آیت الله العظمی موسوی اردبیلی، مرجع تقلید منتقد اصلاح طلب

دکتر سید سلمان صفوی

آکادمی مطالعات ایرانی لندن (LAIS)

آيت ا… العظمى‏  سیدعبدالکریم موسوى اردبيلى ، 8 بهمن 1304 ه ش در شهر اردبيل ، در خانواده‏اى روحانى وتهى‏دست متولد شدند.

 پدر ايشان روحانى بزرگوار مرحوم سيد عبدالرحيم و مادرشان، مرحومه سيده خديجه بود که به پارسایی شهرت داشت. يكى از خاطرات ايشان از دوران كودكى ، مربوط به خوابى است كه در آن سنين ديده بودند . خود ايشان در اين باره مى‏فرمايند: «در كودكى بسيار مشتاق زيارت امام زمان‏عليه السلام بودم و از اين رو ، تمامى اعمالى را كه در كتابها جهت ملاقات ولى عصرعليه السلام ذكر شده بود ، انجام مى‏دادم و سعى مى‏كردم كه حتى مستحبات را نيز ترك نكنم ؛ تا اينكه شبى آن حضرت را در خواب ديدم و مانند كودكى كه خود را به پدرش مى‏چسباند ، دامن ايشان را گرفتم و خود را به پاهاى مبارك آن حضرت انداختم و از آن بزرگوار خواستم چيزى به من عطا فرمايند . آن حضرت نيز انگشترى فيروزه‏اى را از انگشت مباركشان خارج فرموده و در انگشت من كردند . وقتى اين خواب را براى پدرم تعريف كردم ، به من گفتند كه از اين پس براى تو هيچ نگرانى ندارم چون زير سايه الطاف امام زمان‏عليه السلام خواهى بود» .

شروع تحصيل و آغاز طلبگى

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى تحصيلات خود را در اوان كودكى و در سن شش سالگى با ورود به مكتب خانه آغاز كردند و قرآن كريم را فرا گرفته آنگاه كتابهايى چون رساله عمليه ، گلستان ، تنبيه الغافلين ، نصاب الصبيان ، گلزار بهار ، ابواب الجنان ، مجالس المتقين ، تاريخ معجم ، درّه نادرى ، تاريخ وصاف ، حساب فارسى و برخى كتب ديگر را نزد معلمان خود آموختند . در سال 1318 ه ش فراگيرى دروس عربى را آغاز كرده و در سال 1319 ه ش به قصد ادامه تحصيل در دروس حوزوى ، وارد مدرسه علميه ملاابراهيم در شهرستان اردبيل شدند . دروس جامع المقدمات ، سيوطى ، جامى ، مطول ، حاشيه ملاعبدا… ، شمسيه ، معالم و شرايع را تا سال 1322 ه ش درهمان مدرسه به اتمام رساندند . پس از ورود متفقين به ايران ، مردم از آزار واذيت دولت رهايى يافتند و در پى آن رغبت جوانان به دروس حوزوى افزايش يافت . لذا تعدادى طلبه جوان جهت تحصيل در دروس حوزوى وارد مدرسه ملاابراهيم شدند . ورود اين طلاب جوان و نشاط و جديت آنان باعث گرديد معظم له تدريس دروس مقدماتى علوم حوزوى يعنى صرف، نحو و منطق را آغاز نمايند. افزون بر آن در همان زمان به منظور جبران خلأ فرهنگى ناشى از بيست سال ديكتاتورى رضاخانى ، اقدام به برپايى مجالس وعظ و خطابه و سخنرانى در شهرستان اردبيل و مناطق اطراف آن نيز نمودند .

هجرت به قم‏

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى در رمضان‏المبارك 1322 ه ش تصميم گرفتند به شهر مقدس قم مهاجرت نموده تحصيلات عاليه را در آن شهر مقدس ادامه دهند و در آخر همان ماه از اردبيل خارج و در نهم شوال وارد شهر مقدس قم شدند و در يكى از حجرات فيضيه رحل اقامت افكندند . مدت اقامت ايشان در شهر مقدس قم ، سه سال و اندى به طول انجاميد كه در اين مدت لمعتين ، رسائل ، مكاسب ، كفايتين ، مباحثى از درس خارج اصول و بحثهايى از تفسير قرآن و فلسفه را فراگرفته همزمان به تدريس معالم ، لمعتين و قوانين مشغول شدند . معظم له در اين مدت از محضر اساتيد بزرگوارى استفاده برده و كسب دانش نمودند؛ از جمله مقدارى از مكاسب و جلد اول كفايه را نزد آيت ا… العظمى‏ سيد محمّد رضا گلپايگانى ، بيع مكاسب و جلد دوم كفايه و شرح هدايه ميبدى را نزد آيت ا… العظمى‏ حاج سيد احمد خونسارى ، رسائل را نزد آيت ا… حاج شيخ مرتضى حائرى و آيت ا… سلطانى ، منظومه را نزد آيت ا… حاج ميرزا مهدى مازندرانى و اسفار را نزد آيت ا… سيد محمد حسين طباطبائى‏قدس سرهم ، به تحصيل پرداختند.

