ازطریق نوحه ها ,مفتل ها ,روضه ها که بعضا نیز محل اختلاق بوده ویا دستخوش تحریف وتغییر نیز شده است از نسلی به نسلی دیگر منتفل شده است .این کارکرد وویژه گی در طول تاریخ تشیع نفش حائز اهمیتی را در حفظ هویت شیعیان وهمچنین حفظ وتداوم تاریخ تشیع بویژه تاریخ کربلا بر عهده داشته است .
10-عزاداری وقابلیت های بومی سازی وتغییر پذیری
از آنجا که عزاداری در بستر سنت های جاری در هر جامعه ای ظهور ورشد کرده است ,لذا همواره تابع شرایط سیاسی اجتماعی حاکم بر آن جامعه بوده است . بررسی تاثیرشرایط سیاسی اجتماعی عصر معصومین ع , دوره آل بویه ؛ صفویه ؛دوره معاصر در ایران وسایر کشورها ؛بر شیوه ها وکارکردهای عزاداری ,حکایت از قابلیت های سازگاری آن با محیط های اجتمکاعی وفرهنگی وشرایط سیاسی در هر جامعه ودوره دارد. اینرو شاهدیم شیوه ها وسنت های عزاداری جوامع شیعی همواره دستخوش تغییرات و جابجایی شده است . امروزه نیز بنظر می رسد پدیده ها و تحولات جاری درمیان جوامع از جمله تعارض سنت وتجدد ,به هم خوردن برخی مناسبات وساختارهای اجتماعی جامعه سنتی ,تاثیر ات فرهنگی اجتماعی ناشی از رشد وتوسعه تکنولوژی در زندگی بشر ,نیز موجب برخی تغییرات در شیوه ها وکارکردهای عزاداری در جامعه معاصرشیعه شده است .شاید بتوان بخشی از تحولات وتغییرات صورت گرقته در سنت های عزاداری در جامعه ایران را نیز ناشی از عوامل فوق وهمچنین دوران گذر از شور انقلابی سالهای قبل وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دوره ثبات وپایداری سیاسی اجتماعی دانست .امری که موجب گشته هم شیوه ها وهم کارکردهای عزاداری نسبت به سالهای اوائل قبل وبعد از انقلاب که عمدتا ماهیت وکارکرد سیاسی و در راستای شورآفرینی انقلابی بود تغییر یابد.
تغییر عمده صورت گرفته که موجب واکنش ونگرانی برخی علماء واندیشمندان را نیز موجب گشته اینکه , مرتبه روضه خواني وعزاداري حضرت امام حسين ع از اصل واهداف منطقي خود بعضا عدول كرده و بيشتر جنبه اعتباري وهيجاني واحساسي بخود گرفته ورسيدن به اين جنبه احساسي نيز به غايت وهدف مداحان وروضه خوانان تبديل شده است .تهييج احساسات مردم ومحدود كردن امام حسين ع تنها در ظرف زماني حادثه كربلا ,متاثر از این شرایط ونوع نگاه صرفا احساسی است که در بخشی ازجامعه وجود دارد ودر حال گسترش است . تغييرات در برخي سنت هاي عزاداري همانند جابجا شدن جایگاه روحانیون با مداحان ,تبدیل شدن تكيه ها وحسینیه ها به چادرهي خياباني ؛ شورمداري ؛تغییر کارکرد در سازمان هاي اقتصادي از وقف وموقوفات به اعانات فردي وخانگی ؛كاهش نقش سنت های هنري همانند تعزيه , پرده خواني , شمايل خواني ؛معماري هاي مربوط به ساخت وساز تكايا وبقعه ها و رواج نقش رسانه های تبلیغی وشبکه های مجازی ,رواج شبیه سازی ونمادسازی ها در قالب راه اندازی کاروان ؛ساخت بناهای نمادین از کربلا وبیت الزهراء ؛ افزودن دوره های زمانی ومناسبت های آن در قالب دهه زینبیه ؛مسلم ابن عقیل و..از دیگر تغییرات صورت گرفته در سنت های عزاداری در سالهای اخیر می باشد.نکته فابل بررسی دیگر تشدید شکاف بین نسل ها وتاثیر آن در سنت های عزاداری است .امروزه مراسم عزاداری در سه محیط بخش سنتی جامعه ؛روحانیون ,جوانان , وبخش هایی که از علقه های مذهبی کمتری برخوردار می باشند بعضا متفاوت می باشد.از اینرو شاهدیم به نسبت پایبندی ویا عدم پایبندی جریانهای اجتماعی جامعه به ارزشهای انقلابی ؛ مذهب وسنت های فرهنگی ؛ شیوه وکارکرد عزاداری نیز متفاوت می باشد.
