نگاهي به منظومه فكري مرحوم آيت الله طالقاني

 
 

دكتر سيد جواد ميري

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 انديشه هاي مرحوم  آيت الله سيد محمود طالقاني يك منظومه فكري را تشكيل مي دهد، يعني انديشه هاي ايشان به صورت مجموعه يي است كه اگر يك قسمت از آن را از دست بدهيم، ساير بخش هايش را جا مي اندازيم. اتفاقا اگر به زندگينامه ايشان رجوع كنيم، بهتر مي توان دغدغه ها و دلنگراني هاي ايشان را مورد بررسي قرار داد. به عنوان مثال اگر تفسير «پرتوي از قرآن» ايشان را بررسي كنيم، درمي يابيم كه حول يك محور كلي يعني ايجاد يك اجتماع سالم شكل گرفته است.

موضوع اساسي منظومه فكري آيت الله طالقاني پيرامون اين امر است كه اجتماع سالم چگونه اجتماعي است؟ ايشان از اين منظر به سنت اسلام و قرآن نگريسته و هدف انبيا را مورد ارزيابي قرار داده است. از نگاه طالقاني هدف كتاب انساني و انبيا تنوير افكار بوده است تا اخلاقيات انسان را از انگيزه هاي پست و غرايز برهاند. به اعتقاد ايشان تمام جنگ و خونريزي ها در تاريخ بشر از ابتدا تا به امروز براي اين بوده است كه اجتماع سالمي داشته باشيم و انسان بتواند در اين جامعه سالم رشد فكري پيدا كند و در مسير تكامل قرار بگيرد و همه مسائل اعم از اقتصادي، سياسي و اجتماعي بايد وسيله يي باشند براي رشد انسان ها در مسير حق نه اينكه انسان وسيله يي براي اقتصاد (در جواب به كاپيتاليست ها) باشد يا براي دولت (در جواب به كمونيست ها). از نگاه ايشان دين براي تكامل انسان آمده و تكامل انسان به صورت فردي ممكن نيست بلكه در اجتماع صورت مي گيرد. در دنياي مدرن ساز و كارش دولت است و اين نهاد بايد زير نظر مردم و با خواست ايشان باشد. در غير اين صورت استبداد گريبانگير انسان مي شود.
       يكي ديگر از مهم ترين نقاط كانوني اين منظومه فكري  توجه به نقش انسان در آن و از آنجا توجه به نقش عدل است. از نظر ايشان ميان قسط و عدل تفاوت هست. عدل يعني همه چيز را سر جاي خودش بگذاريم، اما قسط به آن معناست كه جامعه را طوري بسازيم كه افراد بتوانند قوه هاي دروني شان را به منصه ظهور برسانند. لذا از نگاه ايشان عدل و قسط تنها به معناي توزيع ثروت نيست، بلكه به معناي ايجاد چارچوبي در جامعه است تا افراد بتوانند بر اساس توانايي هاي خودشان از نظر معنوي و روحي به بالاترين درجاتي كه مي توانند، برسند.
        وقتي مرحوم طالقاني وارد مبارزات انديشه يي در آن دوران مي شود، با دو كمپ كاپيتاليسم و سوسياليسم يا به تعبير ديگر سرمايه داري و كمونيسم مواجه مي شود. تمام سعي و تلاش ايشان آن است كه نشان دهد راهي كه انسان قرار است بپيمايد، چه نوعي راهي است؟ آيا قرار است ما به مالكيت فرد به عنوان اصل بنيادين در سيستم كاپيتاليسم و مكانيزم بازار و سرمايه برسيم يا قرار است به چيزي كه سوسياليست ها مي گويند مبني بر اقتصاد دولتي و ايدئولوژي جامعه كمونيستي، دست يابيم؟ ما به دنبال چه چيزي هستيم؟ آيت الله طالقاني در اين ميان بيشترين اهميت را به آزادي انسان مي دهد و در جاي جاي نوشته ها و گفتارهايش نگراني اش به لحاظ رويكرد ديني، استبداد ديني است. ايشان در عين حال كه دغدغه و نگراني خود را در برابر هجمه سوسياليسم و سرمايه داري دنبال مي كند، از سوي ديگر غافل نيست كه مشكلات دروني خود ما هم بايد حل شود. به عبارت ديگر به نظر ايشان گسترش استبداد ديني كه ناشي از تمركز بر ظواهر دين و استفاده از جهالت مردم است، يكي از خطرهايي است كه نهضت هاي ديني را در كام خود فرو مي برد. ايشان در مقدمه يي كه بر كتاب «تنبيه الامه و تنزيه المله» مرحوم ناييني نگاشته اند، به اين نكته به صورت بارز اشاره مي كند. همچنين در جاي ديگري تاكيد مي كند كه جامعه يي كه در آن، آزادي نفي مي شود، حتي اگر ادعا شود كه جامعه يي اسلامي است و بر اساس الگوي پيامبر (ص) اداره مي شود، اينچنين نيست. ايشان در جاي ديگري وقتي به مقايسه مكتب ها و انقلاب ها مي پردازد، آنها را نه بر اساس توزيع ثروت و اصول اقتصادي كه بر اساس اصل آزادي به ضميمه قسط دسته بندي مي كند زيرا از نگاه ايشان ريشه همه جنگ هاي بشر در اين موضوع است.
    
