آیت‌الکرسی: تحلیل دلالت‌های توحیدی

Ayat al-Kursi Calligraphy

دکتر سید سلمان صفوی،

سید صدرالدین صفوی

آکادمی مطالعات ایرانی لندن – LAIS

چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی مضامین توحیدی آیت‌الکرسی (بقره: ۲۵۵) می‌پردازد. با تحلیل محتوایی اسماءالله صفات الهی در این آیه (اللَّهُ، هو،الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ) و استناد به منابع تفسیری و حدیثی معتبر، نشان داده می‌شود که آیت‌الکرسی به‌عنوان «سیّد آیات قرآن» جامع‌ترین بیان صفات ذاتی، افعالی و جلالی و جمالی خداوند است. یافته‌ها حاکی از آن است که مفاهیم حیات مستقل ابدی و ازلی، قیومیت مطلق، علم بی‌کران و عظمت ذاتی پروردگار، هسته‌های بنیادین توحید الهی در این آیه را تشکیل می‌دهند.

واژگان کلیدی: آیت‌الکرسی، اسماءالله، صفات الهی، توحید ذاتی، اللَّهُ، هُو، الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ.

۱. مقدمه

آیت‌الکرسی مهم‌ترین آیه توحیدی در قرآن کریم و بنا بر منابع روایی، «سیّد آیات قرآن» است (ابوالفتوح رازی، ۳: ۳۹۷). این آیه مشتمل بر اسمای ذاتی، صفاتی، افعالی، جمالی و جلالی خداوند متعال بوده و فهم آن همواره مورد توجه مفسران و عارفان اسلامی بوده است. محوریت آیه بر تقدیس و تنزیه ذات اقدس الهی استوار است.

۲. متن آیت‌الکرسی و ترجمه

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» (بقره، ۲۵۵)

ترجمه:
«خدایی که معبودی جز او نیست، زنده و پایدار است؛ نه خواب سبک او را فروگیرد و نه خواب سنگین. آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست. کیست که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه پیش روی آنان و آنچه پشت سرشان است می‌داند، و به چیزی از علم او جز به اندازه‌ای که بخواهد، احاطه نمی‌یابند. کرسی او آسمان‌ها و زمین را دربرگرفته، و نگهداری آنها بر او دشوار نیست، و او والای بزرگ است.»

۳. فضیلت آیت‌الکرسی در روایات

رسول اکرم (ص) فرمودند: «این آیت را در هیچ سرایی نخوانند، مگر آنکه شیاطین سه روز گرد آن سرا نگردند و هیچ جادویی در آنجا راه نیابد تا چهل شبانه‌روز. ای علی! این آیت را بیاموز که هیچ آیت از این بزرگوارتر فرو نیامد». (ابوالفتوح رازی، ۳: ۳۹۸)

امیرالمؤمنین علی (ع) روایت کرده‌اند که: «رسول را دیدم بر این چوب‌های منبر، می‌گفت: هرکس که آیت الکرسی در قفای هر نماز فریضه بخواند، او را از بهشت منع نکنند و کس بر این مواظبت نکند، مگر صدیقی یا عابدی؛ و هرکس که این آیت را قبل از خفتن بخواند، خدای تعالی او را ایمن بکند بر نفس خود و خانه خود و خانه چند همسایه که پیرامون او باشد». (ابوالفتوح رازی، ۳: ۳۹۸)

بر اساس روایات، خواندن آیت الکرسی در همه حال به‌ویژه پس از خواندن نماز، قبل از خواب، هنگام خروج از منزل و هنگام مواجهه با خطر و سختی، توصیه شده است. (نک  کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۲۸، ۵۳۶، ۵۳۹، ۵۴۳، ۵۴۹، ۵۵۷، ۵۷۲، ۵۷۳. )

