فتحالله ذوقي
دورة ايلخاني در تاريخ ايران، يکي از شکوفاترين دوران تمدن اسلامي است؛ تراث علمي و يادمانهاي تاريخي اين عصر، گواه پيشرفتهای چشمگیر آن دوره است: مجموعه دانشگاه ربع رشيدي تبريز، رصدخانه مراغه و سلطانيه زنجان مثلث محوري اين تمدن است. گسترش و رسميت تشيع در اين دوره تأثيرات ماندگاري بر جاي نهاد. اين روزگار عصر شکوفايي عرفان اسلامی نيز هست.
از جمله عرفاي بزرگ دورة ايلخاني، عارف مشهور، شيخ صفيالدين اسحاق اردبيلي (م. 735هـ) است. يکي از تذکرههاي مهمي که دربارة شيخ صفيالدين اردبيلي نگارش يافته، تذکرهای است که مولانا محمد کاتب نشاطي شيرازي، به دستور شاه طهماسب صفوي، در اواسط قرن دهم نگاشته است. اين اثر که به دلیل اهميت چندگانهاش، بسیار مورد نياز پژوهشگران صفويه و حوزههاي وابسته به آن بود، شايد به علت محدوديت دسترسي به نسخ معدود آن، تا کنون چاپ و منتشر نشده بود که سرانجام اين مهم به همت داود بهلولي انجام پذیرفت و نشر ادیان تصحيح و ترجمة آن را منتشر کرد.
اين اثر ترجمهاي آزاد است از اسس المواهب السنيه في مناقب الصفويه مشهور به صفوه الصفا اثر توکلي بن بزاز اردبيلي که شامل آرا و انديشهها و حکایات و کرامات شيخ صفيالدين اردبيلي است. اين تذکره چشماندازي از کمّ و کيف و نوع نگاه مريدان دارالارشاد اردبيل در آغاز سلسلة صفويه به دست ميدهد. همچنین به لحاظ زبانشناختي و بررسي گويشهاي ترکي و نیز به جهت پژوهشهاي تاريخي داراي اهميت بسياري است.
کتاب شامل يک مقدمه، دوازده باب و هفتاد فصل است. عناوين ابواب و محتواي فصول آن به قرار ذيل است:
مقدمه: در ذکر رؤياي برخي اوليا که حضرت رسول (ص) در رابطه با ارشاد و تربيت مردم را به شيخ صفي ارجاع داده است و نيز دربارة نشانههاي ظهور شيخ صفيالدين توسط اولياء. (صص39-45)؛
باب اول: ابتداي حال شيخ؛ در باب اول از اخبار و نشانههاي ظهور شيخ صفي، نسب و نياکان او، دوران کودکي، رسيدن او به حضور شيخ زاهد گيلاني، اسناد خرقة شيخ و احوال و کرامات شيخ زاهد گيلاني و ارشادات شيخ صفيالدين سخن رفته است. (صص47-202)؛
باب دوم: در کرامات شيخصفيالدين که متعلق به نجات خلايق است؛ در اين باب کرامات شيخ صفيالدين در نجات مسافران در درياها، کوهها و بيابانها و رهایی از زندانها و شفا از بيماريها ذکر شده است. (صص203-237)؛
باب سوم: در کرامات شيخ صفيالدين که از سر لطف و قهر ظاهر شده است؛ کراماتي که از لطف خاص، عنف و غضب و يا بين لطف و قهر به ظهور رسيده است. (صص239-282)؛
باب چهارم: در کلام حضرت شيخ صفيالدين که در تحقيقات فرموده است؛ اين باب شامل شش فصل در تحقيق معاني آيات کلام الله، احاديث نبوي، سخنان مشايخ، ابيات، نصايح و نيز برخي کلمات منثوره است که از شيخ صفيالدين صادر شده است (صص303-412).
