مجله علمی «ترانسندنت فیلوسوفی» ۲۰۲۴ توسط آکادمی مطالعات ایرانی لندن منتشر شد.

مجله علمی-پژوهشی «ترانسندنت فیلوسوفی» Transcendent philosophy Journal ۲۰۲۴، شامل دوازده مقاله، از محققین بریتانیا، آمریکا، ژاپن، کشمیر و ایران به زبان انگلیسی در لندن از سوی آکادمی مطالعات ایرانی لندن در ۳۲۲ صفحه منتشر شد. مجله ترانسندنت فیلوسوفی در سال ۲۰۰۰ در لندن تأسیس شده و پل گفتگوهای فلسفی- عرفانی ایران با غرب و شرق است.

هیئت علمی و ویراستاران آن عبارتند: سید حسین نصر، ویلیام چیتیک، جیمز موریس، سید محمد خامنه ای، مصطفی محقق داماد، رضا داوری، غلامرضا اعوانی، شهرام پازوکی، اولیور لیمن، و هرمن لندلت. سردبیر مجله ترانسندنت فیلوسوفی، سید سلمان صفوی، فیلسوف نوصدرایی است.
عناوین مقالات مجله ترانسندنت فیلوسوفی ۲۰۲۴عبارتند: چیستی فلسفه ایرانی (سید سلمان صفوی، بریتانیا)، عرفان مسیحی (ویلیام موریس، بریتانیا)، عرفان مسیحی و پیامدهای اجتماعی آن (پل گاتریج، بریتانیا)، مضامین عمده در مکتب ابن عربی: گزیده ای مختصر(سید شهاب الدین مصباحی، ایران)، زبان های نفس: همگرایی در رویکردهای ابن عربی و ابهی نواگوپتا(محمد معروف شاه، کشمیر)، روانشناسی مدرن، اروس، و انقلاب جنسی(ساموئل بندیک سوتیلوس، آمریکا)، تمثیل به مثابه تصویر فلسفه(محمد نوری، ایران) ابن عربی و تنزیه و تشبیه(سید سجاد ساداتی زاده، ایران) فارابی در مقابل سارتر در تخیل(نادیا مفتونی، ایران)، علم دلبستگی انسان و بینش مولانا به دلبستگی معنوی(الناز زاهد، بریتانیا)، بررسی نظرات کارشناسان در مورد محتوای گزارش‌های روان‌شناختی شاهد خبره (علیرضا معافی، بریتانیا)، وسیله واحد رهایی: بودیسم و ادیان (جان پاراسکووپولوس، ژاپن).

سید سلمان صفوی سردبیر مجله ترانسندنت فیلوسوفی نوشته است: فلسفه ایرانی یک سنت فلسفی است که توسط اندیشمندان ایران بزرگ فرهنگی، بسط یافته و بر حکمت نظری و عملی، به ویژه در هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی تمرکز دارد. این سنت فلسفی اصیل و مستقل از فلسفه یونان است. در سنت فلسفه ایرانی، فلسفه و عرفان عموما در هم تنیده شده اند. حکمت به فیلسوفان و عارفان در تاریخ اندیشه فکری ایران اشاره دارد. در این روایت، حکمت به فلسفه ای مبتنی بر عقل و قلب مهذب و منور اشاره دارد. مکاتب فکری برجسته در این سنت شامل حکمت مشاء، اشراق، حکمت متعالیه و سنت تصوف و عرفان است. می توان فلسفه ایران را به دو دوره قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد.

از مهم ترین شخصیت های فلسفی-عرفانی ایران می توان به زرتشت، فارابی، فردوسی، ابن سینا، خیام، سهروردی، مولانا، شیخ صفی الدین اردبیلی، شاه نعمت الله ولی، ملا صدرا، ملاهادی سبزواری، علامه سید محمد حسین طباطبایی، آیت الله حسن زاده آملی، سید حسین نصر و آیت الله جوادی آملی اشاره کرد. هانری کوربن و سید حسین نصر نقش مهمی در معرفی حکمت ایرانی به جهان غرب داشته اند.

در مورد ویژگی های فلسفه ایران اختلاف نظر وجود دارد. این مقاله به بررسی هشت موضوع کلیدی می پردازد: تعریف فلسفه و جغرافیای فرهنگی ایران، بررسی ویژگی های آن، مواجهه آن با مدرنیته و تکنوکراسی، رابطه فلسفه ایرانی با فلسفه اسلامی و تأثیر جهانی فلسفه ایران.
فلسفه ایران قبل از فلسفه یونان تأسیس شد و تا به امروز به تکامل خود ادامه داده است. فلسفه ایران یکی از قله های خرد جاودان است. مضامین اصلی هستی شناختی فلسفه ایرانی، «هستی به مثابه هستی» و «نور» است. تجربه، عقل و قلب ابزار اصلی معرفت شناسی در فلسفه ایران هستند. دانش متافیزیکی و «عشق» راه کمال روح است. هدف غایی فلسفه ایرانی، «ملاقات با خدا» است. فلسفه ایران راه حل هایی را برای بحران های متافیزیکی، معرفت شناختی، اخلاقی و معنوی جهان غرب ارائه می دهد.

ویلیام موریس، موسسه قرن آینده: عرفان مسیحی یک رویکرد ذهنی به خدا است که شامل عشقی شدید و پرشور به خدا است که می تواند شما را به زمان سعادت پایدار یا الهام بخش ببرد. مسیحیت اولیه عناصر عرفانی خود را داشت. اوریگن اسکندریه دانشمندی بود که اعتقاداتش بر رویکرد بسیاری از عارفان مسیحی تأثیر گذاشت و همچنان بر آن تأثیر گذاشت. در عصر مدرن، عرفان مسیحی از نوعی احیا برخوردار است، به ویژه در جنبش مسیحی “کاریزماتیک”. عرفان مسیحی محدود به آداب و رسوم اجتماعی نیست و دامنه وسیعی دارد.

پل گوتیریج، دانشگاه بیرمنگام، نوشته: این مقاله به بررسی تأثیر عرفان مسیحی در الهیات اصلاح شده می پردازد و مبانی الهیاتی، توسعه تاریخی و تفسیرها و کاربردهای مدرن آن را بررسی می کند. عرفان اصلاح شده که مبتنی بر آموزه های کلیدی اصلاح شده مانند حاکمیت خدا، فیض، اقتدار کتاب مقدس، و تباهی کامل در سفر معنوی ایماندار ادغام شده است. مشارکت شخصیت های تاریخی مانند جان کالوین، جاناتان ادواردز، جان اوون و آبراهام کویپر تجزیه و تحلیل می شود تا بفهمد چگونه تجربیات عرفانی در سنت اصلاح شده شکل گرفته و زمینه سازی شده است. متکلمان معاصر، از جمله تیموتی کلر، جان پایپر و کریس واتکین، مورد بحث قرار می گیرند تا ارتباط و کاربرد مداوم این اصول را در زمینه های مدرن برجسته کنند. این مقاله همچنین به پیامدهای اجتماعی تجربیات عرفانی می پردازد و بر نقش آنها در هدایت تعامل فرهنگی و تحول اجتماعی تأکید می کند. این مقاله با دعوت به گفتگو و تعامل با تصوف اسلامی، دعوت می کند که درک تجربیات دینی جهانی را غنی می کند. تلفیق تجربیات عرفانی با کثرت گرایی اصولی و فیض مشترک، بر پتانسیل دگرگون کننده عرفان اصلاح شده در شکل دادن به زندگی فردی و روایت های فرهنگی گسترده تر تأکید می کند.

سید شهاب الدین مصباحی، موسسه مجد، شیراز: تأثیر استثنایی و چندبعدی محی الدین ابن عربی که شاید عمدتا ناشی از رویکرد خارق العاده و جامع او به مفاهیم معنوی بود، با بهره گیری از مهارت های زبانی منحصر به فرد او در شکل گیری مجموعه ای از ، اصطلاحات و مضامین خلاقانه، لقب شیخ اکبر را برای او به ارمغان آورد. این یادداشت کوتاه چند نمونه برگزیده از مضامین اصلی و عامه پسند در مکتب ابن عربی را ارائه می دهد، مثل: تجلی، اسمای الهی، انسان کامل، وحدت و کثرت، نور.

محمد معروف شاه، کشمیر، این مقاله به مقایسه زبان خود و مفاهیم متافیزیکی و عرفانی مرتبط با آن در سایویسم و تصوف کشمیر، همانطور که در آبهینبۇپتا و ابن عربی ارائه شده است می پردازد و آنها را تحت عنوان متافیزیک سنتی مشترک قرار می دهد. این گزارش خاطرنشان می کند که هر دو تصورات مطلق و غیردوگانه گرایی را به اشتراک می گذارند و از طرح های تقریبا مشابه نزول مطلق به سمت حالت های ناخالص یا ناخالص وجود حمایت می کنند. هر دو دارای هستی شناسی واقع گرایانه، تعالی مثبت، متافیزیک زیبایی، قلم و نکته و تعداد تکنیک ها و شیوه ها هستند. در برابر رویکرد تلفیقی یکنواخت مد روز به سیویسم و تصوف، این مقاله تلاش می کند تا آنها را در سنت های مربوط به آنها از چارچوب های ودانتی و اسلامی قرار دهد که به شخصیت منحصر به فرد و الهیات متفاوت آنها احترام می گذارد و در عین حال بر متافیزیک مشترک آنها تأکید می کند و در عین حال تقلیل سیویسم و تصوف را به الهیات انحصاری گرا نقد می کند، زیرا آنها در سطوح عرفانی متافیزیکی به بهترین وجه قابل مقایسه هستند. با پذیرش خوانش متافیزیکی از مفاهیم کلیدی کلامی و داده های فرجام شناختی ارائه شده در متون مقدس (که هم ابن عربی و هم ابهینو گوپتا از آن دفاع می کنند) می توانیم یک وحدت استعلایی بنیادین بین جهان های اعتقادی اسلام و سیویسم را رمزگشایی کنیم.
ساموئل بندک سوتیلوس، موسسه روانشناسی سنتی ، شیکاگو: سردرگمی عظیم پیرامون تمایلات جنسی نشانه قدرتمندی از بحران معنوی دنیای مدرن است. علل و عوامل زمینه ای این حالت سردرگمی چیست؟ تأثیرات انقلاب جنسی دهه ۱۹۶۰ – جنبشی که ریشه در ایدئولوژی های بسیار قدیمی تر دارد – کاهش نیافته است، بلکه گسترش یافته است. ظهور تدریجی پروژه روشنگری منجر به تقدس زدایی از وجود انسان شده و واقعیت های بالاتر را به سطح مادی تنزل داده است. روانشناسی مدرن با محدود کردن شرح خود از تمایلات جنسی به سطح صرفا افقی روانی-فیزیکی، زمانی که درک واقعی مستلزم بعد عمودی روح است، نقش تعیین کننده ای در این مشکل ایفا کرده است. درمان های مدرن سلامت روان در ابتدا عدم رضایت جنسی را به عنوان علت شناسی خود آسیب شناسی روانی شناسایی کردند و در حالی که بسیاری از روش های درمانی جدید که از آن زمان ایجاد شده اند، تا حد زیادی فقط به سردرگمی می افزایند. در مقابل ، روانشناسی مقدس و مبانی متافیزیکی آن چارچوبی را فراهم می کند که ابعاد افقی و عمودی تمایلات و روابط جنسی را ادغام می کند.
محمود نوری، دانشگاه هنر تهران، فارابی فیلسوف مشهوری بود که نوشته های متنوعی در زمینه های متافیزیک، فلسفه سیاسی، اخلاق، منطق، ریاضیات و کیهان شناسی داشت. او همچنین یک موسیقیدان و محقق موسیقی بود. علاوه بر این، او با رساله ها و تفسیرهای خود در مورد متون اصلی یونانی اعتبار دارد. او معتقد بود که هنرمندان واقعی در «مدینه فاضله» باید تصاویر متنوعی را برای مسائل فلسفی و سعادت الهی بسازند و آنها را به مردم معرفی کند. نمثیل نقش مهمی در فلسفه فارایی و سهروردی دارد.