۴. تحلیل اسماءالله و صفات الهی

۴.۱. اللَّه

  • اسم جامع ذات الهی که همه صفات کمالی را دربرمی‌گیرد «خدا»، «ایزد»، ترجمه فارسی «الله» است. به اعتقاد برخی، «الله» واژه‌ای یگانه بدون هیچ‌گونه ریشه لغوی است و به اعتقاد برخی دیگر، از واژه «الـه / خـدا» گرفته شده است. «الله» نه تنها جامع‌ترین و فراگیرترین اسم خدا است، بلکه خاص‌ترین اسم الهی نیز هست، زیرا نمی‌توان آن را برای توصیف هیچ موجود دیگری جز خداوند به کار گرفت. برخی «الله» را اسم جامع به شمار می‌آورند که همه اسماء و صفات خداوند را شامل می‌شود. «الله» (خدا) به ذات، مبدأ یا «خودِ» (حضرت حق) اشاره دارد. الله اسم جامع خداست و قرآن با بسم الله شروع شده است. (صفوی، ۱۳۹۷: ۱۸۲)

۴.۲. هُوَ

  • ضمیر غایبِ اشاره‌گر به «ذات نهانی» حق تعالی با کارکرد هستی‌شناختی. کلمه «هُو» حدود ۴۷۷ مرتبه در قرآن کریم ذکر شده است. حضرت عشق در «کلام‌الله» خویشتن را با «هُو» یگانه نموده است که فصل او با همه مجردات، ظهورات و ممکنات است: «هُو اللهُ الَّذی لا اِلهَ اِلّا هُو». «هُو»؛ ذات مقدس متعالی و نهانی است که خود را به صورت «الله» (جامع جمیع صفات کمالی) ظهور اسمایی داده است. او خدایی است که همیشه زنده و پایدار است: «اَللهُ لا إلَهَ إلّا هُو الحَیُّ القَیُّومُ». همه جهان سراپا عشق به «هُو» است. رابطه «هُو» و جهان عاشقانه است. مهم‌ترین بکارگیری کلمه هو در ترکیب جمله طلایی «لا اله الا هو» است که «۲۹ مرتبه» در قرآن با کارکردها و تأکیدات متفاوت درخشیده است. «هو» هم کارکرد اپیستمولوژیک و هم انتولوژیک در قرآن دارد. فهم عوام از «هو» با فهم خواص که دلشان مصفا به نور حق شده است، متمایز است. در واقع فهم معنای «هو» بستگی به مرتبه پاکی و صفای عقل و دل دارد نه دانش ادبی و ظاهری. ادیبان، «هو» را ضمیر می‌دانند، اما «هو» اشاره به ذات مقدس حضرت حق تعالی است. چنان که آیات دربرگیرنده عبارت «لا اله الا هو» بر آن دلالت دارد. «هُو» اشاره رمزی به ذات پنهان حضرت عشق است. او در مرتبه ذات از ما نهان است .( صفوی، ۱۴۰۰: ۲۵).
  • «هُو» اشاره به آن حقیقت واحد بسیط است که از جهت عظمت و هویت و تجرد و بساطت، متعالی از وجود و عدم است. «هُو» اشاره به هویت مطلق و وجود بسیط ایزد است؛ احدی از ممکنات با او در این اسم مشارکت ندارند. «هُو» بر اسماء دیگر ارجح است و دلالتش بر ذات مطلق احد واضح‌تر است. «هُو» یک اسم خاص الهی است که به هویت مطلق و وجود بسیط حق تعالی(هوالحق) اشاره دارد. در این مرتبه نه اسمی مأخوذ است، نه رسمی، نه صفتی ملحوظ است، نه اثری؛ بلکه او «او» است از آن حیث که «او» است. زیرا آن هویت مطلق «الله» نامیده شده؛ به اعتبار صفت الوهیت و «ربّ» خوانده شده؛ به اعتبار صفت ربوبیت. و از آن جهت که ممکن راهی به آن حقیقت صرف بسیط ندارد که مبدأ خود را ستایش نماید و به او پناه جوید؛ به اعتبار افعال و بروز آثار جلال و جمال؛ اسمایی را وضع فرموده و خویشتن را با آن‌ها معرفی نموده است. لیکن هویت بسیط حق حقیقی از حیث ذات، مقتضای هیچ اسم و رسم و صفتی نیست و ذات اقدس از اسم و رسم و صفت زاید بر ذات، عاری و مبراست، زیرا «هُو» اشاره به ذات و وجود صرف است که بدون هرگونه وصف زائدی که به آن حقیقت ضمیمه شود، لحاظ می‌گردد. از این رو بالاترین اسماءالحسنای الهی به شمار می‌رود.( بانوی اصفهانی، ۱۳۶۱،: ج‏ ۱۵، ص ۳۴۳.)
  • در ترکیب «لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» (۲۹ بار در قرآن) بر یگانگی ذاتی خدا تأکید دارد.

