لندن – (تاریخ انتشار: ۹ دسامبر ۲۰۲۵) – جدیدترین شماره مجله علمی–پژوهشی بینالمللی «ترانسندنت فیلوسوفی» (Transcendent philosophy Journal) ۲۰۲۵، با گسترهای غنی از مقالات محققان برجسته از ایران، بریتانیا، آمریکا، ایران و کشمیر، از سوی آکادمی مطالعات ایرانی لندن (LAIS) منتشر و به جامعه فکری جهان عرضه شد.
این مجله که در سال ۲۰۰۰ میلادی در لندن تأسیس شده است، همواره به عنوان یک پل حیاتی برای گفتگوهای فلسفی و عرفانی میان ایران، غرب و شرق شناخته میشود. شماره جدید در ۳۰۶ صفحه و حاوی دوازه مقاله پژوهشی به زبان انگلیسی است که در حوزههای جذابی مانند فلسفه تطبیقی، عرفان، روانشناسی معنوی و مطالعات اسلامی به واکاوی پرداخته است.
برای مطالعه مجله ترانسندنت فیلوسوفی ۲۰۲۵ اینجا را کلیک کنید.
اعضای هیئت علمی و تمرکز موضوعی مجله
مجله «ترانسندنت فیلوسوفی» با بهرهگیری از یک هیئت علمی بینالمللی و صاحبنام، خود را در خط مقدم مباحث فکری قرار داده است. اعضای این هیئت علمی عبارتند از: سید حسین نصر، ویلیام چیتیک، جیمز موریس، سید محمد خامنه ای، مصطفی محقق داماد، رضا داوری، غلامرضا اعوانی، شهرام پازوکی، هرمن لندلت و سید صدرالدین صفوی.
سید سلمان صفوی، فیلسوف نوصدرایی و بنیانگذار آکادمی مطالعات ایرانی لندن، سردبیری این مجله را بر عهده دارد.
این شماره مجله، تمرکز ویژهای بر موضوعات زیر دارد:
فلسفه تطبیقی: بررسی آراء اندیشمندان اسلامی (مانند فارابی، ابن سینا، ملاصدرا، علامه طباطبایی و صفوی) در تقابل یا تفاهم با فیلسوفان غربی (مانند کیرکگور، نیچه و افلاطون)
- عرفان و معنویت: واکاوی نقش عرفان در روانشناسی و ادبیات (با تحلیل آراء ویکتور فرانکل و اشعار حافظ و سعدی)
- فلسفه دین و اخلاق: تحلیلهایی درباره رابطه اخلاق و فقه و مفهوم هویت.
عناوین مقالات مجله ترانسندنت فیلوسوفی ۲۰۲۵عبارتند: «رابطه اخلاق ر فقه از منظر فلسفه دین» (سید سلمان صفوی، آکادمی لندن)، «بیگانگی و جستجوی معنا» (ساموئل بندیک سوتیلوس، آمریکا)، «حافظ: حافظِ دوستی» (سید شهاب الدین مصباحی، آکادمی لندن)،فیلسوفان و فلسفههای آنها (ویلیام موریس، بریتانیا)،«از نیهیلیسم به سوی معنا: «پیوند کار وجودی ویکتور فرانکل با مسیحیت و عرفان اسلامی برای گفتوگوی بینفرهنگی و صلحسازی ژئوپلیتیک»(پل گاتریج، بریتانیا)، «کهنالگوهای عارفانه و ذهنیت مدرن: نیچه، یونگ و راه دیونیسوسی به ابرانسان»(سارا سعیدی – دانشگاه لندن)، در مقاله«تأثیر آموزههای عرفانی نهجالبلاغه بر فلسفه وجودی ملاصدرا: مطالعهای تطبیقی» ( ابوالفضل مینایی، دانشگاه علامه طباطبائی)، «زبانهای خود: همگرایی در رویکردهای ابن عربی و آبیناوگوپتا» (کشمیر)، «مفهوم هویت در اندیشه علامه طباطبایی و سورن کیرکگور»(مریم بیات ؛ محمد نجفی ؛ سید مهدی امام ؛ دانشگاه اصفهان)، «تحلیل تطبیقی دیدگاههای ابنسینا و افلاطون درباره عشق و رابطه آن با زیبایی»(شمس الملوک مصطفوی، دانشگاه آزاد تهران)، «تحلیل گفتمان لقمان حکیم در آثار سعدی شیرازی» (سید صدرالدین صفوی – آکادمی مطالعات ایرانی لندن ).
در زیر، خلاصهای از مقالات این شماره آمده است:
۱. رابطه اخلاق و فقه از منظر فلسفه دین
نویسنده: سید سلمان صفوی (آکادمی مطالعات ایرانی لندن)
این مقاله رابطه پیچیده و درهمتنیدهی اخلاق و فقه در اندیشه اسلامی معاصر را از منظر فلسفه دین بررسی میکند. نویسنده اذعان میدارد که اگرچه احکام شرعی همواره مستقیماً بر اخلاق استوار نیستند، اما هدف اصلی شریعت، تحقق عدالت و فضیلت اخلاقی است. با استناد به حدیث نبوی «إنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلاقِ»، استدلال میشود که اخلاق و بهویژه اصل عدالت، باید به عنوان معیاری اساسی برای استنباط احکام فقهی در نظر گرفته شود. این دیدگاه بر لزوم هماهنگی فقه با کرامت انسانی و حقوق ذاتی بشر برای ایجاد «فقه تمدنساز» تأکید دارد. «فقه تعلیلی» و «فقه مقاصدی» ظرفیت آن را دارند که این رویکرد را سامان دهی نوین نمایند.
