سید جلال الدین آشتیانی؛ حکیم حکمت متعالیه

استاد علامه سیّد جلال الدین آشتیانی از مفاخر جهان تشیع است که در عصر حاضر در جهت نشر اندیشه های اسلامی از خود اهتمامی قابل ارج نشان داد و با قریب نیم قرن تدریس فلسفه و عرفان و تربیت ده ها شاگرد در حوزه و دانشگاه و نیز با تألیف و شرح و ترجمه و حاشیه بر آثار معروف فلسفی و عرفانی و تنقیح برخی کتب مأخذ، در ردیف اندیشمندان اسلامی معاصر قرار گرفته است . استاد آشتیانی ، در سال 1304 ش ، در دارالمؤمنین آشتیان پا به عرصة حیات گذاشت . پس از دوران طفولیت در دبستان خاقانی تحصیل کرد و در مکتب خانه های آشتیان نیز تلمذ نمود. آشتیانی با مساعدت و تشویق آیت الله دانش، در سال 1323ش به قم رفت و به تحصیل مشغول شد. او در این ایام از محضر استادانی همچون  آیت الله میرزا رضی تبریزی (1294 ـ 1370 ق)،  آیت الله شیخ محمّد صدوقی یزدی (1327 ـ 1401 ق)، آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 ـ 1380 ق)، آیت الله حاج شیخ مهدی امیرکلایی مازندرانی (1302 ـ 1378)، آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی (1306 ـ 1396 ق)، آیت الله علامه سید محمّد حسین طباطبایی تبریزی (1321 ـ 1402 ق)، آیت الله سید حسن موسوی بجنوردی (1316 ـ 1396 ق)، آیت الله میرزا مهدی آشتیانی (فیلسوف شرق) (1306 ـ 1372ق)، آیت الله میرزا احمد آشتیانی (1300 ـ 1395 ق) بهره برد. علامه سید جلال الدین آشتیانی ، علاوه بر اساتید فوق، به صورت پراکنده و مختصر، در قم از حضرات آیات : سید محمّد حجت کوهکمری (1310 ـ 1372 ق)، سید محمّد تقی خوانساری (1305 ـ 1371 ق)، سید محمد محقق داماد (ح 1322 ـ 1388 ق)، حاج میرزا عبدالجواد جبل عاملی ، و در نجف از سید محسن حکیم (1264 ـ 1394 ق)، سید عبدالهادی شیرازی (1305 ـ 1371 ق) و شیخ حسین حلی (1309 ـ 1394 ق)، در اصفهان از حاج آقا رحیم ارباب (1297 ـ 1396 ق) و در شهرضا از ملاهادی فرزانة قمشه ای اصفهانی بهره ها برده است. او همچنین مدتی در درس مطول شهید مطهری شرکت کرده بود و استصحاب رسائل را نیز نزد آن استاد فراگرفته بود. ایشان از 1345 ش به مقام استادی دانشگاه مشهد رسید و در 1349 ش به مدیریت گروه فلسفه و حکمت دانشکدة الهیات این دانشگاه انتخاب شد. در 1355 جایزة بنیاد فرهنگی البرز به او تعلق گرفت . در 1375 بازنشسته شد و سال بعد، فرهنگستان علوم ، او را به عنوان دانشمند برجسته شناخت . بعد از بازنشستگی ، دانشگاه مشهد، دوباره وی را دعوت به تدریس کرد. آشتیانی در مهر 1378 نشان درجة یک دانش جمهوری اسلامی را دریافت کرد و در همین سال از تدریس رسمی کناره گرفت. استاد آشتیانی در بعدازظهر چهارشنبه سوم فروردین سال هشتاد و چهار در آستانة هشتاد سالگی ، درگذشت و پیکر شریفش در جوار حرم ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد.