۴.۳. الْحَیُّ الْقَیُّومُ

  • الْحَی: دلالت بر حیات ذاتی، ابدی و مستقل خداوند دارد . «حی» از اسما و صفات ذات خداست که در قرآن مذکور است. حی به معنای دارای حیات ثابت است. این کلمه مانند هر صفت مشبهه دلالت بر دوام دارد. حیات خداوند حیات حقیقی و عین ذات اوست.
  • در قرآن آمده است: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ‌» (بقره، ۲۵۵) ، «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ‌» (آل عمران، ۲) ، «هُوَ الْحَیُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» (غافر، ۶۵) ، «وَ تَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ‌» (فرقان، ۵۸) ، و «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ‌» (طه، ۱۱۱).
  • تفسیر «حی» در بند ۷۰ دعای جوشن کبیر ذکر شده است : «یا حَیّا قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ یا حَیّا بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ یا حَیُّ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ حَیٌّ یا حَیُّ الَّذِی لا یُشَارِکُهُ حَیٌّ یا حَیُّ الَّذِی لا یَحْتاجُ إِلَی حَیٍّ یا حَیُّ الَّذِی یُمِیتُ کُلَّ حَیٍّ یا حَیُّ الَّذِی یَرْزُقُ کُلَّ حَیٍّ یا حَیّا لَمْ یَرِثِ الْحَیاهَ مِنْ حَیٍّ یا حَیُّ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَی یا حَیُّ یا قَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ». (ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زنده‌ای که مانند او زنده‌ای نیست، ای زنده‌ای که هیچ زنده‌ای شریک او نیست، ای زنده‌ای که به زنده‌ای نیاز ندارد، ای زنده‌ای که همه زندگان را می‌میراند، ای زنده‌ای که به زنده‌ها روزی می‌دهد، ای زنده‌ای که زندگی را از زنده‌ای دیگر به ارث نبرده، ای زنده‌ای که مردگان را زنده می‌کند، ای زنده‌ای به خود پاینده‌ای که او را چرت و خواب درنگیرد).
  • «حی» به این معناست که خداوند فعال و مدبری است که کارها از او سرچشمه می‌گیرد و تدبیر آن‌ها را بر عهده دارد. او به خودی خود زنده است و مرگ و نیستی بر او روا نیست و به حیاتی که با آن زنده باشد، نیازی ندارد. «حی» و «قیوم» جزو صفات ذات الهی هستند. «یا حی یا قیوم» از بهترین اذکار است. «
  • الْقَیُّوم: بیان‌گر قیومیت مطلق و تدبیر دائمی جهان (نیشابوری، شرح اسماء الحسنى: ۳۲۹)
  • پیوند ناگسستنی «حیات» و «تدبیر» الهی در سه موضع قرآن (بقره: ۲۵۵؛ آل‌عمران: ۲؛ طه: ۱۱۱) «قیوم»، این اسم و صفت الهی، صفت مبالغه به معنای تدبیرکننده و اجراکننده همه امور جاری عالم است. پاینده و همیشگی است و سه بار در قرآن آمده که هر سه بار صفت «حیّ» قرار گرفته است : «اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الحَىُّ القَیومُ…» (سوره بقره/ ۲۵۵) ، «اَللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الحَىُّ القَیوم» (سوره آل عمران/ ۲) ، «وعَنَتِ الوُجوهُ لِلحَىِّ القَیومِ…» (سوره طه/ ۱۱۱).
  • «قیّوم» از ریشه قیام به کسی گفته می‌شود که روی پای خود ایستاده و دیگران به او وابسته هستند. کلمه «قیّوم» سه بار در قرآن آمده و در هر سه مورد در کنار کلمه «حیّ» قرار دارد. قیام او از خود اوست، ولی قیام سایر موجودات به وجود اوست. قیام او دائمی و همه‌جانبه است، می‌آفریند، روزی می‌دهد، هدایت می‌کند و می‌میراند و لحظه‌ای غافل نیست. تمام موجودات برای زنده ماندن باید از «حیّ» تغذیه شوند و برای ادامه زندگی باید از «قیّوم» مایه بگیرند. «حی» و «قیوم» جزو صفات ذات الهی هستند
  • . «یا حی یا قیوم» از بهترین اذکار است. . «یا حی یا قیوم» از اذکار اصحاب قلوب است و برای نورانیت دل، طول عمر، وسعت رزق، سلامتی جسم و روان و دفع مرگ مفاجات مفید است.(صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۴۴و ۶۶).
  • حرز حضرت خدیجه:« حِرْزٌ لِخَدِیجَهَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ: بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ، یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ، بِرَحْمَتِکَ أَسْتَغِیثُ فَأَغِثْنِی وَ لاَ تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً، وَ أَصْلِحْ لِی شَأْنِی کُلَّهُ .»(مجلسی، بحار، جزء۹۱، ص۲۲۴) به نام خداوند بخشندۀ مهربان.اى زندۀ پایدار،به رحمتت پناه آورده‌ام پس مرا پناه ده،و مرا به قدر لحظه‌اى به حال خود وامگذار،و تمام شئون و همۀ امور مرا اصلاح فرما! حرز حضرت خدیجه (س) نیز با این ذکر آغاز می‌شود. این حرز به حضرت فاطمه (س) نیز نسبت داده شده است.

