ثارالله (ع) نماد تقریب تصوف و مذاهب خمسه اسلامی

دکتر سید سلمان صفوی

آکادمی مطالعات ایرانی لندن

 

بسی خون کرده اند اهل ملامت

ولی این خون نخسبد تا قیامت

(عطار نیشابوری)

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.

او خون خدا وَ وارث خون و شهادت است. سلام بر تو؛ که خون خواهت حضرت محبوب است. ای که در کمال اخلاص، همۀ هستی خود را در راه اعتلای کلمه توحید و مخالفت با ظلم فـدا کردی.

در زیارت عاشورا خون امام حسین (ع) را به خدا نسبت می دهند: ‌ای ثارخدا: یعنی ای که ولیِّ دَم و خون خواهت خداست. اصطلاح «خون خدا»؛ به واسطۀ تقدس و شرافت بخشیدن به خون مقدس امام حسین(ع) و به اصطلاح – اضافۀ تشریفی- است، نـه اضافۀ حقیقی. سالار عشق، انسان کامل عصر خویش – «الوتر الموتور» – و چهرۀ شاخص سلسلۀ انسان های کامل از آدم تا بقیة الله الاعظم است. در هر عصـر تنها يک‌ انسان‌ كامل‌، قائم‌ است‌ که عهده‌دار مسئوليت‌های خليفة اللهی‌ است. انسان‌ كامل‌ مظهر اتـمّ و اکمل‌ اسماء وجودی‌ است‌ كه‌ «ليس‌ كمثله‌ شیء» است. اگر صاحب‌ مظهر همانندی‌ ندارد؛ مظهر او نيز متعدد نخواهد بود. در «شرح‌ قيصری‌» بر «فصوص‌ ابن‌ عربی»‌ آمده است: «فالقطب‌ الذی‌ عليه‌ مدار احكام‌ العالم‌ و هو مركز دائرة الوجود من‌ الازل‌ الی‌ الابد واحد باعتبار حكم‌ الوحده»: انسان‌ كامل‌، قلب‌ عالم‌ امكان‌ است. همان‌ گونه‌ كه‌ قلب‌ آدمی‌ منبع‌ و واسطۀ فيض‌ است‌ و در هر جسم يكی‌ بيش‌ نيست؛ قلب‌ جهان‌ آفرينش‌ نيز يگانه‌ است. «فالانسان‌ الكامل‌ ظهر كمال‌ الصورة فهو قلب‌ لجسم‌ العالم‌ الذي‌ هو كل‌ ما سوی الله. فالعالم‌ كله‌ تفصيل‌ آدم‌ و آدم‌ هو الكتاب‌ الجامع‌ فهو للعالم‌ كالروح‌ من‌ الجسد. . .»: و اين‌ انسان‌ كامل‌ هميشه‌ در عالم‌ باشد و زيادت‌ از يكی‌ نباشد؛ از آن جهت‌ كه‌ تمامت‌ موجودات‌ همچون‌ يک‌ شخص‌ اند‌ و انسان‌ كامل‌ دل‌ آن‌ شخص‌ است‌ و موجودات‌ بی‌ دل‌ نتوانند بود و دل‌ زيادت‌ از يكی‌ نبُـوَد.[1]

 

سید و سالار عاشقان حضرت امام حسین(ع) یکی از نمادهای اصلی جریان تقریب مذاهب اسلامی از منظر عرفان و تصوف اسلامی هستند. با توسل به امام حسین(ع) و طریقت های تصوف در عالم اسلام میتوان نظریه تقریب مذاهب اسلامی را پی گیری کرد.

سیدالشهداء (ع) یکی از شش قله شامخ ولایت الهی و دوازده امام معصوم (سلام الله علیهم اجمعین)، در سنت عرفان و تصوف به شمار می روند. این شش قله طلایی عبارتند از مولی الموحدین علی (ع) سرسلسله عرفا، امام حسین (ع) قلۀ طلایی خونینِ کاروان عشق، امام سجاد خالق زبور اهل بیت، امام صادق (ع) امام معارف ناب الهی، امام رضا (ع) که عموم طرایق معرفت از طریق معروف کرخی شاگرد ایشان به ولایت متصل می گردند وَ مهدی صاحب الزمان (عج) انسان کامل امروز.