شهيد مطهري در خصوص این تغییرات مي گويد :”امروز مجلس عزاداري امام حسين ع را ما روضه خواني مي گوييم .در زمان امام حسين ع روضه خواني نمي گفتند ؛در زمان امام صادق ع روضه خواني نمي گفتند ؛در زمان امام حسن عسگري ع هم روضه خواني نمي گفتند ؛در زمان سيد مرتضي وخواجه نصيرالدين طوسي هم روضه خواني نمي گفتند .از پانصد سال پيش به اين طرف اسم اين كارشده روضه خواني. روضه خواني يعني خواندن كتاب روضه الشهداء ؛از وقتي كه اين كتاب در دست ما افتاد ديگر كسي تاريخ واقعي امام حسين ع را مطالعه نكرد وشد افسانه سازي روضه الشهداء خواندن يعني افسانه ها را نقل كردند وبه تاريخ امام حسين توجه نكردن “.[204] حادثه كربلا به يك داستان جنايي تنزل پيدا كرده در حالي كه حادثه كربلا نمايشگاهي از عظمت وعلوبشريت ومكارم انسانيت است وسراسر حماسه است .[205]
امام خميني در كشف الاسرار می گوید:”ما وهيچ يك از دينداران نمي گوئيم كه با اين اسم (عزاداري )هركس هركاري مي كند خوب است .چه بسا علماي بزرگ ودانشمندان بسياري از اين كارها را ناروا دانسته وبه سهم خود از آن جلوگيري كردن “.[206]
نتیجه گیری
-عزاداری یک واکنش رفتاری وعاطفی است که انسانها به دلیل از دست دادن عزیزان خود آنرا بروز وظهور می دهند.این واکنش های رفتاری وعاطفی از دیرباز در همه جوامع انسانی درفالب سنت های آئینی وفرهنگی وجود داشته است واسلام که دینی فطری وبر اساس نیازها وتمایلات انسانها پی ریزی شده است نیز بر این سنت ها تا آنجا که مغایرتی با عقل وفطرت واصول آن نداشته باشد صحه گذاشته است .
-بخش عمده از سیره معصومین ع در برپایی عزاداری برای شهدای کربلا نیز برگرفته از سنت های جاری در میان مردمان روزگار خود بوده وتبدیل شدن برخی مکروهات به اعمال مستحبی در عزاداری برای امام حسین ع [207] حکایت ازنوعی اغماض ووسعت نظر احکام شرعی در وسیع کردن دایره پذیرش این سنت ها وکارکردهای آن دارد .
-شعرخوانی ومرثیه سرایی ,گریه کردن وگریاندن ,مصیبت خوانی ونوحه گری ؛خطبه خوانی ,برپایی مجلس عزا وتشویق به آن ,زیارت ,سیاه پوشی ..از عمده شیوه هایی است که در سیره معصومین ع در برپایی عزاداری برای شهدای کربلا بکارگرفته می شد ویا شیعیان را بدان تشویق می نمودند.
-نکته حائز اهمیت این که , هرچند سوگواري ائمه معصومين ع در سوگ جانگداز شهداي حادثه كربلا از جنبه هاي عاطفي وطبيعت انساني نيزبرخوردار بوده است ولي از آنجا كه فعل وقول معصومين ع ماهيتي ديني ومقدس داشته ومبنايي براي مشروعيت عمل مكلفين بشمار می رود ؛لذا سيره معصومين ع در خصوص عزاداري وتوصيه وتاكيد آنها بر زنده نگه داشتن واستمرا آن ؛نمي تواند صرفا مربوط به بعد عاطفي وشخصي آنها باشد وائمه معصومين ع از طریق برایی عزاداری واهتمام به آن در مقام تبيين يك مكتب تربيتي وسنت ديني با اهداف وكاركردهاي مورد نظرآن بودند.
-سنت های عزاداری در بین شیعه نیز وجهی تاریخی ,سیاسی ومذهبی دارد ویکی از حوزه های اصلی جامعه شناختی شیعه بشمار می رود. عزاداری نوعی واکنش شیعیان به حادثه کربلا وابراز وفاداری آنها به نظام امامت واز مولفه های مهم در هویت مذهبی وفرهنگی شیعه بشمار می رود.شیعه در طول تاریخ واکنش خود به حادثه کربلا و همچنین وفاداری خود به امامان معصوم ع را در فالب قیام ها ,جنبش ها ی سیاسی ومذهبی ؛مناسک ؛سنت ها ,نمادها ومراسمی که هرساله بمناسبت محرم برگزار می نماید نشان می دهد.
-سنت های محرم در میان شیعیان مبتنی بر دو رکن اساسی سنت های جاری در آن جامعه وهمچنین سیره معصومین ع می باشد هر چند شرایط سیاسی واجتماعی حاکم در هر دوره وجامعه ای درمیزان وسعت دامنه عمل به این سنت ها وتفسیر وتحلیل ازسیره معصومین ع متفاوت بوده است .در طول تاریخ ,علاوه بر کارکردهای سیاسی عزاداری وتاثیر آن در شکلگیری جنبش های سیاسی شیعه ,عزاداری توانست به عنوان شاخص ترین نمود مناسک شیعی در قالب اشکال مختلف از جمله سنت ها وباورها ظهور وبروز نماید.
منابع :
-دهخدا ؛علي اكبر ؛لغت نامه دهخدا ؛تهران ؛دانشگاه تهران ؛1364.-
-مطهری ,مرتضی ,آشنايي با علوم اسلامي 3 ؛اصول فقه
– شاهنامه فردوسي ؛به كوشش سعيد حميديان ؛مجلد اول .
-صادق هدايت ؛فرهنگ عامه مردم ايران ؛گردآورنده ؛جهانگير هدايت ؛تهران ؛چشمه ؛1378 .
-وسائل الشيعه، ج ،۱۲ ص ،۹۰ ؛باب جواز الكسب النائمه الحقلابالباطل
-ابن هشام حميري، عبدالملك ، سيرة النبويه، ترجمه سيد هاشم رسولى، انتشارات كتابفروشى اسلاميه، ج 4.
-ابن سعد , طبقات، ج ،۸ .
– محمّد بن سعد كاتب واقدى، طبقات كبير، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، نشر نو، 1369ش، ج 2.
– شيخ عباس قمى، منتهى الآمال، چاپخانه احمدى، 1368ش، ج 1 و 2.
-مسعودى، ابوالحسن على بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360ش، ج 2.
-موسوي گرمارودي ؛فرهنگ عاشورا ؛چاپ دوم 1386؛تهران ؛سازمان چاپ وانتشارات .-
– خوارزمي ؛مقتل الحسين ؛لبنان ؛انوارالهدي ؛1418ق.