اگر طول تاریخ فلسفة اسلامی را به معنای سیر زمانی ، طی سیزده قرن تفکر اسلامی ، و عرض تاریخ فلسفة اسلامی به معنای مباحث گوناگون فلسفی و آثاری که در این زمینه در هر دوران نگاشته شده و ارتباط فلسفه با سایر نحله های اندیشه و تفکر انتزاعی ، تلقی کنیم ، باید اذعان داشت که خدمات استاد آشتیانی ، در هر دو بُعد این تاریخ بسیار شایان توجه و عظیم است . از لحاظ سیر تاریخی فلسفة اسلامی ، ایشان دیدشان به مانند فلاسفة غربی که تاریخ فلسفه را خود فلسفه دانسته و برای مباحث فلسفی اصالتی خارج از زمان و دوران خاص تکوین این و آن اندیشه ، قائل نیستند، نبوده است ، بلکه با وجود توجه به پیوند حلقه مانند ادوار گوناگون فلسفة اسلامی ، برای مکتب های گوناگون فلسفة اسلامی ، اصالت قائل بوده و گفتار «أنظروا إلی ما قال و لاتنظروا إلی من قال » هیچ گاه از مدّنظر ایشان دور نبوده است و لذا تصور ایشان از فلسفة اسلامی و تاریخ آن ، از دیدگاه فلسفة اسلامی است و نه غربی .

از آنجا که برخی از ادوار فلسفة اسلامی ، بیشتر از ادوار دیگر، مورد مطالعه قرار گرفته بود، استاد آشتیانی همّ خود را مصروف حلقه های مفقودة سلسلة فلسفه و حکمت اسلامی کردند. در آغاز فعالیت های علمی ایشان ، تاریخ فلسفة اسلامی مانند سلسله جبالی رفیع بود در افق ، که فقط قله های مرتفع آن مشهود بود و آن هم تا حدی در پردة ابهام پنهان . ایشان به تجسس و تفحص در نشیب و فرازهای این قلل و تپه و ماهورهای کمتر نمایان آن پرداختند. چندان عنایتی به دوران اوّل تفکر فلسفی که دربارة آن آثار متعدد چاپ شده ، نداشته اند ولی به رابطة بین شیخ الرئیس و خواجه و حکمای فی مابین آن دو بزرگ مانند، بهمنیار و لوکری سخت علاقه مند بوده اند و توانستند رابطة نسل بعد از نسل حکمای مشائی را از استاد بزرگ این مکتب یعنی ابن سینا تا احیا کنندة افکار او در قرن هفتم یعنی خواجه نصیر در تحقیقات خود روشن سازند.

دوران بعدی تاریخ فلسفة اسلامی ، یعنی قرون هشتم تا دهم ، شاگردان خواجه و قطب الدین شیرازی و پیوند با مکتب اصفهان ، همواره مورد توجه ایشان بوده است .

استاد علاقه ای خاص به یکی از برجسته ترین شخصیت های این عصر داشته که همان ابن ترکة اصفهانی است و همین علاقه منجر به چاپ اثر بدیع این حکیم « تمهید القواعد » با مقدمة مبسوط ایشان شد.

از لحاظ تاریخ اندیشة عصر صفویه و دنبالة آن در دوران قاجاریه ، آثار آشتیانی ، واقعاً از لحاظ کمی و کیفی کم نظیر بلکه بتوان گفت بی نظیر است . ایشان بسیاری از گوشه و کنارهای تاریخ فلسفة این دوران را به صورتی بی سابقه روشن کردند و بر بسیاری از آراء متداول مانند ادعای به این که حکمت متعالیه سریعاً فراگیر شد و سایر مکتب های فلسفی را از صحنه بیرون راند، و یا این که شاگردان بلافاصلة ملاصدرا، به علت شرایط خاص سیاسی دوران خود، از حکمت متعالیه دوری جستند، خط بطلان کشیدند. ظهور کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، خود نظریة اولیه را مطرود ساخت و چاپ اصول المعارف ملامحسن فیض کاشانی ، استمرار تعالیم حکمت متعالیه را در نوشته های معروف ترین شاگرد او روشن ساخت .

نیز استاد، علاقه ای خاص به کشف نحوة استمرار مکتب آخوند و انتقال آن از اصفهان به قم و سپس دوباره به اصفهان و تهران داشتند و کوششی بلیغ در کشف آثار اردستانی و سایر حکمای گمنامی که رابط بین شاگردان ملاصدرا و ملاعلی نوری بودند مبذول داشتند و راه را برای محققان بعدی هموار ساختند. کنکاش پیرامون تاریخ تفکر فلسفی در ایران ، در سده های اخیر بدون تفحصات راه گشای استاد آشتیانی ، غیر قابل تصور است .

و بالاخره از لحاظ سیر تاریخی فلسفة اسلامی ، باید به کوشش استاد آشتیانی در روشن ساختن سیر انتقال حکمت از اصفهان به تهران و تأسیس مکتب تهران در عصر قاجاریه و استمرار آن تا دوران معاصر اشاره کرد. ایشان در این زمینه ، تفحص در متون و رسائل خطی را با سنت شفاهی ـ که سینه به سینه انتقال یافته و از استادان او، که خود تربیت یافتگان این مکتب بودند دریافت شده بود ـ آمیختند و نکاتی مهم را در سیر اندیشة فلسفی از ملا اسمعیل خواجویی و ملا علی نوری تا استادان خودشان مانند سید محمّد عصار و سید ابوالحسن قزوینی روشن ساختند.

 

البته تصحیحات ایشان از کتب نه تصحیح انتقادی بلکه اجتهادی بود، یعنی به همان نسخه ای که در دسترس بود، اکتفا می کرد و با تسلطی که به متن داشت ، مطلب را از آب در می آورد. اگر چه برخی به این شیوه انتقاد دارند و آن را تصحیح امروزین نمی دانند؛ اما باید توجه داشت که این منابع در زمانی به دست آمد که نه تنها شیوة مرسومی از تصحیح ، متداول نبود بلکه اساساً سنت تصحیح در میان حکیمان ، مهجور بود. او حکیمی بود که تصحیح و احیای متون متأخر با وی آغاز شد. این مطلب نیز گفتنی است که تصحیح او همراه با مقدمه های مفصلی است که برخی مانند مقدمة تمهید القواعد ابن ترکه ـ که اولین کتاب حوزة عرفان اسلامی است ـ مفصل و حدود دو برابر متن رساله است و این مقدمه ها نه فقط تحلیل متن ، بلکه تاریخ فلسفة اسلامی است .

مستشرق معروف فرانسوی پرفسور هانری کربن (1903 ـ 1979م ) بارها آشتیانی را ستوده و او را ملاصدرای عصر ما خوانده است . کسانی که کربن را می شناسند و سیطره و تسلط او را در فکر فلسفی و عرفانی ایرانی می دانند، یک می یابند، سخن او از چه پآیت بلند و دقیقی برخوردار است . کربن نوشته است : «در مساعی و تمایلات فکری خود، آقای آشتیانی به نظر من مانند یک ملاصدرایی است که در عصر ما زندگی می کند، به نحوی که ملاصدرایی دوباره زنده شده . گمان نکنم بتوانم تمجیدی بالاتر از این بیان کنم . آقای آشتیانی یک فیلسوف ایرانی است که نمایندة تمام عیار فلسفة دیرین است ، منتهی فلسفة دیرینی که به نحوی کاملاً امروزی درک شده است . به این صورت آثار ایشان شاهد تجدد این تفکر است که علائم بسیاری از آن را می توان در ایران معاصر مشاهده کرد.» دکتر داریوش شایگان دربارة استاد نوشته است : «معرفی فرزانه مردی چون استاد جلال الدین آشتیانی که از ستون های استوار حکمت و فلسفة کشور ماست ، کار چندان آسانی نیست . مضافاً به این که این فرازنه مرد، دوست هم باشد. سید جلال ، مرد بسیار مهربان و گشاده رو است و اگر به کسی مهر بورزد، دوستی اش را بی دریغ ایثار می کند و در مقابل ، چشم داشتی نیز ندارد. جنبة دیگر این دوستی تلمذ بود. یعنی آموختن رموز عرفان و تصوف . دکتر سید حسین نصر که سال ها از نزدیک با آقای آشتیانی محشور بوده و کار کرده است ، فعالیت او را چنین شرح می دهد: «… در نتیجة فعالیت های علمی استاد آشتیانی عرض حیات فلسفی بسیاری از دوران های پرثمر فلسفة اسلامی ، بیش از پیش روش شد و عظمت چهرة بزرگانی که با وجود شهرت ، نامشان بیشتر از آثارشان به بوتة فراموشی سپرده شده بود نمایان شد. این امر حتی در مورد ملاصدرا صادق است . کیست که بتواند سهم بزرگ استاد آشتیانی رادر احیای تفکر ملاصدرا، که اکنون همه در جستجوی آثارش هستند انکار کند؟ هنگامی که به مناسبت چهارصدمین سال ولادت او به اشارة مرحوم علامة طباطبایی قرار شد، آثاری از او چاپ شود، چه آثاری از این حکیم بی بدیل در دسترس بود؟ اکنون پس از گذشت چند دهه ، شاید فراموش شده باشد که در آن زمان ، بجز اسفار و شواهد و چند رسالة چاپ سنگی که نادر بود، دسترسی به نوشته های این ستارة درخشان آسمان فلسفه ، در دوران اخیر امکان نداشت ، مگر برای آنان که می توانستند از نسخ خطی آثار او استفاده کنند. این امر دربارة رسائل حاجی نیز صاد است و در واقع بسیاری از این رسائل برای اولین بار، توسط استاد آشتیانی ویراسته شد و با تحلیل و نقد دقیق به طبع رسید. در عرفان نیز بسیاری از آثار مهم عربی و فارسی متعلق به مکتب ابن عربی و در رأس آن مقدمة قیصری بر شرح فصوص ، که دوره ای کامل از عرفان نظری است ، توسط استاد بررسی و چاپ شد و شرح خود ایشان ، دوره ای کامل از عرفان عملی را به زبان فارسی در اختیار علاقه مندان به این علم عالی ، بلکه اعلی قرار داد… .»

ثمرة فعالیت های علمی و فلسفی استاد آشتیانی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

اول ـ تصحیح و تنقیح و شرح متون عرفانی از متقدمین و متأخرین از شرح فصوص قیصری گرفته تا آثار محمّدرضا قمشه ای و سید محمّد کاظم عصار.

دوم ـ تصحیح و تنقیح و شرح متون فلسفی که در این زمینه توجه ایشان ، بیشتر به حکمای بعدی و مخصوصاً پیروان مکتب ملاصدرا و خود او معطوف بوده است . ایشان ، آثار متعددی از صدرالمتألهین و نیز شاگردش ملا محسن فیض کاشانی و حکمای دوران قاجاریه مانند میرزا مهدی نراقی و ملاعبدالله و ملاعلی زنوزی و حاجی ملاهادی سبزواری و نیز برخی از معاصران مانند سید محمّد کاظم عصار را به حلیة طبع آراسته و با شروح و تفاسیر پر ارج خود این نصوص را زنده کرده اند.

سوم ـ تحقیق در تاریخ فلسفة اسلامی و نیز عرفان که بیشتر در مقدمه های مبسوط استاد بر متون گوناگون مانند الشواهد الربوبیة و شرح مشاعر آمده است ، علاوه بر منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، که خود منبع عظیمی برای تحقیق در تاریخ فلسفه از دوران میرداماد به بعد است . ایشان در برخی موارد برای اولین بار چگونگی انتقال سنت فلسفی را در اسلام نمودار ساخته اند، چنانکه در مورد تفحصی که در انتقال مکتب ملاصدرا از اصفهان به قم در پایان دوران صفوی کرده اند، مشهود است . تحقیقات ایشان در تاریخ عرفان نظری و گسترش مکتب ابن عربی نیز دارای ارزش فراوان است .

چهارم ـ استاد آشتیانی فقط احیا کنندة متون عرفانی و فلسفی نیستند بلکه خود در این دو زمینه صاحب نظر و از حکمای برجستة معاصر محسوب می شوند. تحلیلات فلسفی و عرفانی ایشان نه تنها در کتبی به مانند هستی از نظر فلسفه و عرفان و شرح مقدمة قیصری بر فصوص الحکم دیده می شود، بلکه بسیاری از مقدمه ها و حواشی ایشان بر متون عرفانی و فلسفی گذشتگان خود حائز ارزش فراوان فلسفی و عرفانی است .

الف ) تألیفات مستقل

1. تفسیر سورة توحید، مشهد، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ، 1366ش .

2. شرح بر زاد المسافر ملاصدرا، تهران ، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران ، چاپ اول ، 1359.

3. شرح حال و آراء فلسفی ملاصدرا، مشهد، انتشارات زوار، چاپ اول ، 1339ش ، تهران ، نهضت زنان مسلمان ، چاپ دوم (1360ش ).

