دکتر سید سلمان صفوی
آکادمی مطالعات ایرانی لندن
– وضعیت سیاسى و اجتماعى عصر امام رضا(ع) :
ساختار قدرت سياسي خلافت عباسي در دوره امامت حضرت علي بن موسيالرضا(علیهالسلام) به دو دوره قوت و ضعف تقسيم ميشود. دوره اول؛ دوره حيات هارون خليفه مقتدر عباسي (فرزند مهدي عباسي) است. هارون در سال 145 ه.ق. در شهر ري به دنيا آمد و مادرش كنيزي بنام خيزران بود. عصر هارون خليفه پنجم عباسي؛ به جهت درآمد زیاد، اموال فراوان، رونق اقتصاد و تجارت، پيشرفت علم، فلسفه و موفقيت در فتوحات نظير فتح قبرس در سال ١٩٠ هجري و شكست امپراطور روم شرقي؛ عصر طلايي دوران حكومت عباسي ناميده ميشود. در زمان هارون خاندان برامكه عليرغم خدمات بسیار به حكومت عباسي از قدرت حذف شدند. پس از قتل ابومسلم خراسانی، اين دومين جراحي سياسي براي حذف ايرانيان از ساختار قدرت مركزي خلافت عباسي بود. نابودي برامكه از شتباهات هارون محسوب ميشود، زیرا با سقوط اين خاندان امکان نفوذ عناصر نالايقي چون فضل بن ربيع و علي بن عيسي بن ماهان به دربار خلافت فراهم شد و ضعف و فساد دستگاه اداري دولت عباسي را فراگرفت. به گفته مسعودي «پس از برمكيان، كارها مختل شد و مردم آشکارا بيتدبيري و سوء سياست هارون را ديدند». ده سال از دوران امامت حضرت امام رضا(ع) در دوران خلافت هارون عباسی بود. در زمان هارون؛ دو قيام مهم در شرق و غرب جهان اسلام توسط علویان صورت گرفت. یحیی بن عبدالله برادر نفس زکیه در سال ۱۷۶ه.ق. در طبرستان قيام كرد. یحیی از اخلاف «قیام صاحب فخ» بود که با کمک مردم و فرمانداران محلی طبرستان، در شرق جهان اسلام به پیروزی رسید. اما هارون بدون درگیری نظامی، توسط فضل بن یحیی برمکی از طرق دیپلماتیک او را فریب داد و به بغداد کشانید و با بهانه های واهی او را به قتل رساند. (اصفهانی، [بی تا]، ص۴۶۳ / ابن اثیر، ۱۴۰۸ه.ق.، ج۴، ص۳۲). ادریس بن عبدالله برادر دیگر نفس زکیه نیز در غرب جهان اسلام قيام كرد. ادریس پس از «قیام فخ» به شمال آفریقا و سپس سرزمین مغرب مهاجرت كرد و با کمک قبایل بربر پایههای حکومتی را پیریزی کرد که به نام او «دولت ادریسیان» نامیده شد. هارون عباسی در سال 175 ه. ق. فرزندش امين را که 5 سال داشت به جانشيني خود معرفي کرد و 7 سال بعد با معرفي مأمون به جانشيني امين، در تثبيت حکومت عباسي کوشيد. هارون در سال 193 ه.ق. در طوس درگذشت. پس از اندک زماني امين و مأمون به خاطر قدرت وارد جنگ شدند؛ ارتش امين در ري شكست خورد و با کشته شدن امين، مامون با پيروزي نظامي حاكم شد. دوره دوم امامت حضرت امام رضا(ع) مقارن بود با دوره پر آشوب حکومت مامون خليفه ششم عباسي. در این دوره ساختار اجتماعي جامعه از جهت اقتصادي شكوفا شد، اما شكاف طبقاتي شدت گرفت. عناصر غيرعرب در بخشهاي مختلف اجتماعي در حوزه علم، فلسفه، معماري و نظامی جايگاه رفيعي كسب كردند و سرزمينهاي اسلامي گسترش چشمگيري یافت كه موجب تنوع فرهنگها در اين دوره شد.
– عملکرد سازمان وکالت امام هشتم(ع):
سازمان وكالت داراي وجوه مختلف اقتصادي، سياسي، و فرهنگي با ابعاد معنوي، كلامي و فقهي بود و مسئوليت جمعآوري زكات، خمس، صدقات و توزيع آن را بر عهده داشت. سازمان سياسي؛ حلقه وصل ابعاد اقتصادي – فرهنگي و استمرار نقد قدرت سياسي خلافت بود. بخش فرهنگي از طرق دیپلماتیک به پاسخگويي سؤالات و شبهات شيعيان و مناظره با رقباي مذهبي ميپرداخت. بخش معنوي وكالت را که طریقت عرفانی عرفا سلسله معروفیه به عهده داشتند نیز نقش مهمي در تحكيم ولايت معنوي امامان در جامعه ايراني ايفا كرد. لذا به طور كلي جريان معنويتگرايي اسلامي فرهنگ و مدرسه خراسان در مقابل فرهنگ و مدرسه بغداد قرار گرفت.
