پايبندي به اصول اخلاق جهاني كه بايد در تفاسير ما از متون مقدس مورد توجه ويژه باشد، در نهج البلاغه به خوبي رعايت شده است و اين مسئله اهتمام علي (ع) به قاعده زرين و اصول اخلاق جهاني را نشان ميدهد. به گزارش خبرنگار آکادمی مطالعات ایرانی لندن – LAIS، مصطفي ملكيان در نخستين شب از مراسم شب هاي قدر در حسينيه ارشاد، گفت: اخلاق جهاني وجه مشترك همه مكاتب و تفكرات اخلاقي موجود در تاريخ بشريت است، كه به نوعي عامل وحدت بخش انسانهايي است كه داراي تفكر و انديشه هاي مختلف هستند.
وی که حوزه اخلاق كه در حسينيه ارشاد درباره اخلاق جهاني در نهج البلاغه سخن مي گفت، تصريح كرد: پايبندي به اصول اخلاق جهاني كه بايد در تفاسير ما از متون مقدس مورد توجه ويژه باشد، در نهج البلاغه به خوبي رعايت شده است و اين مسئله اهتمام علي (ع) به قاعده زرين و اصول اخلاق جهاني را نشان ميدهد.
ملكيان كه تحت عنوان”اخلاق جهاني چيست؟, سخن مي گفت، تصريح كرد:شكي نيست تعدد مكاتب و نظام هاي اخلاقي متفاوت و نظريه هاي متغير كه در شرق و غرب جهان ظهور كرده اند، واقعيت واضح و آشكاري است كه كسي نمي تواند منكر آن شود و كسي هم نمي تواند اختلافات بسياري كه اين مكاتب با يكديگر دارند ناديده بگيرد؛ اما آيا چيزي هست كه اين نظام ها عليرغم اختلاف هاي فراوان در وجوهي با يكديگر اشتراك نظر داشته باشند. به عبارتي آيا در كنار تكثر، وحدت هم وجود دارد؟ آيا كساني كه به اخلاق هاي ديگري پايبند هستند با يكديگر اشتراكاتي دارند؟
وي افزود: كساني كه معتقدند در ميان اين تفكرات و مكاتب مختلف يك وجوه مشتركي هست، نظريه خود را تحت عنوان “اخلاق جهاني” مطرح مي كنند. اخلاق جهاني يعني وجوه جهاني و كلي همه نظام هاي اخلاقي كه در ميان متفكران از قديم تا به امروز درباره وجود يا عدم وجود اين اخلاق جهاني اختلاف نظرهاي فراواني بوده است. ولي در حال حاضر كساني كه در بخش هاي مختلف اخلاق مثل روانشناسي اخلاق، جامعه شناسي اخلاق و… مطالعه مي كنند قائل به وجود اخلاق جهاني هستند. اين اخلاق جهاني يك اخلاق فراگير است كه تمدن و جامعه يا مكان و زمان خاصي مربوط نيست، يعني شما درهر شرايطي كه به سر مي بريد، بايد به اين اخلاق جهاني التزام داشته باشيد.
ملكيان با بيان اينكه اخلاق جهاني، زبان مشترك تمدن هاي مختلف است، اظهار كرد: اولين كاركرد اخلاق جهاني كه امروزه اهميت زيادي هم پيدا كرده اين است كه اخلاق جهاني تنها چيزي است كه در دهكده جهاني مي تواند وحدت بخش ما يعني فرهنگ ها، انديشه و تفكرات مختلف باشد. البته بايد توجه داشت اگر ما 100 سال، 500 سال و يا حتي در 200 سال پيش هم زندگي مي كرديم ايرادي نداشت كه به اخلاق جهاني پايبند نباشيم، چرا كه ارتباطات به اين حد گسترده نبود كه اين تضادهاي اخلاقي ميان تمدن هاي مختلف مشكل ساز شود. اما در دهكده جهاني امروز كه هركدام از گروه ها و جوامع اخلاق خاص خود را دارند و ممكن است كه اشتراكي با ديگران نداشته باشد، اگر اخلاق جهاني نبود هيچ عامل وحدت بخشي وجود نداشت كه انسجام اجتماعي بين جامعه بشري ايجاد كند. به عبارتي ديگر اگر بنا باشد كه يك فكر همه شش ميليارد جمعيت جهان را با يكديگر پيوند دهد همين اخلاق جهاني و تكيه بر وجوه مشترك اخلاقهاي متفاوت است. براي مثال اعلاميه جهاني حقوق بشر، به نوعي نقش تحقق بخشيدن به اخلاق جهاني را برعهده دارد و به نوعي سعي ميكند اشتراكات تمدنهاي مختلف را مورد توجه قرار دهد.
وي افزود: كاركرد دوم اخلاق جهاني اين است كه در تفسير متون مقدس مي تواند مورد استفاده قرارگيرد. يعني هر كدام از ما هر دين و مذهبي كه داشته باشيم بايد آن را با اخلاق جهاني بسنجيم و اگر مولفه هاي اين دين و مذهب با اخلاق جهاني منافات داشته باشد، نشان ميدهد كه تفسير ما از دين تفسير درستي نيست.