4. شرح فصوص الحکم فارابی ، مشهد، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ، 1353ش .

5. شرح مقدمة قیصری بر فصوص الحکم ، تهران ، چاپ اول ، 1384هـ (1343ش )، چاپ دوم 1405هـ ، چاپ سوم (1370ش )، انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم (1372ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .

6. هستی از نظر عرفان و فلسفه ، مشهد، انتشارات زوار، چاپ اول ، 1380 هـ (1338ش )، تهران ، نهضت زنان مسلمان ، چاپ دوم (1360ش )؛ چاپ سوم (1376ش ).

ب ) تعلیقات و تصحیحات و مقدمات آثار عرفانی و فلسفی

7. اثولوجیا (با تعلیقات قاضی سعید قمی )، افلوطین ، تهران ، 1396هـ ، (1359ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .

8 . اصل الاصول ، ملا نعیما گیلانی ، الف : تهران ، 1357ش ، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران ، ب : مندرج در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد 3.

9. اصول المعارف ، ملا محسن فیض کاشانی ، مشهد، چاپ اول ، 1359هـ (1354ش )، مؤسسة مطالعات اسلامی ، چاپ دوم 1412هـ (1371ش )، انتشارات امیر کبیر.

10. انوار جلیه ، ملا عبدالله زنوزی ، تهران ، چاپ اول 1359هـ (1354ش )، مؤسسة مطالعات اسلامی ، چاپ دوم 1412هـ (1371ش )، انتشارات امیرکبیر.

11. تحفه در مباحث علم ، ملانظر علی گیلانی ، الف : تهران ، 1357ش ، ب : مندرج در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد4.

12. تحفه المراد (شرح قصیدة میرفندرسکی )، عباس شریف دارابی با شرح خلخالی و گیلانی ، تهران ، 1372ش ، انتشارات الزهرا.

13. تفسیر فاتحة الکتاب ، تهران ، 1402هـ (1360ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .

14. تمهید القواعد، ابن ترکه با حواشی آقا محمّد رضا قمشه ای و آقای میرزا محمود قمی ، تهران ، چاپ اول 1396هـ (1355ش )، چاپ دوم 1402هـ (1360ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .

15. رسالة المشاعر، صدرالمتألهین ، با شرح ملامحمّد لاهیجی ، چاپ اول ، 1384هـ (1343ش )، چاپ دوم (1360ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ سوم (1376ش )، تهران ، امیر کبیر.

16. رسالة النصوص ، صدرالدین قونوی با تعلیقات میرزا هاشم اشکوری ، تهران ، 1362ش ، مرکز نشر دانشگاهی .

17. رسالة نوریه در عالم مثال ، حکیم بهائی لاهیجی ، تهران ، چاپ اول ، 1397هـ (1350ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم 1404هـ (1351ش )، چاپ دوم (1362ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .

18. رسائل فلسفی (متشابهات قرآن ـ المسایل القدسیه ـ اجوبة المسائل )، صدرالدین شیرازی ، مشهد، چاپ اول 1393هـ (1351ش )، چاپ دوم (1362ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .

19. رسائل فلسفی شامل رساله تحفه (ملانظر علی گیلانی ) ـ رسالة وحدت وجود (ملا علی نوری ) ـ رسالة بسیط الحقیقة کل الاشیا (ملا علی نوری ).

20. رسائل وحدت وجود و بداء، سید محمّد کاظم عصار، تهران ، 1389هـ (1348ش )، انجمن فلسفة ایران .

21. رسائل التوحید و النبوة والولایة ، محقق قیصری .

22. شرح فصوص الحکم ، مؤید الدین جندی (با همکاری دکتر ابراهیمی دینانی )، مشهد، 1361ش ، انتشارات دانشگاه فردوسی .

23. شرح فصوص الحکم ، محمّد داوود قیصری رومی ، تهران ، 1375ش ، انتشارات علمی و فرهنگی .

24. شرح دعاء المعرفة ، ملا محمّد علی فاضل خراسانی ، مشهد، نشریة دانشگاه الهیات ، ش 26/27(1357)، ص 65 ـ 129 و ش 28 (1358)، ص 67 ـ 136.