۴.۴. الْعَلِیُّ الْعَظِیم

  • الْعَلِی: «علیّ» از ریشه «علوّ» از اسماء خدای تعالی و به معنای بالا، برتر، شرافت و رفعت است. صفت «علیّ» برای ذات احدیت به این معناست که در شرف، مجد و بزرگی او را همتایی نیست؛ بنابراین می‌توان «علیّ» را از اسمای تنزیهی حق تعالی دانست. این صفت الهی هشت بار در قرآن آمده است و در تمامی این موارد با صفتی دیگر از حق تعالی همراه است: یک بار با صفت حکیم، دو بار با صفت عظیم و پنج بار با صفت کبیر. مانند: «…وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» (سوره ۲، آیه ۲۵۵) ، «ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (سوره ۲۲، آیه ۶۲) ، «وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَهُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّکُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (سوره ۳۴، آیه ۲۳) ، «ذَلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَإِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ» (سوره ۴۰، آیه ۱۲)(نک صفوی، تفسیر عرفانی دعای مجیر، ص ۲۰۴)
  • الْعَظِیم: بیان‌گر عظمت بی‌پایان و جلال الهی (صدوق، التوحید: ۲۳۸)
  • «العلی العظیم» به‌گواه روایت امام رضا(ع) از نخستین نام‌های الهی است (کلینی، الکافی، ۱: ۱۱۳)
  • .«العظیم» اسم و صفت الهی، صفت مشبهه به معنای بزرگ شمردن و تمجید کردن و تجلیل نمودن است. خداوند را از آن جهت عظیم گویند که برای عظمت او ابتدا و بدایتی نباشد و برای جلالت قدر او، انتها و نهایتی نباشد. صفت «عظیم» شش بار به عنوان صفت «الله»، «ربّ» و «علیّ» در قرآن به کار رفته است: «…وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» (سوره بقره، ۲۵۵.. در دعای سحر آمده است: «اللهم انّی اسئلک من عظمتک باعظمها و کل عظمتک عظیمه» (نک صفوی، تفسیر عرفانی دعای مجیر، ص ۱۲۴-۱۲۹)

۵. مؤلفه‌های توحیدی آیه

۱. توحید ذاتی: نفی هر معبودی جز خدا: «لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ».
۲. توحید افعالی: همه جهان وابسته به فعل اوست. وابستگی شفاعت و علم مخلوقات به اذن الهی «مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ… إِلَّا بِإِذْنِهِ».
۳. علم بی‌کران الهی: احاطه علمی خدا بر گذشته و آینده «یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ».
۴. قدرت مطلق: وسعت «کرسی» ( علم و سلطنت) الهی و سهولت حفظ آن «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ… وَلَا یَئُودُهُ». خدای متعال، علم،احاطه و تسلط کامل بر کل هستی دارد و تدبیر او بر تمام أمور جهان ساری و جاری است.

