Google+
شماره جدید مجله بین المللی ترانسندنت فیلوسوفی ( دوره ٢٠، شماره ٣١، دسامبر ٢٠١٩)در لندن منتشر شد
دی ۱۰, ۱۳۹۸ – ۴:۰۲ ب.ظ | No Comment

شماره جدید مجله بین المللی ترانسندنت فیلوسوفی ( دوره ٢٠، شماره ٣١، دسامبر ٢٠١٩) با شش مقاله علمی به زبان انگلیسی در لندن منتشر شد.

ادامه مطلب »
Transcendent Philosophy Journal

Islamic Perspective Journal

انتشارات آکادمی

ماهنامه فرهنگ اسلامی

Home » اندیشه, مقالات

نگاهی به سیر تکوینی ایران­شناسی در روسیه

Submitted by on دی ۲۲, ۱۳۹۱ – ۱۰:۲۳ ق.ظNo Comment
نگاهی به سیر تکوینی ایران­شناسی در روسیه

آکادمی مطالعات ایرانی لندن(LAIS)

 

ایران­شناسی مجموعه­ای از علوم انسانی است که به مطالعه تاریخ، اقتصاد، زبان، آثار مکتوب به جای مانده و فرهنگ مادی و معنوی اقوام ایرانی زبان می­پردازد. این رشته، در قرن نوزدهم به عنوان یک رشته علمی معرفی شد. در قرن بیستم، دانشمندان شروع به تفکیک شاخه­های مختلف در رشته ایران­شناسی کردند و از آن موضوعات مستقلی همچون آستیاشناسی، کردشناسی، افغان­شناسی و تاجیک­شناسی جدا شد که این کار از یک طرف شرایط مطالعه ایران به صورت جداگانه را فراهم ساخت و از طرف دیگر، بررسی و مطالعه زبانها، دست نوشته­های به جای مانده (زبان­شناسی ایرانی) و تاریخ باستان اقوام ایرانی زبان تسهیل شد.

آثار تاریخی و فرهنگی اقوام ایرانی زبان که در دوران قرون وسطی و باستان توسط نمایندگان اقوام مختلف ساخته شده­اند و همچنین کتبیه­های به جای مانده از دوران قدیم، منابع ارزشمندی برای رشته ایران­شناسی به شمار می­رفتند. پیدایش این رشته در اروپای غربی قبل از هر چیز موجب توسعه روابط تجاری و دیپلماتیک میان کشورهای اروپایی با ایران، آسیای میانه، هند و همچنین فعالیت­های میسیونری شد. در قرون ۱۴-۱۳ اولین سفرنامه­ها توسط ج. کارپینی[۱]، و. روبروک[۲]، مارکوپلو، گ.د. کلایوخو[۳] … و کمی پس از آن سفر نامه یک ایتالیایی تبار به نام پترو دلا وال[۴]، یک فرانسوی به نام ژ. تاورن[۵] و همچنین افراد دیگری از آلمان منتشر شدند. در قرن هفده و نیمه اول قرن هجده، اولین ترجمه­های تصنیفات کلاسیک ایرانی، دستور زبان، فرهنگ لغات، ترجمه منابع تاریخی و تحقیقات تاریخی انجام گرفتند. تمام این فعالیتها مقدمات را برای تحقیقات عمیق­تر در رشته ایران­شناسی فراهم ساختند. تحقیقات «اوستا» (ترجمه از زبان فرانسه در سال ۱۷۷۱ توسط یک دانشمند فرانسوی و جهانگرد به نام آ. آنکتیل – دوپرون[۶] انجام گرفت)، کشف رمز خط میخی باستان (توسط دانشمندان آلمانی و انگلیسی انجام گرفت) و آثاری در خصوص زبان ایران باستان و منظومه­های کلاسیک، چاپ متون و ترجمه­هایی از زبان فارسی (توسط شرق­شناسان انگلیسی و فرانسوی) همه و همه به شکل­گیری ایران­شناسی به عنوان یک رشته علمی کمک کردند. به کمک آثار دانشمندان بریتانیایی، فرانسوی، اتریشی و مجاری و آلمانی و سایرین، بهترین آثار منظوم کلاسیک در زبان فارسی طی سالهای ۵۰ قرن نوزده وارد ادبیات جهانی شدند. کارهایی که در زمینه زبان ایران باستان انجام گرفته­اند نقش بسیار مهمی در ایجاد زبان­شناسی مقایسه­ای ایفا کردند. بیشتر آثار در زمینه تاریخ به شیوه مقایسه­ای – تاریخی و تحلیل زبان­شناسانه صورت گرفته­اند. غالب کارهای اساسی و  مهم در زمینه تاریخ ایران را دانشمندانی از بریتانیا و فرانسه انجام داده­اند. اطلاعات در خصوص شرایط اجتماعی – اقتصادی ایران غالبا در آثار جهانگردان و دیپلمات­ها به چشم می­خورد.

موفقیت­های رشته ایران­شناسی در قرن نوزدهم با توسعه کلی علوم انسانی در اروپا و تقویت توجه اروپاییان به کشورهای شرقی برای انجام سیاست­های استثماری در ارتباط است. گسترش ترازوی تحقیقات در خصوص ایران و شروع انجام مقایساتی در شاخه­های مجزای ایران­شناسی از خصوصیات  نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به شمار می­رود.

تعداد زبان­هایی که بررسی می­شد، رو به افزایش گذاشت (با کشف یادبودهایی با زبان­های سغدی، پارفیان، ختن- ساکسک که در میان زبان­های ایرانی چندان شناخته شده نبودند و کمی پس از آن زبان­های خوارزمی و باکتریسک) و گویش­های مختلف، جغرافیای تاریخی، تاریخ جدید، قوم شناسی مورد بررسی قرار گرفتند. در این دوران کاتالوگ­های دست نوشته منتشر شد (بیشتر کاتالوگ­ها توسط دانشمندان بریتانیایی، فرانسوی و آلمانی صورت گرفته­اند). در این میان دانشمندان آلمانی، انگلیسی، مجاری، ایتالیایی و فرانسوی سهم بسزایی در بررسی زبانهای ایرانی، ادبیات، ایدئولوژی، باستان شناسی و فرهنگ اقوام ایرانی زبان داشتند. نتایج توسعه ایران­شناسی تا اوایل قرن بیستم در قالب مجموعه­ای به شکل اثر دایره المعارف با نام «اصول زبان­شناسی ایرانی» و همچنین در مقالات ایرانشناسی «دایره المعارف اسلام» و در آثار ا.برااون[۷] در زمینه تاریخ ادبیات ایران به شکل سیستماتیک درآمده بود.

ایران­شناسی در اروپا و ایالات متحده امریکا طی قرن بیستم همراه با بالارفتن توجه و علاقه به مسایل اجتماعی- اقتصادی و مسایل دوره معاصر بود. دانشمندان مختلفی از آلمان، ایالات متحده امریکا، بریتانیا، فرانسه، سوئد، نروژ و … آثاری ارزشمند در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران و زبان قدیم این قوم از خود به جای گذاشته­اند. تحقیقاتی نیز در خصوص دوران قرون وسطی ایران و انتشار منابع توسط دانشمندان فرانسوی، بلژیکی، انگلیسی و آلمانی و دانمارکی صورت گرفته است. در زمینه مسایل اقتصادی بیش از همه دانشمندان انگلیسی کار کردند. خ. ستوری[۸]، دانشمند انگلیسی فهرستی از منابع تاریخی و آثار ادبی به زبان فارسی تهیه کرده است.

در ایران، منابع ایران­شناسی به صورت کتاب­های مرتب شده بر اساس تاریخ و تذکره هستند که تا قرن نوزده را در خود جای داده­اند. از قرن بیستم در تاریخ­نگاری ایران و زبان­شناسی آن روش­های انتقادی معاصر برای تحقیقات وارد شده­اند (شروع از دوره م. قزوینی). متخصصین دوران باستان (ی. پورداوود، خ. پیرنیا، س. کیا، آ. سامی و غیره) و متخصصین تاریخ فرهنگ و ادبیات (آ. تقی زاده، س. نفیسی، ف. بادی از زمان، پرویز ناتل خانلری، آ. زرینکوب، م. مینویی، ر. همان فرخ و غیره)، ضمن نگه داشتن جانب شیوه تاریخی – زبان­شناسی در تحقیقات، یادگارهای تاریخی نیز از خود به جای گذاشته­اند که در آنها به بررسی متن­شناسی و تاریخ سیاسی پرداخته­اند. در ایران فهرستی برای ایران­شناسی تهیه شده است (ای. افشار، ا.یارشاطر، ش. شفا، …)، کاتالوگ (م. دانش پژوه، ت. تفاضلی، …) و فرهنگ لغت­های مختلف (خصوصا دایره المعارف دهخدا و معین). تاریخ جدید را می­توان در آثار آ.کسروی، آ.اقبال و ف.آدمیت مشاهده کرد؛ جدیدتر از آن را می­توان در آثار علی آذری، محمد تقی بهار و خ. مکی مطالعه کرد. در بسیاری از آثار، خط مشی ضد استعماری تحقیقات کاملا مشهود است. منشاء تاریخ­نگاری مارکسیستی در ایران با نام ارانی، پ. شادا، ای. اسکندری و … گره خورده است. سال ۱۹۶۸، در ایران کنگره­ای در خصوص هنر و باستان شناسی ایران تشکیل شد و سال ۱۹۷۰، اولین کنگره بین المللی ایران­شناسی.

هند یکی از مراکز اوستاشناسی، پهلوی­شناسی، انتشار آثار قرون وسطی به زبان فارسی و تحقیقات در خصوص تاریخ قرون وسطی و تاریخ ادبیات فارسی به شمار می­رود (شبلی، نومانی، م. صدیقی، س. حسین، م. اسحاق، و ایوانف و …). در ترکیه سنت انتشار و تفسیر آثار منظوم کلاسیک فارسی پا گرفت، بررسی تاریخ قرون وسطی در ایران (ش. گونالتای، ن. اوزلوک) و روابط ایران و ترکیه (ز. کارال) گسترش یافت. در افغانستان مطالعه آثار تاریخی (آ. کوهزاد، م. ژوبال، …) و زبان (آ. فرهادی و …) توسعه­ای موفقیت آمیز داشت. آثار تحقیقی متعددی نیز در زمینه ایران­شناسی در مصر، عراق و ژاپن به دست آمده­اند.

در روسیه ایران­شناسی اولین گام­های خود را در نیمه اول قرن نوزده برداشت. فعال شدن سیاست تزار روسیه در ایران طی قرن نوزدهم موجب پدید آمدن توصیفات متعددی از ایران شد که توسط دیپلماتها و کارمندان نظامی روس به رشته تحریر درآمدند. در این میان نمایندگان محافل تجاری – صنعتی نیز کم از سایرین نداشتند. توصیفات علمی سفرنامه­های ن.و. هانیکوا، ن. زارودنی و سایرین بسیار ارزشمند هستند. تدوین تاریخ ایران و کشورهای مجاور بر پایه منابع اولیه (ن. برزین[۹]، کاظم بیک و آ. درن[۱۰]) صورت گرفت. در این خصوص کارهای ارزشمندی توسط بارتولد انجام گرفت که به مسایل اجتماعی – اقتصادی ایران می­پرداخت. تنی چند از دانشمندان روس نیز به بررسی ایران قرن نوزدهم پرداختند. اکثر ایران­شناسان به مطالعه زبانهای ایرانی و ادبیات آن می­پرداختند که از میان آنها می­توان به میلر، زالمان و ژوکوفسکی اشاره کرد.

اساس ایران­شناسی دوره شوروی در تحقیقات دانشمندان مارکسیست به چشم می­خورد که در وهله اول تاریخ معاصر را بررسی می­کردند. تربیت ایران­شناسان در مسکو، لنینگراد و همچنین سایر جمهوری­های اتحادیه شرقی انجام می­گرفت. ایران­شناسان دوره شوری بیشترین موفقیت­هایشان را طی سالهای ۷۰-۵۰ کسب کردند. آثار مربوط به تاریخ باستان ایران، قرون وسطی و تاریخ جدید و سیاست قدرت اروپایی در ایران توسط ایران­شناسان مختلف روس به رشته تحریر درآمد. در این میان به تاریخ و مسایل اجتماعی- اقتصادی ایران در قرن بیستم، روابط ایران و شوروی، تاریخ نهضت ملی – آزادیخواهانه، کنکاش در سیاستهای قدرت امپریالیستی در ایران، همه و همه مسایلی بودند که توجه تعداد بیشتری را به خود جلب می­کردند. کتابهایی نیز برای دانشگاه­ها و موسسات آموزش عالی به صورت تاریخ ایران به چاپ رسید.

فیلولوژی ایرانی به صورت شاخه­ای مجزا درآمده و بسیار گسترش یافت: زبان­شناسی و تدوین فرهنگ لغات، ادبیات شناسی و متن شناسی. در اتحادیه شوروی (از سال ۱۹۶۱) یک دوره علمی در خصوص زبان­شناسی ایرانی به صورت متناوب برگزار می­شد.

ایران­شناسی مارکسیستی در کشورهای سوسیالیستی به خصوص در چک اسلواکی، مجارستان و چین و لهستان گسترش یافت. برنامه­هایی نیز در سطح بین­المللی در خصوص ایران­شناسی برگزار شد: از سال ۱۹۳۱ کنگره بین­المللی با موضوع هنر ایران­شناسی و باستان­شناسی (سومین کنگره در سال ۱۹۳۵ در لنینگراد)؛ کنگره بین­المللی یونسکو (سال ۱۹۶۷ در دوشنبه)؛ سمپوزیوم هنر عصر تیموریه (سال ۱۹۶۹، سمرقند)؛ سمپوزیوم آثار منظوم فارس زبانها (سال ۱۹۶۷ در دوشنبه)؛ کنگره­های بین­المللی ایران­شناسان: اولین کنگره در سال ۱۹۶۶ در تهران، دومین کنگره سال ۱۹۷۱ در رم. در این کنگره­ها ایران­شناسان شوروی نیز حضور داشتند. از میان انتشارات مهم می­توان به «بدنه کتیبه­های ایرانی» و شروع تهیه «اطلس زبانهای ایرانی» اشاره کرد.

مسایل ایران­شناسی در انستیتوی شرق­شناسی مسکو و بخش وابسته به آن در لنینگراد، در دانشکده­های قوم­شناسی، فلسفه، اقتصاد جهانی و روابط بین­الملل، ادبیات جهانی و زبان­شناسی مورد مطالعه قرار می­گیرند؛ در دانشکده­های شرق­شناسی ازبکستان، آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، تاجیکستان، ترکمنستان و در دانشکده کشورهای آسیا و آفریقا وابسته به دانشگاه دولتی مسکو، در دانشکده شرق­شناسی لنینگراد، در دانشگاه­های باکو، تاشکند، تفلیس، ایروان، دوشنبه، عشق آباد و غازان. مسایل ایران­شناسی معاصر در مجلات «اقوام آسیا و آفریقا»، « آسیا و آفریقای امروز» و برخی دیگر از آثار دوره­ای به چشم می­خورند.

در ایران، شورای علمی عالی، آکادمی زبان و ادبیات (فرهنگستان)، بنیاد فرهنگ ایران، دانشگاه­ها، موزه­ها و سایر موسسات علمی در رشته ایران­شناسی فعالیت دارند. در سایر کشورهای شرقی – دانشگاه­های کابل، استامبول، آنکارا، دهلی، جامعه تاریخی در افغانستان، جامعه تاریخی ترکیه، جامعه آسیایی در بمبئی و کلکته نیز از جمله مراکز ایران­شناسی به شمار می­روند. علاوه بر آن می­توان از کشورهای اروپایی همچون دانشگاه کمبریج، پاریس، برلین، رم، پراگ، ورشای، مدرسه تحقیقات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن، دانشکده فرانسه – ایران (پاریس، شیراز)، موسسه مطالعات شرقی (ایتالیا)، موسسه هند و ایرانی (نروژ)، موسسه زبان­های ایرانی و قفقازی، سمینارهای هندشناسی و ایران­شناسی در فرانسه و دانشگاه­های میشیگان، کالیفرنیا، هاروارد ایالات متحده امریکا و کوالالامپور نام برد. فهرست کامل مراکز علمی شرق­شناسی از جمله ایران­شناسی در کتابی به نام

“An international of institutes and societies interested in the Middle East”

آمده است. انتشارات مهم دوره­ای (علاوه بر انتشارات عمومی شرق­شناسی که به طور دوره­ای منتشر می شوند) شامل موارد زیر است:

نامه­ی فرهنگستان، تهران از سال ۱۹۴۳؛

راهنمای کتاب، تهران از سال ۱۹۵۸؛

آریانا، کابل از سال ۱۹۴۲، به زبان فارسی؛

هندو- ایرانیکا، کلکته از سال ۱۹۴۶؛

ایرانیکا آنتیکوا، هلند از سال ۱۹۶۱؛

 

منبع: رایزنی فرهنگی ایران در مسکو.

 

کلید واژگان: روسیه، ایران شناسی، فرهنگ، تمدن، مسکو.



[۱] J. Karpini

[۲] V. Rubruk

[۳] G.D. Klavikho

[۴] Petro Della Valle

[۵] J Taverne

[۶] A.Anketil – Duperon

[۷] E. Brayn

[۸] Kh. Stori

[۹] N. Berezin

[۱۰] A. Dorn

Leave a comment!

Add your comment below, or trackback from your own site. You can also subscribe to these comments via RSS.

Be nice. Keep it clean. Stay on topic. No spam.

You can use these tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This is a Gravatar-enabled weblog. To get your own globally-recognized-avatar, please register at Gravatar.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.