25. شکوه شمس (سیری در آثار و افکار مولانا)، آن ماری شیمل ، ترجمة حسن لاهوتی ، تهران ، 1367ش ، شرکت انتشارات علمی فرهنگی .

26. الشواهد الربوبیه ، صدرالدین شیرازی با تعلیقات حکیم سبزواری ، مشهد، چاپ اول 1386هـ (1346ش )، چاپ دوم ، (1360ش )، چاپ سوم (1373ش )، بیروت .

27. قرة العیون ، ملامهدی نراقی ، تهران ، 1357ش ، انجمن فلسفة ایران .

28. اللمعات الالهیه و الکلمات الوجیزه ، ملااحمد نراقی ، تهران ، 1398هـ (1357ش )، انجمن فلسفة ایران .

29. لمعات الهیه ، ملا عبدالله زنوزی ، تهران ، چاپ اول ، 1395هـ ، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم (1361ش )، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی .

30. المبدء والمعاد، صدرالدین شیرازی ، تهران ، 1395هـ (1354ش )، انجمن فلسفة ایران .

31. مجموعه رسائل حکیم سبزواری ، تهران ، چاپ اول 1389هـ (1348ش )، چاپ دوم (1361ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ سوم 1412هـ (1370ش )، انتشارات اسوه .

32. المسائل القدسیه ، صدرالدین شیرازی ، مشهد، (1391هـ ، انتشارات دانشکدة الهیات .

33. مشار الدراری (شرح تائیه ابن فارض )، سعید الدین فرغانی ؛ تهران 1398هـ ، انجمن فلسفة ایران .

34. مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة ، امام خمینی ، تهران ، چاپ اول 1413هـ (1372ش )، چاپ دوم (1373ش )، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی .

35. المظاهر الالهیه ، 1381هـ .

36. مکاتب عرفانی ، سید احمد حائری و شیخ محمّد حسین غروی ، تهران ، نشریة جاویدان خرد، سال دوم ، شمارة اول .

37. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد اول ، تهران ، چاپ اول 1392هـ (1350ش )، انجمن دولتی ایران و فرانسه ، چاپ دوم (1363ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، شامل منتخباتی از میرداماد؛ منتخباتی از رساله صناعیه میرفندرسکی ؛ آثاری از ملاصدرا؛ اثبات واجب از ملارجبعلی تبریزی ؛ منتخباتی از عبدالرزاق لاهیجی ؛ بخشی از تعلیقات شفا از آقا حسین خوانساری ؛ رسالة مسالک الیقین از ملا شمسا گیلانی .

38. منتخباتی از آثار حکمای ایران ، جلد دوم ، تهران چاپ اول 1359هـ (1354ش )، انجمن دولتی ایران و فرانسه ، چاپ دوم (1363ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، شامل : حاشیه بر شفا از سید احمد علوی عاملی ؛ گزیدة اصول المعارف از فیض کاشانی ؛ شرح بر قبسات از محمّد بن علی رضا بن آقاجانی ؛ رساله در صنوف الناس در معاد از حسین تنکابنی ؛ رساله ای از قوام الدین رازی ؛ المعارف الالهیه از محمّد رفیع پیرزاده ؛ حاشیه بر شفا از ملا محمّد باقر سبزواری .

39. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد سوم ، مشهد، 1355ش ، با همکاری انتشارات انجمن فلسفة ایران ، شامل : تعلیقات بر اثولوجیا از قاضی سعید قمی ؛ زواهر الحکم از میرزا حسن لاهیجی ؛ اصول الاصول از ملانعیما طالقانی ؛ حاشیه بر شفا از بهاءالدین محمّد اصفهانی ؛ شرح اسرار اسماء الحسنی از ملا عبدالرحیم دماوندی رازی .

40. منتخباتی از اثار حکمای الهی ایران ، جلد چهارم ، مشهد، 1357ش ، با همکاری انتشارات انجمن فلسفة ایران ، شامل : حکمت صادقیه از ملاحمزة گیلانی ؛ رسالة ثمرة الفواد از ملااسماعیل خواجویی ؛ رساله در حدوث دهری از ملااسماعیل خواجویی ؛ رساله در مبداء و معاد از آقا محمّد بیدآبادی ؛ قرة العیون از ملامهدی نراقی ؛ رساله در وحدت وجود از آخوند نوری ؛ رسالة تحفه در مباحث علم از ملانظر علی گیلانی .

