آکادمی مطالعات ایرانی لندن(LAIS)
ترجمه روسی کتاب”ابعاد عرفانی اسلام“اثر آنه ماری شیمل به سفارش بنیاد مطالعات اسلامی روسیه و با همکاری انستیتو شرقشناسی آکادمی علوم روسیه و توسط مؤسسه انتشاراتی صدرا در مسکو چاپ و منتشر شد. این اثر با ویراستی جدید، توسط پروفسور ناتالیا پریگارینا و آ. س. راپاپورت از روی متن انگلیسی ترجمه و سامان یافته است.
این کتاب نخستین بار از سوی همین مترجم با اختصار در سال 2000 چاپ شده بود و اینک با اصلاح و اضافات از سوی شرکت انتشاراتی صدرا ـ مسکو در قطع وزیری با جلد شومیز و در 536 صفحه ماه اکتبر 2012 چاپ و منتشر شده است.
آنه ماري شيمل، 7 آوريل 1922 در شهر فورت آلمان متولد شد. او در 16 سالگي و پس از اتمام دوره دبيرستان، در کلاسهاي تاريخ هنر اسلامي” ارنست کونل” شرکت کرد و همزمان از ” والز بيرکمن” زبان عربي را آموخت. وي در 19 سالگي (1941) رساله اش را با عنوان ” خليه و قاضي در مصر در اواخر قرون وسطي” به راهنمايي ” ريچارد هارتمان” به پايان رساند و از دانشگاه برلين فارغ التحصيل شد. (وايدنر/ 20) بخشي از دوران زندگي خانم شيمل همزمان با جنگ جهاني دوم بود. او تا پايان جنگ ، مترجم وزارت خارجه آلمان بود. پس از خاتمه جنگ و اشغال شهر زاکس، خانم شيمل به مدت پنج ماه و نيم در شهر ماربورگ همراه ديگر نازي ها و اسيران آلماني به زندان افتاد. همچنان که خود مي نويسد در سالهاي پر خوف و بيم و دهشت بار جنگ و بمبارانهاي ويرانگر متفقين به مثنوي مولانا پناه برد و با خواندن مثنوي ، خود را از غم هر روزه مي رهانيد.
او پس از آزادي و درسن 23 سالگي به بخش شرق شناسي دانشگاه ماربورگ پيوست. سپس در سال 1949 به دانشگاه اوپسالا رفت و درسال 1951 به دريافت دکتراي “تاريخ اديان” نائل امد. در سال 1952 به ترکيه سفر کرد. پس از مدتي در دانشگاههاي ترکيه مشغول به تحصيل شد. انگيزهاي دروني و علاقه به اسلام شناسي و عرفان اسلامي دليلي شد بر اينکه شيمل زبان فارسي را مانند زبانهاي اردو، ترکي و عربي فراگيرد.
خانم شيمل در سال 1966 عهده دار کرسي فرهنگ اسلامي هند در دانشگاه هاروارد شد. در سالهاي 1963- 73 سردبير نشريه فکر و فن شد و دهها مقاله عالمانه منتشر کرد. در سال 1981 رياست انجمن جهاني علوم ديني را پذيرفت. از سال 1986 رياست مرکز بين المللي تاريخ اديان را برعهده گرفت . در اول فوريه 2003- 12 بهمن 1381 چشم از جهان فروبست.
مطالعات خانم شميل متنوع و بسيار است. با آمار بيش از يکصد اثر از کتاب و مقاله درباره اسلام شناسي و نيز ايرانشاسي مي توان گستره متنوع مطالعاتي او را حدس زد. شايد بتوان او در بيشتر زمينه هاي اسلامي از جمله عرفان، شعر، فرهنگ و هنر اسلامي و نيز پديدارشناي اسلام و موضوعات ديگر وابسته به اسلام مطالعات عميق داشته است. برخي از مهمترين آثار شميل را مي توان به اين صورت برشمرد:
سماع – ارزش و نماد اعداد- تصوير نگاري اسلامي- سالنامه اسلامي- سرزمين هاي اسلامي – شعر عرفاني در اسلام – خاطرات سفر به هند و پاکستان- تصوير عيسي و مريم در عرفان اسلامي- رمز اعداد- زندگي و افکار مولانا – شکوه شمس- ابعاد عرفاني اسلام- سر عشق – خاطرات ترکيه – رداي خداوند- راه و سفر در اسلام – حکمت اسلامي- گل سرخ محمدي – بسم الله الرحمن الرحيم – راهنماي اسلام- خواب خليفه – استعاره و حقيقت در اسلام – آيا عرفان جهان شمول است؟ – باغ و گل در فرهنگ اسلامي – عشق به خداي يکتا- مناجات در اسلام- از سنايي تا مولوي و اقبال- آموزش زبان عربي – شعر معاصر عرب- شعر ترکي از قرن سيزدهم تا زمان ما – تاثير انديشه مولانا در شرق و غرب- زبان تصاوير مولانا. مي توان عمده فعاليتهاي خانم شيمل را در موضوعات زير دسته بندي کرد:- شعر و عرفان اسلامي – مولوي شناسي – اقبال شناسي – مطالعه بر روي اسلام – فرهنگ اسلامي در کشورهاي مختلف – مطالعات در مورد پيامبر اکرم(ص) اما عمده علاقه خانم شيمل که بيشترين حجم آثار او را هم شامل مي گردد به عرفان اسلامي مربوط مي گردد. خانم شيمل به شعر ديني و شعر اسلامي نيز دلبستگي داشت و کليه منابع لفظي، تشبيهات و استعاراتي که درک شعر فارسي را دشوار مي کند، معرفي کرده است. اما چيزي که در آثار خانم شيمل مشهود است نوع نگاه عارفانه و به خصوص بي غرضانه به اسلام است. شايد بتوان خانم شيمل را هم به نوعي عارف مسلک خواند. او با طبع شعري که دارد ونيز علاقه وافري که به شعر عرفاني اسلام به خصوص شعر فارسي دارد، بيشترين هم خود را مصروف بازشناسي مولوي کرده است. مولوي که در نزد غربيان به خصوص متفکران و عارفان غربي جايگاه ويژه اي دارد ، خانم شيمل را هم همانند هر انسان غربي امروزي که تشنه معرفت و معنويت اند را مجذوب خود کرده است. پس از مولوي ، اقبال نقش عمده اي در مطالعات خانم شيمل را به خود اختصاص مي دهد. اقبال و انديشه هاي او به خصوص نوع نگاه اقبال به فرهنگ غرب و علاقه ايشان به گوته موجبات توجه خان شميل به خود را سبب گشت. به طوريکه در ميان بيش از صد عنوان اثر خانم شيمل به ندرت اثري را مي توان يافت که در آن به گونه اي از محمد اقبال لاهوري سخني به ميان نيامده باشد.
يکي از ويژگيهاي مطالعات خانم شيمل اين است که اين مطالعات متاثر از علاقه وافر ايشان به عرفان اسلام است. خانم شيمل تحت تاثير انديشه مولانا و شاعران و عارفان بزرگي چون عطار، حلاج و اقبال قدرت توصيف فوق العاده اي پيدا کرد که مي توان آنرا قدرت توصيف جزء جزء ناميد. وي عليرغم تسلط فوق العاده اي که در مباحث و منابع اسلامي داشت، عرفان اسلامي را به عنوان مهمترين زمينه مطالعاتش انتخاب کرد. مطالعه عميق عرفان و انديشه هاي بزرگان ادب فارسي اين ژرف انديشي را به اوداده بود که به درستي مي دانست ” شدن آدمي” موکول به “نه” گفتن به پاره اي مسائل، موضوعات و کارهاست و اين “نه” حاصل اراده اي است که مي تواند انسان را ” از فردي عامي به “شهيدي” يا “عارفي” بزرگ بدل کند.” خانم شيمل فرق بودن و نبودن را در اين انکار و پذيرش مي دانست و باور داشت که انسان تنها همان انسان برگزيده است که به پستي و حقارت و روزمرگي “نه” مي گويد. او همچنين بر اين عقيده بود که عظمت انسان از کوچکترين اجزاي زندگي اش سربرمي آورد.
ويژگي ديگر مطالعات اسلامي خانم شيمل روشي است که ايشان براي مطالعاتش برگزيد. او معتقد به روش پديدار شناسي در مطالعاتش بر روي اسلام است که از مشکلات و تنگناهاي روش نقد تاريخي ندارد. خانم شميل خود در اين باره مي گويد” به اعتقاد من نگرش پديدار شناختي براي درک بهتر از اسلام کاملا مناسب است”. اما بايد توجه داشته باشيم که روش پديدار شناسي ايشان از عرفان شناسي اش جدا نيست. از ديدگاه او فقط از اين منظر است که مي توان اسلام را درکمال جامعيت و حقيقت درک کرد و به مقام همدلي با اسلام رسيد. و به اين جهت است در ميان تمام ابعاد اسلام ، بيشتر به بعد عرفاني آن پرداخته است.
خانم آنه ماري شيمل به شدت تحت تاثير شرق و اسلام قرار گرفته است. او خود را بيشتر متعلق به شرق مي داند. او در کتابي به نام زندگي شرقي و غربي من به تاثير زندگي در شرق بر زندگي اش اشاره کرده است. او در توضيح تصويرآرماني و به قول خودش به دور از واقعيتهاي خشک سياسي که از اسلام ترسيم کرده ، خود را در مقام يک دانشمند اسلام شناس موظف مي داند که بايد آرماني را با آرماني ديگر تشبيه و مقايسه کند. او همچنين در جواب منتقدانش که او را متهم مي کنند بر اينکه تصوير آرماني اش از اسلام در مواجهه با واقعيتهاي امروزه دنيا رنگ مي بازد، پاسخ مي دهد که جوهره يک دين فقط از آرمانهايش و نه از تحريفاتش معنا پيدا مي کند.
خانم شيمل درباره ديدگاهش نسبت به اسلام اينگونه بيان مي کند: ” اسلام مورد پسند من است، ديني که با درک باري تعالي واقعا حيات انسان را در احاطه خود مي گيرد. اما يک انسان مدرن به زحمت مي تواند به درک چنين مراتبي نائل آيد”. اما عليرغم اين نظر در پاسخ به عدم تغيير مذهب مي گويد که اعتقادي به تغيير آئين ندارد و چيزي در تغيير آيين برايش وجود ندارد. چرا که او به هر حال خود را متعلق به شرق مي داند. از ديد ايشان ظاهر و تجلي خارجي در ابراز دين کمترين اهميت را دارد و معتقد است که هم در مسيحيت و هم در اسلام کلام ذات اقدس بر همه آشکار است.
کلید واژگان: ابعاد عرفانی اسلام، روسیه، ماری شیمل، اسلام، حکمت، فلسفه، شرق شناسی، مسکو، ناتالیا پریگارینا، راپاپورت.