‏

مهاجرت به نجف اشرف

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى به اتفاق سه نفر از فضلاى حوزه علميه قم تصميم گرفتند به نجف‏اشرف مهاجرت نمايند . با انصراف دو نفر از همراهان ، ايشان با نفر سوم يعنى مرحوم شيخ ابوالفضل حلالزاده اردبيلى در 16 آبان 1324 ه ش برابر با اول ذى‏الحجه 1364 ه ق، از قم حركت كردند . به دليل اينكه در آن زمان امكان مسافرت قانونى به عراق وجود نداشت و يا بسيار مشكل بود ، به ناچار به شكل مخفيانه توسط يك بَلَم از طريق خرمشهر واروندرود وارد شهر بصره در عراق شده با تحمل مشقات و سختيهاى فراوان كه شرح آن بسيار طولانى و در عين حال شنيدنى است ، از شهرهاى بصره ، عباسيه و ديوانيه عبور كرده با عنايت و لطف الهى كه مشكلات را بر آنها هموار مى‏كرد ، موفق شدند عصر روز هفتم ذى‏الحجه همان سال وارد مدرسه سيد در نجف‏اشرف شوند . ورود آنها به نجف اشرف مقارن با شب عرفه بود ، لذا دو همسفر پس از انجام مقدمات مستحبّه ، طبق سنت ديرين در حوزه علميه نجف اشرف ، همان شب عازم كربلا شده و دو روز بعد به نجف‏اشرف مراجعت و فراگيرى دروس حوزوى را آغاز نمودند . معظم له دوران اقامت خويش در نجف‏اشرف را بهترين ايام تحصيل خود مى‏دانند كه محيطى امن و آرام براى طلاب حاصل شده بود و محصلين غير از تحصيل و تدريس و تحقيق ، فعاليت ديگرى نداشتند . ايشان نيز با شور و شوق زائد الوصفى ، در دروس اساتيد بزرگ حوزه در آن روزگار حاضر شده ضمن خوشه چينى از خرمن آن بزرگان ، با علاقه مفرطى به تحقيق و تفحص پيرامون مسائل علمى مطرح در دروس حوزوى پرداخته و قسمتى از دروس آن اساتيد را نيز به رشته تحرير درآوردند .

فعاليت علمى در نجف‏

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى در مدت اقامت در نجف اشرف ، در اصول فقه مباحث قطع و ظن ، برائت و اشتغال و پاره‏اى از مباحث الفاظ و در فقه ، اعداد صلاة و اوقات ، قبله و لباس مصلى و مكان مصلى و خلل صلوة و شروط تا آخر مكاسب را نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ خوئى ، بحث طهارة را تا آخر وضو نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ حكيم ، مبحث اجتهاد و تقليد را نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ سيد عبدالهادى شيرازى ، اول كتاب بيع را نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ ميلانى ، بيع صبى را نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ شيخ محمد كاظم شيرازى ، مقدارى از عروة را نزد مرحوم آيت ا… العظمى‏ شيخ محمد كاظم آل‏ياسين و در فلسفه از اول طبيعيات تا آخر منظومه را نزد مرحوم صدراى بادكوبى تحصيل نموده همزمان دروس آيات عظام خوئى ، ميلانى و حكيم را نيز تقرير نمودند. مدت اقامت معظم‏له در نجف اشرف هر چند نستبا كوتاه بود و تنها قريب دو سال و اندى به طول انجاميد ، اما همين مدت كوتاه به دليل اينكه اساتيد آن روزگار حوزه نجف از اعاظم فقه و اصول قرون اخير شيعه بوده‏اند ، از نظر علمى براى ايشان بسيار پرثمر و ارزشمند بوده و دقتها و موشكافيهاى آن بزرگان در حوزه‏هاى فقه ، اصول و فلسفه ، تاثيرات شگرفى در شخصيت علمى معظم له گذاشت .

‏

بازگشت به ايران‏

در آن تاريخ از نظر سياسى جو عراق به تدريج ناآرام و متشنج مى‏شد . مردم بر ضد هيئت حاكمه كه دست نشانده انگلستان بود ، شورش نموده خواهان سقوط آن بودند . شورش و آشوب اوج گرفت و در بغداد ، نجف و بعضى شهرهاى ديگر به خونريزى انجاميد . در نتيجه دولت صالح جابر سقوط كرد و مرحوم سيد محمد صدر تشكيل دولت داد . پس از چند صباحى دولت مرحوم صدر نيز سقوط كرد ونورى سعيد كه يكى ديگر از مهره‏هاى اجانب بود نخست وزير شد . در اين احوال نامه‏اى كه حاكى از بيمارى شديد پدر معظم له بود ، به دست ايشان رسيد و ايشان را پريشان حال ساخت . اوضاع نابسامان عراق و نگرانى ناشى از بيمارى پدر موجب گرديد معظم له ، عليرغم ميل باطنى ناچار به ترك عراق و عزيمت به ايران شوند . حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى پس از باگشت از عراق ، در سال 1327 ه ش وارد قم شده در مدرسه فيضيه اقامت گزيدند . ايشان هنگام مراجعت از عراق مصمم بودند در اسرع وقت به نجف بازگردند و با همين انگيزه ، از به همراه آوردن وسايل و اثاثيه موجودشان در نجف‏اشرف ، خوددارى كرده بودند . ولى تقدير بر خلاف اين بود و ديگر امكان مسافرت مجدد جهت تحصيل در عراق براى ايشان فراهم نشد . هنگامى كه به قم رسيدند ، با دريافت خبر سلامتى پدر ، براى اطلاع از وضع حوزه و كيفيت و كميت دروس ، چند ماهى در قم ماندند و در همين مدت در جلسات درس خارج فقه مرحوم آيت ا… العظمى‏ بروجردى ، فقه و اصول مرحوم آيت ا… داماد و فلسفه مرحوم علامه طباطبايى (منظومه) حاضر شدند ، تا اينكه در ماه رجب به اردبيل رفته با پدر بزرگوارشان ديدار كردند . پدر ايشان مايل بود بقيه عمر خود را در نجف يا قم اقامت نمايد و چون رفتن به نجف با خانواده ممكن نبود ، به اتفاق به قم رفته منزل كوچك و محقرى تهيه كردند و در آنجا مشغول تدريس و تحصيل شدند . ادامه اقامت در قم براى پدر معظم له به دليل شرائط سخت زندگى مقدور نشد ؛ لذا به اردبيل بازگشته و در سال 1330 ه ش به رحمت خدا پيوست .

اشتغالات و حوادث مدت اقامت در قم‏

ادامه تحصيل‏

چنانكه بيان شد مهمترين اشتغال معظم له در قم، ادامه تحصيل و تحقيق بود و علاوه بر حضور مستمر در دروس اساتيد بزرگوار آن روزگار حوزه يعنى آيات عظام مرحومين بروجردى، سيد محمد داماد و علامه طباطبائى، در دروس ديگرى مانند درس اخلاق حضرت امام خمينى رحمه الله و دروس فقه خصوصى مرحوم آيت ا… العظمى‏ گلپايگانى و مرحوم آيت ا… حاج شيخ مرتضى حائرى و مرحوم آيت ا… العظمى‏ حاج سيد احمد خونسارى شركت مى‏كردند.