سید سجاد ساداتی زاده، دانشگاه ذزفول، الهیات دارای مسائل مهمی مانند تنزیه و تشبیه است. مسئلۀ تنزیه و تشبیه، همواره چالش های فراوانی را در علم کلام ایجاد کرده و بحث هایی را بین گروه های مختلف ایجاد کرده است که ویژگی های انسان را به خدا تشبیه کرده اند و در عین حال تلاش می کنند تا احترام خداوند به ویژگی های این موجودات را فراتر ببرند. این مقاله به بررسی تنزیه و تشبیه، از دیدگاه تئوسوفی ابن عربی می پردازد که نشان می دهد تشبیه مطلق و یا تنزبه از دیدگاه ابن عربی، مردود است و او معتقد است که بین آن دو دیدگاه جامعی مستقل از آنها وجود دارد.
نادیا مفتونی، دانشگاه تهران: از نظر فارابی، تخیل قادر است امور و موجودات فکری را تجسم بخشد. از آنجا که تخیل و هنر با هم در تعامل هستند، و آنها امر معقول را تجسم می بخشند، عموم مردم می توانند از طریق هنر به دانش و سعادت فکری دست یابند. هنر شادکامی شامل زیبایی معقول و زیبایی شناسی است و همچنین ممکن است شامل لذت محسوس وبهجت باشد. سارتر تخیل را به عنوان فرض یک شیء به عنوان نیستی و نبود به تصویر می کشد. در حالی که در حافظه و ادراک ، ما تجربه خود را واقعی می گیریم ، در تخیل محتوایی را ارائه می دهیم که هیچ واقعیتی فراتر از تمایل ما برای دیدن آن ندارد و واضح است که این محتوای اضافه شده بارها و بارها توسط هنر ذکر می شود وقتی چهره ای را در یک تصویر می بینیم یا احساسی را در یک قطعه موسیقی می شنویم. از نظر سارتر ، تخیل نشان دهنده قدرت آگاهی انسان است زیرا نوعی قصدیت است که در یک عمل هم وجود شی و هم عدم وجود آن را فرض می کند ، زیرا آن را دقیقا به عنوان یک شی مجازی در نظر می گیرد. در تخیل، شیء در واقع توسط آگاهی در نظر گرفته شده است، اما به همان اندازه غایب است، زیرا حاوی بخش خاصی از نیستی است، تا آنجا که فرض می شود در اینجا و اکنون وجود ندارد. از نظر سارتر، یک اثر هنری نمایشی خیالی از جهان است تا آنجا که به آزادی انسان نیاز دارد. به عبارت دیگر، این اثر هنری در خدمت این هدف است که ما احساس کنیم ارتباط با جهان ضروری است. در حالی که فارابی هم جنبه واقعی و هم جنبه غیرواقعی تخیل را در نظر می گیرد، سارتر فقط جنبه غیرواقعی تخیل را می بیند. علاوه بر این، تمرکز فارابی بر کارکرد اجتماعی تخیل است که سارتر فاقد آن است.