-ابن جرير طبري ؛تاريخ طبري ؛ترجمه ابوالقاسم پاينده ؛تهران ؛اساطير ؛1363؛ج 7 .
-ابوريحان بيروني ؛آثارالباقيه ؛ترجمه اكبرداناسرشت ؛تهران ؛ابن سينا ؛1356.
-شيخ مفيد ؛الامالي ؛ترجمه محمد باقركمره اي ؛تهران ؛كتابفروشي اسلاميه ؛1380.
-كليني ؛اصول كافي ؛ترجمه سيد جواد مصطفوي ؛تهران ؛نشر فرهنگ اهل البيت ع ؛ج 2.
–یعقوبي ؛تاريخ يعقوبي ؛ترجمه محمد ابراهيم آيتي ؛تهران ؛علمي وفرهنگي ؛1362؛ج 2 .
–سيد محسن امين ؛المجالس السنيه ؛بيروت ؛دارالمعارف ؛1368ه ق ج 1.
-نورالعين في مشهد الحسين ع ؛ابواسحاق اسفرايني ؛ص 84.
-مسند امام رضا ع ؛ج 2 ؛ص 27.
-شیخ صدوق , امالي.
-شیخ طوسی، اختیار معرفه ا لرجال، قم: آل البیت، ۴۰۱۴ ق، ج ،۲ .
-مجلسی ؛بحارالانوار ؛ج 44 .
– محدّث نورى، لؤلؤ و مرجان، انتشارات فراهانى، چاپ دوم، بهار 1364ش.
-hلکلینی ,الکافی ,ج 5,.
— ابن قولويه ؛كامل الزيارات ؛تهران ؛صدوق ؛1375؛ج1؛ وج 5 .
-ابوالفرج اصفهاني ؛الغاني ؛بيروت ؛دار احياء التراث العربي ؛ج 30.
-.مرتضي مطهري ؛حماسه حسيني ؛تهران ؛صدرا .
– جواهر ؛ج 8.
-خوارزمکی , مقتل الحسين ع؛ترجمه محمد باقر انصاري ؛قم ؛دارالكتب الاسلاميه .
-تاريخ يعقوبي ؛ترجمه محمد آيتي ؛تهران ؛علمي فرهنگي ؛1362؛ج2.
-شيخ صدوق ؛مقتل الحسين ع ؛مالي ؛ص129.
– بلاذري ؛فتوح البلدان .
– سيد محسن امين ؛ المجالس السنيه ؛بيروت ؛دارالمعارف ؛ج 1؛ص 155.
[1]شيخ صدوق ؛امالي .
-احتجاج طبرسي ؛چاپ نجف .
-البدايه والنهايه ابن كثير ؛ح .
-اعيان الشيعه ؛ج 2؛.
– فيض الدموع ؛محمد ابراهيم نواب تهراني ملقب به بدايع نگار ؛مقدمه وتصحيح اكبر ايراني قمي ؛موسسه انتشارات هجرت
-شیخ طوسی، اختیار معرفه ا لرجال، قم: آل البیت، ۴۰۱۴ ق، ج ،۲.
-ابوالفرج اصفهاني ؛الاغاني ؛بيروت ؛داراحياء التراث العربي .
– السيره النبويه ؛ابن هشام ؛ج 6.
-تهذيب الاحكام شيخ طوسي دارالكتب الاسلاميه تهران چاپ چهارم ج 8 .
– سيد بن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، قم، دفتر نشر نويد اسلام، مهر 1378ش.
. –دايره المعارف تشيع ؛ج 8؛.
-سيد شرف الدين ؛فلسفه شهادت وعزاداري حسين بن علي ع .
-شيخ مفيد ؛الامالي ؛ترجمه محمد باقر كمره اي ؛تهران ؛كتابفروشي اسلاميه ؛1380؛ص319.
-مسعودي ؛مروج الذهب ؛ج 2.
-تاريخ ابن خلدون ؛ترجمه عبدالمحمد آيتي ؛تهران ؛موسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگي ؛1362 ؛ج 2.
– زرين كوب ؛عبدالحسين ؛ تاريخ مردم ايران .
-ابن مسكويه راضى، تجارب الأمم، ترجمه علينقى منزوى، تهران، انتشارات توس، 1376ش، ج 5،
[1] دکترای تاریخ تشیع وپژوهشگر مطالعات فرهنگی بین المللی .
[2]دهخدا ؛علي اكبر ؛لغت نامه دهخدا ؛تهران ؛دانشگاه تهران ؛1364.ذيل عزا وعزاداري.
[3]ر.ك .آشنايي با علوم اسلامي 3 ؛اصول فقه وفقه ؛مرتضي مطهري .مبادي اصول الفقه ؛عبدالهادي فضلي .
[4]ر.ك. شاهنامه فردوسي ؛به كوشش سعيد حميديان ؛مجلد اول ؛ج 1؛ص 30.
[5]همان ص 105.
[6]همان جلد 3 ؛ص 251.
[7]چه آگه شد از مرگ فرزند شاه زتيمارگيتي براوشد سياه
سپه سربه سر زاروگريان شدند بر آن آتش سوگ بريان شدند ج 1 ص 30
[8] همي سوخت باغ وهمي خست موي همي ريخت اشك وهمي كند موي ج 2 ص 105
[9]به تن جامه خسوي كرد چاك به سر بر پراكند تاريك خاك ج 3 ص 251
[10]خروشيدند پهلوانان به درد كنان گوشت بازو برآن رادمرد ج 2 105
[11]همه جامه كرده كبود وسياه همه خاك بر سر به جاي كلاه ج 2 ص 170
[12]همي گفت كاي كشته بر دست من دليرو ستوده به هر انجمن مجلد اول ج 2 ص 239
[13]چو آگاه شد مادروخواهران زديوان برفتند با دختران
برهنه سروپاي پرگردوخاك به تن بر همه جامه كردند چاك مجلد سوم ج 6 ص 316
[14] به درويش داد ان همه خواسته زروسيم واسپان آراسته ج2 ص 261
[15]ر.ك.صادق هدايت ؛فرهنگ عامه مردم ايران ؛گردآورنده ؛جهانگير هدايت ؛تهران ؛چشمه ؛1378 ؛ تعزيه …..
[16]يوسف/ ۸۵ – ۸۴.
[17]وسائل الشيعه، ج ،۱۲ ص ،۹۰ ؛باب جواز الكسب النائمه الحقلابالباطل .
[18]سيره الحلبيه ؛ج 2 ص 206.
[19] ابن هشام حميري، عبدالملك ، سيرة النبويه، ترجمه سيد هاشم رسولى، انتشارات كتابفروشى اسلاميه، ج 4، ص 122.سيره الحلبيه ؛ج 2 ص60.
[20] طبقات، ابن سعد، ج ،۸ ص ۲۸۲.
[21]ر.ك. رجبي، حسين، پاسخ به شبهات عزاداري، ص ۶۱ – ۵
[22] محمّد بن سعد كاتب واقدى، طبقات كبير، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، نشر نو، 1369ش، ج 2، ص 162.
[23] ابن هشام حميرى، پيشين، ج 2، ص 428.
[24]. شيخ عباس قمى، منتهى الآمال، چاپخانه احمدى، 1368ش، ج 1 و 2، ص 211، 220 و 223.
[25]مسعودى، ابوالحسن على بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360ش، ج 2، ص 3.
[26]ابو مخنف (متوفي 75ق )؛لوط بن يحيي بن سعيدبن مخنف كوفي ؛مقتل نويس معروف اسلام ؛مولف كتاب هايي چند از جمله مقتل الحسين ع كه موضوع آن در باره حوادث عاشوراست وطبري در تاريخ خويش فراوان از او نقل كرده است .او از مورخان ومحدثان شيعه بود.كتاب او به مقتل ابي مخنف ؛بدست نيامده وآنچه اكنون به نام اوست برگرفته از كتب تاريخي است كه از مقتل او نقل كرده اند .ر.ك. سيد محمد صادق موسوي گرمارودي ؛فرهنگ عاشورا ؛چاپ دوم 1386؛تهران ؛سازمان چاپ وانتشارات ؛ص 31.
[27]ر.ك. خوارزمي ؛مقتل الحسين ؛لبنان ؛انوارالهدي ؛1418ق؛ص 43.
[28]ر.ك. ابن جرير طبري ؛تاريخ طبري ؛ترجمه ابوالقاسم پاينده ؛تهران ؛اساطير ؛1363؛ج 7 ؛ص 3065.
[29]ر.ك. تاريخ طبري ج 7؛ص 3074.ابوريحان بيروني ؛آثارالباقيه ؛ترجمه اكبرداناسرشت ؛تهران ؛ابن سينا ؛1356؛ص455.شيخ مفيد ؛الامالي ؛ترجمه محمد باقركمره اي ؛تهران ؛كتابفروشي اسلاميه ؛1380؛ص319.كليني ؛اصول كافي ؛ترجمه سيد جواد مصطفوي ؛تهران ؛نشر فرهنگ اهل البيت ع ؛ج 2؛ص 367.
[30]يعقوبي ؛تاريخ يعقوبي ؛ترجمه محمد ابراهيم آيتي ؛تهران ؛علمي وفرهنگي ؛1362؛ج 2 ص 203.
[31]سيد محسن امين ؛المجالس السنيه ؛بيروت ؛دارالمعارف ؛1368ه ق ج 1.ص 155.
[32]نورالعين في مشهد الحسين ع ؛ابواسحاق اسفرايني ؛ص 84.
[33]مسند امام رضا ع ؛ج 2 ؛ص 27.
[34]ر.ك. مسارالشيعه ؛ص 43.
[35]. كامل الزيارات ؛ ج1 باب 108 ص 340 ؛ج 7 ؛باب 71؛ص 93.
[36] ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ؛ص 120.مقتل الحسين ع ؛تحقيق وترجمه ؛محمد صحتي سردرودي ؛ص232.
[37]. وسائل الشيعه ؛ج32؛باب 31؛ص؛ 402.ج 10 ؛ص 394.
[38]. مناقب آل ابي طالب ؛ج 4؛ص115.
[39].ا لكامل في التاريخ ؛ج 4.ص88.
[40]مقاتل الطالبين ؛ص 91.
[41]المنتخب ؛ج 2؛ص483.
[42]نصوص من تاريخ ابي مخنف ؛ج 1؛ص503 به بعد.
[43]البدايه والنهايه ؛ج 11؛ص 259.
[44]تاريخنامه طبري ؛ج 1 ؛ص735.
[45]تاريخ النياحه علي الامام الشهيد الحسين بن علي ؛ج 1؛ص146.
[46]ترك زينت براي زنان.
[47]قال ص :”لايحل لامرءه تومن بالله واليوم الاخر ان تحد علي ميت فوق ثلاث ليلل الا علي الزواج اربعه اشهروعشرا “.ر.ك. الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه ؛ج 6؛ص63.
[48]قال الباقر ع :يصنع للميت ماتم ثلثه ايام من يوم مات “.ر.ك.المبسوط في الفقه الاماميه ؛ج 5؛ص265.
[49]ر.ك.الروضه البهيه في شرح المعه الدمشقيه ؛مستندالشيعه ؛المبسوط في فقه الاماميه ؛اصول كافي ؛المدونه الكبري .
[50]همانند روايات زير :
-قال السجاد عليه السلام :”اني لم اذكر مصرع بني فاطمه الا خنقتني لذلك عبره ” من هرگز شهادت فرزندان فاطمه عليهالسلام را به يادنياوردم ؛مگر آنكه بخاطر آن ؛چشمانم اشكبار گشت . بحارالانوار ؛ج 79؛ص 102.
-قال الصادق ع ؛”نيح علي الحسين بن علي سنته في كل يوم وليله وثلاث سنين من اليوم الذي اصيب فيه ” يك سال تمام ؛هر شب وروز بر حسين بن علي عليه السلام نوحه خواني شد و سه سال ؛در روز شهادتش سوگواري برپا گشت .بحارالانوار ؛ج 79 ؛ص 102
-قال الصادق ع :”نفس المهموم لظلمنا تسبيح وهمه لنا عباده “.[50] “من ذكرنا عنده فقاضت عيناه حرم الله وجهه علي النار ” ؛نزد هر كس كه از ما (مظلوميت ما )ياد شود وچشمانش پراز اشگ گردد ؛خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام مي كند.امالي ؛شيخ مفيد ؛ص 338.
-امام رضا ع :”ياابن شبيب ان كنت باكيا لشيئ فابك للحسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام فانه ذبح كما يذبح الكبش ” اي پسر شبيب اگر بر چيزي گريه مي كني ؛بر حسين بن علي بن ابي طالب عليه السلام گريه كن ؛چرا كه اورا مانند گوسفند سربريدند.بحارالانوار ؛ج 44؛ص 282.
[51]جامع الاحاديث الشيعه ؛ج 12 ؛ص 765.
[52]كامل الزيارات ؛ج 1؛ص111.
[53] ر.ک .امالي ؛ص 128.
[54]شیخ طوسی، اختیار معرفه ا لرجال، قم: آل البیت، ۴۰۱۴ ق، ج ،۲ ص ۵۷۴
[55]بحارالانوار ؛ج 44 ؛ص28.
[56]ر.ك. محدّث نورى، لؤلؤ و مرجان، انتشارات فراهانى، چاپ دوم، بهار 1364ش، ص 4.
[57]ابن قوليه ؛كامل الزيارات ؛باب 71 ص .174.
[58]همانند بلاذري در انساب الاشراف ؛ج 3 ص 306.طبري ؛تاريخ طبري (تاريخ الرسل والملوك )؛ج 7؛ص3065.ابن طيفور ؛بلاغات النساء ؛ص 34.ذهبي ؛سيراعلام النبلاء ؛ج 3؛ص 304.اللهوف ؛ص 192-170 .احتجاج طبرسي ؛ص 166.
[59]جملات منسوب به حضرت زينب عليهاالسلام در روز عاشورا پس از شهادت امام حسين ع وهنگام عبور از كنار كشته برادر ؛خطاب به پيامبر اكرم ص .
[60]سخنان امام سجاد ع ؛حضرت زينب ؛ام كلثوم در دربار اعبيدالله ابن زياد و در جمع مردم كوفه .ر.ك. فيض الدموع ؛محمد ابراهيم نواب تهراني ؛مقدمه وتصحيح اكبر ايراني قمي ؛موسسه انتشارات هجرت ؛تهران 1374؛
[61]ر.ك. خوارزمي ؛مقتل الحسين ع ؛لبنان ؛انوارالهدي ؛1418ق ؛ص 43.ابن جرير طبري ؛تاريخ طبري ؛ترجمه ابوالقاسم پاينده ؛تهران ؛ح 7؛ صص 3065و3074.ابن مخنف ؛مقتل الحسين ع ؛ترجمه محمد باقر انصاري ؛ص 200.
[62]همان
[63]هنگام بازگشت اهل بيت به مدينه ؛بنا به دستور امام سجاد ع كاروان در نزديكي شهر خيمه زده واقامت كوتاهي كردند وكاروان اسرا با حضور مردم مدينه به عزاداري پرداختند.ر.ك. غامدي ؛نصوص من تاريخ ابي مخنف ؛ج 1؛ص503 به بعد.فيض الدموع .
[64]الکلینی ,الکافی ,ج 5,ص117.
[65]عن ابي عبدالله عليه السلام قال :”قال لي ابي يا جعفر؛اوقف لي من مالي كذا وكذا لنوادب تندبني عشر سنين بمني ايام مني “. اي جعفراز مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان كن كه بمدت ده سال در مني در ايام حج بر من نوحه خواني وسوگواري كنند.بحارالنوار ؛ج 64؛ص220[65]
[66]ابن قوليه ؛كامل الزيارات ؛ج 7باب 71؛ص93.
[67]ر.ك. ابن قولويه ؛كامل الزيارات ؛تهران ؛صدوق ؛1375؛ج1؛ص111و ج 5 ص 123.ابوالفرج اصفهاني ؛الغاني ؛بيروت ؛دار احياء التراث العربي ؛ج 30؛ص143.3
[68]به نقل از :.مرتضي مطهري ؛حماسه حسيني ؛تهران تهران ؛صدرا ؛1365؛ج3 ص92
[69]كامل الزيارات ؛ص 175.
[70]المحدث النوري ؛مستدرك الوسائل ؛ج 10؛ص 386.
[71]سپاهش همه جامه كرده سياه نوان گشته شاه وغريوان سپاه
[72]در خانه ها را سيه كردپاك زكاخ وزايوان برآوردخاك
[73]همه جامه كرده كبودوسياه همه خاك برسر به جاي كلاه
[74]ر.ك شاهنامه فردوسي ج 1 ص 124.ج3 ص170ج.1ص261.
[75]برخي كراهت لباس مشكي را از آنرو دانسته اند كه چون لباس مشكي شعار بني عباس بود ولذانهي آن از باب تلبس به لباس ظلمه و تشبه به آنها بوده است .ر.ك .يادداشت هايي در زمينه فرهنگ وتاريخ ؛صص 273-272
[76]ر.ك. جواهر ؛ج 8.ص 235. وسايل ؛ج 3؛ص 280؛باب كراهه الصلوه في القلنسوه .
[77]شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ؛ج 4؛ص 8
[78]شرح نهج البلاغه ؛ج 16؛ص22 .
[79]مقتل الحسين ع؛ترجمه محمد باقر انصاري ؛قم ؛دارالكتب الاسلاميه ؛ص 200.تاريخ طبري ؛ج 7؛ص 3074.
[80]مقتل ابي مخنف ؛ص317
[81]تاريخ يعقوبي ؛ترجمه محمد آيتي ؛تهران ؛علمي فرهنگي ؛1362؛ج2؛ص 203.
[82]خوارزمي ؛مقتل الحسين ؛لبنان ؛انوارالهدي ؛1418ق ؛ص43.
[83]ابن جرير طبري ؛تاريخ طبري ؛ترجمه ابوالقاسم پاينده ؛تهران اساطير؛1363؛ج 7ص 30
[84]الهوف ؛صص 96و36.
[85]كامل الزيارات ؛باب 71ثواب من زارالحسين ع ؛ص 174.
[86]شيخ صدوق ؛مقتل الحسين ع ؛ص 178.امالي ؛ص129.
[87]ر.ك. بلاذري ؛ح 5؛ص 20.طبري ؛ج 2؛ص 546.
[88]ابن قولويه قمي ؛كامل الزيارات ؛ج 1؛ص 111.
[89]ر.ك. سيد محسن امين ؛ المجالس السنيه ؛بيروت ؛دارالمعارف ؛ج 1؛ص 155.
[90]شيخ صدوق ؛امالي ؛321.مجلسي ؛بحارالانوار ؛ج 44؛ص 283.
[91]بحارالانوار ؛ج 90 ؛ص 344.
[92]مسند امام رضا ع ؛ج 2؛ص 27.
[93]ر.ك.اللهوف ؛ص 200.
[94]همان صص 190-192 .احتجاج طبرسي ؛چاپ نجف ؛ص 166.؛تاريخ طبري ؛ح 4؛ص 265.البدايه والنهايه ابن كثير ؛ح 8؛ص 195.؛اعيان الشيعه ؛ج 2؛ص 446.
[95]اللهوف ؛ص 198
[96]ر.ك. فيض الدموع ؛محمد ابراهيم نواب تهراني ملقب به بدايع نگار ؛مقدمه وتصحيح اكبر ايراني قمي ؛موسسه انتشارات هجرت ؛1374صص218-219.
[97]ر.ك.اللهوف ؛ص 200.
[98]ر.ك. سيدابن طاووس ؛اللهوف في قتلي الطفوف ؛صص 88-87.ابي مخنف ؛نصوص من تاريخ ابي مخنف ؛ج ا؛ ص 500.
[99]اي اهل مدينه ديگر در اين شهر اقامت نكنيد ؛حسين به قتل رسيد واز اين رو سيلاب اشكم روان است ؛بدن وي در كربلا به خون آغشته است ؛وسر مقدسش بر سر نيزه در شهر گردانده مي شود.
[100]ابن قولویه قمی ,کامل الزیارات ,ج1,ص111.امینی ,العدیر فی الکتاب واللغه والادب ,ج2,ص202.
[101]همان
[102]شیخ طوسی، اختیار معرفه ا لرجال، قم: آل البیت، ۴۰۱۴ ق، ج ،۲ ص ۵۷۴.
[103]ابوالفرج اصفهاني ؛الاغاني ؛بيروت ؛داراحياء التراث العربي ؛ج 30؛ص143.
[104]بحارالنوار ج 44 ص 282
[105]بحارالانوار ؛ج 89؛ص8.
[106]ر.ك. السيره النبويه ؛ابن هشام ؛ج 6؛ض 75.انساب الاشراف ؛البلاذري ؛ج 1؛ص 243.تاريخ الامم والملوك ح 2؛ص233..
[107]ر.ك.خوارزمي ؛مقتل الحسين ع ؛لبنان ؛انوارالهدي ؛ص 43.مسعودي ؛مروج الذهب ؛ترجمه ابوالقاسم پاينده ؛تهران ؛علمي فرهنگي ؛ج 2 ص 66.
[108]تهذيب الاحكام شيخ طوسي دارالكتب الاسلاميه تهران چاپ چهارم ج 8 ص335.بحارالانوار علامه مجلسي موسسه الوفا ح 82 ص106.
[109]– سيد بن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، قم، دفتر نشر نويد اسلام، مهر 1378ش، ص 179، 186 و 187.
[110]طريحي ؛المنتخب ؛ج 2؛ص483.
[111]بحارالانوار ؛ج 45؛ص313.
[112]امالي ؛شيخ مفيد ؛ص833.
[113]لهوف ؛ص63 و 69.
[114]ر.ك. به مقالات اینجانب در خصوص سنت های محرم در آسیای جنوب شرفی ؛که در سایت پایگاه نور قابل مشاهده می باشد.
[115]المحدث نوري ؛مستدرك الوسائل ؛ج 10؛ص316.
[116]الحرالعاملي ؛وسائل الشيعه ؛ج 14؛ص 504.