41. نقد النصوص فی شرح نقش النصوص ، عبدالرحمن به احمد جامی به تصحیح ویلیام چیتیک ، تهران ، چاپ اول 1397هـ (1356ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم 1370ش )، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی .

42. هدایة الطالبین ، حکیم سبزواری ، مشهد 1347ش ، انتشارات اوقاف خراسان .

استاد آشتیانی را باید مؤسس حوزة متأخر حکمت و عرفان در مشهد مقدس رضوی دانست . محفل گرمِ درس او پس از حکیم سبزواری (1289 ـ 1212 ق) در خراسان بی سابقه بود. قابل تأمل است که حوزة او به گونه ای نقد جریان های فکری مخالف نیز محسوب می شد. بحث از عدم تفکیک میان مبانی عقلی و دین ، بخشی از رئوس تعلیمی استاد آشتیانی بود.

نکتة دیگری که استاد آشتیانی به آن اهتمام داشت «فلسفة اسلامی » بود، در برابر حرف مستشرقینی که ، فلسفة اسلامی را همان فلسفة یونان باستان می شمردند. او حکمت متعالیه و فلسفة اسلامی موجود در آثار ملاصدرا و اتباع او را در مقام مقایسه با اصول و قواعد اکابر حکمای یونانی اوسع ، اکمل و اتم می دانست، که مسائل بسیار عمیق و ارزنده در آن مورد بحث قرار گرفت و به تحریر درآمد و مبانی عمیق مطرح شد که یا به کلی جدید و بدیع است و یا به صورت ، ناقص در کتب اوایل مطرح شده است .

اصل دیگری که در آثار و افکار استاد آشتیانی نمود و بروز دارد، عنصر ایرانیت است . او در احیای میراث فلسفی و عرفانی ایران اسلامی ، کوششی وسیع داشت . علاوه بر عطش علمی و عشق و علاقه اش به دانش ، دغدغه ای سرزمینی داشت و در برابر حرف کسانی که معتقد به ختم فلسفة ایران به ابن سینا بودند، مدت ها مطلب نوشت و ثابت کرد که اولاً فلسفة عربی نبوده بلکه ایرانی و اسلامی بوده است و ثانیاً بعد ابن سینا ایران عرصة حضور بسیاری از فلاسفه بوده است. در همین راستا او یک دانشمند حوزیِ سنت گرا است که اصرار داشت بر خلاف معمول به فارسی بنویسد و حتی پاورقی های کتاب های عربی را در تصحیح به فارسی می نوشت و معتقد بود زبان فارسی ظرفیت بیان علمی را دارد.

منابع و مآخذ

1. خرد جاودان ، جشن نامة استاد سید جلال الدین آشتیانی ، به کوشش : علی اصغر محمدخانی و حسن سید عرب ، تهران : فزان ، 1377.

2. دائرة المعارف تشیع ، تهران : مؤسسة دائرة المعارف تشیع ، 1372.

3. دانشنامة جهان اسلام ، زیر نظر: غلامعلی حداد عادل ، تهران : بنیاد دائرة المعارف اسلامی ، 1375.

4. شرح مقدمه قیصری ، سید جلال الدین آشتیانی ، قم : بوستان کتاب ، پنجم ، 1380.

5. شهر هزار حکیم ، عباس طارمی ، تهران : روزنه ، اوّل ، 1382.

6. کتاب ماه ادبیات و فلسفه ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، تهران .

7. کیهان اندیشه ، کیهان ، تهران : مؤسسة کیهان ، ش 24، خرداد و تیر 1368.

8. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران ، قم : معروف ، 1379 ـ … .

9. مجموعه رسائل فیلسوف کبیر حاج ملا هادی سبزواری ، تصحیح و تعلیق : سید جلال الدین آشتیانی ، تهران : انجمن حکمت و فلسفة ایران ، اوّل ، 1360 ق.

10. هستی از نظر فلسفه و عرفان ، سید جلال الدین آشتیانی ، مشهد: زوار، 1380 ق.

کلید واژگان: آشتیانی، حکمت، فلسفه اسلامی، متعالیه