ملكيان در ادامه تصريح كرد: بايد توجه داشت كه سلسله اصول جهاني وجود دارند،كه آنقدر با شهود ما سازگار هستند كه وقتي مي خواهيم كتاب مقدس خودمان را تفسير كنيم نمي توانيم آن را درنظر نگيريم و بايد اين ها را حاكم بر تفسير خودمان داشته باشيم و اگر ما اصول اخلاق جهاني را در تفسيرهاي خودمان ناديده بگيريم، تفسير ما اعتبار خود را از دست مي دهد.
وي با بيان اينكه اخلاق جهاني يعني اشتراكات تمام مكاتب، افزود: يكي از اصول اخلاق جهاني به قاعده زرين مشهور است. يعني با ديگري چنان رفتار مكن كه خوش نداري كه ديگري با تو رفتار كند. شهود هر انساني با هر مكتب اخلاقي حكم مي كند كه با ديگري نبايد رفتاري كرد كه ديگري خوش ندارد با او اين رفتار شود. اخلاق جهاني يعني اشتراكات تمام مكاتب اخلاقهاي جهاني كه اين مسئله عامل وحدت بخش همه انسانها خواهد بود و همچنين تفسير متون مقدس را تحت الشعاع خودش قرار خواهد داد.
ملكيان در ادامه گفت: اگر به فرض يك نظام اخلاقي پديد آيد و در آن دين و مذهب و انديشه مواردي كه در آن مخالفت با اخلاق جهاني از يك حدي بيشتر شود، بديهي است كه بايد نقطه ضعفي را براي آن مسلك و انديشه قائل باشيم. يعني اگر يك متن قدسي در چند مورد كوچك با قاعده زرين منافات داشت آنها را مي توان به اخلاق جهاني برگرداند و روي آن مانور داد اما اگر در ميان هزار توصيه آن مكتب نهصد و پنجاه مورد خلاف اخلاق جهاني باشد، اين مرام و مسلك مي تواند مشكل داشته باشد.
وي با اشاره به توجه حضرت علي (ع) به اخلاق جهاني و نمود آن در نهج البلاغه، گفت: از اين دست موارد در نهج البلاغه بسيار وجود دارد. حضرت در يكي از نامه هايش به يكي از صحابه مي فرمايد: “فرزندم خودت را ترازو قرار بده در ارتباطاي كه ميان تو و ديگران است. يا درجاي ديگري مي فرمايد: آنچه را كه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند و آنچه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم مي پسند و ستم مكن چرا كه خوش نداري كه مورد ستم قرار بگيري و با ديگران نيكي كن چرا كه خوش مي داري ديگران با تو نيكي كنند. يا درجاي ديگري مي گويد: آنچه را كه در ديگري قبيح مي شماري آن را در خودت هم قبيح بشمار. براي مردم آن چيزي را رضايت داشته باشد كه اگر براي تو انجام دادند به آن رضايت مي دهي و درباره مردم سخني نگو كه خوش نداري درباره تو آن سخن را بگويند” .
اين استاد دانشگاه افزود: حضرت علي (ع) درباره علت اينكه عده اي نمي توانند اينگونه عمل كند در نهج البلاغه مي گويد: ” به دليل اينكه شما به ظاهر دين توجه مي كند و به عمق آن تفكر و انديشه نمي كنيد نمي توانيد اينطور رفتار كنيد” و دليل اينكه خودشان مي توانند اينگونه رفتاري را داشته باشند مي گويند:” اگر مثل من پاك نيت بوديد مي توانستيد اينگونه عمل كنيد”.
ملكيان با بيان اينكه اصل مهم در اخلاق جهاني، اين است كه هدف وسيله را توجيه نمي كند، ادامه داد: يكي ديگر از اصول اخلاق جهاني اين است كه نمي توان با هدف وسيله را توجيه كرد و هرگاه كه وسيله ناپاك شد، بايد توجه داشت كه هدف نا پاك شده است. پس با هر وسيله اي نمي توان به اهداف مورد نظر رسيد چرا كه ناپاكي وسيله مسري است و به ناپاكي هدف منجر خواهد شد. هيچگاه نمي شود كه هدف پاكي خود را حفظ و وسايلي كه به رسيدن به آن هدف منجر مي شود، ناپاك باشد. علي ابن ابيطالب در جايي مي گويد: “من نميدانم خوبي چيز خوبي كه با وسيله بد مي توان به آن رسيد در چيست؟ ” و اين نشان از توجه ويژه حضرت به اين مسئله دارد.
وي افزود: ما بايد اين قاعده زرين را همه جا به كار ببريم چرا كه رعايت اين مسئله نمي تواند در موارد خاص و با توجه به اقتضائات زمان و مكان و.. باشد. فرض كنيد در ارتباط بين زن و مرد، هم كيش و نا هم كيش و يا ارتباط رئيس و مرئوس. يك رئيس بايد درنظر بگيريد كه اگر مرئوس بود، خوش داشت كه اينگونه با او برخورد شود كه او با مرئوس خود مي كند؟ آيا مرد دوست داشت كه اگر زن مي بود، شوهرش با او اينگونه برخورد كند؟ اگر من در جامعه اي زندگي مي كردم كه جز اقليت هاي ديني و مذهبي بودم، خوش داشتم كه اكثريت رفتاري با من داشته باشد كه من امروز با اقليت دارم؟ در حالي كه اين مسائل با شهود ما سازگار است. هميشه درنظر گرفتن اينكه اگر من تو بودم، از ناحيه تو چه رفتاري را مي پسنديدم مورد توجه بايد باشد.
پایان