۶. خواص اذکار ایت الکرسی

  • ذکر «الله»، تلاوت ۶۴ مرتبه ذکر الله، در بامداد، عصر و شب، باعث وصول به مطلوب و منور شدن دل می شود.( . (صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۲۶ ، ۳۴)
  • ذکر «لا اله الا هو»، برای تقرب به حق تعالی مفید است. (صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۶۰).
  • ذکر «هو»، ذکر «هو» از اذکار قوی است و دارای خواص بسیاری است. به تجربه ثابت شده است که خالص کردن دل برای خدا، انقطاع عن ماسو‌الله،ازدیاد توجه به حق تعالی، بصیرت، لطافت قلب، از برکات آن است. امام حسین(ع) در دعای عرفات خدا را این جنین می خواند و توصیفش می کند: «وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ»- «وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْکُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ» – «وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ» – «یَا مَنْ هُوَ قائِمٌ عَلَىٰ کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ». ذکر «هُو» شب قبل از جنگ خیبر در عالم خواب توسط حضرت خضر (علیه السلام) به مولی‌الموحدین امام علی (علیه السلام) القا شد: «یَا هُو یَا مَن لا هُو إلّا هُو».( شیخ صدوق توحید، ، ص ۸۹.). در «هشت رساله صفوی» نوشته شده است: «روایت یَا هُو یَا مَن لا هُو إلّا هُو دلالت بر وحدت شخصی حضرت حق دارد؛ زیرا کلمه «لا» در صورت عدم تکرار و عطف؛ تنها بر سر نکره می‌آید، در نتیجه وجود «هُو» در این ترکیب بدین معناست که «هیچ هُویتی نیست مگر او» و دلالت بر وجود احاطی و اطلاقی ذات نهان ایزد یکتا دارد، چنان‌که همه کثرات در او فانی‌اند.»
  • ذکر «یا حی یا قیوم» از بهترین اذکار است. . «یا حی یا قیوم» از اذکار اصحاب قلوب است و برای نورانیت دل، طول عمر، وسعت رزق، سلامتی جسم و روان و دفع مرگ مفاجات مفید است.(صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۴۴و ۶۶).
  • ذکر «العلی»، کفعمی در المصباح گفته است: هرکس این نام را زیاد بگوید، و برخود آویزان نماید آبرو یابد. (صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۴۱). برای دفع فقر و قضای دین مفید است. عدد ابجدی ان: ۱۱۰. (صفوی، خواص ادعیه و اذکار، ص۶۱).

۷. نتیجه‌گیری

آیت‌الکرسی با اختصار بی‌نظیر، جامع‌ترین بیان صفات الهی را ارائه می‌دهد. تمرکز بر «لا اله الا هو» و صفات «الحیّ» و «القیّوم» به‌عنوان محور توحید الهی، و تأکید بر عظمت توحید عملی ، این آیه را به «سیّد آیات» تبدیل کرده است. کاربرد اذکاری چون «یَا حَیُّ یَا قَیُّوم» در سنت اسلامی (مجلسی، بحارالأنوار، ۹۱: ۲۲۴) گواهی بر جایگاه محوری این صفات در عبادت و سلوک الی الله است.

منابع

الف) منابع عربی

  • راغب اصفهانی، حسین. مفردات ألفاظ القرآن. قم: ذوی‌القربی، ۱۳۸۵ش.
  • صدوق، محمد بن علی. التوحید. قم: جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • طباطبایی، محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر. بحار الأنوار. بیروت: احیاء التراث العربی، ۱۴۲۸ق.

ب) منابع فارسی

  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی. روض الجنان و روح الجنان. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶ش.
  • امام خمینی، روح‌الله. آداب الصلاه. تهران: مؤسسه نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • صفوی، سید سلمان. تفسیر ساختاری سوره حمد. قم: سلمان آزاده، ۱۳۹۷ش.
  • ــــــــــــــــــــ. توحید الهی در قرآن. قم: سلمان آزاده، ۱۳۹۷ش.
  • . ــــــــــــــــــــ هشت رساله. تهران: سلمان آزاده، ۱۴۰۰ش.
  • ــــــــــــــــــــ. ذکر در قرآن، روایات و ادبیات عرفانی، تهران: سلمان آزاده، ۱۴۰۳ش.
  • ــــــــــــــــــــ. تفسیر عرفانی دعای مجیر، تهران، تراث اسلامی، ۱۴۰۳.
  • ــــــــــــــــــــ. خواص ادعیه و اذکار، تهران، تراث اسلامی، ۱۴۰۳.
  • نیشابوری، حسن بن محمد. شرح اسماء الله الحسنى. قم: انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸ش.