قرآن شناخت – بخش پنجم و پایانی مقدمه پروفسور نصر

 

دکتر سيدحسين نصر

ترجمه انشاء الله رحمتي

اخیراً، اثر جدیدی با عنوان The Study Quran، زیر نظر استاد دکتر سید حسین نصر به زبان انگلیسی انتشار یافته است. عجالتاً می‌توان عنوان اصلی قرآن شناخت و عنوان فرعی تفسیر معاصرانه قرآن کریم را برای آن پیشنهاد کرد. این اثر حاصل کار گروهی از محققان مسلمان غربی است که زیر نظر استاد نصر به خلق این اثر اقدام کرده‌اند. آقایان جنردگلی، ژوزف لومبارد و خانم ماریا دکاکه، بخش‌هایی از این اثر را تالیف کرده‌اند و هریک از این سه، به نوبه خویش ویراستار مابقی بخش‌ها بوده‌اند. آقای محمد رستُم نیز در مقام ویراستار با آنها همکاری داشته است. قرآن شناخت حاصل ده سال تلاش و تحقیق این گروه است. و انتشارات هارپر وان (Harper One) از معتبرترین ناشران آثار دینی، به انتشار آن اقدام کرده است. در قرآن شناخت سه کار انجام شده است. سعی شده که ابتدا ترجمه معتبر و روانی از متن قرآن کریم به دست داده شود. سپس، تفسیر روشمندی بر تک تک آیات نوشته شده است. و در پایان نیز جستارهایی در زمینه وجوه مختلف قرآن کریم به قلم صاحب‌نظران این حوزه آمده است. این اثر به شکل آراسته و فاخری، در یک مجلد، به خط ریز و به سبک دانشنامه‌ای، انتشاریافته است. صاحب اين قلم به ترجمه و تحقيق در زمينه اين اثر همّت گماشته و اميدوار است كه آن را در چندين مجلّد در اختيار اهل نظر و علاقه مندان قرار دهد.

 

تفسير

در طي قرون تفسيرهاي بي‌شماري، نه فقط به زبان عربي، بلكه به بسياري از زبان‌هاي ديگر، بر قرآن كريم نوشته شده است. در ميان تفسيرهاي سنتي، برخي از آنها عمدتاً نحوي و زباني بوده‌اند، و برخي تاريخي، و غالباً به معناي تاريخ قدسي. تفاسير ديگر، فقهي، كلامي، فلسفي، جهان‌شناسانه، علمي، مابعدالطبيعي، باطني يا عرفاني بوده و يا در آن واحد چندين وجه از اين وجوه را داشته‌اند. به يك معنا، كل سنت فكري اسلام، تفسيري بر قرآن كريم است. به علاوه منابع سيره (آثار مربوط به زندگي پيامبر (ص))، سنت پيامبر و احاديث، نخستين تفسيرها بر قرآن كريم‌اند. حتي آثار عظيم معماري اسلامي، از قبة‌الصخره1 تا تاج محل2 را مي‌توان تفاسيري بر قرآن كريم، در [قالب] سنگ، دانست. و نبايد فراموش كرد كه عظيم‌ترين منظومة عرفاني خلق شده در تمدن اسلامي، يعني مثنوي جلال‌الدين مولوي، را «قرآن به زبان پهلوي [يعني به زبان فارسي]» خوانده‌اند.

ما در نگارش تفسير خويش، البته علاوه بر آثاري كه مخصوصاً به نام تفسير شناخته مي‌شوند، از همه اين منابع بهره برده‌ايم؛ بسياري از آن تفسيرها را مبناي كار خويش قرار داده‌ايم بدون آنكه خواسته باشيم كه كار ما جامع همه تفاسير باشد. تفاسيري را برگزيده‌ايم كه نه فقط معتبرترين و پرخواننده‌ترين و پذيرفته‌ترين تفاسيرند، بلكه علاوه بر اين تفاسيري تخصصي‌اند و اطلاعات مهمي در آنها آمده است كه هميشه در تفاسير پرخواننده‌تر در دسترس نيست.سياهة همة اين تفاسير در «فهرست تفاسير» آورده‌ايم. در صورت لزوم، از منابع سيره و منابع حديثي سني و شيعي نيز بهره برده‌ايم.

تا آنجا كه به تفسير خود ما مربوط است، هدف ما اين نبوده است كه اثري كه فقط محدود به يك جلد است، جامع همة مطالب باشد و اساساً چنين چيزي ممكن نيست. بالاخره هر چه باشد، تفاسير معروفي به زبان عربي، زبان فارسي و ديگر زبان‌هاي اسلامي وجود دارد كه شامل چندين و چند جلد قطور است و برخي از آنها تا بيست يا سي جلد مي‌رسد و حتي آنها نيز جامع نيستند. هدف تفسير ما اين است كه در صورت لزوم خوانندگان را از معناي ظاهري متن فراتر ببرد، عبارات دشوار را توضيح دهد، معاني باطني آيات را در صورت لزوم آشكار سازد و تبيين معقولي از تنوع ديدگاه‌ها در موضوعات مربوط به فقه، كلام، معنويت و تاريخ قدسي كه از جانب مراجع اسلامي سنتي مختلف مطرح شده است، به دست دهد. اميدوارم كه اين تفسير زمينه‌اي باشد براي اينكه خوانندگان بتوانند در سطوح مختلف با قرآن كريم [ارتباط بيابند و] تعامل برقرار سازند و بر ديدگاه ناصوابي كه در ميان برخي نواحي غيرمسلمان مطرح است، خطِ بطلان بكشد؛ بر طبق اين ديدگاه، تصور مي‌شود كه چون مسلمانان قرآن كريم را كلام خداوند مي‌دانند، بنابراين درباره‌اش نمي‌انديشند يا تعامل فكري با آن برقرار نمي‌سازند، حال آنكه خود قرآن كريم خوانندگان را به تدبّر و تفكر دربارة تعاليمش دعوت مي‌كند.

تفسير ما، در عين حال كه بر تفاسير سنتي مبتني است، ولي صرفاً مجموعه‌اي از گزيده‌هاي اقتباس شده از اين كتاب‌ها نيست، بلكه خود اثر نويني است. در متن خويش ناگزير دست به انتخاب زده‌ايم هم درخصوص اينكه چه مطالبي را از متون متقدم اقتباس كنيم و هم درخصوص اينكه چه مطالبي در آن متون را كنار بگذاريم، به علاوه در جاهايي، تفسير خويش را نيز كه، لااقل به همين صورت، در منابع متقدم‌تر يافت نمي‌شود، آورده‌ايم.

بنابراين، تفسير ما، تفسير نويني است كه در عين حال بر تفكر اسلامي سنتي و سنت‌هاي تفسيري متقدم‌تر مبتني است. بنابراين، ما و نه مفسّرانِ متقدم‌تر، در قبال محتواي آن كاملاً مسئوليم، گو اينكه در عين حال محتواي آن شامل نقل‌ها [و اقتباس‌هاي] بسياري از آن تفاسير سنتي متقدم است كه محلّ رجوع ما بوده‌اند. اين نقل قول‌ها جامع نيستند. بلكه، مي‌توانند ارجاعاتي باشند براي كساني كه مايلند آنها را دنبال كنند. درهمة موارد سعي كرده‌ايم تا منبع و خاستگاه تفسيرمان را به وضوح معلوم كنيم و روشن سازيم كه در چه جاهايي ديدگاه خويش را ابراز داشته‌ايم. در تفاسير سنتي، ديدگاه‌هاي متعارض متعددي در خصوص تك تك آيات آمده است. بنابراين بايد  توجه داشت كه وقتي در يك متن تفسيري سنتي، تفسيري از يك آيه ‌ارائه مي‌شود، اين بدان معنا نيست كه مفسر با آن تفسير خاص موافق است، بلكه فقط بدين معناست كه اين تفسير، در مقام تبيين آن آيه ذكر شده است. براي راهنمايي در خصوص روش‌شناسي استنادهاي ما، ر. ك: « فهم استنادها در اين تفسير».

به دليل صرف حجم تفسير، ناگزير برخي از مطالب را كه ممكن است براي برخي از خوانندگان علاقمند به برخي مباحث خاص، اهميت داشته باشد، كنار گذاشته‌ايم. به علاوه مايل بوده‌ايم كه تفسيرهاي حدسي و خيال‌پردازانه محض يا روايت‌هاي افسانه‌وار و عاميانه را به ويژه اگر در منابع سنتي مويدات چنداني براي آنها وجود نداشته و در مسير يك تفسير معنادار تاثير چنداني نداشته باشند، در اين تفسير وارد نكنيم. در مواردي كه چنين مطالبي را آورده‌ايم، سعي كرده‌ايم كه ارزيابي روشني از اصل يا اعتبار بحث انگيرآن داشته باشيم و ميزان هماهنگي يا ناهماهنگي آن با ديگر فرازهاي قرآن كريم و يا انديشه‌هاي مطرح‌شده در احاديث را به روشني نشان دهيم.

اگر چه بر منابع سنتي كه مبناي اصلي ترجمه و تفسير ما بوده‌اند، بسيار تكيه‌ كرده‌ايم، به منابع معتبري نيز كه بر تحقيقات آكادميك گذشته و حال در زمينه قرآن پژوهي مبتني‌ اند، مراجعه داشته‌ايم. به علاوه مراجعه ما به آن منابع، با آگاهي پيوسته نسبت به سوگيري‌ها و سبك و سياق‌هايي كه هم در نوشته‌هاي تاريخي و هم در نوشته‌هاي معاصر درباره قرآن كريم موجود  است، همراه بوده است. كاملاً وقوف داشته ايم كه، از منظر اسلامي، در بسياري از آن منابع اين نقصان وجود دارد كه قرآن كريم را وحي آسماني نمي‌دانند، ديدگاهي مثله شده درباره سنت فكري اسلامي دارند يا [حتي] جهان بيني اسلامي چونان يك كل [در كليت آن] را مردود مي‌شمارند. در برخي موارد افراطي، چنين منابعي يا بر خصومت پنهان يا گاهي حتي بر خصومت آشكار با اسلام مبتني‌اند و غالبا ديدگاه آنها ريشه در نظرياتي كاملا بحث‌انگيز دارد و براي اهداف دنيوي مانند كسب شهرت يا دست‌يابي به امتيازات دانشگاهي انتشار يافته‌اند.

به تفاسيرسنتي باز مي‌گردم؛ خوب است براي كساني كه با اين تفاسير آشنا نيستند، يادآور شوم كه تفسير در اصطلاح به معناي شرحي بر يك بخش از متن قرآن يا كل متن قرآن است كه بر طبق نظام آيات سامان يافته و به قصد توضيح و تبيين دايره معنايي و ملازمات آنها نوشته شده است. همانطور كه قبلا گذشت، به يك معنا، همه آثار در زمينه فقه، كلام ، مابعدالطبيعه/ حكمت، جهان‌شناسي، علوم، معنويت، طريقت باطني، عرفان و ديگر انواع معارف پرورده شده در دامان سنت‌فكري اسلام، نيز تفاسيري برقرآن كريم است، ولي اين آثار ، بر طبق تقسيم اسلامي علوم ، به معناي دقيق كلمه، در مقوله تفسير قرار نگرفته‌اند. ما در تفسير خويش، عمدتا از تفاسير بهره‌ برده‌ايم، ولي در صورت لزوم از آثاري از مقوله دوم نيز  استفاده كرده‌ايم.

مفسران سنتي، معمولا مرداني بسيار صاحب فضل بوده‌اند، نه فقط نسبت به قرآن كريم، كه به رشته‌هاي مختلف علوم منقول و معقول در اسلام،‌ شناخت عميق داشته‌اند. بنابراين، آثار آنها معمولا تصوير روشني از صحنه‌ فكري اسلامي زنده در روزگار خودشان، به  دست مي‌دهد. آنها غالبا آراء و افكار متعارض در زمينه مباحث كلامي، اخلاقي يا فقهي گوناگون را متذكر مي شود، ولي با اعتماد به موضع خويش و معمولا همراه با ادب و احترام كه ويژگي شاخص مباحثات در سنت فكري اسلامي در كليت آن است، با مخالفان برخورد مي‌كنند. فقط كافي است تفسيرفخررازي يا تفسير قرطبي را ورق بزنيم تا فضاي فكري زنده‌اي را كه در آن شكوفا شده‌اند و نيز طنين مؤدبانه مباحثات شان را به عيان مشاهده كنيم. حتي با يك بررسي اجمالي در اين تفاسير، اين تصور كه مسلمانان فهم متصلبانه و كوركورانه‌اي از متن قرآن داشته‌اند، به كلي رخت بر مي‌بندد. سعي كرده‌ايم كه اين ويژگي‌ها را، حتي‌الامكان، در تفسير خويش حفظ كنيم.