باب پنجم: کرامات حضرت شيخ صفيالدين که در باب حيوانات و ديگر چيزها ظاهر شده است؛ اين باب در سه فصل تدوين يافته و به کراماتي از شيخ ميپردازد که در رابطه با اجنه، حيوانات و اشيا ظاهر شده است. (صص413-444)؛
باب ششم: در سماع و وجد حضرت شيخ صفيالدين؛ در اين فصل حکاياتي در رابطه با وجد و سماع شيخ نقل شده است. (صص445-454)؛
باب هفتم: در کرامات گوناگون که از حضرت شيخ صفيالدين ظاهر شده است؛ اين باب در پنج فصل به موضوعاتي چون اخبار از ضمير مردم، پيشگویيها، احوال مردگان در مکاشفات شيخ، کرامات متعلق به قدم و کرامات ظاهر شده از شيخ ميپردازد. (صص455-595)؛
باب هشتم: در سيرت حميده حضرت شيخ صفيالدين؛ اين باب گزيدهترين باب تذکره است که گاه به صورت مجزا کتابت و تکثير شده است و نسخههاي متعددي از آن در کتابخانهها نگهداري ميشود. اين باب از 27 فصل تشکيل شده است و اوصاف و سيرتهاي حضرت شيخ در آن آمده است. موضوع فصول بدين قرار است: متابعت شيخ از حضرت پيامبر، مذهب، مجاهده، رياضت، فراست، اجابت دعاهاي شيخ، خلوت، زهد و ورع و تقواي شيخ، کلام، تواضع و وقار، حلم و حيا، توکل، قناعت، يقين، استقامت، صبر، شکر، قسمت شب و روز، سخاوت، هيبت، همت، وفا، صفا، خُلق، ترک تکلف، حسن صورت و سماع هاتف الهي؛ در رابطه با شيخ و ابعاد شخصيتي او به ترتيب بالا، در اين باب حکايتهايي ذکر شده است. (صص597-633)؛
باب نهم: در بيماري حضرت شيخ صفيالدين و هجرت آن حضرت از دنيا به جنت اعلي؛ اين باب در دو فصل به ذکر سبب مريضي و وفات شيخ پرداخته است. (صص635-649)؛
باب دهم: در کرامات حضرت شيخ صفيالدين که بعد از وفات وي ظاهر شده است؛ در اين باب در سه فصل به کراماتي از شيخ که پس از ارتحال وي اتفاق افتاده پرداخته شده است. (صص651-684)
باب يازدهم: در عظمت و شهرت حضرت شيخ صفيالدين و خليفگانش که در چهار گوشة زمين بودهاند؛ اين باب در سه فصل به عظمت معنوي شيخ که اهل باطن در مکاشفات و خلايق با چشم ديدهاند و نيز خلفاي بزرگ شيخ که روي زمين بودهاند. (صص685-702)؛
باب دوازدهم: در کرامات مريدان حضرت شيخ صفيالدين؛ اين واپسين فصل در ذکر طبقات خلفاي شيخ صفيالدين و کرامات آنها است. (صص703-738)؛
قابل ذکر است که بسياري از حکايات و روايات موجود در اثر از زبان شيخ صدرالدين فرزند شيخ صفي آمده است. در انتهای کتاب نیز کتابنامه، نماية آيات و احاديث، نماية اشعار ترکي و فارسي و فهلويات و نمايه عمومی آمده است. در ضمن تصویر چهار صفحه از نسخة خطي تذکرة موجود در کتابخانه سالتيکوف شچدرين نیز در کتاب آمده است. صفحة آخر نیز، حاوي مقدمهاي کوتاه در يک صفحه به زبان ترکي آذربايجاني است.
کتاب دارای دو مقدمه است. مقدمه نخست به قلم دکتر حسين محمدزاده صديق است که تاکنون آثار متعددی را در زمينة متون عرفاني، ادبي و زبانشناسي تأليف، تصحيح و ترجمه نمودهاند و متن حاضر نيز با راهنمايي علمي ايشان تصحيح و ترجمه شده است.
مقدمة دوم به قلم مصحح است. ایشان در ابتدا به معرفي کتاب و نيز به شرح حال شيخ پرداخته است و به تفصيل دربارة زندگي شيخ صفي، نسخههاي خطي موجود از تذکره، سنت ترجمه در تاريخ زبان ترکي و وضعيت ادبي دورة نگارش اثر سخن گفته است. همچنین توضيحاتي دربارة شيوه کار خود در تصحيح اين اثر ذکر کرده است. ضمناً در مقدمه ديدگاههاي خود و ديدگاههاي مطرح در رابطه با مذهب، سيادت و تبار شيخ صفي نيز طرح و بررسي کرده است.
پيشتر ترجمة فارسي اثر حاضر و قارا مجموعه منسوب به شيخ صفيالدين اردبيلي نيز توسط همين مصحح ترجمه و از سوي انتشارات اديان منتشر شده بود. اميد است که اين کار سرآغاز احيای دهها نسخة خطي ترکي در رابطه با ميراث معنوي شيخ صفي باشد که در کتابخانههاي ايران، ترکيه، مصر و عراق نگهداري ميگردد.