الناز زاهد، دانشگاه تهران: نظریه دلبستگی، که برای اولین بار توسط جان بالبی در دهه ۱۹۵۰ ارائه شد، پیوندهای عاطفی بین افراد، به ویژه با تمرکز بر رابطه والدین و فرزند را بررسی می کند. این مقاله به مبانی نظریه دلبستگی می پردازد و اهمیت آن را در درک اینکه چگونه تجربیات اولیه با والدین رشد عاطفی و اجتماعی افراد را شکل می دهد، تشریح می کند. مفاهیم اصلی رفتارهای دلبستگی، شکل گیری سبک های دلبستگی و تأثیر این سبک ها بر روابط بزرگسالان را بررسی می کند. این مقاله سبک های دلبستگی اولیه را شناسایی می کند – امن، بی اعتنا، ترسناک و مشغول – و انتقال بین نسلی الگوهای دلبستگی، ثبات سبک های دلبستگی در طول زندگی و پیامدهای آنها برای سازگاری روانشناختی را بررسی می کند. علاوه بر این، این اثر به دنبال برجسته کردن شکاف های موجود در ادبیات مربوط به نظریه دلبستگی است و با تلفیق بینش هایی از شعر مولانا، دیدگاهی منحصر به فرد ارائه می دهد. از طریق این بررسی، مقاله قصد دارد به گفتمان جاری در مورد نظریه دلبستگی و ارتباط آن در پژوهش های روان شناختی معاصر کمک کند. در این مقاله، یکی از قصه های روان شناختی کتاب اول مثنوی با رویکرد هرمنوتیک و کل نگر مورد تحلیل قرار گرفته است. نقطه کانونی گفتمان سوم، گفتگوی کودک و مادر و به دنبال آن گفتگوی شاه و آتش و همچنین کنش ها و واکنش های بعدی پادشاه است. کودک قهرمان اصلی داستان است، در حالی که پادشاه به عنوان آنتاگونیست عمل می کند. این گفتمان که به صورت شعر و با استفاده از زبانی نمادین سروده شده است، مملو از فراز و نشیب است که منعکس کننده سفر واقعی زندگی انسان است. پرسش محوری مقاله درباره ابعاد روانشناختی عرفانی بشریت به ویژه ابعاد مادر، فرزند و قدرت است که در این گفتمان بازنمایی شده است. به طور استعاری، در مقاله حاضر، مادر نماینده همه والدین است. یافته های مقاله حاکی از آن است که مولانا انواع تعارضات درون فطرت انسان را به تصویر می کشد و همچنین دیدگاه روان شناختی عرفانی را به تصویر می کشد. در گفتمان برگزیده برای مقاله حاضر، کودک و مادر نقشی تعاملی سازنده و پرورش دهنده ایفا می کنند. ابیات ۷۸۳-۸۱۱ از دفتر اول مثنوی محتوای اصلی رابطه کودک و مادر را بیان می کند. بنابراین این مقاله نظریه دلبستگی را با دیدگاه های عرفانی پیوند می زند و طنین بین بینش های روانشناختی بالبی و چارچوب نمادین غنی بینش ها و شعر مولانا را بررسی می کند و دلبستگی معنوی را به عنوان نقشه کاملی از فرآیند دلبستگی انسان پیشنهاد می کند.
علیرضا معافی، اکسپرت تراپی، لندن: این پژوهش به بررسی وضعیت موجود گزارش های روان شناختی شهود متخصص پرداخته است. ده روانشناس پزشک ثبت شده در HCPC و دارای مجوز BPS تجربیات و دیدگاه های خود را در مورد صلاحیت ها، عناوین شغلی، آماده سازی گزارش، محتوا و بازخورد وکلا یا مقامات دادگاه به اشتراک گذاشتند. داده ها از طریق یک نظرسنجی ۲۷ سوالی جمع آوری و با استفاده از رویکرد موضوعی به دنبال راهنمای شش مرحله ای براون و کلارک (۲۰۱۹) تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه سه حوزه اصلی را بررسی کرد: صلاحیت ها، کیفیت گزارش، و بازخورد وکلا یا دادگاه ها. بررسی انتقادی ادبیات نشان داد که تنوع قابل توجهی در آموزش، تصمیم گیری، دانش در زمینه و بازخورد دادگاه ها وجود دارد. یافته ها حاکی از نیاز بیشتر به استانداردسازی گزارش های روان شناختی شاهدان متخصص است.

جان پاراسکوپولوس، عضو انجمن بین المللی فرهنگ بودایی، کیوتو نوشته: بودیسم در فقدان هرگونه تصور متعارف از خدا استثنایی به نظر می رسد، چیزی که عملا آن را هر سنت مذهبی دیگری را متمایز می کند. با این حال، در حالی که هر شکل سختگیرانه ای از خداباوری از دیدگاه آن غایب است، به وضوح – در تعدادی از مکاتب خود – از مفهوم یک واقعیت غایی حمایت می کند که کاملا متعالی است، اما کاملا در جهان درونی است. علاوه بر این، درک منحصر به فرد آن از «مطلق» نگاهی اجمالی به این دارد که بودایی ها چگونه می توانند اهمیت و هدف دوره های معنوی بشریت را درک کنند، بدون اینکه احساس کنند مجبور به رد کامل آنها هستند. با بررسی برخی از مبانی اعتقادی کلیدی آن، استدلال می شود که بودیسم – به ویژه ماهایانا – می تواند، تکثر ادیان را روشن کند.