جستار‌ها

از آنجا كه هدف اين اثر آن است كه ياوري براي مطالعه قرآن باشد، به پيشنهاد ناشر، شمار زيادي از جستارها را در آن گنجانده‌ايم و در اين جستارها به طور جداگانه به موضوعات اساسي مختلفي كه در قرآن كريم آمده است، پرداخته مي‌شود. در اين مورد نيز، به دليل فضاي [محدودي] كه در اختيار ما قرار گرفته بود، نتوانستيم به همه موضوعات بپردازيم. در دوران تاريخ اسلام، هزارن هزار اثر دربارة جوانب [مختلف] قرآن به قلم محققان مسلمان، از زبان،‌صرف و نحو و قرائت اين متن مقدس گرفته تا معناي مابعدالطبيعي آن، از تاريخ تدوين متن قرآن گرفته تا تاريخ قدسي مندرج در آن، از احكام فقهي قرآن گرفته تا باطني‌ترين معناي برخي از آيات آن، به رشته تحرير درآمده است. مطالعات قرآني سنتي، مشتمل بر علوم قرآني فراواني است، كه نتوانسته‌ايم همه آنها را به عنوان موضوعات جداگانه، در اين جستارها جاي دهيم.

بنابراين بايد، آنچه را كه اساسي‌ترين موضوعات براي خوانندة اين روزگار مي‌دانستيم، گزينش مي‌كرديم. همانطور كه قبلا گذشت، انتخاب موضوعات براي جستارها، در وهله نخست كار صاحب اين قلم بوده، درست همانطور كه انتخاب محتوا برعهده نويسندگان هر يك از جستارها بوده است، ولي هميشه در انتخاب موضوعات با  ديگر ويراستارها مشورت كرده‌ام. و  البته دسترسي به محققان و تمايل آنها براي همكاري با ما در اين طرح، از جمله  ديگر عوامل تعيين كننده در  اين خصوص، بوده است. به هرتقدير، نهايت دقت هم در گزينش موضوع جستارها و هم در گزينش نويسندگان آنها، اعمال شده است. اين جستارها، به يك معنا، كتاب جداگانه‌اي در ضمن اين كتاب است و مي‌توان آنها را هم بسان پيوستي براي ترجمه و تفسير ما در مطالعه گرفت و هم بسان اثر مستقلي در زمينه قرآن پژوهي كه به قلم برخي از تواناترين محققان مسلمان [و يا اسلام پژوهان] روزگار ما، تاليف شده است.

مخاطبان

تفسيري كه ما فراهم آورده‌ايم، با هدف خلق اثري كه براي عموم خوانندگان انگليسي زبان، خواه مسلمان و خواه  غيرمسلمان، قابل فهم باشد و علاوه بر اين محققان و نيز قرآن پژوهان جدّي، باز هم خواه مسلمان و خواه غيرمسلمان، را نيز به كار بيايد، تأليف شده است. براي فهم تفسيرما، آشنايي قبلي با زبان عربي يا اصطلاحات قرآن، لازم نيست، گو اينكه هرجا تشخيص داده‌ايم كه آوانويسي اصطلاحات عربي مي‌تواند به حال آشنايان با زبان عربي مفيد باشد، آوانويسي آنها را نيز آورده‌ايم.

هدف اين است كه اين قرآن شناخت، هم منبعي براي كساني باشد كه به شناخت قرآن كريم در كليت آن علاقه دارند و هم منبعي براي كساني كه به يك موضوع يا مضمون خاص،[در قرآن] اهتمام مي‌ورزند. نمايه‌ها و استنادهاي درون متني را فراهم ساخته، شمارة سوره‌ها و آيه‌ها را در سرصفحه، در قسمت ترجمه و در قسمت تفسير به رنگ سرخ آورده‌ايم تا راه تحقيق در متن هموار شود و خوانندگان بتوانند، به سرعت به موضوعي كه در پي‌آنند، دست پيدا كنند. براي خواندن ترجمه آيات، خواندن تفسير آنها يا خواندن جستارها، لازم نيست. جستارها، همانطور كه قبلاً گذشت، بخش مكمّل و مستقلي است.