– قیام های دوره امام رضا(ع): پس از مرگ امین، قیامهاى مختلفى از سوى علویان صورت گرفت. ازجمله مهمترین این قیامها مىتوان به «قیام ابوالسرایا» در کوفه، «قیام محمدبن جعفر» در حجاز و «قیام ابراهیم بن موسى» در یمن اشاره کرد. این قیامها با رویکرد علوى مقابل عباسیان صورت گرفت.
پس از شهادت امام حسين(ع)، کلیه امامان معصوم(علیهمالسلام) راهبرد فرهنگي – نظامي اتخاذ کردند. البته در ظاهر صِرفاً به امور فرهنگي محض میپرداختند، اما در باطن از قيام علويان راستين حمايت ميكردند و قيام آنها را در راستاي امر به معروف، نهي از منكر و تضعيف سيطره خلافت اموي و سپس عباسي ميدانستند. زیرا این قيامهاي مسلحانه اسباب ضعف حكومت جور و درگیر شدن به مبارزه با سازمانهاي چريكي و در نتیجه با ايجاد خلاء و ضعف در قدرت مركزي؛ زمينه را براي اقدامات فرهنگي امامان معصوم(علیهمالسلام) را فراهم ميكرد. قيامهاي علويان که در راستای دعوت به امامت آل علي و اهلبيت(علیهمالسلام) و انتقام از بانيان شهادت امام حسين(ع) بود؛ مورد تأييد امامان معصوم(علیهمالسلام) بود.آيتالله خامنهاي در دوره تبعيد در ايرانشهر به اين فقير گفتند: ما در دوره طاغوت؛ به امام سجاد(ع) و زيد بن علي نیاز توأمان داريم.
– روش امام رضا در تعامل با قدرت: در عصر امام رضا(ع) شرایط به گونهاى رقم خورد که امام(ع) شیعیان را از موضع تقیه بیرون آوردند و به اصلاح مردم و حکام پرداختند.
امام رضا(ع) پس از امام جعفرصادق(ع)، موفق شدند ديالوگ فرهنگي بين مذاهب اسلامي و اديان مختلف را به نيكي پيش ببرند و از فضاي سياسي حكومت كمال بهره را بردند؛ تا حكمت و عقلانيت انديشه ناب تشيع علوي را در سياق و بافت تعاملات فرهنگي بروز دهند. مناظرههاي امام رضا(ع) از شاهكارهاي تكثر فرهنگي و تعامل سازنده علمي بين انديشمندان است. در فضاي ديالوگ و تضارب افكار؛ نور خيرهكننده انديشه الهي اهلبيت(علیهمالسلام) آشكار ميشود وگرنـه در فضاي بسته فرهنگي مونولوگ يك سويه، تفارق حق از باطل به غايت مشكل ميشود. از سوي ديگر امام رضا(ع) جريان معنويت گراي نابي را ساماندهي كردند كه بعداً در ادبيات عرفاني ایران و خراسان بزرگ رشد نمود و نقش مهمي در ساختار ادبيات و فرهنگ ايران ايفا كرد. امام(ع) در بُعد سياسي نشان دادند كه مشاركت در قدرت تنها باید در جهت اصلاح امور باشد و هدف يك مسلمان نباید قدرت فينفسه باشد، زیرا قدرت و حكومت؛ هدف نیست بلکه ابزار خدمت به حق و خلق است. اگر بهرهبرداري از قدرت سياسي براي اصلاح امور ممکن باشد؛ مشاركت در آن مفيد است و گرنـه حكومت و قدرتي كه موفق به خدمت در راستای اهداف دين و ساختن زندگي مردم نباشد؛ مشروعيت ديني ندارد و امري كاملاً دنيايي است كه تفاوتي با حكومتهاي غيرديني ندارد. امام رضا(ع) پس از امیرالمؤمنین علي(ع) بار دیگر ارزشها و ضابطههاي فلسفه سياسي حكومت اسلامي حقه را احيا كردند.