نویسنده: ساموئل بندیک سوتیلوس (آمریکا)
سوتیلوس در این مقاله، احساس فراگیر بیگانگی در عصر حاضر را به «اَبیماری تنهایی» تشبیه میکند. وی این بحران را ناشی از گسست ارتباط با واقعیت متعالی و بحران معنوی دنیای مدرن میداند که به فروپاشی جامعه و فقدان معنا انجامیده است. مقاله با بهکارگیری یک چارچوب متافیزیکی، تصریح میکند که برای مقابله با آفت سکولاریسم و بیگانگی، باید پاسخی بنیادین و ریشهدار در امر قدسی و سنتهای معنوی بشری ارائه شود.
نویسنده: سید شهاب الدین مصباحی (مرکز پژوهشی مجد)
این پژوهش به تحلیل دیدگاه و روششناسی حافظ شیرازی میپردازد و بر مفهومپردازی او از «دوستی» و الگوهای صلح و حل تعارض تمرکز میکند. مصباحی استدلال میکند که کلید فهم جهانبینی حافظ، در صورتفلکی یکپارچهای از مفاهیم نهفته در دیوان اوست که اساساً بر اصل «دوستیِ راستین» بنا شده است.
نویسنده: ویلیام موریس (بریتانیا)
موریس در این جستار، به دنبال یک «نقشهخوانی اخلاقی» برای جهانی است که قطبنمای معنوی خود را گم کرده است. او با مقایسهای گسترده میان اندیشمندان مدرن (مانند مکاینتایر، ژیژک و صفوی) و اساتید پیشین (مانند کانت و کیرکگور)، استدلال میکند که وظیفه فیلسوف، یافتن قطبنمایی است که آزادی را با مسئولیت، و خرد را با عشق آشتی دهد. در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که آموزههای سید سلمان صفوی (تلفیق عرفان صوفیانه و استدلال فلسفی) و سورن کیرکگور (تأکید بر ایمان وجودی)، کاملترین پاسخ به سرگشتگی عصر مدرن را ارائه میدهند.
نویسنده: پل گاتریج (بریتانیا)
این مقاله به منظور مقابله مؤثر با نیهیلیسم وجودی، روانشناسی وجودی ویکتور فرانکل (معنا درمانی) را با بینشهای عرفانی مسیحیت و عرفان اسلامی (بهویژه ذکر و دعای تأملی) تلفیق میکند. گاتریج با افزودن به کار فرانکل بر اساس معنویت یونگ و روانشناسی آدلر، نشان میدهد که این چارچوب وجودی–معنوی، ابزارهای حیاتی برای تقویت تفاهم بینادیانی و صلحسازی ژئوپلیتیک فراهم میآورد.
۶. کهنالگوهای عارفانه و ذهنیت مدرن: نیچه، یونگ و راه دیونیسوسی به ابرانسان
نویسنده: سارا سعیدی (دانشگاه لندن)
پژوهش حاضر نشان میدهد که چگونه مفهوم «شدنِ شورآمیز» و «گسست وجودی» نزد نیچه با مفهوم کهنالگوی عارفانه یونگ همنواست. نویسنده با بررسی نقش دگرگونساز دیوانگی و مرگ نمادین، عرفان را به مثابه یک فرآیند جهانی روانشناختی و وجودی بازتعریف میکند و بر همساختیهای ساختاری میان این دیدگاههای سکولار و سنتهای کلاسیک عرفانی (مانند تصوف) در جستجوی اصالت و تمامیت در جهان مدرن تأکید میورزد.
۷. تأثیر آموزههای عرفانی نهجالبلاغه بر فلسفه وجودی ملاصدرا: مطالعهای تطبیقی
نویسنده: ابوالفضل مینایی (دانشگاه علامه طباطبائی)
این مقاله به بررسی ژرف تأثیر آموزههای عرفانی نهجالبلاغه (مانند توحید، فناء نفس و تزکیه اخلاقی) بر فلسفه وجودی ملاصدرا (مانند حرکت جوهری و تشکیک وجود) میپردازد. تحلیل نشان میدهد که بینشهای عرفانی نهجالبلاغه، بنیانی روحانی و فکری برای تلفیق ملاصدرا از عقل، کلام و شهود عرفانی فراهم آورد و متافیزیک اسلامی را به طور ژرفی غنا بخشید.
۸. زبانهای خود: همگرایی در رویکردهای ابن عربی و آبیناوگوپتا
نویسنده: محمد معروف شاه، کشمیر
این مقاله به مطالعه تطبیقی رویکردهای ابن عربی )عرفان اسلامی) و آبیناوگوپتا سنت هندی) در خصوص مفهوم «خود» یا «نفس» میپردازد. نویسنده بر همگراییهای ساختاری درک این دو متفکر از هویت، هستی و مسیر دستیابی به حقایق متعالی تأکید دارد.
۹. مفهوم هویت در اندیشه علامه طباطبایی و سورن کیرکگور
نویسندگان: مریم بیات، محمد نجفی و سید مهدی امام (دانشگاه اصفهان)
این مقاله به تحلیل تطبیقی مفهوم هویت در فلسفه علامه محمدحسین طباطبایی (هویت ریشه در وابستگی متافیزیکی به خدا و فقر ذاتی انسان) و سورن کیرکگور (هویت به مثابه وظیفهای وجودی برای «شدنِ خود» از طریق یأس و ایمان وجودی) میپردازد. پژوهش نشان میدهد که هر دو اندیشمند هویت راستین را جدای از امر الهی نمیدانند، اما مسیرهای متمایزی را از طریق تشکیک وجود و ذهنیت فردی ترسیم میکنند.
۱۰. تحلیل تطبیقی دیدگاههای ابنسینا و افلاطون درباره عشق و رابطه آن با زیبایی
نویسنده: شمس الملوک مصطفوی (دانشگاه آزاد تهران)
این مقاله به مقایسه دیدگاههای افلاطون (عشق، اشتیاق به جاودانگی و رسیدن به زیبایی مطلق) و ابنسینا (عشق، گرایشی طبیعی در همه موجودات به سوی نیک و زیبا) میپردازد. تحلیل نشان میدهد که هر دو متفکر بزرگ، عشق را دارای مراتبی میدانند که در عالیترین سطح، به ذات باری تعالی که تجلی نیکی و زیبایی است، پیوند میخورد، و این تشابه درک، نشاندهنده آشکار شدن حقایق متعالی به شکلهایی مشابه بر جویندگان صادق است.
۱۱. تحلیل گفتمان لقمان حکیم در آثار سعدی شیرازی
نویسنده: سید صدرالدین صفوی (آکادمی مطالعات ایرانی لندن)
صفوی با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی شخصیت لقمان حکیم در آثار سعدی شیرازی را بررسی میکند. هدف نشان دادن این است که سعدی چگونه از لقمان به عنوان یک سوژه فلسفی بهره میبرد تا مفاهیم اخلاقی و تربیتی، نقد روابط قدرت، و تعادلی گفتمانی میان شریعت و تصوف را ترویج کند. لقمان در آثار سعدی، تجسم اخلاق مقاومت در برابر استبداد و مادیت است.
این نقد، کتاب «روان و امر مقدس: تلفیق سلامت روان و بهزیستی معنوی» (۲۰۲۵) اثر ساموئل بندِک سُتیلوس را بررسی میکند؛ اثری که نقدی گسترده بر مبانی معرفتشناختی روانشناسی مدرن ارائه داده و استدلالی پیگیر برای بازیابی آنچه نویسنده «علم جاودانِ نفس» مینامد، پیش مینهد. سُتیلوس استدلال میکند که روانشناسی معاصر، تحت تأثیر سکولاریسم عصر روشنگری، علمگرایی افراطی و سلطهٔ پارادایمهای زیستیپزشکی و تشخیصی، پیوند خود با دغدغهٔ اصیلش نسبت به روان به مثابه «نفس» را گسسته است. این کتاب بهطور گسترده از خرد عرفان مسیحی، متافیزیک صوفیانه، فلسفه ودانتی، روانشناسی بودایی و کیهانشناسیهای بومی بهره میبرد تا نشان دهد تلفیق سلامت روان و بهزیستی معنوی، نوآوریی جدید نیست، بلکه احیای انسانشناسی کهن و فرافرهنگی است. این نقد، بر ارتباط بینارشتهای و بالینی کتاب تأکید میکند، بهویژه نقد آن بر چارچوبهای DSM/ICD، بازتعریف اناگرام و کاربردهای روانگردانهای آیینی در سنتهای مقدس، و نیز چالشی که در برابر تمرکز رایج بر کاهش علائم به قیمت نادیده گرفتن معنا و تعالی مطرح میکند. همچنین محدودیتهایی چون ساختار ترکیبی کتاب، تکرار مضمونی و عدم پرداخت به پژوهشهای تجربی درباره پیامدهای رواندرمانیِ تلفیقشده با معنویت را خاطرنشان میسازد. با این حال، اثر سُتیلوس به عنوان مداخلهای مهم در مناظرات جاری درباره استعمارزدایی از روانشناسی، اخلاق درمانهای روانگردان و نیاز به بازیابی عمق متافیزیکی در کار بالینی قرار میگیرد. این نقد استدلال میکند که «روان و امر مقدس» سزاوار توجه رواندرمانگران، پژوهشگران دین و روانشناسی، و مربیانی است که در پی پرورش رویکردهای پاسخگو به زمینه فرهنگی و معنوی در مراقبت از سلامت روان هستند.