چگونه قرآن شناخت را بخوانيم

همانطور كه قبلاً گذشت، قرآن در نظر مسلمانان، كلام خداوند است. قرآن، كتاب قدسي است نه اثري در زمينه ادبيات، دست نامه‌اي در زمينه حقوق، يا متني در زمينه الهيات، فلسفه يا تاريخ، گو اينكه از كيفيت ادبي بي‌مانندي برخوردار است، احكام بسياري درخصوص قانون مقدس در آن آمده است، آكنده از آياتي با مفاد  ما بعدالطبيعي/ حكمي، الهياتي و فلسفي است و گزارش‌هاي بسياري در زمينه تاريخ قدسي، در آن به چشم مي‌خورد. ساختار بي‌مانند قرآن و جاري[جريان] محتواي آن، براي بسياري از خوانندگان مدرن، چالش خاصي ايجاد مي‌كند. براي بسياري از مسلمانان سنتي، قرآن، يك «متن» متعارف يا دست‌نامه‌اي كه بايد خوانده شود، نيست. براي بيشتر آنان، مفيدترين راه تعامل با قرآن اين نيست كه بنشينيم و اين متن مقدس را از اوّل تا آخر بخوانيم (گو اينكه استثنائاتي مانند ختم قرآن در ماه رمضان، وجود دارد). بلكه مفيدترين شيوه آن است كه بخشي از آن را با ‌آگاهي كامل نسبت به آن به عنوان كلام خداوند، بخوانيم و به عنوان كسي كه جان او مورد خطاب مستقيم آن است، همانطور كه جان رسول خدا(ص) به هنگام نزول قرآن مورد خطاب مستقيم آن بود، در آن تدّبر كنيم. امّا ممكن است، افراد تازه وارد به متن مقدس اسلام، بخواهند كه ابتدا لااقل يك بار كل قرآن را بخوانند، ولي در آن صورت، مطالعه بعدي‌اش، بايد به شكل بازگشت به بخش‌هايي از آن، به همان شيوه كه هم اينك گذشت، باشد.

در اين سياق، بايد به خاطر داشت كه خود قران پيوسته از مبدأ و معاد، از اينكه موجودات از خدايند و به سوي خدا باز مي‌گردند، خدا كه خود آغاز و انجام ندارد، سخن مي‌گويد. قرآن به عنوان كلام خدا، نيز ظاهراً آغاز و انجام ندارد. برخي عبارات و تعاليم دربارة حقيقت الهي، شرايط بشري، زندگي اين جهاني و آخرت غالباً تكرار شده است، ولي آنها تكرار صرف نيستند. بلكه هر تكرار يك واژه، عبارت يا آيه خاص، باب يك معبر نهان به ديگر اجزاء قرآن را باز مي‌كند. هر كودا(موسيقي) هميشه طليعه يك حقيقت است كه هنوز نامكشوف است. در هنگام مطالعه قرآن شناخت، بايد اين ويژگي‌هاي متن قدسي را  به خاطر داشت تا بتوان از مواجهة با آن، بهرة بيشتر بود.

و اما در مورد تفسير؛ در تفسير به بسياري از عبارات قرآن استناد شده است، زيرا اين استنادها در فهم اينكه اين عبارات خاص قرآني چه ارتباطي با هم دارند و چگونه يكديگر را روشن مي‌سازند، نقشي اساسي ايفا مي‌كنند. خود استفاده از اين شيوه در سنت تفسيري،‌معمول است و بسياري از مفسّران در طي قرون، آثاري مبتني بر تفسير قرآن با استفاده از خود متن قرآن[به عبارت ديگر، به روش تفسير قرآن به قرآن] نوشته‌اند. برخلاف كتاب مقدس، كه بيشتر شبيه به يك كتابخانه است تا يك كتاب با صداي واحد، قرآن داراي صداي واحد است، صداي خداست كه با يك پيامبر واحد سخن گفته است و به يك معنا قرآن تفسيري برخود قرآن است. اين ويژگي قرآن، براي مفسّران سنتي، كه معمولاً احاطه درخوري به كل متن داشتند، عيان بود، ولي براي بسياري از خوانندگان معاصر، شناخته شده نيست و بنابراين لازم ديديم كه آن را در تفسير خويش، نشان دهيم.