- مهاجرت امام رضا به ایران و اهمیت آن در آینده فرهنگی- سیاسی ایران: حضور امام هشتم(ع) درایران و دوری ایشان از مدینه، به حرکت های شیعی در ایران انسجام بخشید و موجب وحدت بیشتر شیعیان و در نهایت تشکیل حکومت شیعیان صفوی در ایران شد.
سابقه تمدني ايران و يكتاپرستي و عدالتجويي ذاتي ايرانيان، بهترين زمينه رشد و گسترش معارف حكمي و عدالتجويانه امامان معصوم(علیهمالسلام) در ايران بود. چنين شرايطی هيچگاه در جزيرةالعرب مهیا نبود. لذا با مهاجرت حضرت امام رضا(ع) به ايران، دوره «دو قرن سكوت» ايرانيان (به قول مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب) به پايان رسید و نهضت عرفانی، فقهي، ادبي و چريكي گستردهاي در نقاط مختلف ايران اعم از خراسان، ري و طبرستان شكل گرفت؛ که در نهايت منجر به تشكيل طریقت صفویه و حكومت صفويه در ايران گردید و ايران امُّالقراي جهان تشيع و مشهدالرضا قطب سياسي – معنوي ايران شد. حديث «سلسلةالذهب» كه امام رضا(ع) در جمع نيشابوریان فرمودند، نقش مهمي در گسترش عرفان رضوي در ايران داشت.
شیخ صفی الدین اردبیلی که از أولاد حضرت حمزه بن موسی کاظم برادر امام رضا(ع) است بعدا طریقت صفویه را در ایران تاسیس کرد که منجر به استقلال ایران و تثبیت تشیع در ایران شد. در واقع میشود کفت که طریقت صفویه که تجلی عرقان رضوی است و استقلال ایران بدست شاه اسماعیل صفوی از میوه های شیرین نهضت امام رضا(ع) است، که بطور کلی سرنوشت ایران را از نظریه منحط خلافت و جهان تسنن جدا کرد.
امام(ع) فرمودند: «من از پدرانم و آنان از پیامبر خدا(ص) و آن حضرت از خداوند باریتعالی شنیدند که فرمود: «لا اله الا الله قلعه مستحکم من است؛ هر آن کس که داخل آن شود از عذاب ایمن است»». سپس با کمی تأمل فرمودند: «این مطلب شروطی دارد که یکی از شرایط آن، پذیرش ولایت من (اهلبیت پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآله)) است». امام رضا(ع) با بيان اين حديث شريف؛ فلسفه سياسي تشيع و عرفان رضوي را تبيين كردند، بدین معنا که ولايت سياسي، علمي و معنوي متعلق به امامان معصوم(عليهمالسلام) است. لذا لقب «سلطان علي بن موسي الرضا(ع)» برای آن حضرت در ايران مشهور شد. چنان که پادشاهان صفوي نیز خود را خادم امام رضا(ع) ميخواندند. مهاجرت سادات علوي پس از مهاجرت امام رضا(ع) به ايران نيز نقش مهمي در گسترش تشيع در ايران داشت. به ویژه هجرت حضرت حمزة بن موسي برادر امام رضا(ع) كه به ولايت ايشان اعتقاد تام داشتند و بارگاه ملكوتي ايشان در شهر ري است؛ بسیار كارساز بود. بعداً بقعه مباركه حضرت معصومه(س) خواهر مقدس حضرت امام رضا(ع) در قم و بارگاه مقدس حضرت احمد بن موسي(س) در شيراز؛ اين شهرها را از اهمیت خاصی برخوردار نمود. باید توجه داشت که نقش علويان و مرعشيان نیز در شمال ايران بسيار برجسته بود. حكيمسنایی از شاعران بزرگ ايران زمين و از جمله تأثیرگذارترین شاعران در حوزه های مختلف شعر فارسی؛ در قصاید خود با بهره گرفتن از مضامینی چون زهد، حکمت، اخلاق و عرفان؛ نخستین شاعری بود که با آمیختن افکار و اصطلاحات عرفانی با مضامین عاشقانه، قصیدهای در مدح امام رضا(ع) با مطلع زیر سرود:
دین را حرمیست در خراسان دشوار تورا به محشر آسان
از معجزه ها ی شــرع احمــد از حجتهای دیــن یـزدان
همــواره رهش مسیـر حاجت پیــوسته درش مشیـر غفران
……………………………
بــی نام رضـا همیشه بــی نام بی شأن رضا همیشه بی شأن
…………………………………….
ای کین تو کفرومهرت ایمان پیـدا به تو کافـــراز مسلمان
در دامن مهــــرتو زدم دست تاکفـــر نگیــــردم گریبــان
اندر ملک امان علــی راست دل در غــــم غربت تو بریـان