ادامه تدريس‏

از سنتهاى ديرپا و بسيار خوب حوزه‏هاى علميه كه تاثيرى ماندگار و شگرف در پرورش روح علمى و تربيتى طلاب دارد، اشتغال به تدريس در كنار تحصيل است. به پيروى از اين سنت حسنه، از اشتغالات اساسى ايشان در مدت اقامت در قم، تدريس رسائل، مكاسب، كفايه و منظومه به طلاب خوش‏فهم و كوشا بود كه اغلب اين جلسات به صورت عمومى برگزار مى‏شد. علاوه بر آن تعدادى درس خصوصى خارج فقه و اصول نيز براى برخى مشتاقان و علاقمندان توسط ايشان ارائه مى‏گشت.

فعاليت قرآنى‏

يكى ديگر از فعاليتهاى حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى در مدت اقامت در قم، فعاليتهاى قرآنى و بحث تفسير قرآن بود كه دو روز در هفته با حضور برخى از فضلاء حوزه برگزار مى‏شد. اين جلسه در تمام مدت اقامت ايشان در قم به طور منظم و مستمر ادامه داشت و پس از مهاجرت معظم له از قم نيز، جلسه مزبور توسط ساير اعضا ادامه يافت. معظم له جلسات قرآنى را در مدت اقامت خويش در اردبيل و تهران ادامه داد و اكنون نيز يكى از فعاليتهاى اصلى ايشان، قرآن پژوهى و پرداختن به علوم قرآن و تفسير آن مى‏باشد كه حاصل اين مطالعات، گاهى به صورت مقاله در نشريات مختلف منتشر مى‏شود.

انتشار مجله‏

در مدت حضور در قم، توسط ايشان و عده‏اى از فضلاء و روحانيون حوزه علميه، براى نخستين بار مجله‏اى به نام مكتب اسلام در قم منتشر شد كه با استقبال كم‏نظيرى روبرو گرديد. معظم له كه از بانيان اين مجله بودند، مقالاتى در آن به رشته تحرير درآوردند كه از آن جمله مى‏توان به سلسله بحثهاى «دين از نظر قرآن» و مقالاتى مانند «قرآن يا آفتابى كه غروب ندارد» و «طوفان نوح» اشاره كرد. همكارى ايشان با اين مجله فقط تا 9 شماره ادامه يافت و پس از مهاجرت از قم، همكارى خويش را با مجله قطع نمودند.

سفرهاى تبليغى‏

از وظايف اصلى روحانيت، ترويج و تبليغ دين و احكام الهى در جهان است. عليرغم فشارها و تضييقاتى كه حكومت وقت براى روحانيون بخصوص روحانيانى كه دغدغه سياست نيز داشتند اعمال مى‏كرد، معظم له پرداختن به امور تبليغى را از اشتغالات اساسى خويش به شمار مى‏آوردند و از اين رو در ايام تعطيلى دروس حوزوى، ايشان جهت تبليغ به نقاط مختلف كشور سفر مى‏كردند. هنوز هم در شهرهاى اروميه، مشهد، بندر انزلى، درگز، همدان، اردبيل، بابل، بهشهر و … مؤمنانى خاطره شيرين سخنرانيهاى پرشور و پرجذبه ايشان را به خاطر دارند.

مراجعت به اردبيل‏

كثرت فعاليتهاى علمى، تبليغى، فرهنگى و سياسى باعث گرديد كه در ماه رمضان سال 1338 ه’ ش، ضعف و بيمارى بر ايشان غلبه يابد كه پس از مراجعات مكرر به پزشكان، تغير محل سكونت و كاستن از فشار كار به معظم له توصيه گرديد و در پى آن ناگزير در سال 1339ه’ ش به منظور گذراندن ايام تعطيلات تابستانى قم را به قصد اردبيل ترك فرمودند. پس از ورود به اردبيل، در تابستان همان سال در مسجد مرحوم حاج مير صالح، مجالس وعظ و تبليغ تشكيل داده و نسبت به تجديد بنا و تعمير مدرسه ملاابراهيم كه در جوار اين مسجد قرار داشت، اقدام كردند. با تمام شدن فصل تابستان، عليرغم ميل شديد باطنى معظم له جهت بازگشت به قم، اصرار علماء و مردم اردبيل باعث شد كه ايشان تا پايان همان سال به طور موقت در اردبيل بمانند، ولى نيمه‏كاره ماندن بسيارى از كارهايى كه توسط ايشان آغاز شده بود، باعث شد كه اين اقامت موقت به درازا انجاميده تا سال 1347 ه’ ش ادامه يابد. به جهت طولانى شدن مدت اقامت ايشان در اردبيل، مناسب است شمه‏اى از فعاليتهاى اين دوره زمانى را بيان نماييم.

فعاليتهاى علمى‏

با اقامت حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى در اردبيل، جمعى از فضلاء و طلاب اردبيل كه در قم مشغول تحصيل بودند، به اردبيل بازگشتند و نزد معظم له به فراگيرى سطوح عالى رسائل، مكاسب و كفايه پرداختند و پس از مدتى، ايشان تدريس خارج اصول و خارج فقه مكاسب و عروة را آغاز نمودند.

علاوه بر تدريس، اداره حوزه علميه، تجديد بنا يا تعمير ساختمانهاى مدارس، تأمين كمك خرجى طلبه‏ها به شكل شهريه و مساعده و اعزام برخى از آنان جهت تبليغ به روستاها و شهرها و رسيدگى به گرفتاريهاى آنان تا حد امكان، بر عهده ايشان بود.

تبليغ‏

كارهاى تبليغى ايشان در اين مدت هيچگاه تعطيل نشد و به شكل سخنرانى در منابر و تفسير قرآن پس از نماز مغرب و عشاء و تشكيل جلسات هفتگى در منازل اشخاص، ادامه داشت.

فعاليت اقتصادى‏

امام موسى صدر، كه از دوستان ديرين و دوران طلبگى حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى بود، در جنوب لبنان اقدام به تأسيس سازمانى جهت مبارزه با فقر و كمك به محرومين كرده بود. ايشان نيز با الهام از اين كار، تصميم به احداث كارخانه‏اى در شهرستان محروم اردبيل جهت مبارزه با فقر و كمك به فقرا گرفتند. پس از بررسى و تحقيق، اشخاصى جهت جمع‏آورى انفاقات و صدقات مستحبّه تعيين شدند و مقرر شد مركزى جهت آموزش صنايع دستى به تهى‏دستان و فروش محصول كار آنان به بازار و تخصيص درآمد حاصله به خودشان ايجاد شود.

آغاز كار از جوراب بافى و تريكو بافى بود كه ساختمانى جهت آن ايجاد گرديد و خانواده‏هايى تحت پوشش قرار گرفتند. اين مركز در حال توسعه بود كه رژيم شاه حساس شد و تصميم گرفت كه مانع اين كار شود. رئيس وقت ساواك اردبيل گفته بود: «ما مى‏خواهيم اين آخوندها را تحت كنترل درآوريم بلكه حذف كنيم، حال اينها به فكر افتاده‏اند كارى كنند كه اگر بخواهيم با آنان برخورد كنيم، ناچار شويم با چند صد يا چند هزار نفر درگير شويم. زحمتهاى فراوانى كشيده شده تا اينها از متن زندگى مردم كنار گذاشته شوند و اگر اين كارها قوت بگيرد، اينها مجددا به متن زندگى مردم بازمى‏گردند.به هر قيمتى كه شده بايد جلوى اين كار گرفته شود».

به همين دليل درست همان روزى كه جهت بازديد مردم از مؤسسه و آشنايى با اهداف آن و كمك به توسعه و گسترش آن تعيين شده بود، مأمورين ساواك به مؤسسه هجوم آورده و آن را بستند. حضرت آيت‏ا…العظمى‏ موسوى اردبيلى نيز در خانه توقيف شدند و ساواك تهديد كرد كه اشخاصى را كه به اين مؤسسه كمك كنند، دستگير كرده و مورد آزار و اذيت قرار خواهد داد و بدين ترتيب مانع از فعاليت اين مركز شد.

فعاليتهاى سياسى‏

افكار سياسى معظم له ريشه در دوران صباوت و تربيت خانوادگى ايشان داشت. نگرش و ديدگاه سياسى معظم له، عمدتا در صحبتها، سخنرانيها و تبليغها خود را نشان مى‏داد كه از جمله آنها مى‏توان به هفت سال سخنرانيهاى پرشور تبليغى در شهرستان اروميه اشاره كرد. از تاريخ 1339 ه’ ش كه ايشان در اردبيل ساكن شدند، مبارزات سياسى جزء لاينفك فعاليتهاى معظم له شد و به همين سبب دائما از جانب دستگاه، تحت تعقيب قرار مى‏گرفتند.

رژيم پهلوى نسبت به همه فعاليتهاى ايشان مانند منبر، تبليغ، سخنرانى، تدريس، رفت و آمد معمولى، مهمانيها و نامه‏ها، حساس بود و آنها را كنترل مى‏كرد. حتى وقتى كه مدرسه مى‏ساختند و يا براى محرومين فعاليت مى‏كردند، نه تنها خود ايشان مورد تعقيب قرار مى‏گرفتند بلكه طلبه‏هايى كه در مدرسه زير نظر ايشان تحصيل مى‏كردند نيز، از جلب و تبعيد و شكنجه در امان نبودند.

يكى از موارد درگيرى علنى ايشان با رژيم، در جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل رخ داد. در آن زمان تمامى دستگاههاى تبليغى رژيم، از اسرائيل طرفدارى مى‏كردند و به نفع اسرائيل و عليه اعراب خبر منتشر مى‏نمودند. ايشان در منبر شديدا به نفع اعراب و مسلمين موضع گيرى كردند كه در پى آن رژيم تصميم گرفت كه ايشان را دستگير نموده به تبريز تبعيد كند. در پى اين حادثه علماء و ائمه جماعت اردبيل متحد شدند و همه به مسجد ايشان رفته و اعلام كردند كه اگر رژيم به دستگيرى و تبعيد معظم له اقدام نمايد، تمامى مساجد را تعطيل كرده و از شهر خارج خواهند شد. رژيم پهلوى كه با مقاومت روحانيون مواجه شد و از عواقب كار نگران بود، از دستگيرى ايشان منصرف گرديد. مورد ديگر شايان ذكر در جريان تصويب كاپيتولاسيون بود كه معظم له به آگاه سازى پرداخته و در نتيجه مردم به نشانه اعتراض تصميم به تعطيل كردن بازار گرفتند ولى عوامل رژيم دست به كار شده و با تهديد مانع از تعطيلى بازار شده و ايشان را تحت تعقيب قرار دادند. اين آزار و اذيتها به حدى بود كه ايشان به ناچار تصميم گرفتند اردبيل را ترك گفته و به محل ديگرى مهاجرت نمايند.

مهاجرت از اردبيل به تهران

گسترش فعاليتهاى سياسى معظم له در اردبيل، باعث شده بود كه كنترل و نظارت دستگاههاى امنيتى رژيم بسيار شديد شود تا جايى كه بر اثر هجوم مكرر مأموران ساواك به منزل ايشان، هرگونه آسايش و امنيت حتّى در منزل نيز از معظم‏له سلب گرديد. در نتيجه ايشان ناچار گرديدند نظر مشورتى حضرت امامرحمه الله را در مورد مهاجرت از اردبيل جويا شوند. امام نيز در پاسخ فرمودند:«ما صلاح نمى‏دانيم كه آقايان شهرها را ترك كنند و به تهران يا قم بروند، ولى گويا وضع شما به گونه‏اى است كه ناچاريد مسافرت كنيد. در عين حال خودتان بهتر مى‏دانيد و مى‏توانيد تصميم مناسبترى بگيريد». پس از دريافت نظر امام كه اتخاذ تصميم مناسب را به شخص ايشان واگذار نموده بودند، معظم له تصميم گرفتند كه از اردبيل هجرت كنند، اما ضرورى بود كه جهت گمراه كردن مأموران ساواك و رفع مزاحمتهاى احتمالى، زمينه مناسبى براى اين كار فراهم شود.

در سال 1347 ه’ ش كه زلزله منطقه وسيعى از اطراف مشهد را تخريب كرد، حكومت وقت تصميم گرفت ظاهر مردمى به خود گرفته و كمك مردم را به نام خود جمع آورى كرده و به دست آسيب ديدگان برساند؛ لذا با صدور اعلاميه‏ها و بيانيه‏هاى مكرر و برپا كردن چادرها در ميادين شهرها مردم را به كمك فراخواند. ولى هر چه بيشتر سعى كردند كمتر به نتيجه رسيدند. در جهت مقابل، روحانيون و علماء شهرستانها مستقلاً به جمع‏آورى كمكهاى مردمى مبادرت ورزيدند و در همين راستا، معظم له نيز در اردبيل با همراهى برخى دوستان، با صدور اطلاعيه مردم را در مسجد جمع نموده و به جمع‏آورى اعانه پرداختند. با توجه به اقامت مرحوم آيت ا… العظمى‏ ميلانى در مشهد، قرار شد كمكهاى جمع‏آورى شده جهت مصرف در مناطق زلزله زده خدمت ايشان ارسال شود. اين واقعه زمينه مناسبى فراهم ساخت كه حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى به عنوان مسئول كمك‏رسانى و همچنين به بهانه چاپ كتاب جمال ابهى، بدون اينكه كسى را از قصد خود مبنى بر عدم مراجعت به اردبيل مطلع سازند، به سمت تهران حركت كنند.

 اقامت و فعاليت در تهران‏

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى در تابستان 1347 ه’ ش وارد تهران شدند و پس از چند روزى، مقدمات لازم جهت اقامه نماز جماعت توسط معظم له در مسجد اميرالمؤمنين‏عليه السلام واقع در خيابان نصرت فراهم شد و عليرغم مخالفت شديد دوستان و همشهريان با اقامت ايشان در تهران، پس از تهيه مسكن، خانواده ايشان نيز از اردبيل به تهران مهاجرت كردند. پس از اقامت در تهران، گذشته از اقامه نماز جماعت و ايراد سخنرانى در مسجد نصرت تدريس خارج فقه (كتاب خمس) و جلد اول اسفار را براى برخى طلاب جوان و مستعد، آغاز نمودند وعلاوه بر آن، حلقه بحث فلسفى را نيز با برخى از دوستان همفكر خويش تشكيل دادند و پس از چند صباحى با همكارى و همفكرى بعضى از دوستان ديگر مانند شهيد آيت ا… بهشتى، شهيد آيت ا… مطهرى، شهيد حجةالاسلام و المسلمین دکتر مفتح و برخى ديگر، تحقيق در علوم قرآن را به صورتى جدى آغاز نمودند. پژوهش عميق در علوم قرآن نيازمند مكان مناسب و نيز كتابخانه‏اى غنى بود. براى اين منظور محلى در جوار مسجد اميرالمؤمنين‏عليه السلام تهيه شد و در آنجا، كتابخانه‏اى اختصاصى جهت استفاده تحقيقاتى تاسيس گرديد. علاوه بر آن، جلسات تفسير قرآن پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، به طور مرتب در مسجد اميرالمؤمنين‏عليه السلام توسط معظم له برگزار مى‏شد. با توجه به تفكرات الحادى كه در آن زمان در ايران شايع و رايج بود، ضرورت تأسيس مركزى جهت برگزارى جلسات سخنرانى، كلاسهاى تبيين و بررسى معارف دينى و مسائل عقيدتى و فرهنگى، روز به روز بيشتر احساس مى‏شد. به همين منظور، مسجد و كانون توحيد توسط ايشان در خيابان پرچم احداث گرديد كه كلاسهاى متعددى توسط سخنرانان و متفكران مذهبى ايران در آنجا برگزار شد. بعلاوه، در راستاى همين اهداف، مدارس راهنمايى و دبيرستان مفيد را نيز در تهران احداث فرمودند كه هنوز هم تمام اين مراكز به فعاليت خود ادامه مى‏دهند. همه اين مراكز تحت پوشش موسسه‏اى به نام موسسه خيريه مكتب اميرالمؤمنين‏عليه السلام قرار داشت كه شرح آن در قسمت بعد خواهد آمد. اين فعاليتها تا 1357 ه’ ش ادامه داشت. در اين سال مبارزات ملت مسلمان ايران شكل حادترى به خود گرفت. حضرت آيت ا… العظمى موسوى اردبيلى كه يكى از نزديكان حضرت امام و از اركان انقلاب اسلامى محسوب مى‏شد، در تمامى صحنه‏هاى سياسى در قبل از انقلاب و در دهه نخست انقلاب نقش اساسى ايفا نمودند كه بيان آنها در اين مختصر ميسور نيست و از اینرو ما به اجمال تنها فعاليتهاى علمى و فرهنگى ايشان در اين دوره زمانى را متذكر مى‏گرديم.

فعاليتهاى علمى و فرهنگى‏

تدريس خارج فقه و اصول، تدريس جلد اول منظومه براى طلاب و روحانيان، تدريس كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم، سلسله بحثهاى تكامل، فلسفه تاريخ، و ديگر مباحث مهم فلسفى ضرورى براى دانشجويان، برگزارى جلسات تفسير براى نمازگزارانى كه به مسجد مى‏آمدند، بحث و گفتگو پيرامون مبانى فلسفى و تحقيق در مسائل علوم قرآنى با گروههاى مختلف از متفكران، از جمله اشتغالات علمى و فرهنگى ايشان در مدت اقامت در تهران بود. دامنه اين فعاليتها به حدى گسترش يافت كه حساسيت رژيم را برانگيخت و در نهايت با يورش ماموران ساواك به مركز تحقيقات، كليه وسايل و دستگاههاى آنجا به يغما رفت و كتابخانه نيز تاراج شد به گونه‏اى كه فيشها و يادداشتهاى محققين شاغل در مؤسسه را غارت نموده و مركز را به تعطيلى كشاندند.