اصطلاحات قرآن را در نمايه همراه با استنادهايي به متن قرآن و آن فرازهاي تفسيري كه اصطلاحات مورد بحث در آنها به كار رفته است، مي‌توان يافت. غالباً يك عبارت يا رابطة ميان خانواده‌اي از مفاهيم، از طريق استناد به عبارات قرآني مشابه، به بهترين وجهي روشن مي‌شود. بنابراين در تفسيرمان اين كار را كرده‌ايم. به‌علاوه، لايه‌هاي معنايي عديدة عبارات قرآن، غالباً از طريق استناد به فرازهاي ديگر، آشكار شده است. اگرچه هر واژه و حتي هر حرف قرآن، به مانند يك موجود زندة مستقل است، ولي در مرتبة ديگر مي‌توان گفت كه هر جزء در ارتباط با اجزاء ديگر موجود است و مجموع آنها چونان نوري است كه روشنگر يك شئ است، به قسمي كه ما بتوانيم آن را از زواياي مختلف ببينيم.

تلاش براي خلق ترجمه و تفسير معتبري از قرآن به زبان انگليسي، با چالش‌هاي بزرگي همراه است كه لازم است خوانندگان قرآن‌شناخت از آن آگاه باشند. وقتي به هنگام مطالعه كتاب مقدس نسخه جيمز پادشاه3 نه فقط يك تعبير را به زبان انگليسي مي‌خوانيم، بلكه علاوه بر اين متني را مي‌خوانيم كه خود آن، تا آنجا كه به نمادها، استعاره‌ها، ضرب‌المثل‌ها، عبارات و برخي سبك‌ها مربوط است، چه رسد به انديشه‌هاي ديني و تقرير و بيان آنها، از عوامل اصلي در شكل‌گيري زبان انگليسي مدرن بوده است. اين شرايط در مورد زبان‌هاي اسلامي مانند تركي يا فارسي نيز، كه واژه‌ها، عبارات و انديشه‌هاي قرآني بسياري، از قبل در خود اين زبان‌ها موجود است، صدق مي‌كند. و البته تا به امروز، در مورد زبان انگليسي، تا آنجا كه به قرآن كريم مربوط مي‌شود، اينگونه نيست. بنابراين، تأليف قرآن‌شناخت، به زبان انگليسي براي ما دشواري‌هايي به همراه داشت و اين دشواري‌ها به مراتب بيشتر از دشواري‌هايي بود كه اگر مي‌خواستيم همين اثر را به زبان فارسي يا تركي خلق كنيم، در پيش‌ روي‌مان قرار مي‌گرفت؛ چه از قبل، خود قرآن در تار و پود زبان‌هاي تركي و فارسي، تنيده شده است. يكي از اهداف قرآن‌شناخت، اين است كه به اين شكاف مدد برساند و گامي در جهت تبديل شدن زبان انگليسي به «يك زبان اسلامي»، بردارد و البته نه به اين صورت كه زبان انگليسي يك زبانِ انحصاراً اسلامي شود، بلكه به اين صورت كه زبان انگليسي يك زبان اسلامي شود، به همان‌سان كه زبان بنگالي، زباني است كه هم يك زبان هندو است و هم يك زبان اسلامي. خوانندگان قرآن‌شناخت، بايد زباني را كه مورد استفادة ما قرار گرفته است، با اين ديده بنگرند. هدف آن بوده است كه اين اثر هم با خواننده مدرن ارتباط برقرار سازد و هم ماهيّت لازمانِ متن را منتقل كند.

پي نوشت ها

1ـ Done of the Rock. يكي از مهم‌ترين آثار معماري اسلامي در بيت‌المقدس است كه به دستور عبدالملك بن مروان ساخته شد.  //  2ـ تاج محل آرامگاه زيبا و باشكوهي است كه در فاصله 200 كيلومتر از دهلي نو واقع شده است و در سدة يازدهم به دستور شاه جهان، امپراطور گوركاني هند با هدف يادبود همسر ايراني تبارش به نام ارجمندبانو ساخته شده است. اين اثر يكي از عجايب هفت‌گانه جهان است.  //  3ـ King James Version of the Bible. ترجمه انگليسي كتاب مقدس كه در سده هفدهم به دستور جيمز اول، پادشاه انگلستان، انجام شد.