[117]ر.ک.طبری ,تاریخ طبری ,ج7,ص3081.بلاذری ,انساب الاشراف ,ج3,ص221.مسعودی ,مروج االذهب ومعادن الجواهر ,ج3,ص78.
[118]قال الرضا ع :”من كان يوم عاشورا يوم مصيبته وحزنه وبكائه جعل الله عزوجل يوم القيامه يوم فرحه وسروره “.بحارالانوار ؛ج 44 ؛ص 284.
[119]ر.ک کامل الزیارات .بحارالانوار ,چ 44,امالی صدوق .وسائل الشیعه .
[120]وسائل الشیعه ,ج 3,ص238.نفس المهموم ,ص473.
[121]التهذيب الطوسي ؛ج 2؛ص 108.من لايحضره الفقيه ؛ص36؛
[122]كافي ؛ج 4؛ص 582.كامل الزيارات ؛ص 228.وسائل الشيعه ؛ج 16؛ص412.
[123]وسائل الشيعه ؛ج13؛ص238.
[124]دايره المعارف تشيع ؛ج 8؛ص 564.
[125]ر.ک.شیخ فخرالدین طریحی ,مجمع البحرین ,ج3,ص319.راغب اصفهانی ,مفردات ,ص386.
[126]ج1 ,ص531.
[127]ابن قولویه ,کامل الزیارات ,ص 122.
[128]ابن قولویه ,کامل الزیارات ,ص137.
[129]ر.ك. میزا حسین نوری ,مستدرک الوسائل ,,ج10,ص183
[130]ر.ك. وسائل الشيعه ج2 ؛ص 320.كامل الزيارات ؛ص147
[131]ابن قولويه قمي ؛كامل الزيارات ؛ص325 باب 108.
[132]ابنقولويه، كاملالزيارات، ص539 ـ 538
[133]تاریخ طبری ,ج 7,ص3225.
[134]صاحب مستدرك الوسائل روايتي را نقل مي كند : “صاحب المصيبه ..يستحب ان يمشي حافيا حاسرا مكشوف الراس “[134] صاحب مصيبت مستحب است كه پابرهنه وسربرهنه وسر باز باشد. ح 2 ؛ص 110.
[135]ر.ک. کامل الزیارات ,ج1,,ص 107.معالی السبطین ,ج2,ص200.
[136]ر.ک. بحارالانوار ,ج90 ,ص344.امالی شسخ صدوق ,ص 142,مچلس 19.
[137]بحارالانوار ؛ج74؛باب التراحم والتعاطف ؛ح 3و7.
[138]همان ؛حديث 5
[139] ر.ک. وسائل الشيعه، ج ،۱۲ ص ،۹۰ ؛باب جواز الكسب النائمه الحقلابالباطل .
[140]بحارالانوار,ج22 ,ص751.
[141]جمعه /2
[142]حماسه حسيني ؛تهران ؛صر؛ج 2 ؛ص 58-60.
[143]حماسه حسيني ؛تهران ؛ج 2 ؛ص 58-60.
[144]همان ؛جلد اول ؛ص 16.
[145]“کد كيدك واسع سعيك ؛ناصب جهدك .فوالله لاتمحو ذكرنا ولاتمت وحينا “.ر.ك بحارالانوار ؛ج 45؛ص135.
[146]حماسه حسيني ؛جلد اول ؛انتشارات صدرا ؛چاپ هشتادودوم ؛1393 صص 18-21.
[147]ر.ك. تشيع در مسير تاريخ ؛دكتر سيد حسين محمد جعفري ؛ترجمه آيت اللهي ؛دفتر نشر فرهنگ اسلامي ؛1392؛صص275-260.
[148]ر.ك. ابن اثير في التاريخ ح 4 صص 158-186.اخطب خوارزمي مقتل الحسين ح 2 ص202.
[149]به نقل از تاريخ الاسلام ؛ج 1؛ص 401 .اقتدا به محمد نگرش نو به اسلام در جهان معاصر كارل ارنست ترجمه قاسم كاكايي
[150]همان صص 41-42.
[151]حماسه حسيني ؛جلد اول ؛انتشارات صدرا ؛چاپ هشتادودوم ؛1393 صص 46-48.
[152]سيد شرف الدين ؛فلسفه شهادت وعزاداري حسين بن علي ع ص 7.
[153]حماسه حسين جلد دوم ,چاپ شصت وچهارم ص 214
[154]شيخ مفيد ؛الامالي ؛ترجمه محمد باقر كمره اي ؛تهران ؛كتابفروشي اسلاميه ؛1380؛ص319.
[155]مسعودي ؛مروج الذهب ؛ج 2؛ص 89.
[156]تاريخ ابن خلدون ؛ترجمه عبدالمحمد آيتي ؛تهران ؛موسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگي ؛1362 ؛ج 2؛صر 43.
[157]به نقل از مرتضي مطهري ؛حماسه حسيني ؛تهران ؛صدرا ؛135؛ح 3؛ص 92.
[158]ر.ك. مسعودي ؛مروج الذهب ؛ج 2؛ص 734. ابن خلدون ؛تاريخ ابن خلدون ؛ج 2 ؛ص 658.
[159]ر.ك. آل بويه ؛علي اصغر فقيهي ؛.مقاله آل بويه ؛دائره المعارف بزرگ اسلامي .
[160]ر.ك. زرين كوب ؛عبدالحسين ؛ تاريخ مردم ايران ؛ صص478-479.مقاله آل بويه ؛دائره المعارف اسلامي .
[161]همان
[162]تاريخ ابن خلدون ؛ج 2؛ص658.