انديشه مرحوم طالقاني در چارچوب مكتب «اصالت فطرت» است زيرا از نظر ايشان محرك اصلي بشر در مبارزاتش آزادي بوده و هست چون اين امر در فطرت بشر ريشه دارد. اين تلاش و سعي و كشش و كوشش به سمت تحولات بنيادين از نظر ايشان ريشه اش در اقتصاد يا روبنا و زيربنا نيست بلكه در فطرت انسان هاست.
    
    
    همچنين مي توان آراي مرحوم طالقاني را در دل نهضت نوگرايي ديني بررسي كرد. زندگينامه خود آيت الله طالقاني بسيار جالب است. پدر ايشان سيدابوالحسن طالقاني است كه با پدر مهندس بازرگان در زمان رضاشاه كه بحث گفت وگوي اديان و اين بحث ها نمودي نداشت، مجالسي تشكيل مي دادند كه در آن مجالس باعث آشنايي مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم طالقاني با يكديگر مي شود. در اين جلسات افرادي از كشورهاي خارجي هم حضور مي يافتند و درباره اختلاف اديان و گفت وگو ميان انواع فرقه ها و مذهب ها بحث مي كردند. اين تجربه در ايشان موجب شد سعه صدري در ايشان نسبت به غير و دگرانديشي ايجاد شود كه معمولادر هم سلكان ايشان كمتر ديده مي شود.
    
    آيت الله طاقاني در حوزه سياست نيز بر اهميت حضور مردم در سياست گذاري ها تاكيد داشت و معتقد بود بدون حضور و مشاركت ملت نمي توان حكومت ديني پديد آورد در غير اين صورت اگر چنين حكومتي ادعاي ديني داشته باشد، چيزي جز استبداد ديني نيست. اين حرف را ايشان حدود 40 سال پيش مي زند و اين مباحث هنوز شكل نگرفته است. ايشان درباره مساله شورا هم نكات مهمي را متذكر شده اند. امروزه سخن از مردم سالاري ديني رايج است. ايشان مي گويند شورا به معناي حق دخالت همه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، شئون اجتماعي و حل و فصل همه مسائلي است كه در زندگي جمعي پديد مي آيد يعني چنين نيست كه مردم تنها يك نقش تزييني داشته باشند، بلكه نقش بنيادين دارند. براي اينكه نظام بتواند خودش را بازسازي كند و به صورت مستمر در چارچوب سياسي خودش را حفظ كند، مردم بايد نقش فعالي داشته باشند زيرا سياست جزيي از زندگي اجتماعي است.
    

کلید واژگان: طالقانی، اسلام، اجتماعی، انقلاب، پرتوی از قرآن، فطرت.