از دیرباز تا کنون حسینیه ها، تکیه ها، و زاویه ها در عالم اسلام (اعم از سنی و شیعه) در ایران بوسنی، آلبانی، ترکیه، آفریقا، آسیای جنوب شرقی، پاکستان و هندوستان برای سالار شهیدان(ع) مراسم عزاداری برگزار می‌کنند و برخی تا ده روز معتکف شده شبانه ‌روز در عزای سالار شهدا سوگواری می‌کنند و غالبا ترک مأکولات حیوانی می کنند تا عزاداری ‌شان پاک تر مقبول درگاه احدیت افتد. اصطلاح “روضه” از کتاب روضة الشهدا ملاواعظ کاشفی از عرفای دوره صفویه و از بزرگان طریقت نقشبندیه و همچنین از بستگان جامی اخذ شده است.

حماسۀ معراج خونین و عاشقانه سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) سلالۀ پاک خاتم الانبیاء محمد مصفی (ص) در آثار عرفا و طرایق الحقایق در “سلوک توحیدی” و “سیر محبی” به سوی حضرت نورالانوار معنا و مفهوم می یابد. حضرت حق مربی حسین (ع) و”سلطان عشقِ خونین”، مَربُوب حضرت محبوب است.

کلمات کلیدی شبکه مفاهیم مقام متعالی وبی نظیر سیدالشهداء (ع) درآثار عرفا عبارت از: عشق، عاشقی، شهید، شهادت، فدائی، بلا، مرگ، پارسا، فنا، بقا، خسرو دین، خسروغیب، وصل، دوست، پیشتازان و طلایه داران سلوک، زندان، عاشورا، کربلا، فراق، عزا یزید و شمر است. تقابل کاراکترها شامل صفات و خصایل یاران سیدالشهدا و یزید است. در آثار عرفا عموما شهید و حسین (ع) مترادف یکدیگرند و می توان گفت در اصطلاح فنی واژۀ مقدس شهید و مقام عظمای شهادت، انصراف دارد به شخصیت جامع و یگانۀ امام حسین (ع) به عنوان انسان کامل.

حضرت مولانا امام حسین (ع) و شهیدان کربلا را مقیمان بهشت وصال حق تعالی می داند که با درهم شکستن قفس دنیا، به کوی دوست پروازی ابدی کرده اند. سیدالشهداء خورشید فروزان و شکوفۀ به ثمر نشستۀ محفل واصلان محبوب است، زیرا ریشۀ درخت وجود مبارک او از ذات اقدس الهی توانگر شده است.

 

ز ســـوز شـــوق دل هــمــی زنـــد عــــلا

که بـوک در رسـدش از جنـاب وصـل بـلا

دلست همچـو حسیـن و فـراق همچـو یزیـد

شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا

(کلیات شمس: غزل 230)

از نظر عُرفا بهشت بر دو نوع است: بهشت عام و بهشت خاص. بهشت عام: بهشت اکل و شرب و مناکحه وَ مخصوص بندگان عام است. بهشت خاص: مقام لقا و وصال و مشاهدۀ حضرت حق وَ بهشت بندگان خاص است (شیخ صفی الدین اردبیلی- صفوة الصفا- ص 437-438). از منظر عرفا حضرت سید الشهداء از سوز شوق دل الهی خویش هر آن طلب استعلای وجودی می نماید و حضرت محبوب نیز آواز قبول وصال صلا می دهد.

“دل”، فی حد ذاته عرش پروردگار و هم چون حسین، در پی سفر و معراج به مبداء اعلی است. در غزل 230 دیوان شمس، امام حسین (ع) سنگ محک ومعیاری است که دل، به مثابۀ جایگاهی رفیع که همۀ اعمال و احوال و مقامات وجودی آدمی به آن بستگی دارد به آن تشبیه می شود، نـه آن که حسین (ع) به دل تشبیه شود. از نظر عرفا در نظام هستی “انسان” خلاصۀ موجودات و خلاصۀ انسان، “دل” است”. (نک: شیخ صفی الدین اردبیلی- صفوة الصفا- ص443). در بیان نهایت سرسپردگی و شیفتگی مولانا به امام حسین (ع) بیت دوم غزل مذکور کفایت می کند. در تقابل با چنین رتبۀ متعالی، وجود اسفل یزید قرار دارد که سمبل کامل فراق و دوری از حضرت حق جل وجلاله است.

شهیدان قافلۀ کربلا سمبل اعلای شهیدان تاریخ اند که سرافرازانه مقامات سلوک خونین عاشقانه را در کربلا دشت پر بلای امتحان خونین الهی طی کرده اند. آنها به ظاهر مُـرده اند اما در واقع به حیات اعلای طیبه استعلا یافته اند که بسی برتر از عالم ظاهر است. مولانا شهیدان کربلا را نمونۀ اعلای این آیۀ شریفه قرآن در باب شهداء برمی شمارد: ” وَ لا تَحسَبَنَّ الَذینَ قَتَلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَّبِّهِم یُرزَقوُن” (آل عمران، 169). کاروان شریف اسرای کربلا از نظر دشمنی که از محضر سلطان وجود محجوب و بعید است، در حکم اسیرند، لیک برخلاف تصور این کوردلان، آنها “پادشاهان مقام قرب دوست” اند؛ مقامی که بین آنها و حضرت محبوب هیچ رادع و مانعی نیست.

هجویری در “کشف المحجوب” در رثای سالار شهیدان می نویسد:

شمع آل محمد، از جمله علایق مجرّد و سید زمانه خود ابوعبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما از محقّقان اولیاء بود. قبلۀ اهل بلا و قتیل دشت کربلا و اهل این قصّه بر درستی حال وی متّفق اند، که تا حقّ ظاهر بُوَد، مر حقّ را مُتابع بُوَد. چون حقّ مفقود شد شمشیر برکشید و تا جان عزیز فدای شهادت خدای عزَّوجلّ نکرد نیارامید.

حکيم سنايی پیشتاز شعر عرفانی فارسی به امام حسين (ع) ارادت بس ویژه دارد. و مراثی متعدد در وصف آن حضرت سروده است. وی قبل از آغاز سرايش ‌گويد: “ذکر الحسين يضيئ العينين سلالة الانبياء و ولدالاصفياء و الاولياء و الاوصياء و شهيدالکربلاء و قرة عين المصطفی بضعة المرتضی و کبد فاطمةالزهراء” – “پسر مرتضی امير حسين که چون اويی نبوَد در کونيــن” – “اصل او در زمين عليين و فرع او اندر آسمان يقين”. سنايی در باره‏ عاشورا و رویداد خونبار ظهر عاشورا دو مثنوی با عناوين “صفت قتل حسين بن علی عليه السلام” و “در صفت و نسيم مشهد معظم” سروده است. (سنایی، دیون اشعار)

غزل 2707 دیوان شمس، طویل ترین و مشهورترین غزل مولانا در باب عظمت وعلو مقام حسین و شهیدان کربلا است. مطلع غزل (شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی) “معاشقۀ کربلایی” و پایان آن ارجاعی والا به انسان کامل و خورشید موعود است که همواره شاهد و ناظر است و اصلِ اصلِ اصلِ نزولِ انوارِ الهی در عالم ممکنات است. فتامل. در این غزل، شهیدان و عاشقان مترادف اند. شهیدان به مدد تجرد وجودی و “معرفت” که مقدمۀ عاشقی است و “بالهای عاشقی” برتر و فراتر از مرغان هوایی در ساحت حضرت دوست پرواز می کنند که ” یحبهم و یحبونه” (سوره مائده، آیه 54). شهدا پادشاهان عالم غیب اند که به یاری عشق، باب های عوالم پنهان را گشوده اند و از جمله رموز توفیق آنها در این پرواز عاشقانه، رهایی از “انواع خود” است. شهیدان با فنا وَ بقا در “عقلِ عقل” در ناکجا آبادند. (صفوی، لندن-2007)

مولانا از بیت پنجم غزل 2707 به بیان رابطۀ شهیدان واصل با سالکان می پردازد. رهایی شهیدان در رهایی دیگر سالکان، اثر وجودی می نهد؛ چرا که آنها با شکستن درِ زندانِ تو در تویِ طبیعت وَ نفسِ خویش بابِ مخزنِ اسرار الهی را گشوده اند. در آغاز نفی و سپس اثبات. “لا اله الا الله”، “لا اله الا هو” (سوره بقره، آیه 255) “لا اله اله انت”. شهیدان و واصلان به محبوب وَ حسین (ع) سید و سالار آنها؛ مقتدا و راهبر فقیران و درویشانِ کوی دوست اند.

شهیدان حسینی مقیم دریای وجود بیکران حضرت واجب الوجوداند که این عالم، تجلیات اسماء و صفات اوست. “هُوَ اللهُ الخالِقُ البارِیُ المُصَوِّر. لَهُ الاَسماءُ الحُسنی. یُسَبِحُ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ الاَرض وَ هُوَ العَزیزُ الحَکیم. (سوره حشر، آیه 24) ” الله لا اِلهَ الّا هُو”. “لا اِلهَ اِلّا اَنت”. که از روز الست آشنای او بودند. “اَلَست بِرَبِّکُم؟ قالوُا بَلی”. (سوره اعراف، آیه 173) مولانا در بیت هشتم این غزل با اشاره به یکی از اصول عرفان نظری که انواع دنیاهای عالم ناسوت را هیچ اندر هیچ و تو خالی، گذرا و میرا می داند، انسان ها را به عرفان عملی فرامی خواند. آنگاه گویی پیام امام حسین (ع) را ابلاغ می کند که ای مدعیان، اگر از قبیلۀ ما و کربلایی هستید اهل صفا شده، دل را به نور الهی منور گردانید. (بن: اهل بیت از دیدگاه مولوی)

متصوفه و اهل طریقت نگارنده غالب شروح و تفاسیر موجود بر عاشورا هستند. از قبیل “تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا” اثر مرحوم جناب حاج سلطان حسین تابنده که ابعاد مختلف فاجعه کربلا را اعم از عرفانی و اجتماعی شرح کرده و کتاب “گنجینة الاسرار” سروده عمان سامانی و اخیرا نیز کتاب “تمنای عشق، تحلیل عرفانی زیارت عاشورا” (صفوی، 1390). میرزا جواد آقا ملکی تبریزی عارف جلیل القدر معاصر در کتاب “المراقبات” فرموده اند: در ایام محرم به عزاداری حسین بنشینید، با او خلوت کنید و ذکر او را در خلوت خالصانه کنید. خوردن و نوشیدن را کم کنید، سخنان اضافی نگوئید و زیارت عاشورا را بخوانید.

در سنت متصوفه امام حسین (ع) سمبل آزادگی ظاهری و باطنی است.
کجایید ای سبک‌ بالان عاشق     پرنـده‌ تر ز مرغــان هوایــی

کجایید ای در زندان شـکسته   بــداده وام‌ داران را رهایــی

 

عارف کامل شیخ صفی الدین اردبیلی، مؤسس طریقت صفویه در باب امام حسین(ع) سروده است:

 

حُســن او را جلـــوه مُستغنــی بُـوَد     از لبــاس زیـــور و زیب و حلــی

نور محض است از جمـال طلعتش    در لبــاس عیـــن تقــوی مُنجَـلـــی

(ابن بزاز، ص 724)

 

       پیام واقعی سپهسالار عشق در کربلا، ذکر، فکر، عمل، معرفت، عشق و آزادگی است.

 

       آکادمی مطالعات ایرانی لندن

 

 

منابع:

 

قرآن مجید

ابن بزاز اردبیلی، صفوة الصفا (در احوال شیخ صفی الدین اردبیلی)، تصحیح طباطبائی مجـد،   غلامرضا، تهران، 1376.

سنایی، ابوالمجد، دیوان اشعار، تهران.

صفوی، سید سلمان، تمنای عشق، تحلیل عرفانی زیارت عاشورا، قم، 1390.

-، اهل بیت از دیدگاه مولوی، قم، 1389.

-، ساختار معنایی مثنوی معنوی، تهران، 1389.

مولوی، جلال الدین، کلیات شمس تبریزی، ویراسته فروزانفر، بدیع الزمان، تهران، 1384.

-، دیوان کبیر کلیات شمس تبریزی، نسخه قونیه، سبحانی، توفیق، تهران، 1386.

-، مثنوی، نیکلسون.

ملکی تبریزی، میرزا جواد، المراقبات، قم، 1377.

 

 

[1]. بن: شرح قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی، ص105 تا 18.