به عنوان نمونه، هرچند تذکرة حاضر در باب شخصيت، زندگي و سخنان شيخ صفيالدين اردبيلي، اهميت بيبديلي دارد، اما شايد بتوان گفت به لحاظ بررسي آرای کلامي شيخ، کتاب عقائد اولياء سبعه که متني فلسفيـکلامي با گرايشهای شيعي است و پيش از ظهور سلسله صفوي و در اواسط قرن نهم توسط سلطان محمود بن سلطان برهانالدين بن شيخ جمالالدين بن قطبالاولياء شيخ زاهد گيلاني (قرن 8-9هـ/13-14م) به زبان ترکي اوغوزي (ترکي آذربايجاني کهن) نگارش يافته، داراي اهميت افزونتري است. نسخهاي نفيس از اين اثر در کتابخانه آستان قدس رضوي نگهداري ميگردد که توسط نادرشاه افشار وقف شده است. شايسته است نسبت به تصحيح و چاپ و نشر آن نيز اقدام گردد.
در مواجهه با اين کتاب توجه به چند نکته اهميت دارد. توجه به نکات ذيل ميتواند کساني را که تا کنون با تصحيح و ترجمه متون ترکي آشنايي چنداني نداشته اند با پيچيدگيها و دقتهاي لازم در اين گونه آثار آشنا سازد:
ـ مصحح کوشيده است تا با به کار بردن رسمالخطي معيار، متني ساده و روان و قابل مطالعه براي عموم مردم فراهم آورد. انتخاب سبک نگارش و رسمالخط، پيچيدهترين و دشوارترين مرحله ويرايش متون ترکي است. با توجه به اينکه تاکنون در زمينه تصحيح متون تراثي ترکي آذربايجاني براي انتشار به خط عربي شيوهنامهي جامع و مدوني تدوين نشده است, اما مصحح محترم با استفاده از تجربه مصححان پيشکسوت و نيز توان علمي خود، تصحيحي ارائه نموده است که در عين پايبندي به کليّت شيوه نگارشي اصل اثر، متني قابل مطالعه آسان براي مخاطبان معاصر ارائه دهد.
ـ تصحيح آثاري از اين دست، نيازمند توانمندي در زمينههاي مختلف علوم اسلامي و زبانهای سهگانة اسلامي يعني عربي و ترکي و فارسي است و مصحح کتاب، بهخوبي از توان اين کار برآمدهاند. اعرابگذاري دقيق آيات و روايات و ارجاع به منابع آنها، رعايت اوزان ابيات و اشعار و ثبت درست آنها و توضيحات سودمند درباره اصطلاحات و تعبيرات عرفاني و توضيح واژگان و نيز تراجم بسياري از شخصيتهايي است که در کتاب نامشان ذکر شده است.
ـ با توجه به حجم بالاي اثر و اعلام و واژگان گستردهاي که در آن به کار رفته است؛ بيشک مصحح محترم تلاش طاقتفرسايي را براي ثبت دقيق و درست واژگان و اعلام کتاب به کار بردهاند تا زمينه کار بيشتر براي پژوهشگران در زمينه جغرافيا، لغت، زبانشناسي، تراجمنگاري و تاريخ فراهم آيد.
ـ انتشار اين اثر ميتواند تأثير مثبتي در گسترش و تثبيت معارف اسلامي ـ شيعي در ميان ترکان داخل و خارج کشور داشته باشد؛ براي استفاده بهتر و بيشتر ترکان مسلمان ديگر کشورها، انتشار ويراست لاتين متن ترکي ضروري است؛
ـ با توجه به زبان اثر و نيز انتشار ترجمه آن، به نظر ميآيد بهتر بود که مقدمه و پانوشتها نيز به زبان ترکي ميبود؛ هرچند اکثر کساني که ميتوانند متون ترکي را با خط عربي مطالعه کنند معمولاً زبان فارسي را نيز ميدانند.
کلید واژگان: شیخ صفی الدین اردبیلی، عرفان، تصوف، اسلام، معنویت، فلسفه، حکمت.
منبع: تذكره شيخ صفيالدين اردبيلي، محمد نشاطي شيرازي، تصحيح داود بهلولي، قم، نشر اديان، 1389، 786ص، وزيري (سلفون)،چاپ نخست، 1000 نسخه.
