Google+
   “دانشنامه معاصر قرآن کریم” به سرپرستی علمی و سرویراستار دکتر سید سلمان صفوی منتشر شد.
مهر ۲, ۱۳۹۶ – ۵:۳۷ ق.ظ | No Comment

 
“دانشنامه معاصر قرآن کریم” به سرپرستی علمی و سرویراستار دکتر سید سلمان صفوی توسط آکادمی مطالعات ایرانی لندن در قم و لندن همزمان با دهه …

ادامه مطلب »
Transcendent Philosophy Journal

Islamic Perspective Journal

انتشارات آکادمی

ماهنامه فرهنگ اسلامی

Home » مقالات

عارفان، ولایت را در رأس عرفان خود قرار می دهند

Submitted by on خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ – ۱۰:۳۷ ب.ظNo Comment
عارفان، ولایت را در رأس عرفان خود قرار می دهند

دکتر غلامرضا اعوانی

رئیس هیئت مدیره انجمن حکمت و فلسفه ایران

به طور اخص درمورد جایگاه ولایت در ادیان الهی باید گفت که رسول غیر از نبی است. تعداد انبیاء الهی زیاد بود، اما تعداد رسول کم بوده است، رسول یعنی کسی که صاحب شریعت و دین باشد، یعنی در نتیجه تعداد رسول خیلی کم است، اما تعداد انبیاء زیاد است.

 دین یک خطاب الهی به انسان است، دین باید دارای جنبه‌ای باشد؛ یعنی از طرف خداوند باشد، یعنی اصولاً بدون خداوند که دین معنایی نخواهد داشت. جنبه یاللحقی را «ولایت» می‌گویند و دینی که جنبه یاللحقی نداشته باشد، دین نیست. ولایت یعنی وجهی از دین که انسان را به خدا می‌رساند. ولایت در لغت به معنای قرب است، ولایت مایه تقرب بنده به خداوند است، دین جنبه یاللحقی دارد که خطاب به انسان است، بنابراین هر دین الهی، نمی‌تواند از وجه ولایت جدا باشد؛ این امر اختصاص به اسلام ندارد، چنانچه که عرفا و حکما در این باره بحث‌های بسیاری مطرح کرده‌اند. حقیقت دین ولایت است، یعنی هر رسولی اولاً و بالذات ولی است، ولی علاوه بر ولایت، نبوت و رسالت را هم داراست، اگر ولایت نداشت، اصلاً نمی‌توانست نبی و رسول باشد. ولایت نه تنها در اسلام باطن دین است، بلکه در هر دینی الهی، ولایت درک و حقیقت دین است. دین بدون ولایت، دین نیست.

حضرت رسول(ص) ختم نبوت هستند، اما این پایان راه دین اسلام نیست، چون ولایت باقی است. بعد از حضرت رسول(ص) دوره آغاز ولایت و باطن نبوت که ولایت است می باشد. به نظر بنده، عرفان و تشیع، هر دو بر مسئله ولایت تأکید می‌کنند. عرفان هم مبتنی بر ولایت است، هیچ عارفی نیست که مسئله ولایت را در رأس عرفان خود قرار ندهد. تشیع نیز همین گونه است و از این لحاظ عرفان و تشیع به واسطه اصل مشترک ولایت به هم نزدیک هستند، اما اختلافات جزئی هم دارند.

 تشیع و عرفان به درستی در مسئله ولایت تأکید می‌کنند و اعتقاد دارند که جانشین و وارث پیامبر(ص) باید وارث علم ایشان باشد، یعنی باید از ایشان ارث ببرد. جانشین پیامبر(ص) باید آن معارف و حقایقی که بر پیامبر(ص) نازل شده را ارث ببرد و روح آن معارف باید در جانشین ایشان باشد. جانشین پیامبر(ص) باید ولی باشد و ولایت داشته باشد، چون وراثتی که از پیامبر(ص) می‌ماند، ولایت است، چون با ختم نبوت دیگر نبوت به ارث برده نمی‌شود، طبق حدیث مشهور «العلماء ورثه الانبیاء» علما هم باید ولایت داشته باشند تا وارث انبیاء باشند، عالمی که وارث پیامبر(ص) است باید جنبه ولایت الهیه در او قوی باشد.

 بنابراین اعتقاد شیعیان بر این است که بعد از رسول خدا(ص) و پایان یافتن ختم نبوت آن کسی که وصی ایشان بود و شایستگی این را داشت که جانشین ایشان باشد، باید ولی باشد و صفت ولایت او محفوظ باشد و ولایت هم باطن نبوت است. ولایت است که می‌تواند وارث حقیقی پیامبر باشد چون روح او نزدیک‌ترین روح به پیامبر(ص) است و به نظر عرفا و تشیع ایشان ولی کامل است و مظهر اسمای حسنا و روح همه انبیاء و اولیاء است. ابن عربی می گوید: «فبعد رسول الله(ص) علی بن ابیطالب(ع) امام‌العالمین و سر‌الانبیاء اجمعین» است و این مقام همه ائمه(ع) و اولیاء است، بعد از ائمه(ع) علما هستند که اگرچه به حد آنها نیستند ولی ولایت دارند.

کلید واژگان: اعوانی، حکمت الهی، فلسفه اسلامی، ولایت، نبی، عرفان

Leave a comment!

Add your comment below, or trackback from your own site. You can also subscribe to these comments via RSS.

Be nice. Keep it clean. Stay on topic. No spam.

You can use these tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This is a Gravatar-enabled weblog. To get your own globally-recognized-avatar, please register at Gravatar.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.