[163]البدايه والنهايه ؛لبنان ؛مكتبه المعارف ؛1408 ه.ق ج 8 ؛ص 202.
[164]مراه الجنان ؛ حيدرآباد دكن ؛1358 ه .ق ؛ص 183.
[165]تاريخ طبري ؛ج 11؛ص 397.
[166]ابن مسكويه راضى، تجارب الأمم، ترجمه علينقى منزوى، تهران، انتشارات توس، 1376ش، ج 5، ص 426؛ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، سنه 323، ج 14، ص 33.
[167]البدايه والنهايه ؛لبنان ؛مكتبه المعارف ؛1408 ه.ق ؛ج 8؛ص 202.
[168]تاريخ كامل ؛ج 12؛ص5128.
[169]ر.ك.مرعشي ؛تاريخ گيلان وديلمستان ؛ص223.زرين كوب ؛تاريخ مردم ايران از پايان ساسانيان تا آل بويه ؛فصل 6.
[170]ر.ك. احمدي بيرجندي ؛جلوه هاي ولايت در شعر فارسي ؛.
[171]ر.ك. مسكويه رازي ؛تجارب الامم ؛ج 5؛ص 322. موسوي ؛زندگي سياسي وفرهنگي شيعيان در بغداد عباسيان ؛از عصر غيبت تا سلطه سلجوقيان .
[172]ر.ك. ابن اثير ؛تاريخ كامل ؛ ج 12.ابوعلي مسكويه ؛تحارب الامم ؛ترجمه محمد فضائلي ؛ج 6.
[173]در زماني كه حكومت بغداد در دست باريك بي كرناك –حاكم آق قويلونويي – قرار داشت ؛شاه اسماعيل در سال 914ق نبرد سختي را با او شروع كرد وتوانست سراسر بين النهرين را بتصرف درآورد ومذهب شيعه را در عراق رسمي كند.ر.ك. ايران در زمان شاه اسماعيل وشاه طهماسب صفوي ؛به كوشش غلامرضا طباطبايي .ميزا بيگ جنابدي ؛روضه الصفويه ؛به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد.
[174]ر.ك. اسكندربيگ منشي ؛تاريخ عالم آراي عباسي ؛تصحيح دكتر محمد اسماعيل رضواني ؛تهران ؛دنياي كتاب .
[175]زدن سنگ بر سنگ همراه با فرياد ياحسين يا حسين كه عمدتا در اصفهان رواج داشت .
[176]ر.ك. حيدري ؛اصغر ؛تاريخ وجلوه هاي عزاداري امام حسين ع در ايران ؛موسسه مطالعات تاريخ اسلام ؛تهران 1391.
[177]تاليف ملاحسين واعظ كاشفي متولد نيمه اول قرن نهم هجري ؛كه در آن بشرح وقايع وحوادث كربلا پرداخته است .
[178]ر.ك. احمدي بيرجندي ؛جلوه هاي ولايت در شعر فارسي.
[179]ر.ك مقاله سنت هاي محرم در آسياي جنوب شرقي ,ظغر اقبال .سلسله مقالات محرم در اندونزی ؛تایلند ؛برمه وفیلبیپین ,محمد علی رباني ؛منتشره در کیهان فرهنگی ومجله چشم انداز فرهنگی ؛شماره 21,اسقند 84.
[180] ر.ك مقاله سنت هاي محرم در آسياي جنوب شرقي ,ظغر اقبال .سلسله مقالات محرم در اندونزی ؛تایلند ؛برمه وفیلبیپین ,محمد علی رباني ؛منتشره در کیهان فرهنگی ومجله چشم انداز فرهنگی ؛شماره 21,اسقند 84.مقاله خاورشناسان وکارکردهای فرهنگی اجتماعی عزاداری محرم برای شیعیان هند , محمد علی ربانی ,مفاله در دست چاپ در قصلنامه شیعه شناسی.
[181]قیام عاشورا در کلام وپیام امام خمینی ،موسسه تنظیم ونشرآثار امام خمینی ،چاپ اول 1373.
[182]Social Visibilite
[183]recocnaitionce
[184]تشيع در هند ؛ص 194.
[185]حماسه حسينی جلد دو, چاپ شصت وچهارم ص 214
[186] David Pinault
[187]Shi’ism in South Asia” ,The Muslim World 87 (1997) 235-5.
[188]همان صص83
[189]Strothman
[190] The Shiites: Ritual and Popular Piety in a Muslim Community. New York: St. Martin’s Press, 199
[191] Justin Jones
[192]Shia Islam in Colonial India.Cambridge University Press 2011 ,pp124.
[193] Jone Norman Holister
[194]تشيع در هند ؛ص 194.
[195]ر.ك. كتاب فرهنگ عاشورا ص 458.
[196]تشيع در هند ؛ص 201.
[197]همان ص 203.
[198] Arnolddor
[199]به نقل از شيعه در هند ؛جان نورمن هاليستر ؛ ص 330.
[200]تشيع در جنوب آسيا ؛ ص10.
[201] Justin Jones . Shia Islam in Colonia India ;Religion ,Community and Sectarianism,Cambridge Studies in India History and Sociaty .
[202] استاد بخش مطالعات هنرهاي نمايشي واجرايي دانشگاه نيورك .
[203]محرم ؛اجراي تصنيف يك نبرد ؛مجله چشم انداز فرهنگي شماره 21 اسفند 84.
[204]تحريفات عاشورا ؛صص 82-83
[205]همان ص 23 .
[206]كشف الاسرار ؛ص141.
[207] همانند کراهت شیاه پوشی ,شعرخوانی ؛برپایی عزاداری بیش از سه روز برای میت ؛لطمه زدن بخود ,خوردن خاک …