تأسيس مؤسسه خيريه مكتب اميرالمؤمنين‏عليه السلام

در سال 1348 ه’ ش جهت منسجم كردن اقدامات فرهنگى، معظم له به همراه تنى چند از دوستان، مؤسسه خيريه مكتب اميرالمؤمنين‏عليه السلام را تأسيس كردند كه به لطف خداوند از بدو تأسيس تا كنون، منشاء خدمات زيادى شده است به گونه‏اى كه 3 باب مسجد، يك مركز فرهنگى، 4 مدرسه راهنمائى و دبيرستان و دانشگاه، تا كنون توسط اين موسسه تأسيس شده و در حال فعاليت هستند. در دهه اول انقلاب، يعنى از سال 1357 تا سال 1368 ه’ ش، به دليل شرائط خاص كشور، تحولى در زندگى معظم له پيش آمد به گونه‏اى كه ناچار شدند اوقات فعاليت خود را به دو بخش مستقل و جدا از هم تقسيم نمايند؛ بخش اول آن را اشتغالات علمى و فرهنگى و بخش دوم آن را مسائل سياسى، حكومتى و اجرائى تشكيل مى‏داد. چنانكه گفتيم در اين نوشتار، تنها به بخش اول مى‏پردازيم چرا كه بخش دوم نيازمند بحث مفصلى است كه از حوصله اين مختصر خارج است و فرصت ديگرى را مى‏طلبد.

فعاليتهاى علمى و فرهنگى در دهه اول انقلاب‏

در طى يازده سال اول انقلاب، اشتغالات علمى و فرهنگى معظم له روند و وضع ديگرى پيدا كرد. از جمله اشتغالات جديد ايشان، تدوين قوانين كيفرى، جزائى و حقوقى دادگسترى و انطباق آنها با موازين شرع و فقه اسلامى بود. با توجه به اينكه پاره‏اى از قوانين موضوعه قبل از انقلاب به ويژه قانون مجازات عمومى برگرفته از قوانين اروپائى بود، چنين كار گسترده و وسيعى نيازمند صرف وقت فراوانى بود. براى اين منظور كميسيونى از فقهاء و حقوق‏دانان تشكيل شد و با همكارى دوستان متفكر و انديشمند، اين مهم به انجام رسيد و در نهايت قوانين جديد به صورت مدون و منقح و مطابق با شرع، تنظيم و ارائه گرديد. بديهى است اين امر حسب ضرورت و به منظور تدوين قوانين و مقررات منطبق با شرع صورت گرفت و اين هرگز بدان معنى نيست كه آن قانون از جامعيت و كمال برخوردار بوده و فاقد هرگونه نقصانى است بلكه ممكن است نيازمند بازنگرى مجدد باشد. از طرف ديگر گاهى مسائلى در محاكم پيش مى‏آمد كه در قوانين مدونه پيش‏بينى نشده بود و قاضى نيز نمى‏توانست، حكم مسئله را از قوانين موجود استخراج نمايد. وانگهى اصل 167 قانون اساسى، قاضى را موظف نموده است كه كوشش كند حكم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيافت، با استناد به منابع معتبر اسلامى يا فتاوى معتبر، حكم قضيه را صادر نمايد و بديهى است تمامى قضات به آسانى از عهده اين مهم بر نمى‏آيند، خصوصا در مسائل مستحدثه و نوپيدا كه در متون و منابع معتبر فقهى نيز حكم روشنى پيرامون آنها وجود ندارد. در چنين مواردى راهنمائى و استخراج احكام شرعى مسائل مستحدثه قضائى، از ديگر اشتغالات مهم ايشان بود. يكى ديگر از مشكلات قوه قضائيه، جايگزينى قضات بازنشسته و تصفيه شده با قضات جديد بود كه غالبا آشنايى زيادى با كارهاى ادارى نداشتند. با توجه به اينكه شرط قضاوت از نظر شرع مقدس اسلام، رسيدن به درجه اجتهاد در مبانى فقهى است، ضرورى بود كه از فضلاء اهل علم و طلاب حوزه براى قضاوت استفاده شود، ولى با توجه به اينكه در حوزه علمية قم و نجف، آقايان مدرسين بيشتر كتابهاى عبادات مانند كتاب صلاة و كتاب صوم را تدريس مى‏نمودند و تدريس كتاب‏هاى قضا، حدود، ديات و قصاص، در حوزه‏ها چندان معمول نبود، كسانى كه متعهد بودند در قوه قضائيه كار بكنند، اكثرا با مسائل قضا آشنا نبودند. از طرف ديگر آنچه در كتب قضا نوشته شده است، تناسب چندانى با اوضاع اجتماعى جوامع امروزى ندارد. همه اين عوامل دست به دست هم داده و مشكلات حادى را براى قوه قضائيه به بار آورده بودند. براى حل اين دو مشكل به طور همزمان، معظم له تدريس يك دوره خارج كتاب قضا را براى قضات آغاز كردند و همزمان، كتاب فقه‏القضا را به رشته تحرير در آوردند و در آن مسائل جديدى را كه در متون فقهى سابق وجود نداشت ولى پيدايش آنها در جوامع فعلى اقتضاى فهم احكام شرعى آنها را دارد، مورد بحث و بررسى قرار دادند. فعاليت علمى ديگر ايشان، بحث و بررسى علمى و فقهى، پيرامون مسائل مهم اقتصادى از قبيل امور بانكى و پولى، معاملات جارى كشور، نظام اقتصادى حاكم بر آن و… بود كه به شدت مورد نياز جمهورى نوپاى اسلامى بود و قبل از آن هيچ كار گسترده اجرائى در زمينه آن انجام نگرفته بود. در اين مسير مطالعات گسترده‏اى در خصوص نظام اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسياليستى و مقايسه آنها با نظام اقتصاد اسلامى توسط معظم‏له صورت گرفت و نتايج آنها مكتوب شده است.

 ‏هجرت مجدد به قم‏

چهار دهم خرداد 1368 ه’ ش حضرت امام خمينى رحمه الله رحلت فرمودند. پس از اين، حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى كه در دوران حيات حضرت امام رحمه الله بارها تقاضاى كناره‏گيرى از مسئوليتها و پرداختن به اشتغالات علمى را از ايشان نموده و پاسخ منفى شنيده بودند، در شهريور همان سال به قم هجرت نمودند و اشتغالات جديدى را به شرح زير آغاز كردند:

تدريس و بحث و تحقيق‏

ايشان از ابتداى اقامت مجدد در شهر مقدس قم، آغاز به تدريس خارج فقه و اصول نمودند كه در اين مدت (تا سال 1379 ه’ ش) يك دوره خارج اصول و نيز يك دوره فقه جزائى اسلام شامل قضاء، حدود، قصاص، ديات و شهادات را تدريس نموده و آنها را به رشته تحرير در آورده‏اند. كتابهاى فقه‏القضاء، فقه الحدود و التعزيرات، فقه الديات و فقه‏القصاص منتشر شده و كتاب فقه الشهادات آماده طبع مى‏باشد. همچنين در اين مدت در ايام تعطيل حوزه علميه قم، اقدام به تدريس كتاب شركت و مباحث اجتهاد و تقليد و بيمه فرمودند كه از آن ميان كتاب فقه الشركة و كتاب التأمين در يك جلد به طبع رسيده است. پس از پايان بردن مباحث مهم كيفرى، تدريس مباحث حقوقى و مدنى اسلام را در دستور كار خويش قرار دادند كه به جهت اهميّت مضاربه و ابتلاء شديد جامعه به آن، آن را در اولويت قرار داده و تدريس آن را به پايان رساندند و در حال حاضر نيز مشغول به تدريس كتاب بيع مى‏باشند.

تأسيس و اداره دانشگاه مفيد در قم

حضرت آيت ا… العظمى‏ موسوى اردبيلى، از دورانى كه در قم مشغول تحصيل بودند، مانند هر طلبه و محصل درد آشنايى در مورد نواقص حوزه مى‏انديشيدند و آرزو داشتند روزى فرا برسد كه اين نواقص از حوزه بر طرف بشود. يكى از مهمترين نواقص حوزه اين است كه برنامه درسى آن همان برنامه سابق بوده و هيچ تحول و تغييرى در آن ايجاد نشده است؛ لذا احكام مسائل جديدى كه در اثر تحولات جوامع و زندگى انسانها بوجود آمده است، در اين كتابها يافت نمى‏شود و يا بحث كافى در مورد آنها نشده است. مسائل مهم دانش حقوق بويژه حقوق بين‏الملل همچون احكام مرزها، صلاحيتها، درياها و مناطق تحت حاكميت كشورها؛ مقاوله نامه‏ها و ميثاقهاى بين‏المللى؛ تابعيتها؛ همچنين مسائل اقتصادى از قبيل بانك، بانكدارى بدون ربا، بيمه، پول، و …؛ و نيز مسائل حكومتى و سياسى و بحث و بررسى فقهى پيرامون نهادهاى اجتماعى جديد چون قواى سه‏گانه، و همچنين علومى مانند جامعه‏شناسى، فلسفه و كلام جديد، علوم سياسى و … به شكل آكادميك و امروزين آنها، در حوزه‏ها مورد بحث و بررسى كامل قرار نگرفته و عليرغم نياز شديد جوامع اسلامى به آنها، هنوز هم خلأهاى فراوانى در اين زمينه به چشم مى‏خورد. از طرف ديگر طبيعى است كه اداره حكومت اسلامى نيازمند متخصصين متعهدى است كه علاوه بر آشنايى كامل با علوم حوزوى، با علوم جديد نيز آشنايى كامل داشته و از توانايى كافى جهت پاسخگويى به مسائل جديد و بيان ديدگاه اسلام در مسائل مطروحه برخوردار باشند. براى حل اين مشكلات و نواقص و رفع آنها، هنگامى كه ايشان تصميم به اقامت مجدد در قم گرفتند، اقدام به تأسيس مؤسسه‏اى به نام دانشگاه‏علوم‏انسانى (دارالعلم) مفيد نمودند. هدف از تأسيس اين دانشگاه اين است كه علوم مورد نظر اسلام، يعنى علوم انسانى در آنجا تدريس شود و نظرات اسلام نيز در رديف نظرات ساير مكاتب مورد بحث و بررسى قرار گيرد. در حال حاضر رشته‏هاى حقوق، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسى و علوم قرآن در اين مؤسسه در سطح كارشناسى و كارشناسى ارشد تدريس مى‏گردد و در نظر است مقطع دكترى نيز در دانشگاه ايجاد شده و افزون بر آن به تعداد رشته‏هاى تحصيلى نيز اضافه گردد. اينك قريب به ششصد دانشجو در اين دانشگاه مطابق مقررات آموزش عالى كشور به تحصيل اشتغال دارند و همزمان به طور مستقل به تحصيلات و پژوهشهاى عالى حوزوى نيز مى‏پردازند. شرط ورود طلاب به اين مركز علمى، اتمام شرح لمعه و اصول مظفر و داشتن مدرك ديپلم و قبولى در كنكور سراسرى است. بعلاوه دانشجويان ورودى ملزم هستند كه پس از ورود به اين مؤسسه علاوه بر تحصيل دانشگاهى، تحصيل دروس حوزوى را نيز ادامه دهند.

مناصب سیاسی پس از انقلاب اسلامی

مشاغل و مسئولیت‌های ایشان پس از انقلاب اسلامی می‌توان به عضویت در شورای انقلاب، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی، عضویت در هیئت سه نفرهٔ رسیدگی به اختلاف بنی‌صدر و دیگران، نمایندگی دورهٔ اول مجلس خبرگان رهبری، دادستانی کل کشور، ریاست دیوان عالی کشور و شورای عالی قضائی (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸)، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی و مسئولیت اجرای فرمان شش ماده‌ای  امام خمینی اشاره کرد.

دیدگاه های سیاسی

آیت الله اردبیلی در پیش از انقلاب از چهره های پیشتاز انقلاب اسلامی ایران بود و نقش مهمی در  شکست رژیم شاهنشاهی پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی داشت. ایشان از آغاز فعالیتهای سیاسی خود از دوره جوانی تا امروز از مخالفین سر سخت صهیونیسم بین الملل وامپریالیسم جهانی بوده اند.

پس از انقلاب اسلامی ایشان از جهت سیاسی در دوره امام خمینی از چهره های شاخص جناح چپ انقلاب اسلامی بودند و در دوره پس از امام و مرجعیت ایشان از چهره های شاخص جریان اصلاحات محسوب میشوند. در دوره حکومت اصول گرایان ایشان از منتقدین جدی  و صریح برخی رفتارها و آراء آنها بوده اند.

آیت الله موسوی اردبیلی در اعتراض ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و نحوه برخورد با مردم معترض به نتایج انتخابات، در بیانیه‌های خود از الزام برای رسیدگی به حقوق تضییع شده مردم سخن گفت که این بیانیه ها با اعتراض شدید  برخی اشخاص نظیر حسین شریعتمداری[i] و جعفر شجونی[ii] مواجه شد.

ایشان هم چنین پس از اعتراض ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ با خانواده های بازداشت شدگان پس از انتخابات دیدارهایی داشت و بارها نسبت به این بازداشت ها اعتراض کرد.

آيت الله موسوی اردبيلی ، از مراجع تقلید شیعه درقم، در سخنانی درپايان درس خارج خود در قم (12-03-1391) با انتقاد از وضعيت موجود  در ایران گقتند که: همه مسئولان سابق و کنونی جمهوری اسلامی می بايست از مردم عذر خواهی کنند.

به گزارش پايگاه اطلاع رسانی آيت الله موسوی اردبيلی ،  ایشان با اشاره  فعاليت برای پيروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ گفتند:« حالا بعضی کارها و نتايج را که می‌بينم، نگران می‌شوم که نکند ما در انجام وظايفمان قصور يا تقصيری داشته ايم. آن روز که دوستان ما مبارزه می‌کردند، آن روز که فداکاری می‌کردند، خيلی بهتر از اين را توقع داشتند. نکند فردا در مقابل خدای تعالی، در مقابل صاحبان حق در اين مسير، در برابر اين ملت، شرمنده باشيم. عمر دنيا زود می‌گذرد و من در سن و سال و وضع و حالی هستم که بايد بيش از شما به فکر باشم. »

آيت الله موسوی اردبيلی که در دوران حیات  امام خمینی ریيس شورای عالی قضايی، بالاترين مقام قضايی وقت ايران بود، همچنين گفتند:« می خواهم از اين فرصت استفاده کنم و خطاب به ملت شريف ايران، به خانواده های شهدا، به جانبازان، به همه کسانی که زحمت کشيده اند، عرض کنم ما خيرخواهانه پا در اين راه گذاشتيم، اما شايد کوتاهی کرده ‎ايم، شايد غفلت کرده ايم. اگر مشکلات و نارسايی هايی که هست به من مستند است، از همه عذر می ‎خواهم.»

آيت الله موسوی اردبيلی همچنین گفتند:« ما دلمان می خواست و می خواهد که ملت ما سربلند باشند، اخلاق و ايمان در ميان جامعه ما رونق داشته باشد، ملت ما خوب زندگی کنند. اگر بنده کاری کرده ام که نبايد می کردم يا ترک فعلی کرده ام که بايد انجام می دادم، از همه عذر می خواهم، از همه حلاليت می طلبم. »

ایشان اضافه کردند:«من از طرف خودم حرف می زنم، به ديگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بوديم وضع اين نبود. ولی گمان می کنم همه ما،  همه مسئولين، از سابق تاکنون، بايد از مردم عذرخواهی کنيم. ضرورت اين کار البته برای مسئولينی که در لباس روحانيتند بيشتر است.»

 آیت الله موسوی اردبیلی خواستند که:«صادقانه به اشکالات اقرار کنيم و از خطاها عذرخواهی کنيم، تا صداقت ما دل مردم را گرم کند. از اين نترسيم که ما را متهم به عوام فريبی کنند. مردم از کلام ما، لحن صداقت را می‌فهمند. اگر صادقانه عذرخواهی کنيم و درصدد تدارک ما فات باشيم، مردم می‌فهمند.»

ایشان راه بهروزی ملت ایران را وفاداری و به عمل رساندن آرمانهای انقلاب اسلامی شامل آزادی، استقلال، عدالت و قسط و جمهوری اسلامی میدانند. ایشان معتقدند که مردم باید متمایز کنند برخی رفتارهای ناصواب برخی مسئولین را از اسلام عزیز و منویات و راه انقلاب اسلامی ایران.

فهرست تأليفات‏:

فقه القضاء

فقه الحدود والتعزيرات‏

فقه الديات‏

فقه القصاص‏

فقه الشركة والتأمين‏

فقه المضاربة

فقه الشهادات (تحت طبع)

حاشيه بر خيارات مكاسب (مخطوط)

يك دوره كامل اصول فقه (مخطوط)

تقريرات دروس آيات عظام حكيم و خوئى» در فقه و اصول (مخطوط)

الرسائل الفقهية (مشتمل بر بحثهاى: ربا، تلقيح مصنوعى، ذبيحه اهل كتاب،…)، مخطوط

مقالاتى در تفسير قرآن‏

اخلاق (تدريس در دانشگاه مفيد)، مخطوط

– چهار جلد اقتصاد (مخطو)

يك دوره اقتصاد اسلامى بر اساس كتاب و سنت (مخطوط)

جمال ابهى (در رد بهائيت)

رساله عمليه‏

مناسك حج‏

نهج الرشاد (رساله عمليه به زبان عربى)

مناسك الحجّ – عربي

استفتاآت‏ 

منبع:

سایت آیت الله موسوی اردبیلی: http://www.ardebili.com/